Ahmadinejad is not Iran's President - احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست - Ahmadinejad n'est pas le Président de l'Iran - Ahmadinejad is niet de president van Iran - Ahmadinedschad ist nicht der iranische Präsident - Ahmadinejad non è il Presidente dell'Iran - Ахмадинежад не президент Ирана - وأحمدي نجاد ليس الرئيس الايراني - 内贾德不是伊朗总统 - अहमदीनेजाद ने ईरान के राष्ट्रपति नहीं है - אחמדינג 'אד הוא לא נשיא איראן - Ahmadinejad bukan Presiden Iran - アハマディネジャドイラン大統領されていません - Ahmadinejad ไม่อิหร่านของประธานาธิบดี - Ахмадінежад не президент Ірану - 아마 디 네 자드이란 대통령이되지 않습니다 - Ahmedinejad İran Cumhurbaşkanı değildir - Ahmadinejad is nie Iran se president - Ахмадинеджад не е Иранският президент - Ahmadinejad ay hindi Iran's Pangulo - Ahmedinedžad nije Iran's President - Ahmadinejad ei ole Iranin presidentin - Ahmadineyad non é o presidente do Irán
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشجویان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشجویان. نمایش همه پست‌ها

 ممانعت مديريت دانشگاه از برگزاری مراسم يادبود اين دانشجو

مديريت دانشگاه اميرکبير به درخواست نيروهای امنيتی از برگزاری مراسم يادبود برای يکی از دانشجويان و نيز کارمند اين دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نيروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، سميه جعفر قلی، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد مهندسی کامپيوتر دانشگاه اميرکبير و يکی از کارکنان مرکز تحصيلات تکميلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حاليکه به همراه حميدرضا و سارا؛همسر و دختر ۸ ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش يکی از ماموران نيروی انتظامی، که در همان حين در تعقيب خودروی ديگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شليک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد.


بدنبال مرگ دلخراش اين دانشجوی دانشگاه پلی تکنيک، جمعی از دانشجويان دانشکده کامپيوتر و اعضای شورای صنفی اين دانشکده برای برگزاری يک مراسم يادبود برای اين دانشجوی بيگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجيب مديريت انتصابی دانشگاه پلی تکنيک شده اند.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، ديروز عليرضا رهائی طی تماسی با رئيس دانشکده کامپيوتر اين دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه يادبود برای اين دانشجوی کشته شده را داد. هم چنين واعظ از مسئولان حراست پلی تکنيک نيز به دستور نهادهای امنيتی تلاش زيادی برای ممانعت از اين مراسم بعمل آورد.

اين واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت ۱۰ روز از اين فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم يادبود درخواست شد.اما با پيگيری و اصرار مسئولان دانشکده کامپيوتر و نيز مسئولان مرکز تحصيلات تکميلی آموزش های مجازی اين مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نيز بی اطلاعی دانشجويان در اين دانشگاه برگزار شد.

ممانعت از برگزاری مراسم يادبود برای اين دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجويان اين دانشگاه از آغاز سال تحصيلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نيز جلوگيری بعمل آمده است.

هم چنين با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در اين دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجويان به اين دانشگاه ممنوع الورود شده اند.

گفتنی است مديريت دانشگاه و نهادهای امنيتی از بيم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش اين دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی خبری پيرامون اين حادثه هولناک تلاش های زيادی نموده اند.

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

جنبش دانشجویی درشرایط جدید


در ادامه خیزش ملت ایران در برابر دولت دروغ وکودتا و با آغاز سال تحصیلی جدید،  از سویی دانشجویان از بدوامر اعتراضات دانشجویی را سامان داده اند و از سوی دیگر دولت کودتا می کوشد با احضار دانشجویان به کمیته انضباطی ونهادهای امنیتی ، دادن احکام سنگین قضایی برای دانشجویان و دستگیری دانشجویان، جنبش دانشجویی را سرکوب کرده و خاموش سازد. دانشگاه یکی از مهمترین محل های نبرد میان جبهه کودتاچیان و مردم است. دانشگاه و جنبش دانشجویی همواره در طول تاریخ ما و خصوصا در این سال ها یک گام از جامعه جلوتر بوده است. پیشرو بودن دانشگاه اتفاقی نیست. از سویی ماحصل آرمان گرایی دانشجویان بوده و از سوی دیگر ماحصل فرصت و امکان دانشجویان برای آشنایی با دستاوردهای دنیای مدرن است. درجنبش سبز نیز جنبش دانشجویی می تواند پیشروباشد، گامی ازتوده های مردم جلوتربوده و خواسته هایی را مطرح کند که خواسته های بعدی جنبش سبز خواهد بود. در عین حال باید توجه داشت که این پیشرو بودن اگر بیش از یک گام باشد منجر به جدایی جنبش دانشجویی از مردم می شود وناگزیرتاثیرخود را از دست خواهد داد. برای پیشبرد بهتر این مبارزه باید به چند نکته توجه کرد:

1-     دانشگاه بهترین محل برای سازماندهی موثر نیروها حول محور مبارزه علیه دولت اجنبی ساخته کودتاست. دانشجویان می توانند گروه های چند ده نفره را نه تنها در دانشگاه خود بلکه از طریق شبکه دوستان و فامیل در دیگر دانشگاه ها گسترش دهند. نه عموم دانشجویان باید از گروه های فعلا موجود وشناسنامه داردانشجویی انتظار سازمان دهی حجم عظیم دانشجویان سیاسی شده را داشته باشند ونه گروه های فعلا موجود و شناسنامه دار دانشجویی باید از توده های دانشجویی سیاسی شده انتظار جذب شدن به تشکیلاتشان را داشته باشند. نه ساختار و نه رهبران این گروه ها توانایی سازماندهی چنین حجم عظیمی از مبارزین را ندارند. ساختار تشکیلاتی جنبش سبز چنان که تا به حال دیده شده شبکه هایی موازی ، غیر متمرکز ، در هم پیچیده و انعطاف پذیراست مبتنی بر تز هر مبارز یک رهبر که با ساختارمتمرکزو هرمی تشکل های دانشجویی موجود تفاوت های اساسی دارد. از این رو ساختار پیشنهادی ما شبکه های چند ده نفره دانشجویی در دانشگاههای مختلف بر مبنای شبکه روابط دوستی وخویشاوندی حول محور مبارزه با دولت کودتاست.

2-     شبکه های شکل گرفته دانشجویی از طریق روابط دوستی و خویشاوندی می توانند با جنبش های اجتماعی دیگر همچون جنبش زنان،کارگران،اقوام ،معلمان و دانش آموزان نیز پیوند یابند. برای این کارکافی نیست که مثلا تظاهراتی را دربازاریا دریک کارخانه تدارک ببینیم. اگرچنین کاری بدون برنامه ریزی قبلی انجام شود مطمئنا شکست خواهد خورد. ابتدا باید با شبکه سازی درمیان آنان ارتباط را برقرار کرد، سپس با توضیح اهداف جنبش سبز فعالینی دراین گروه های اجتماعی را جذب وسازماندهی کرد وآن گاه ازطریق پخش اعلامیه وشعارنویسی وسایرروش ها زمینه سازی نمود وپس از آن است که می توان به سراغ آکسیونی مثل برپایی تظاهرات ویا اعتصاب رفت.

3-     در وضعیت فعلی ارتباط و حمایت از دو گروه اجتماعی دیگر برای جنبش دانشجویی دراولویت قرار دارد. گروه اول اساتید وکارمندان دانشگاه ها هستند. یعنی کسانی که نزدیک ترین افراد به جنبش دانشجویی محسوب می شوند. دانشجویان باید بکوشند با تحریم، تخفیف و تحقیر اساتید وکارمندان مزدور فضای دانشگاه ها برای این دسته را ناخوشایند کرده و با ارج نهادن وتقدیر ازاساتید وکارمندان حامی جنبش سبز ازآن ها حمایت کنند. بدیهی است تاکتیک های مناسب در هر دانشگاهی می تواند متفاوت باشد که دانشجویان خود این تاکتیک ها را می یابند. گروه دوم دانش آموزان هستند. فعالین دانشجویی به موازات شکل دادن شبکه های خود در دانشگاه ها می توانند با دانش آموزانی که در شبکه روابط دوستی و خویشاوندیشان قرار دارند ارتباط برقرار کرده و نقش مشاور و راهنمای شبکه های دانش آموزی را بر عهده بگیرند.

4-      حکومت سعی می کند با فشار بر فعالین و گروه های شناخته شده دانشجویی  فضای دانشگاه ها را به خمودگی بکشاند. فعالین شناخته شده و گروه های موثر دانشجویی در فضای فعلی باید به چند نکته توجه کنند. اول آن که وسوسه استیلای ایدئولوژیک وتشکیلاتی بر حجم عظیم دانشجویان سیاسی به صحنه آمده را از سر بیرون کنند. دوم آن که اگر چه در بزنگاه های حساس باید در صف اول مبارزه قرار بگیرند – چنان که در تمامی این سالها قرارداشته اند – اما در بیشتر اوقات صحنه را به دانشجویان شجاعی که به تازگی وارد دانشگاه شده اند یا تا پیش از این فعالیت زیادی نداشته اند واگذار کنند .نقش فعالین شناخته شده وگروه های موثردانشجویی در فضای فعلی بیش از هر چیزمی تواند کمک به برخاستن و قوت گرفتن طفل نوپای شبکه های موازی وغیر متمرکزدانشجویی، اندیشیدن و پیشنهاد کردن روش های ابتکاری مبارزه در فضای جدید و به تمامی متفاوت فعلی و ایفای نقش به عنوان فانوسی در دریای ظلمت مبارزه پیش روی جنبش دانشجویی باشد. بدیهی است که این فعالین و گروه های دانشجویی خود بهتر از هر کس تشخیص می دهند و در مواقعی که  فضا به سوی بن بست می رود با حضور در صف اول مبارزه، بن بست پیش رو را به  نفع جنبش سبز در هم خواهند شکست و راه را باز خواهند کرد.

5-     نقش دانشگاه های آزاد در فضای فعلی به دلیل گستردگی دانشگاه آزاد در سطح کشور و تعداد کثیر دانشجویان، بسیار اساسی است. دانشگاه آزاد در سال های قبل مورد کم لطفی رسانه ها و فعالین سیاسی بوده است. فعالین دانشجویی که نقش ارتباطی جنبش دانشجویی با رسانه ها را بازی می کنند می توانند با پوشش بیشتر به اخبار مبارزه در دانشگاه های آزاد به فعال تر شدن دانشجویان دانشگاه آزاد و توجه بیشتر جامعه به دانشجویان فعال در این دانشگاه ها کمک کنند.

6-     دانشجویان می توانند علاوه بر برنامه ریزی برای حضوردر تظاهرات های میلیونی گاه به گاه با برپایی تظاهرات برق آسا و کشاندن آن به خارج از دانشگاه و پیوند زدن دانشگاه با مردم اطراف، نیروی بیشتری به مبارزات پیش رو دهند. به عنوان مثال دانشجویان می توانند با شناسایی زمان تعطیل شدن مدارس اطراف دانشگاه خود، تظاهرات برق آسای خود را همزمان با تعطیلی مدارس و خروج دانش آموزان ازمدارس برگزار کنند.

7-     بسیج دانشجویی چنان که آشکار شده مهم ترین بازوی دولت کودتا برای شناسایی دانشجویان مبارز، برخورد با دانشجویان و خبرچینی و جاسوسی است. بسیج دانشجویی نیروی نظامی حکومت در دانشگاه هاست، به خصوص اکنون که به صورت سازمانی زیرنظرنیروی زمینی سپاه درآمده، بیش ازپیش حالت داوطلبی خود را ازدست داده وبه صورت سازمان نظامی مزدور رژیم برای سرکوب مردم درآمده است. بعضی از افراد بسیج دانشجویی ازکسانی هستند که در چند ماه اخیر مردم را در خیابان ها کتک زده و کشته اند و یا در زندان ها شکنجه کرده اند. برخورد ما با آن دسته از اعضای بسیج دانشجویی که درخدمت کودتا چیان قرار می گیرند، می تواند همچون برخورد ما با نیروهای مزدوردرسطح جامعه باشد. با منزوی کردن آنان اولا به آنان نشان دهیم که جایی میان مردم ندارند ودوم این که امکان جاسوسی و خبرچینی آن ها را به حداقل برسانیم.



رشید اسماعیلی

1-در چهار سال گذشته دانشگاه سنگر اول مبارزه با نئوفاشیسم اسلامی و نماد آن یعنی محمود احمدی‌نژاد بوده‌است، اقدام شجاعانه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر حین سخنرانی احمدی‌نژاد در این دانشگاه را می‌توان نقطه آغاز رسمی چند سال مبارزه بی‌امان جنبش دانشجویی با نئوفاشیسم اسلامی دانست*، بعد از این ماجرا و پس از بازداشت جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه امیرکبیر اکثر دانشگاه‌های کشور صحنه‌ای شد برای تجمع و تحصن علیه اقدامات دولت احمدی‌نژاد.

2- فعالیت‌های فعالین دانشجویی در همه طیف‌های جنبش دانشجویی بی‌اغراق مهم‌ترین نقش را در افشای چهره فاشیست و سرکوب‌گر دولت احمدی‌نژاد داشت، دانشجویان البته در این راه هزینه زیادی دادند؛ به زندان رفتند، شکنجه شدند، تعلیق خوردند، اخراجی و سه ستاره شدند و... طی این سال‌ها آن دسته از اصلاح‌طلبانی که هنوز نگاهی خوش‌بینانه به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی داشتند- و با کمال تأسف اکنون بسیاری‌شان در زندان هستند- نه تنها حمایتی از دانشجویان نکردند، بلکه حتی اقدام دانشجویان امیرکبیر را جفا در حق «رییس جمهور» و اقدامی «اشتباه» ارزیابی کردند و لب به مذمت دانشجویان گشودند، اکنون اما آن‌ها و همه ما می‌دانیم که آن کار اشتباه نبوده‌ است و اگر نبود پایداری و مقاومت جنبش‌های اجتماعی در برابر دولت احمدی‌نژاد شاید هیچ‌گاه باطن دولت احمدی‌نژاد برای افکار عمومی جهانی و بین‌المللی افشا نمی‌شد، هر چند دولت کودتا طی ماه‌های اخیر بهترین افشاگر خویش و ماهیت فاشیسم اسلامی بوده‌ است.

3- چهار سال گذشته به رغم تمامی فشارها و هزینه‌ها، سال‌هایی مهم و پر بار برای جنبش دانشجویی ایران بودند، فضای فکری و تشکیلاتی دانشگاه‌ها طی چند سال گذشته هر چه بیشتر به سوی پلورالیزه شدن رفت. گروه‌های فکری مختلف در دانشگاه‌ها به فعالیت پرداختند و اگر چه گاه روابطی تنش‌آلود با یک‌دیگر داشتند، اما رفته‌رفته تحمل یک‌دیگر را آموختند، به همین دلیل آن روابط خصم‌آلود بین برخی طیف‌های دانشجویی رفته‌رفته جای خود را به رقابت، انتقاد و مدارا داد. دانشجویان لیبرال، مارکسیست، نوگرایان مذهبی، ملی‌مذهبی‌ها، هواداران اصلاح‌طلبی حکومتی و ناسیونالیست‌ها همگی در بطن اعتراضات دانشجویی چهار سال اخیر حضور داشته‌اند و به سهم خود ایفای نقش کرده‌اند. با این حال و در همین فضای پلورالیزه نیز دفتر تحکیم وحدت هم‌چنان مهم‌ترین تشکل دانشجویی است، این اتحادیه دانشجویی که طی دو دهه اخیر با دگردیسی‌های شگرفی مواجه بوده‌است، از ابتدای دهه هشتاد بدین سو مهم‌ترین حامل تفکر و خواست حقوق بشر و دموکراسی در دانشگاه‌های کشور بوده‌است.

4-اکنون و با گذشت بیش از سه ماه از کودتای 22 خرداد دانشگاه به کابوس کودتاچیان تبدیل شده است، دانشگاه‌ها از همین روزهای نخست آغاز سال تحصیلی به کانون اعتراض علیه دولت کودتا تبدیل شده‌اند. اما اکنون دو عامل ویژگی متمایزی به دور جدید اعتراضات دانشجویی می‌بخشد:

الف) اکنون تمامی طیف‌های دانشجویی رقیب برای مقابله با کودتا و دفع خطر استیلای کامل فاشیسم اسلامی با یک‌دیگر به تفاهم نسبی رسیده‌اند، طیف‌های مختلف دانشجویی امروز دشمن واقعی را شناخته‌اند و می‌دانند که نباید انرژی خود را صرف دعواهای فرساینده با یکدیگر کنند، اکنون هم دشمن اول و هم هدف اول مشترک و مشخص است، دانشجویان هم‌چنین می‌دانند برای پی‌گیری این هدف و مبارزه با «دشمنان دانشگاه و آزادی» در گام اول محتاج هم‌بستگی، تفاهم و دگرپذیری هستند، این مسیری است که خوشبختانه از همین ابتدای آغاز سال تحصیلی طیف‌های مختلف دانشجویی هوشمندانه آن را برگزیده‌اند.

ب) نقطه تمایز مهم دیگری که به وضوح می‌توان در اعتراض‌های دانشجویی آغاز سال در دانشگاه‌های تهران و شریف تشخیص داد و به گمان من رفته‌رفته درهمه دانشگاه‌های کشور تبدیل به نقطه تمایز دور جدید فعالیت‌های جنبش دانشجویی می‌شود، چیزی نیست جز حضور گسترده و فراگیر همه دانشجویان در اعتراض‌های دانشجویی. دیگر این فقط پیش‌قراولان جنبش نیستند که به قیمت پرداخت هزینه‌های سنگین وارد صحنه کارزار شده‌باشند، اینک دانشجویانی نیز که شاید در حالت عادی با هیچ حرکت سیاسی در دانشگاه‌ها همدلی نمی‌کردند و با بی‌تفاوتی و حتی تمسخر از کنار تجمع‌های دانشجویی عبور می‌کردند به صفوف جنبش دانشجویی پیوسته‌اند.

5-همین عامل حضور گسترده دانشجویان کمی از سنگینی بار مسئولیت پیش‌قراولان همیشگی جنبش دانشجویی کاسته‌است، اکنون هر دانشجویی خودش یک تحلیل‌گر، یک خبرنگار و یک سازمان‌دهنده است، دیگر لازم نیست چند سایت و تعدادی از فعالین و تشکل‌های دانشجویی بار همه این کارها را به دوش بکشند، اعتراض‌ها بدون این که محتاج به «جلسه» فعالین باسابقه دانشجویی باشد، سازمان‌دهی می‌شوند، شعارهای خودشان را پیدا می‌کنند و حتی اخبار و تصاویر مربوط به خود را در سریع‌ترین فرصت ممکن به همه جهان مخابره می‌کنند. حالا حتی اگر همه فعالین با سابقه دانشجویی نیز در کناری بایستند و تنها تماشاگر باشند دانشجویان کار خود را می‌کنند و این البته مایه مباهات و رضایت و در واقع محصول کار همه دانشجویانی است که طی چهار سال اخیر مبارزه کردند و هزینه دادند. به عبارت دیگر جنبش دانشجویی اکنون واقعاً «جنبش» است.

6- جمهوری اسلامی سال تحصیلی جدید را با «برخورد» آغاز کرد، احکام سنگین زندان برای دانشجویان چپ‌گرا، صدور گسترده احکام محرومیت از تحصیل برای فعالین دانشجویی در همه دانشگاه‌های کشور و در آخرین اقدام بازداشت گسترده اعضای دفتر تحکیم وحدت (بزرگترین اتحادیه دانشجویان کشور)- که در یک جلسه ساده تشکیلاتی و دوستانه شرکت کرده‌بودند- نمونه‌ای از برخوردهای صورت گرفته با فعالین دانشجویی طی روزهای اخیر است. این برخوردها اما بر مبنای یک پیش‌فرض غلط صورت می‌گیرد:

نهادهای امنیتی فکر می‌کنند که با دستگیری یا اعمال فشارهای گوناگون بر فعالین دانشجویی شناخته‌شده، می‌توانند اعتراض‌های دانشجویی را کنترل کنند، این پیش‌فرض اما کاملاً غلط است چرا که آن‌ها به مهم‌ترین ویژگی فصل جدید جنبش دانشجویی توجه نمی‌کنند، این جنبش اکنون" خود-سازمانده"، "خود- خبررسان" و "خود-راه‌بر" است. از این رو حتی اگر همه فعالین شناخته‌شده دانشجویی هم بازداشت شوند و تمام مدت سال تحصیلی را در زندان بگذرانند باز هم این اعتراضات به همین گستردگی و حتی گسترده‌تر ادامه خواهد یافت. بازداشت و اعمال فشار بر فعالین و گروه‌های دانشجویی دستاوردی برای دولت کودتا نخواهد داشت. همان‌طور که بازداشت و شکنجه فعالین سیاسی و مدنی در خارج از دانشگاه نیز هیچ دستاوردی برای کودتاچیان نداشته‌است و تنها عرصه را بر آن‌ها تنگ‌تر کرده‌است. دولت کودتا در خیابان‌ها با احزاب و فعالین سیاسی طرف نیست بلکه طرف حساب آن‌ها مردم هستند، مردم به جان آمده‌ای که خیال عقب‌نشینی ندارند. در دانشگاه‌ها نیز وضعیت تفاوتی ندارد، در دانشگاه‌ها هم طرف حساب کودتاگران، دفتر تحکیم وحدت، لیبرال‌ها یا مارکسیست‌ها نیستند، دولت کودتا اکنون با «همه دانشجویان» طرف است. حالا هر چه هم که فعالین دانشجویی را دستگیر کند یا محروم از تحصیل کند این جنبش "خود- سازمانده" و "خود- راه‌بر" به مسیر خود ادامه خواهد داد.

7- آیا نهادهای امنیتی نکات مندرج در گزاره بالا را نمی‌دانند و نمی‌فهمند؟ یعنی در کل این نهادهای عریض و طویل هیچ کس نیست که این نکات را بفهمد و به تصمیم‌گیران اصلی منتقل کند؟ پاسخ این است که قطعاً هستند کارشناسان زبده امنیتی‌ای که این مسائل را بفهمند، تحلیل کنند و به «بالا» منتقل کنند. مشکل اما در جایی دیگر است، مشکل در همان «بالا» است، گویا بالایی‌ها هستند که نابینا و ناشنوا شده‌اند و لاجرم با بی‌توجهی به این واقعیت خود را به تجاهل می‌زنند و با سپردن مسئولیت‌های مهم امنیتی به افراد تابع و نوکر صفت یا مالیخولیایی‌های تیم کیهان سعی می‌کنند که آن‌چه را خوش دارند ببینند و بشنوند. این همان نابینایی و ناشنوایی‌ای است که شاه هم در سال‌های آخر به آن دچار شده‌بود. شاید مخالفان جمهوری اسلامی باید از این اشتباه «بالایی‌ها» شادمان باشند، اما چه خوب بود که خودشان سر عقل می‌آمدند، اکنون اما دیر شده، افسوس که منافع آنی قدرت چشم و گوش‌شان را بسته‌است.

پی‌نوشت: *در آذماه 1385 تعدا قابل توجهی از فعالین دانشجویی دانشگاه امیرکبیر به هر ترتیب ممکن خود را به درون سالن سخنرانی احمدی‌نژاد رساندند و ضمن آتش زدن عکس وی، فریاد مرگ بر دیکتاتور سر دادند.




دانشجويان آزاده دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران بر روي تابلوي اعلانات گروه علوم سياسي شعارهاي ضد حکومتي مي نويسند.
بعد از بازگشايي دانشگاهها در هفته گذشته چندين بار توسط دانشجويان اين دانشکده بر روي تابلوهاي اعلانات گروههاي آموزشي ؛ بر ضد دولت کودتا و شخص خامنه اي و پسرش مجتبي شعارهايي نوشته شد,که باعث دستپاچگي مسئولين دانشکده گرديد و بلافاصله پاک شدند ولي مجددا دانشجويان مخالف با اسپري رنگ بر روي تابلوي اعلانات مخصوص رئيس دانشکده علوم سياسي بر ضد مجتبي پسر جنايتکار خامنه اي شعار نوشتند.
هر گاه شعارهاي نوشنه شده توسط مزدوران کودتا در دانشگاه پاک مي شوند بلافاصله دانشجويان دست به کار شده و در محلي ديگر شعارهاي ضد حکومتي خود را مي نويسند.


روز جمعه ماموران امنیتی در اقدامی بی سابقه هفده نفر از رهبران دانشجویی را در تهران بازداشت کردند. این اقدام در پایان هفته ای صورت گرفت که طی آن دانشگاه های کشور، سال تحصیلی جدید را با برگزاری تجمعات اعتراضی علیه دولت احمدی نژاد آغاز کرده بودند.

درپی بازداشت تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی اطلاعیه‌ای صادر کرد.

در این اطلاعیه آمده است: “صبح امروز جمعه دهم مهرماه ۱۳۸۸ درحالی که دانشگاه‌های سراسر کشور به مرور بازگشایی می شوند و اندک اندک صدای اعتراض ملت ستم‌کشیده علیه دولت کودتا از نهاد دانشگاه بلند می‌شود، نیروهای انتظامی با حمله به یک جمع دوستانه و غیر رسمی متشکل از جمعی از فعالان دانشجویی و اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) دستکم هفده تن از آنان از جمله سه نفر از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه را بازداشت کرده‌اند. ” روابط عمومی دفتر تحکیم، اسامی فعالان دانشجویی بازداشت شده تا زمان صدور اطلاعیه خود را به این شرح ذکر کرده است: “مهدی عربشاهی (دبیر تشکیلات و عضو شورای مرکزی)، میلاد اسدی (دبیر صنفی و عضو شورای مرکزی)، فرید هاشمی (دبیر واحد آموزش و تحقیقات و عضو شورای مرکزی)، نسیم سرابندی (دبیر کمیسیون زنان و دانشجوی دانشگاه تهران)، عزت تربتی (دانشجوی دانشگاه تهران)، مونا غفاری (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، مجید عباسی (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، زهرا نیک سرشت (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، سیاوش حاتم (دانشجوی دانشگاه همدان)، حمزه موذن (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، احمد احمدیان (دانشجوی دانشگاه تهران)، امیر حسین معظمی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، محمد رضایی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، حسین معصومی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، حامد عزیزی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، سجاد الله آبادی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، سارا اسمی زاده (دانشجوی دانشگاه تهران).” دفتر تحکیم وحدت در ادامه ابراز امیدواری کرده که “چنین اقدام عجولانه‌ای، خودسرانه و بدون طراحی امنیتی صورت گرفته باشد”، چرا که “پذیرش مسئولیت این برخورد غیرقانونی از سوی مقامات عالی و عدم آزادی این دانشجویان به روشنی نشانه نابخردی و فقدان تسلط عقلانیت نسبی بر عملکرد دستگاه‌های امنیتی و انتظامی است. ” اطلاعیه با این هشدار پایان یافته که: “اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) همچنین ضمن جلب توجه مسئولان ذی‌ربط به شرایط ملتهب محیط‌های دانشجویی تاکید می‌کند که عدم آزادسازی فوری تمامی این فعالان دانشجویی توام با پذیرش کلیه عواقب غیرقابل پیش‌بینی آن خواهد بود و قطعا اقدامات کور و شتابزده‌ای از این دست نه تنها کمکی به آرامش فضای دانشگاه‌ها نخواهد کرد بلکه به مثابه انداختن جرقه‌ای در انبارهای باروت خواهد بود.”



محمد اولیایی فرد، وکیل شبنم مددزاده، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران که به اتفاق برادرش فرزاد مددزاده، از اول اسفند 1387 در بازداشت موقت به سر می برد، در مصاحبه با روز اتهامات وی را "واهی و بی اساس" خواند و تاکید کرد "هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات این اتهامات وجود ندارد."


این فعال دانشجویی که نایب دبیر هیات رئیسه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت نیز هست، با اتهام محاربه و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق مواجه است؛ اتهاماتی که به گفته محمد اولیایی فرد، هنوز اثبات نشده اند.

آقای اولیایی فر در عین حال خبر داد  که اتهام محاربه و تبلیغ علیه نظام به او، به عنوان وکیل خانم مددزاده ابلاغ شده اما اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق را جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرده است.

این وکیل دادگستری با بیان اینکه "نباید با حیثیت و آبروی افراد بازی کرد" افزود: این اتهامات هنوز در حد اتهام هستند و تاکنون دادگاهی تشکیل نشده و این اتهامات اثبات نشده است. لذا آقای جمشیدی کاملا خلاف نص صریح قانون عمل کرده اند و ما می توانیم این موضوع را تحت پیگرد قضایی قرار دهیم.

شبنم مددزاده که شرکتی فعال در تحصن و اعتصاب غذای ۱۲ روزه‌ بیش از ۱۲۰ تن از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در خرداد ماه سال ۱۳۸۷ داشت، در پی این تحصن بازداشت شد.

فرزاد مددزاده نیز که پی گیر پرونده خواهر دربندش بود بازداشت و بعد از آن با همان اتهاماتی مواجه شد که به خواهر او نسبت داده اند. اما با گذشت 7 ماه و 9 روز از بازداشت این خواهر و برادر، تاکنون دادگاه رسیدگی به اتهامات آنها تشکیل نشده است. این درحالیست که بازجویی آنها سه ماه پیش به پایان رسیده و همچنان بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری می شوند.

دادگاه برای رسیدگی به اتهامات دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران، روز  22 تیرماه گذشته را تعیین کرده بود، ولی آقای اولیایی می گوید: "ما به دادگاه مراجعه کردیم اما منشی شعبه 28 دادگاه انقلاب در کمال شگفتی گفت :فراموش کرده ایم متهمان را از زندان احضار کنیم و نامه مربوط به اعزام آنها به دادگاه را نفرستادیم!"

به گفته وکیل خانم مددزاده، دادگاه سپس برای 22 شهریور ماه تعیین وقت کرد اما باز هم این دادگاه تشکیل نشد چون این بار زندان اوین از اعزام ایشان به دادگاه خودداری کرده بود.

آقای اولیایی فرد گفت: ما به این موضوع به شدت اعتراض کردیم  و گفتند که نماینده دادستان، یعنی مدعی العموم کم دارند و در روزهای آتی، سعی خواهند کرد همراه با دادگاههای متهمان دیگر که مدعی العموم در دادگاه حضور می یابد خانم مددزاده را برای محاکمه بیاورند.

وی در پاسخ به این سوال که از نظر قانونی آیا نبود مدعی العموم، دلیل کافی برای عدم تشکیل دادگاه و نگهداری افراد در زندان است، تصریح کرد: به هیچ عنوان قابل قبول نیست و این قضیه ضربه روحی و روانی شدیدی به موکلم وارد و حقوق قانونی موکلم را به شدت تضییع کرده است. اینکه مدعی العموم ندارند هیچ ربطی به موکل من ندارد که او همچنان بلاتکلیف در زندان نگه  داشته اند. یک روز دادگاه فراموش می کند متهم را از زندان احضار کند، یک روز زندان متهم را نمی فرستد و روز دیگر می گویند که مدعی العموم نداریم. همه اینها بی قانونی آشکار و نقص صریح حقوق موکل من است.

وی سپس با تاکید مجدد بر واهی بودن اتهامات موکلش گفت: پس از اتمام بازجویی های موکلم، بازپرس پرونده، قرار کفالت 50 میلیون تومانی برای خانم مددزاده صادر کرد اما با کمال تاسف، قاضی حداد مانع آزادی ایشان شد و این در حالی ست که تاکنون با کارشکنی های بسیاری برای برگزاری دادگاه مواجه بوده ایم.

طی روزهای گذشته اخباری مبنی بر انتقال این فعال دانشجویی به بند "متادون" زندان اوین منتقل شده بود. آقای اولیایی فرد صمن تایید این اخبار در عین حال خبر داد که از روز گذشته خانم مددزاده مجددا به بند عمومی منتقل شده است.

 براساس گزارش سایت امیرکبیر، بند "متادون"  که به نگهداری افراد دارای اعتیاد شدید اختصاص دارد هم اكنون به حالت نیمه متروكه در آمده  و از نظر بهداشتی در بدترین وضعیت ممكن است، به طوری كه گرفتگی فاضلاب حمام و سرویس های بهداشتی و بوی گاز ناشی از آن باعث ایجاد حالت تهوع و خفگی شدید در شبنم مددزاده و دیگر زندانیان این بند شده است.

وکیل خانم مددزاده، همچنین وضعیت روحی و جسمی موکلش را نامناسب توصیف کرد و گفت: موکل من بیش از هفت ماه است که در بازداشت موقت به سر می برد و تمام حقوق شهروندی و قانونی او نقض شده است؛ از سوی دیگر طبق آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، همه زندانیان باید مطابق با جرمشان تفکیک شوند. ولی ایشان در سالنی نگهداری می‌شدند که مجرمانی با انواع و اقسام سابقه جرم حضورداشتند و تازه از دیروز به بند عمومی منتقل شده است.

به گفته آقای اولیایی فرد "در پرونده خانم مددزاده و پرونده هایی از این دست، آنچه مورد استناد است، اقرار است، آن هم اقرار در شرایطی که شخص در سلول انفرادی بوده و به او وعده‌ی آزادی در صورت اقرار به آنچه از او بخواهند، داده شده است. لذا ا قرار در این شرایط هیچ گونه اعتبار و وجاهت قانونی ندارد."

فرشته قاضی
روز

 28ماه حبس به خاطر دفاع از خود در برابر لباس شخصی‌ها


عبدالله‌ نژاد، وکیل دادگستری و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق، به 28 ماه حبس محکوم شد. وی در یک راه‌پیمایی آرام در خیابان شادمان مورد هجوم لباس شخصی‌ها قرار گرفت و از خود دفاع کرد. وی پس از چندی، بر اساس فیلمبرداری صحنه، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش هرانا، وکیل وی در این زمینه گفت، در دادگاه از قاضی پرونده سوال شد: اگر شخصی که موکل من در برابرش از خود عکس العمل نشان داده، مامور بوده، چرا در دادگاه حاضر نشده است؟ قاضی پرونده بی‌اعتنا به این سوال رای به محکومیت عبدالله‌نژاد داد.

5 سال حبس تعزیری برای مهدی گرایلو از فعالان دانشجویی چپ

کميته گزارشگران حقوق بشر : مهدی گرایلو،از فعالان دانشجویی طیف چپ از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به تحمل 5 سال حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه رسیدگی به اتهامات وی ، اوایل مردادماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ای برگزار شد که طی آن، وی به همراه وکیلش اتهامات وارده را رد نموده و به دفاع از خود پرداخت. این حکم صبح امروز به پیام ابوطالبی، وکیل این فعال دانشجویی ابلاغ شد.
گرایلو، به مدت 20 روز زمان خواهد داشت تا نسبت به حکم صادره اعتراض نماید.
مهدی گرایلو فارغ التحصیل فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران روز 11 آذر ماه 86 و در آستانه مراسم 16 آذر در هنگام خروج از منزل دستگیر و به زندان اوین منتقل شده بود.وی به مدت 66 روز در بند 209 زندان اوین به سر برد و سپس با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.



بامدادخبر: دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، در تازه‌ترین بیانیه‌ خود که به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید، صادر کرده‌اند، ضمن تحلیل فضای سیاسی کشور، دانشگاه را به عنوان نهاد "مروج اندیشه‌های مدرن در جامعه، مهم‌ترین پایگاه نقد و انتقاد از حکومت، رابط میان روشنفکران و توده‌های مردم و نماد امید و آرمان‌گرایی در اجتماع"، در نزاع با "دیکتاتوری نظامی-مذهبی حاکم" به عنوان پاسدار "ارتجاع مذهبی و ارزشهای سنتی"، دانسته‌اند و تاکید کردند که اگر کسانی دانشگاه‌ها را با انقلابی فرهنگی تهدید کنند، دانشگاه‌ها نیز ناگزیر آنان را به انقلابی دیگر تهدید خواهند کرد.



متن کامل این بیانیه که ساعتی قبل در اختیار بامدادخبر قرار گرفته به شرح زیر است:


1- سال پیش روی تحصیلی در شرایطی آغاز می شود که دیگر با قویترین چشمهای مسلح نیز نمی توان جمهوریتی در این مخلوق ناقص الخلقه اسلام سیاسی و کمونیسم روسی سراغ کرد و ولایت فقیه قوه فقاهتش را در سلولهای انفرادی به رخ می کشد و ولایتش را بر لوله های تفنگ استوار کرده است. دولت کودتا به این بسنده نکرده و با به راه انداختن دادگاه‌هایی که میراث شوم استالین برای جامعه جهانی است، سعی در تخریب چهره‌های اصلاح‌طلب و منتقد نظام دارد و بر آن است تا با گروگان‌گیری این چهره‌ها از جنبش مردمی شکل گرفته انتقام‌جویی کند و نسبت به چند سال حقارت خود در برابر منتقدان‌اش عقده‌گشایی کند. در این میان کودتاچیان برآن‌اند که با تخریب شخصیت عبدالله مؤمنی- شاخص‌ترین چهره یک دهه گذشته جنبش دانشجویی در ایران- کل جنبش دانشجویی را فلج کند و از این راه ضربه‌ای بزرگ بر پیکر جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران بزند. اما هر چه می‌گذرد بیش‌تر ماهیت دروغین این دادگاه‌های فرمایشی بر همگان عیان می‌شود. از این رو نه تنها از محبوبیت و مقبولیت چهره‌های شاخص جریان دموکراسی‌خواهی و اصلاح‌طلبی در ایران کاسته نمی‌شود که هر روز بر محبوبیت آن‌ها نزد عموم مردم افزوده می‌شود.

2- کودتای خرداد 88 از سویی ادامه نزاع روحانیون– نظامیان بود و از سوی دیگر ادامه نزاع بر سر دموکراسی بیش‌تر و جامعه به‌تر به شمار می‌رفت. نظام جمهوری اسلامی پس از کودتای خرداد 88 بیش از پیش به یک دیکتاتوری نظامی تبدیل شده است و اینک روحانیتی که پیش از این بازویی نظامی برای خود بر ساخته بود بیش از پیش به ابزار دست نظامیان صاحب تفنگ تبدیل می‌شود. تبدیل جمهوری اسلامی به دیکتاتوری نظامی هنوز به تمامی انجام نشده‌است اما با سرعتی فراتر از باور در حال انجام است. دگردیسی حکومتی مذهبی مبتنی بر مشروعیت الهی به دیکتاتوری نطامی پیش از این نیز در تاریخ اسلام سابقه داشته‌است که شناخته‌شده‌ترین نمونه‌اش در رابطه با خلفای عباسی و سرداران ترک قابل مشاهده‌است. در چنین وضعیتی جامعه روز به ‌روز به سوی نزاع نهایی در حال حرکت است و دانشگاه نیز به عنوان بخشی از جامعه مدنی بخواهد یا نخواهد بخشی از این نزاع است.


3- دانشگاه اما فراتر از تعلق کلی‌اش به جامعه مدنی در نزاع با دیکتاتوری نظامی مذهبی از آن رو که پیدایش‌اش به عنوان ابزاری برای نوسازی جامعه که طبیعتاً به تقابل با ارتجاع مذهبی و اندیشه سنتی رخ داده‌است، در نزاعی خاص و ویژه با جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی پاس‌دار ارزش‌های قرون وسطایی نیز که از سویی مبتنی بر بنیادگرایی اسلامی است و از سوی دیگر ایدئولوژی تمامیت‌خواه اسلام سیاسی را رهبری می‌کند درگیر است. از این روست که حکومت اسلامی می‌کوشد با تمامی توان خود دانشگاه را به عنوان مروج اندیشه‌های مدرن در جامعه، مهم‌ترین پایگاه نقد و انتقاد از حکومت، رابط میان روشنفکران و توده‌های مردم و نماد امید و آرمان‌گرایی در اجتماع منکوب کند. در نزاع حوزه و دانشگاه، اینک بیش از سی سال است که حوزه بر دانشگاه جفا می‌کند و حوزویان بر جایگاهی تکیه زده‌اند که از آن آنان نیست، شایستگی آن را ندارند و برای آن تربیت نشده‌اند.

4- دولت کودتا بسیار مجدانه‌تر از قبل به کار پرونده‌سازی و ستاره‌دار کردن دانشجویان مشغول است. ستاره‌دار کردن دانشجویان اگر چه در سال‌های گذشته نیز سبب محرومیت بسیاری از نخبگان علمی کشور از ادامه تحصیل شد، اما در سال تحصیلی جدید رنگ و بویی دیگر گرفته‌است و به تهدیدی جدی برای رشد علمی و پویایی فضای دانشگاه‌ها تبدیل شده‌است. ستاره‌دار کردن دانشجویان علاوه بر آن‌که سبب نقض حقوق مصرح دانشجویان در قانون اساسی کشور و اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌شود، ظلمی به جامعه علمی کشور است که اثرات شوم آن روند آینده توسعه و پیشرفت کشور را نیز مکدر می‌کند. از سوی دیگر دولت کودتا می‌کوشد با تهدید دانشگاهیان درباره به راه انداختن یک انقلاب فرهنگی دیگر و تهدید و اخراج دانشجویان از دانشگاه‌ها، دانشگاه‌ها را به سکوت قبرستانی بکشاند و از این رو باید گفت که تعطیلی دانشگاه‌ها تهدیدی توخالی ‌است که ضررش بیش از دانشجویان دامان حکومت کودتایی ناکارآمدی را خواهد گرفت که دانشگاه‌ها را به عنوان فضایی برای مشغول کردن نیروی کاری که کاری برایش وجود دارد بیش از پیش گسترش داده‌است. تعطیلی دانشگاه‌ها بیش از آن که جامعه را به خمودگی بکشاند، خیابان‌ها را جولانگاه جوانانی آگاه و انقلابی خواهد کرد و دریچه‌های جدیدی را به روی جنبش دموکراسی‌خواهانه مردم ایران خواهد گشود. ایران دهه هشتاد دیگر ایران دهه پنجاه نیست و عصر این ترک‌تازی‌های سیاسی به سرآمده است. اینک دانشگاه نیست که در محاصره اوباش ارتجاع و حاشیه‌نشینان شهری است، اینک این اوباش و ارتجاع هستند که در محاصره دانشگاهیان‌اند. اگر کسانی دانشگاه‌ها را با انقلابی فرهنگی تهدید کنند، دانشگاه‌ها ناگزیر آنان را به انقلابی دیگر تهدید خواهند کرد.

5- خواست مشخص دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران هم‌چون اکثریت مردم ایران به رسیمت شناخته شدن مهندس موسوی به عنوان رئیس جمهور منتخب وقانونی ملت، استعفای دولت کودتا و محاکمه آمرین و عاملین جنایت‌های پس از انتخابات تا عالی‌رتبه‌ترین مقامات مسئول است. از این رو ما سال تحصیلی پیش رو را سال "مبارزه علیه دولت کودتا" نام‌گذاری می‌کنیم و از آحاد دانشجویان می‌خواهیم دوشادوش هم تا رسیدن به این خواست مشروع از پای ننشینند.

6- ما معتقدیم کارنامه ناموفق سی سال اخیر ریشه‌هایی عمیق‌تر از اشخاص و نهادها دارد. مسئله تنها حاکمان یا نهاد ولایت فقیه نیست. معضل اصلی جامعه ما در سی سال اخیر، گفتمان اسلام سیاسی به عنوان یک ایدئولوزی تمامیت‌خواه بوده‌است. دانشگاه‌ها به عنوان روح نقاد جامعه نه تنها محق‌اند بلکه موظفند این گفتمان عمیقاً ضدحقوق بشری، ضد دموکراتیک و ناکارآمد را که منجر به عقب‌ماندگی میهن عزیزمان شده‌است وجز جنایت و خباثت یادگاری از خود به جای نگذاشته‌است، نقد کنند. کسانی می‌کوشند به بهانه وحدت کلمه و موقعیت خطیر کنونی جلو به بوته نقد کشیده شدن اسلام سیاسی را بگیرند. تأسف‌بار آن که اینان خود نصیحت خود را به گوش جان نمی‌شنوند و پیوسته دست اندرکار نقد الگوی حکومت لیبرالی هستند که سال‌هاست کارنامه ای موفق از خود بر جای گذاشته است و در این راه آلودگی قلم و دریدگی دهان و درندگی زبان برخی مارکسیست‌های اسلام‌پناه را نیز به همراه دارند. ما باور داریم دانشجویان و دانشگاهیان می‌توانند با نقد منصفانه و عالمانه گفتمان اسلام سیاسی، جنبش دموکراسی‌خواهی مردم ایران را یاری دهند و آینده‌ای بهتر برای تمامی فرزندان ایران رقم بزنند.


دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران

مهرماه یک‌هزار و سیصدوهشتادوهشت

شبکه جنبش راه سبز(جرس):همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید و به دنبال اعتراضات دانشجویان به ویژه دانشجویان دانشگاه تهران و شریف در دو روز پیاپی به کودتای انتخاباتی از بعد از ظهر سه شنبه نیروی انتظامی با استقرار گسترده نیروهایش در میادین اصلی و سطح شهر تهران،بار ديگر فضای  پادگاني را بر تهران تحمیل کرده است.

به گزارش سایت حزب مشارکت،نوروز،از عصر سه شنبه دورتا دور میدان انقلاب و خیابان انقلاب در فواصل بسیار نزدیک به هم نیروهای انتظامی مستقر شدند و فضاي سایر نقاط شهر تهران نیز  با استقرار نیروی انتظامی در ميادين اصلي همچون میدان انقلاب، 7 تیر، ولیعصر، ونک و خیابان های حافظ، انقلاب، بلوار کشاورز و ... چهره اي پادگاني به خود گرفته است.

به یاد هم‌کلاسی شهیدم

امروز محسن روح الامینی عزیز رو به خاک سپردیم. چندتایی بودیم از همکلاسیا و چقدر اشک ریخته شد و چقدر حسرت برای پسری که تازه 25 سال داشت و برای خانواده‌ای که داغ از دست دادن فرزند تنها داغی که باید تحمل کنه نیست.


تو ورودیای 81 کامپیوتر دانشگاه تهران کسی نیست که Andy Knight رو نشناسه، از ایمیل‌هایی که تند و تند برامون می‌فرستاد و وای که چه روزهای شیرینی بود، و وای که چقدر تو اون دوره این پسر سرزنده و شاد و پرحرف بود اون سال اول…. برخلاف سال‌های بعدش، که می‌دیدم چقدر سختی کشید و چقدر اذیت شد، تو درساش، تو روابطش، تو خانواده‌ش. کی می‌دونه، شاید خدا داشت آماده‌ش می‌کرد برای امروز. بعد از دردسرها و سختی‌هایی که کشید خیلی سربه‌زیرتر و خوددارتر شده بود. از بحران که در اومد تصمیم گرفت ازدواج کنه ولی می‌دونستیم که چندان زن‌نگه‌دار نبود.

گفتم که کم‌حرف‌تر و سربه‌زیرتر شده بود و دوباره رفت طرف مذهب و مقید شده بود به نماز و…. امروز خوندم که یکی گفته بود نکنه جزو بسیجیا بوده که دروغ محضه. تو این انتخابات طرفدار موسوی بود، کلی ایمیل در حمایت موسوی و مخالفت با تقلب و کودتا زده بود که تو گروه یاهوی بچه‌های 81ای هست (تو فیس‌بوکش هم یه چیزایی هست).

پدرش رو کمابیش می‌شناختیم، جزو تسخیرکننده‌های سفارت آمریکا بوده و مشاور محسن رضایی. گرایشش به جناح اصولگراست؛ امروز تو تشییع محسن غیر از خود محسن رضایی (که جلوی جنازه روی دوش اون بود) و برادرش امیدوار رضایی نماینده مجلس، احمد توکلی نماینده مجلس (و مدیر مدرسه “معلم” که محسن اونجا درس خونده) و خیلی از افراد و مقامات اومده بودند. از اصلاح‌طلب‌ها من فقط تابش رو شناختم که عضو فراکسیون اقلیته. امروز پدرش خیلی محکم و آروم بود. اولش ما رو نگه داشت و تشکر کرد که اومدیم. ما رو هم به آرامش دعوت کرد، اعتقاد داشت که از راه منطقی و قانونی باید این خون رو پیگیری کرد و گفت که باید کاری کرد که این اتفاق برای محسن‌های دیگه نیافته.

خانواده‌ش و دوستانش هرکدوم از مسیری که فکر می‌کنن درسته سعی می‌کنن از خونش پاسداری کنند. من نمی‌گم کدوم درسته کدوم غلط. من به خواست خونواده‌ش احترام می‌ذارم. اما فکر می‌کنم من هم وظیفه‌ای دارم، نه فقط من، همه هم‌کلاسیاش این حس رو دارن.

Andy Knight ما به خاطر یه آرمان جونش رو از دست داد. دوست دارم منم کاری برای این خون‌های ریخته شده و این آرمان ایران آزاد انجام بدم. عنوان این بلاگ رو به یاد محسن عزیز و اسمی که دوستاش صداش می‌کردن انتخاب کردم. به یاد شوالیه راه آزادی، شهید محسن روح‌الامینی.
منبع : شوالیه آزادی



آشنایی با مقررات دانشگاه و فرآیند اجرای آنها از عمده ترین عواملی است که می تواند شما عزیزان را در طول مدت تحصیل از لغزشهای احتمالی دور نگاه دارد. برای همراهی با فرهنگ اصیل اسلامی، حفظ حریم محیط علمی و ارج نهادن به باورها و ارزشهای جامعه، بنای آن داریم با رعایت نکات  زیر درخت کمال معنوی خویش را آبیاری کنیم و برای نیل به حیات طیبه از هیچ کوششی دریغ نورزیم. هر چند کسب کمال معنوی خویش را برتر از این می دانیم که تنها به رعایت نکات زیر پرداخته و دیگر نشانه های محبت به پروردگار خود را نمایان نسازیم:


1. عدم استفاده از لباس های کوتاه، تنگ و نامناسب با شان دانشجو

2. عدم استفاده از طرح ها و رنگ های زننده مغایر با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی

3. عدم استفاده از زیورآلات به صورت نمایشی

4. عدم استفاده از هر گونه آرایش صورت، مو و ناخن

5. رعایت آداب اماکن عمومی ( عدم استعمال دخانیات، عدم استماع موسیقی با صدای بلند و...)

لازمه حضور در محیط علمی دانشگاه است.

















دانشجویان دانشگاه شریف در اعتراض به حضور کامران دانشجو، وزیر دولت کودتا




















صبح امروز در حالیکه قرار بود محمود احمدی نژاد به مناسبت آغاز سال تحصیلی در دانشگاه تهران حضور پیدا کند. همزمان نزدیک به هزاردانشجوی معترض با وجود همه فشارها و تدابیر امنیتی اقدام به راهپیمایی و تظاهرات اعتراضی نمودند.

به گزارش واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در این تجمع که دانشجویان نمادهای مختلف حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران را همراه داشتند، شعارهای نظیر؛ "مرگ بر دیکتاتور"، "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد"، "مجتهد واقعی منتظری صانعی"، "دانشجوی زندانی ازاد باید گردد"، "ندائیم، سهرابیم، ما همه یکصدائیم"، "کروبی بازداشت دستگیر بشه ایران قیامت میشه"، "کروبی بت شکن بت بزرگ بشکن"، "شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد"، "دولت کودتا استعقا استعفا"، "یا حسین میرحسین"، "احمدی دروغگو شصت و سه درصدت کو"، "رایم کو"، "آزادی" و ... سردادند.

در زیر این تجمع دانشجویی-اعتراضی را به روایت تصویر میبینید


















امیدوار رضایی گفت: «خانواده روح‌الامینی زیر بار پذیرفتن عنوان شهید برای فرزندشان نرفته‌اند.» 

نماینده مسجدسلیمان و برادر محسن رضایی در گفت‌وگو با «پارلمان‌نیوز»، در پاسخ به سوالی درباره اظهارات محمود احمدی‌نژاد مبنی بر دخالت دولت‌های غربی در کشته شدن برخی از شهروندان ایرانی در جریان انتخابات و اینکه چرا اگر این اظهارات درست است به این افراد عنوان شهید نمی‌دهند، اظهار داشت: «دستگاه قضایی به دنبال این بود که به برخی از جمله محسن روح‌الامینی عنوان شهید بدهد.» وی ادامه داد: «خانواده روح‌الامینی اصرار دارند که به جای تعارفات حقیقت روشن شود و مقصرین مشخص شوند.» رضایی تاکید کرد: «خانواده روح‌الامینی خواهان قصاص مجرمان و عاملان قتل هستند و به جد پیگیر موضوع هستند.»

ابراهیم نبوی:


دانشجو( Daneshjoo ): کتک خور. گوشت دم توپ. مرغ عزا و عروسی. کسی که علاوه بر اینکه فکر می کند، حرف هم می زند. محصل. موجودی که واقعا درس می خواند و به همین دلیل وارد کابینه نمی شود. نوعی از دوزیستان که بخشی از عمرش را در زندان و بخش دیگرش را در دانشگاه می گذراند. دانشگاه: " محل کتک خوردن دانشجو. محل دفن اجساد بسیجیانی که بیست سال بعد از جنگ شهید شده اند." موجودی که در حال بیداری گاز اشک آور و در حال خواب باتوم می خورد. موجودی که هر دولتی از او می ترسد، و هر ملتی به او احترام می گذارد. کاربرد در جمله: " امروز دانشگاه افتتاح شد و دانشجویان شعار مرگ بر دیکتاتور دادند." استعمال دانشجو در جمله: " دانشجویان بسیجی به سفارت دانمارک حمله کردند."، کاربرد غلط در جمله: " وزارت بهداشت اعلام کرد به دلیل شیوع آنفلوآنزای خوکی در مدارس آمل، دانشگاه تهران یک هفته تعطیل می شود."، کاربرد مستتر در جمله: " نیروهای انتظامی اول مهر حمله کردند."، کاربرد مفید در جمله: " مردم معترض به دانشجویان پیوستند."، کاربرد فلسفی در جمله: " دانشجویان به حداد عادل که داشت می لرزید گفتند حداد حیاکن، فلسفه را رها کن."

شعار دانشجویی: " مرگ بر دیکتاتور"، " الله اکبر"، " حداد عادل، حامی قاتل"، " آروم باش آروم باش، دانشجوئیم نه اوباش"، " هرکس که بی سواده، با احمدی نژاده"، " جنتی جنتی تو دشمن ملتی"، " سپاه و اطلاعات، عامل افتضاحات"، " دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد"، " دانشجو بیدار است، از دیکتاتور بیزار است."

انواع دانشجوی معاصر
دانشجوی سیاسی: " مسافر اوین"، دانشجوی بسیجی دولتی: " خرمگس معرکه"، دانشجوی بسیجی معمولی: " چوب دو سر طلا"، دانشجوی چپ: " لقمه چرب و چیلی"، دانشجوی سبز: " دردسر دائمی"، دانشجوی نخبه: " سرش جنگه ولی دلش تنگه"، دانشجوی اعزامی: " دردسر بین المللی"، دانشجوی غیرسیاسی: " کتک خور بی دلیل"، دانشجوی دختر: " برابری کامل در کتک خوردن"، دانشجوی خالی: " خار چشم" دانشجوی تحکیمی: " کتک خورش ملسه"، کامران دانشجو: " وزیر متقلبی که مدارک تقلبی را باید بررسی کند."

کلمه های مربوطه
خوابگاه دانشگاه: محلی که برای پائین آمدن بجای پله از پشت بام به پائین پرت می شوند.
کوی دانشگاه: باشگاه هنرهای رزمی نیروی انتظامی
محوطه دانشگاه: محل برگزاری نماز و دفن شهدا
سلف سرویس دانشگاه: تنها محلی که دانشجو به جای کتک غذا می خورد.
خیابان امیرآباد: نوار غزه
مسجد دانشگاه: بیمارستان صحرایی

زیرنویس
دانشگاه چگونه باز می شود: با لگد
دانشگاه چگونه بسته می شود؟ با آنفلوآنزا
دانشگاه چرا شلوغ است؟ چون با قبرستان فرق دارد.
دانشگاه چرا تا حالا شلوغ نبود؟ چون تعطیل بود.
چرا احمدی نژاد به دانشگاه تهران نرفت؟ چون هنوز همه دانشجوها نمرده اند.
احمدی نژاد کی دانشگاه را افتتاح می کند؟ یک هفته دیگر در دفتر ریاست جمهوری ساعت چهار صبح، در میان گروهی از دانشجویان مالزیایی که در حال سفر به اندونزی هستند.



۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

احضار 2 دانشجوی شیراز به دادگاه انقلاب و کمیته انضباطی

طبق خبرهای رسیده 2 تن از فعالین دانشجویی روز شنبه به دادگاه انقلاب و کمیته انضباطی احضار شدند. 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر محسن بنام دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و کاوه اولادی دانشجوی دانشگاه شیراز واحد داراب، دانشجویانی هستند که روز شنبه مصادف با 4 مهر ماه احضار شدند.
پیش از این در هفته دوم شهریور ماه نیز اعلام شد که 5 دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز به وزرات اطلاعات احضار شده اند.
نگرانی‌ها نسبت به اعتراضات دانشجویی باعث شده است که روند احضار دانشجویان دانشگاه‌های مختلف طی 2 ماه اخیر به شدت افزایش یابد.
منبع خبر : خبرگزاری هرانا

طی هفته گذشته 16 دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان به کمیته انضباطی وزارت علوم فراخوانده شدند.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر این دانشجویان با حضور در این کمیته، مستنداتی را در دفاع از خود ارائه نمودند. تاکنون در این رابطه حکمی از سوی کمیته انضباطی وزارت علوم صادر نشده و صدور حکم به هفته بعد موکول شده است.

گفتنی است از ثبت نام این 16 دانشجو ممانعت به عمل آمده و آنان هم اکنون به دانشگاه ممنوع الورود شده اند.

هم چنین همزمان 29 دانشجوی دیگر این دانشگاه مشمول احکام 1 یا 2 ترم تعلیق شده اند و همگی ممنوع الورود به دانشگاه هستند. با این حساب شمار دانشجویان معلق از تحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان به عدد 45 می رسد که در طول دوران این دانشگاه بی سابقه بوده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر همزمان با بازگشائی دانشگاه، و نیز پس از شهادت محمد جواد پرنداخ، جو امنیت بر فضای دانشگاه حاکم است و هرگونه اقدام اعتراضی و یا انتشار نشریه ای با شدیدترین واکنش ها روبرو می شود.

هم چنین با توجه به اخبار رسیده از دانشجویانی که مورد بازجویی قرار گرفته اند احتمال بازداشت یا فراخوانی برخی از کارمندان دانشگاه به اداره اطلاعات وجود دارد.

موج احضارهای گسترده دانشجویان در سراسر کشور ادامه دارد و طی ان تاکنون صدها دانشجو به کمیته های انضباطی و یا نهادهای امنیتی و قضائی احضار شده و مورد بازجوئی قرار گرفته اند.

سید مسعود علوی دانشجوی دانشگاه آزاد ارومیه پس اعتراض به نتایج  انتخابات ریاست جمهوری به دو ترم تعلیق توسط دانشگاه و دویست هزار تومن جزای نقدی و سی ضربه شلاق توسط دادگاه انقلاب شهر ارومیه محکوم شد.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر علوی در روز 26 خرداد ماه و به هنگام شرکت در تجمع  اعتراضی دانشجویان دانشگاه ارومیه، توسط حراست دانشگاه بازداشت به اداره اطلاعات ارومیه تحویل داده شد.

وی پس از یک روز آزاد شد اما در دادگاه به سی ضربه شلاق تعزیزی به جرم برهم زدن نظم عمومی و تخریب اموال عمومی به محکوم شد.

این در حالی است که تجمع دانشجویان دانشگاه ارومیه در اعتراض به تقلب در انتخابات در داخل دانشگاه برگزار شده بود.



سایر اخبار را در اینجا بخوانید