Ahmadinejad is not Iran's President - احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست - Ahmadinejad n'est pas le Président de l'Iran - Ahmadinejad is niet de president van Iran - Ahmadinedschad ist nicht der iranische Präsident - Ahmadinejad non è il Presidente dell'Iran - Ахмадинежад не президент Ирана - وأحمدي نجاد ليس الرئيس الايراني - 内贾德不是伊朗总统 - अहमदीनेजाद ने ईरान के राष्ट्रपति नहीं है - אחמדינג 'אד הוא לא נשיא איראן - Ahmadinejad bukan Presiden Iran - アハマディネジャドイラン大統領されていません - Ahmadinejad ไม่อิหร่านของประธานาธิบดี - Ахмадінежад не президент Ірану - 아마 디 네 자드이란 대통령이되지 않습니다 - Ahmedinejad İran Cumhurbaşkanı değildir - Ahmadinejad is nie Iran se president - Ахмадинеджад не е Иранският президент - Ahmadinejad ay hindi Iran's Pangulo - Ahmedinedžad nije Iran's President - Ahmadinejad ei ole Iranin presidentin - Ahmadineyad non é o presidente do Irán
‏نمایش پست‌ها با برچسب مطبوعات جهان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مطبوعات جهان. نمایش همه پست‌ها
شهرزادنیوز: پنج شبکه بزرگ بین‌المللی جهان، صدای آمریکا، بی‌بی‌سی، دویچه وله، رادیو بین‌المللی فرانسه و رادیو بین‌المللی هلند پس از نشست خود در برلین بیانیه‌ای در مورد محدودیت‌های کنونی بر سر راه تبادل آزاد اطلاعات و اخبار در برخی کشورها از جمله ایران منتشر کردند. متن این بیانیه چنین است.

20 سال پس از فروریزی دیوار برلین و پایان جنگ سرد، آزادی بیان هنوز در بسیاری از کشورهای جهان بسی دور از تحقق است و خبرنگاران با محدودیت‌های بسیار پیچیده‌تری مواجه‌اند که مانع از گزارش‌دهی آزاد آنان می‌شود. با این که برای برخی از ما استفاده از مولتی مدیا به بخشی ضروری از زندگی روزمره‌مان تبدیل شده است، نباید فراموش کنیم که هنوز یک سوم جمعیت جهان نمی‌توانند آزادانه به اطلاعات دسترسی یابند. بحران اقتصادی جهانی نیز وضعیت را برای بسیاری از رسانه‌ها، به ویژه رسانه‌های مستقل کوچک‌تر، وخیم‌تر کرده است.

در پرتو این امر، پنج شبکه رادیو تلویزیونی بزرگ بین‌المللی (صدای آمریکا، بی بی سی، دویچه وله، رادیو بین‌المللی فرانسه، رادیو بین‌المللی هلند) از دولت‌های تمام کشورهای جهان می‌خواهند تا به محدودیت‌های رسانه‌‌ای پایان دهند. در نشست سالانه که امسال در برلین برگزار شد، مدیران این گروه از سران دولت‌ها خواهان رعایت بند 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر شدند که به موجب آن: "هر فردی حق دارد از آزادی عقیده و بیان برخوردار باشد؛ این حق شامل آزادی بدون مداخله ابراز عقیده، جستجو، دریافت و انتقال اطلاعات و افکار از طریق رسانه‌ها و فارغ از مرزهای جغرافیایی می‌شود". این شبکه‌های بین‌المللی اعلام می‌کنند که محک وجود دمکراسی در کشورها، میزان آزادی تبادل اطلاعات است و این امر به نوبه خود برای گفتگوی فرهنگ‌ها و تبادل افکار امریست ضروری.

طی سال گذشته، محدودیت‌های رسانه‌‌ای، به ویژه بر شبکه‌های بین‌المللی، طی کارزارهای انتخاباتی کشوری اوج گرفته است. ‌تاکتیک‌های به کار رفته شامل، ایجاد عامدانه پارازیت بر امواج ماهواره‌ای، مسدود کردن و بستن خدمات اینترنتی، و پیگرد و حبس خبرنگاران است که نمونه‌های آن افغانستان، برمه و ایران بوده است.

با وجود این، بسیاری از شهروندان شجاع این جوامع در سراسر دنیا برای حق ابراز عقیده و شنیده شدن صدای خود مبارزه می‌کنند. اریک بترمن، رئیس کنونی گروه شبکه‌های بین‌المللی، بر این واقعیت تأکید می‌کند و می‌گوید: "قدرت ابتکار و انرژی مخاطبان در سراسر دنیا در استفاده از ابزار نوین دیجیتالی برای تسهیل ارتباطات فرامرزی ما را تحت تأثیر قرار داده است. گزارشات شاهدان عینی از وقایع (که دولت‌هایشان ترجیح می‌دهند به گوش جهانیان نرسد)، که غالبا همراه با مطالب سمعی و بصری است، آغاز عصر جدیدی در ارتباطات را نوید می‌دهد و ما به عنوان شبکه‌های بین‌المللی می‌توانیم از آن بهره بگیریم و گزارش‌های خود را با گزارش‌های موثق شهروندان در مناطق بحرانی جهان تکمیل کرده و به گوش مشتاقان این اخبار برسانیم."

برخی از کشورها اقدامات بازدارنده خود را به رادیو و تلویزیون‌ها محدود نکرده و به اینترنت و سایر رسانه‌های نوین گسترش داده‌اند و تبادل اطلاعات را باز هم محدودتر کرده‌اند. مقامات کشورهای فاقد امکانات فنی برای مسدود کردن یا حذف رسانه‌های نوین به روش‌های سنتی سرکوب و ارعاب محاکمه‌های پر هزینه، زندان‌های طولانی مدت، توقیف اموال متوسل می‌شوند تا جریان اخبار را در سطح ملی و بین‌المللی محدود سازند.

پیش از نشست برلین، گزارشگران بدون مرز یک بیانیه مطبوعاتی صادر کرده و نگرانی خود را نسبت به گزارش‌های رسیده مبنی بر این "که پرووایدرهای اینترنتی در ایالت جنوبی چین، گواندونگ، یک نرم افزار فیلترینگ به نام "لاندون" (به انگلیسی به معنای سپر آبی رنگ یا سد آبی رنگ) نصب کرده‌اند که بسیار نیرومندتر از برنامه مشکل‌زای قبلی به نام سد سبز است" ابراز کردند. به گفته گزارشگران بدون مرز، در نتیجه، "دستیبابی به سایت‌های خبری مستقل دشوارتر و خطرناک‌تر شده است."

امروزه خبرنگاری باید یکی از خطرناک‌ترین مشاغل جهان تلقی شود. این گروه اظهار می دارد: "در سال گذشته، صدها خبرنگار در سراسر جهان از جمله برخی از خبرنگاران سازمان‌های ما مورد آزار قرار گرفته‌اند، دستگیر شده‌اند، تبعید شده‌اند، ربوده یا کشته شده‌اند."

اریک بترمن نتیجه می‌گیرد: "این امر فقط ما را مصمم‌تر می‌کند تا بر تلاش خود برای ایجاد یک جامعه جهانی متمدن که در آن جریان آزاد اطلاعات و گفتگوی فرهنگی بدون مانع انجام پذیرد، بیفزاییم."



سایمون تیسدال


اگر کسی هنوز نمی‌داند که چه بر سر انقلاب 2009 ایران آمد جوابش این است : تندروها حاکم شدند.

هجوم امروز به دفتر نامزد اصلاح طلب ریاست جمهوری، مهدی کروبی، در تهران، تهدیدات ناپخته علیه شخصیت‌های

پیشرو مخالف، بازداشت پیشگیرانه دانشجویانی که می‌خواهند به دانشگاه بازگردند، لفاظی‌های شدیدتر علیه نقشه‌چین‌های

خارجی؛ چیزی جز اقدامات ناخوشایند یک رژیم مستحکم شده‌ نیست که پس از روزهای تب‌آلود ژوئن تقریبا کنترل را از

دست داده بود. تجدید اطمینان محمود احمدی‌نژاد نیز در استهزا کشورهای غربی که برای از سرگیری مذاکرات با ایران

سر برنامه هسته‌ای مشتاق هستند، آشکار است.

رئیس‌جمهور این هفته روشن کرد که پرونده هسته‌ای بسته شده است، با این وجود پیشنهاد کرد با باراک اوباما در هر کجا و

هر زمان در مورد ” مسائل جهانی ” گفتگو کند. وی افزود بهترین جا برنامه زنده تلویزیونی خواهد بود. با توجه به اینکه

ایران هنوز باید به ابتکار ” بازکردن مشت” اوباما پاسخ دهد،

ممکن است سئوال دوم نیز با اطمینان پاسخ داده شود.

آیا ایران نگرانی‌های غرب را جدی می‌گیرد؟ ……………….نه اینطور نیست.

مشکلات ذاتی که دردرک شرایط ایران همیشه قابل توجه است، اکنون پس از انتخابات مناقشه‌آمیز یک لایه جدید از

پیچیدگی را به خود گرفته است. علی‌رغم گستاخی احمدی‌نژاد و تصویب تضمین شده کابینه راستگرای او از جانب مجلس،

ناظران معتقدند جنگ درونی در تشکیلات روحانیون و سیاسی ایران و شکاف‌هایی که اعتراضات خیابانی تابستان را باعث

شد، هنوز پایان نیافته است. جنگ‌های بزرگی بر سر مدیریت اقتصادی در جریان است و کسری بودجه با قیمت پایین نفت

شدیدتر شده است. هنوز سربازان انقلاب شکست خورده امید خود را از دست نداده‌اند.

یک تحلیلگر آگاه گفت: «یک نوع حس فلجی در تصمیم‌گیری وجود دارد. مشخص نیست که رژیم حتی اگر بخواهد آیا

می‌تواند وارد مراوده (با غرب) شود یا نه.» ترغیب آرام تا کنون عمل نکرده است. اما اگر واشنگتن و متحدانش تحریم‌های

بیشتری به خاطر نادیده گرفتن مهلت این ماه علیه تهران اعمال کنند، ممکن است رژیم متحد شود. گروه‌های تندرو ممکن

است حتی از یک مواجهه با غرب به عنوان روشی برای منحرف کردن نارضایتی داخلی استقبال کنند.

با فرض اینکه در دو هفته پیش رو پیشرفت چشم‌گیری روی نخواهد داد، اقدامی بعدی که آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان –

نقش‌آفرینان اصلی در داستان هسته‌ای ایران – انجام خواهند داد سئوال اصلی است که تاکنون بی‌جواب مانده است. به احتمال

زیاد توسل آنها به تحریم‌های شدیدتر خواهد بود، از جمله تلاش برای قطع واردات بنزین و دیگر تولیدات پالایش یافته نفتی.

همچنین ممکن است به دنبال ممنوعیت سرمایه‌گذاری و بازدارنده‌های شبیه کره شمالی در مورد بانک‌ها و مشاغل

باشند.

دو مشکل اصلی در این مورد وجود دارد. یکی این است که چین و روسیه به احتمال زیاد در این بازی شرکت نخواهند کرد.

این به معنی است که ممکن است چنین اقداماتی مجبور به دور زدن شورای امنیت سازمان ملل شود، آنچه که یاد آور

وضعیت عراق در اوائل سال 2003 است که منجر به تصمیم گیری توسط ” ائتلاف داوطلبان ، یعنی اساسا آمریکا، اتحادیه

اروپا و ژاپن خواهد شد. مشکل دوم این است که طبق اعتقاد برخی شکاک‌های آمریکایی، تحریم‌ها عمل نخواهند کرد.

جان بولتون نماینده سابق آمریکا گفت: ” اگر (تحریم‌ها) اعمال شوند ممکن است باعث کمبود‌‌هایی شود که احتمالا نارضایتی

داخلی را از رژیم افزایش دهد، برای همین به مرگ آن کمک می‌کند. اما هیچ‌کس نباید فکر کند تحریم‌های سخت‌تر در آینده

قابل پیش‌بینی تاثیری بر برنامه هسته‌ای ایران داشته باشد. ” دلایل آن متعدد است. شرکت های غربی و نیز چین و روسیه

بصورت مخفیانه محدودیت‌های جدید را دور می‌زنند؛ ایران می‌خواهد ظرفیت پالایش نفت را تا سال 2012 دوبرابر کند؛ و

از همه مهمتراین کشور دارای دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی است.

جری گوو تحلیلگر بین‌المللی هرالد تریبون گفت: “انزوای بیشتر اقتصادی ایران ممکن است باعث تقویت سپاه پاسداران

شود. تحریم‌های سنگین‌تر تندروها را علیه یک دشمن مشترک می‌شوراند و به شرکتها و تجارت های متعدد سپاه کمک

می‌کند.”

مسیر جایگزین شاید صبر کردن برای انفجار اجتناب‌ناپذیر از درون رژیم و در عین حال تشویق آن است. حامیان می‌گویند

این مورد می‌تواند از طریق تبلیغ عدم سرمایه‌گذاری، مشابه اقداماتی که در مورد رژیم دوران آپارتاید آفریقای جنوبی

اعمال شد و از طریق حمایت از ایرانیان “معمولی” ، گروه‌های زنان، دانشجویان و اتحادیه‌های و از طریق ایجاد فشار

توسط موسسات و مشاغل بین‌المللی انجام پذیرد.

چنین رفتاری ممکن است از طریق نوعی بی‌ثبات‌ سازی سری و اعمال خرابکارانه که بوسیله دولت بوش پیگیری می شد،

پیش برود یا نرود. این ممکن است شامل تلاش‌هایی برای آماده کردن همسایگان عرب بیمناک از ایران شود. اما در عمل

این تاکتیک‌های ” قدرت نرم ” اصولا وابسته به شرکت گسترده شهروندان است نه اقدامات دولت در برابر دولت.

حمایت از این رفتار اخیر توسط ستون‌نویس نیویورک تایمز راجر کوهن که اخیرا استدلال کرده است تناقضات داخلی رژیم

آنقدر گسترده و ناسازگار است که نمی‌تواند در درازمدت کنترل را نگه دارد. کوهن می‌گوید: ” از زمان انتخابات 22 خرداد

جمهوری اسلامی برای خود تهدید بسیار بزرگتری نسبت به دیگران شده است. از درون در حال تحلیل رفتن است. برای

آمریکا و متحدانش تهدید – از طریق تحریم یا چیزهای دیگر – خیلی احمقانه است. بی‌دلیل است. “

اگر این گزینه‌های سیاسی را کنار بگذارید دو انتخاب باقی می‌ماند. یکی اینکه اقرار کنید اسرائیلی‌ها در استدلال اینکه اقدام

نظامی تنها راه مطمئن برای متوقف کردن یا به تاخیر انداختن پیشرفت‌های هسته‌ای ایران است حق دارند. دیگر اینکه

هیچ‌کاری نکنید و امیدوار باشید که تضمین‌های مکرر ایران مبنی بر اینکه به دنبال ساخت بمب اتمی نیست درست باشد.

مشکل این است هر دو این‌ها فاجعه را به دنبال دارد.

منبع : روزنامه گاردین
ترجمه و برگردان : اَلفی بابیلونسکای



امين موحدي 


رادیو فردا : روزنامه نگار مشكين شهري به سبب انتشار مطالبي در روزنامه هاي محلي درباره تاثير پساب حفاري هاي حوزه سبلان در افزايش هشداردهنده ميزان سرطان دستگاه گوارشي در ميان مردم منطقه، روز پنجشنبه در منزل خود توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد. وی در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: در زندان تهدید شد که در صورت ادامه تحقیق و انتشار در این باره، به اتهام جاسوسي محاكمه خواهد شد. وي مي گويد: طی مدت تحقيق در سه روستا به 40 نفر مبتلا به سرطان برخورد کرد که تحت شیمی درمانی قرار داشتند. آقاي موحدي مي گويد: شرکت انرژی نوین، یا «سانا» در این منطقه به فعالیت های مربوط به انرژی مشغول بود. شرکت انرژی نوین را ماه گذشته وزارت خزانه داری آمریکا بخشی از سازمان انرژی اتمی ایران معرفی کرد و معامله با آن را تحریم کرد. روز پنجشنبه ماموران امنيتي جمهوري اسلامي امين موحدي روزنامه نگار مشكين شهري را در خانه اش بازداشت كردند. دليل بازداشت او انتشار مطالبي در روزنامه هاي محلي بود. درباره تاثير پساب حفاري هاي حوزه سبلان در افزايش هشداردهنده ميزان سرطان دستگاه گوارشي در ميان مردم منطقه. مطالب آقاي موحدي كه از سال 1382 در روزنامه هاي خياو، ‌آراز، آواي اردبيل و وراوي منتشر شده، حاكي از آن است كه ميزان راديواكتيو در آب آشاميدني منطقه كه از كوهپايه هاي سبلان تامين مي شود، بين چهار تا هفت برابر ميزان قبل از سال 1380 است. يعني از زماني كه فعاليت شركت «سانا» در منطقه آغاز شده. شركت سانا كه به گفته آقاي امين موحدي داراي 800 كارمند روسي و اوكرايني است، به فعاليت هايي در زمينه تامين انرژي مشغولند و تاسيسات آنها توسط شركت مارون ساخته و راه اندازي شده كه قبلا در اصفهان و نطنز تاسيسات هسته اي را راه اندازي كرده بودند. ميزان سرطان دستگاه گوارشي در استان اردبيل، بنا بر گزارش هاي رسمي دولت ايران، بالاترين ميزان و رشد را دارد و تقريبا دو و نيم برابر سطح جهاني است. آقاي امين در زمينه فعاليت هايش در زمينه آگاه ساختن مردم از اين مشكل به راديو فردا مي گويد: امين موحدي: من از سال 82 شروع كردم به ثبت اين موضوعات در روزنامه ها و جرايد و در طي انتشار آنها فشارها و سانسورها مانع افشاي جزئيات مي شد. حتي جناب آقاي خسروي مدير داخلي سانا در مشكين شهر، نتايج آزمايشات خود سانا را به ما گفتند كه فوق سري و امنيتي است. فرماندار وقت آن زمان هم گفتند هيچ آلودگي در آب نيست، در حالي كه وزارت بهداشت سكوت كرده بود. ما هم گفتيم وقتي فرمانداري در مورد مساله بهداشتي اظهارنظر مي كند، حتما منطقه بايد مصيبت زده باشد كه اعلام مي شود اين مساله. چرا بهداشت ساكت است، فرمانداري و مقامات امنيتي با ما برخورد مي كنند؟ ما خودمان فقط در سه روستا گشتيم كه 40 نفر در سه روستا شيمي درماني مي شوند، در مدتي كه ما دنبال اين مسائل بوديم. علي سجادي (راديو فردا): شما را به همين اتهام گرفتند؟ به اتهام پخش اين خبرها؟ امين موحدي: دليل پخش اين اخبار و اطلاع رساني كه در مورد زندانيان سياسي قبلا داشتيم. ولي بيشتر مطالب در مورد جزئيات افشاي مسائل سانا بود. ع . س: شما را وقتي مورد بازجويي قرار دادند، چه سئوالاتي از شما كردند؟ امين موحدي: بيشتر تهديد مي كردند تا سئوال كه شما اين مسائل را در اختيار بيگانگان گذاشتيد. مثلا تهديد مي كردند شما را متهم مي كنيم به جاسوسي، در صورتي كه يك روزنامه نگار در روزنامه مي نويسد و ربطي به جاسوسي ندارد. ما را تهديد كردند اگر ساكت نشويد باز هم به سراغتان مي آييم. ما حتي امنيت پياده روي ساده در خيابان را هم نداريم. ع . س: مي دانيد اصلا وظيفه اين شركت چيست؟ امين موحدي: ظاهرا وظيفه شركت استفاده از گرماي اعماق زمين است، ولي به خاطر اين كه منطقه سبلان يك منطقه اي است كه مشرف بر شهرستان مشكين شهر است و هر عملياتي كه در آنجا انجام شود، سريعا در آب هاي جاري سطح شهر تاثير مي گذارد و شركتي كه در آنجا كار مي كرد، شركت مارون بود كه قبلا در نطنز فعاليت داشت. ما از همينجا پي برديم كه بايد يك ارتباطي اينها با هم داشته باشند. نطنز و اصفهان محل عمليات شركت مارون بود كه همان شركت نيز عمليات حفاري را در مشكين شهر انجام دادند و تونل هاي سه كيلومتري احداث كردند، چاه هاي بسيار عميق و حتي شواهدي كه اين منطقه داراي ذخاير اورانيوم باشد وجود دارد و كوچكترين حركت و شكستگي در لايه هاي منطقه مي تواند آب هاي منطقه را آلوده كند. فقط دو سه نفر از اهالي بومي منطقه وظيفه آشپزي و اينطور كارها را برعهده دارند، ولي سايرين همه از كشورهاي اوكراين و روسيه هستند. ع . س: هيچ وقت با مقامات بهداشتي شهر راجع به اين موضوع صحبت كرديد؟ امين موحدي: مقامات بهداشتي در اين مورد كلا سكوت مي كنند و به ما جوابي نمي دهند. فقط فرمانداري چند بار به ما جواب دادند. با خود آقاي خسروي يكي دو بار مصاحبه كرديم. آقاي آروتلو مدير عامل سانا اظهارنظر فرمودند. ما هم گفتيم كه نتايج آزمايشات خودتان را افشا كنيد. ولي گفتند اين نتايج امنيتي است. يعني موضوع بهداشت را يك مقوله امنيتي كردند. ع . س: پزشكان منطقه چه مي گويند؟ آيا از بيماري هاي خاصي ياد مي كنند كه اخيرا شيوع كرده باشد؟ امين موحدي: بله، بيماري سرطان دستگاه گوارش و سرطان خون آنقدر زياد شده كه فرم هاي ثبت سرطان در همه مطب ها وجود دارد. حكم بر اين است كه هر بيماري در هر بيماري شيوع پيدا كند، فرم هاي مربوط به آن بيماري را به مطب هاي پزشكي مي دهند تا ميزان پراكندگي و فراواني بيماري را تشخيص بدهند. الان آمار كساني كه در خود مشكين شهر فقط تحت شيمي درماني هستند، بسيار بالا است و اين مساله تنها شامل مشكين شهر نمي شود. كوه سبلان محل آبريز سه شهر اردبيل، سراب و مشكين شهر است. ولي چون مشكين شهر نزديكتر است، اينجا نمود بيشتري دارد. ع . س: حالا چه كار مي شود كرد براي بهداشت منطقه؟ امين موحدي: من با سياست هاي هسته اي دولت كاري ندارم، ولي حداقل خواهان رعايت بهداشت هسته اي هستيم كه اگر در اينجا كارهايي مي كنند، لااقل بهداشت هسته اي را رعايت كنند و اگر واقعا راست مي گويند، نتايج آزمايش هاي خودشان را به صورت علني افشا كنند. بازرساني بفرستند و ميزان راديو اكتيو را سنجش كنند. ما چيز بيشتر نمي خواهيم. ع . س: هيچ وقت با مجلس شوراي اسلامي تماس گرفتيد تا اين اطلاعات را در اختيار آنها قرار دهيد؟ امين موحدي: من شخصا از نماينده خود مشكين شهر در يك محفلي در اين باره سئوال كردم، كه گفتند اين موضوع را فراموش كنيد. اين نشريات طبعا به مجلس، وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت بهداشت هم مي رود. ولي سكوت معنادار اينها ما را بيشتر نگران مي كند. من مي خواهم بازرسان بين المللي به اينجا بيايند. بازرسان بهداشتي بيايند اين منطقه را ببينند. جهش هاي ژنتيكي را ملاحظه كنند. ميزان راديواكتيو را اندازه گيري كنند و از منطقه سبلان بازديد به عمل بياورند. ع . س: گفتني است خبرگزاري هاي داخلي نيز خبر از شيوع سرطان در شمال غرب ايران مي دهند.
 موج سبز آزادی : روز گذشته سند رسمی سرقت علمی وزیر علوم دولت کودتا، کامران دانشجو ، اما امروز نوبت می‌رسد به یک سرقت علمی دیگر توسط یک وزیر دیگر کابینه کودتا و آن شخص کسی نیست جز حمید بهبهانی، وزیر راه!‌ بر طبق این سند و با احتساب کردان و دانشجو، سومین نمونه سرقت علمی وزرای پیشین و فعلی دولت احمدی‌نژاد به اثبات می‌رسد.


این رشته سرقت‌های علمی در کابینه دولت کودتا گویی سری دراز دارد و معلوم نیست قصه رسوایی‏های دولت کودتا چه وقت می‏خواهد پایان یابد و دامنه تقلب‏ها و سرقت‏های علمی‏اش به چند وزیر رسیده است. وقتی رییس کودتا به راحتی هر واقعیتی را انکار می‌کند و در دروغگویی و بی صداقتی از همه سبقت گرفته است نباید توقع داشت که اعضای کابینه‏ اش آدم‌هایی بهتر از علی کردان و کامران دانشجو باشند.



بعد از رو شدن دست کامران دانشجو توسط مجله علمی و معتبر نیچر، اینک نوبت دزدی علمی آقای حمید بهبهانی وزیر راه کابینه کودتا بود که توسط نشریه فرانسوی لیبراسیون رونمایی شده است. طبق خبر این نشریه، یک دانشمند ایرانی به استاد دانشگاهی به نام «کریستف کلارمونت» که رییس موسسه تحقیقاتی آکادمی ناوال نیز هست ایمیل زده و در آن نشان داده که چگونه آقای بهبهانی قسمت‏هایی از مقاله‏های «کریستف کلارمونت» و همکاران چینی و یک همکار کانادیی او به نام «جری فوربز» را بدون ذکر منبع کاملا کپی برداری کرده است. لازم به توضیح است که مقاله‏های یاد شده در سال‏های 2002و2003 و 2004 منتشر شده‏اند.جناب حمید بهبهانی همراه با دو نفر ایرانی دیگر به نام‏های حسن زیاری و محمد خبیری قسمت‌هایی از مقاله‏های محققان نامبرده را کپی‏برداری کرده و مقاله‏ای به نام خود در سال 2006 و در مجله‏ای لیتوانیایی متعلق به «دانشگاه فنی ویلنیوس» منتشر کرده است


قسمت‌هایی که در دو نسخه اصلی و تقلبی مقاله در زیر با رنگ دیگری برجسته شده است، کپی‌برداری‌های جناب آقای بهبهانی از آثار علمی دیگران بدون ذکر مرجع  را به خوبی نشان می دهد. موج سبز آزادی تنها دو نمونه از سرقت علمی وزیر راه  را جهت آگاهی مخاطبان در پی می‌آورد. علاقمندان به مشاهده کلیه موارد تخلف و تقلب در این مقاله می‌توانند به اینجا مراجعه کنند


اصل مقاله:



مقاله جعلی و کپی برداری شده بهبهانی:



اصل مقاله:



کپی برداری بهبهانی:




 نباید از قلم انداخت که جناب بهبهانی پس از این تقلب‌ها و سرقت‌های علمی که تنها یک موردش در یک دانشگاه غیرایرانی کافیست تا طرف را برای همیشه از اعتبار علمی ساقط کند، به منصب استادی دانشگاه دانشگاه علم و صنعت رسید و استاد راهنمای پایان‌نامه دکتری رئیس دولت کودتا، محمود احمدی‏نژاد نیز بوده است. احمد شیرزاد نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم، پیش از این در جایی نقل کرده  بود که آقای بهبهانی جلسه پایان نامه احمدی‏ نژاد را بدون حضور ایشان و با صلواتی به پایان می رسانند.

البته شاگرد هم این محبت استاد را فراموش نکرده و سمت وزارت راه  کابینه کودتا را به استاد گرانقدر خود هبه می‌کنند! سوالی که در این مورد به ذهن هر کسی ممکن است خطور کند این است که در جایی که استاد راهنما در کار علمی خود شرط صداقت را رعایت نمی‌کند، چگونه می‌توان مطمئن بود دانشجویی که زیر دست او تربیت می‌شود به چنین مشکلی مبتلا نشود و مدرک تحصیلی‌اش دچار ابهام نباشد؟

قصه آمار و ارقام و اطلاعات غلط آقای بهبهانی البته سر دراز دارد و صرفا به آثار علمی (!) ایشان ختم نمی‌شود. خبرنگاران شاید بهتر از هر صنف دیگری با این نکته همدلی داشته باشند چرا که تاکنون بارها به دلیل تکذیب اطلاعات و آمار غلط و دروغین توسط بهبهانی، خبرنگاران با او درگیر شده‌اند. به گفته برخی خبرنگاران به تکذیب آار غلط توسط بهبهانی و تصحیح آن از سوی خبرنگاران، وی آنان را به خط‌گیری از احمد خرم وزیر راه دولت خاتمی متهم‌ می‌کرد. داستان دروغگویی‌های آقای بهبهانی البته تنها به فعالیت‌های آکادمیک و دادن اطلاعات غلط به خبرنگاران خلاصه نمی‌شود.

ایشان از سوی همکاران نزدیک خودشان نیز بارها به دروغگویی متهم شده‌اند. یک نمونه‌ بسیار جدیدش هم مصاحبه دیروز ایلخانی، رئیس برکنار شده سازمان هواپیمایی کشوری با خبرگزاری مهر بود که صراحتا در آن مصاحبه گفته بود: "بهبهانی به راحتی دروغ می‏گوید". محمود احمدی‌نژاد صرف بده بستان‌های شاگرد- استادی، کسی که چنین در زندگی آکادمیک و اجتماعی- سیاسی خود بی‌کفایت و بی‌صداقت را به وزارت راه گماشته و تاوان این انتصاب غیرمدبرانه را قربانیان بی‌گناه سوانح زمینی و هوایی می‌دهند، نه جناب رئیس‌جمهور و وزرای بی لیاقت‌شان که ذره‌ای قدر و قیمت جان آدمی را نفهمیده‌اند

بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد، در دیدار با محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری ایران، نسبت به وضع حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد.


دفتر مطبوعاتی دبیر کل سازمان ملل همچنین اعلام کرده است که بان کی مون در دیدار با محمود احمدی‌‌نژاد درباره وضعیت حقوق بشر و از جمله درمورد آزادی انجمن‌ها، اجتماعات و مذهب همچنان دارای نگرانی است.
در این بیانیه آمده است: «(بان کی مون) بر ضرورت اتخاذ رویه صحیح و شفاف در محاکمات و برخوردهای پس از انتخابات و در مورد دیگر زندانیان تاکید کرد.»

پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری در ۲۲ خرداد ماه، میلیون‌ها نفر در سراسر ایران دست به اعتراض زدند که به شدت از سوی نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی سرکوب شد.

به گفته مقام‌های جمهوری اسلامی در رویدادهای پس از انتخابات نزدیک به چهار هزار نفر بازداشت شدند که همچنان دهها نفر از آنها در زندان هستند.
رهبر جمهوری‌اسلامی و دستگاه‌های زیر نظر وی معترضان به نتایج انتخابات را متهم به راه‌انداختن انقلاب مخملی کرده‌اند و محاکماتی را با همین اتهام برای چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب و شماری از روزنامه‌نگاران برپا کرده‌اند.

برخی از این متهمان پس از تحمل زندان‌های انفرادی، علیه خود لب به اعتراف گشوده‌اند که رهبر جمهوری اسلامی ضمن تأیید آن از پخش تلویزیونی آن نیز حمایت کرده است.
همچنین به گفته کمیته مشترک میرحسین موسوی و مهدی کروبی کشته شدن ۷۲ نفر در روزهای پس از انتخابات برای این کمیته محرز شده است.شماری از این بازداشت‌شدگان پس از دستگیری جان خود را از دست داده‌اند.

محمود احمدی‌نژاد، کشته شدن شهروندان در خیابان‌ها و زندان‌ها، حمله به کوی دانشگاه تهران و وقایع بازداشتگاه کهریزک را به معترضان و عوامل برانداز نسبت داده است.

ايلنا: رئيس‌جمهور در بدو ورود به نيويورک در کنفرانس خبری با سردبيران ارشد و خبرنگاران خبرگزاری آسوشيتدپرس و شبکه تلويزيونی ای‌پی‌تی‌ان شرکت کرد.

به گزارش ايلنا ، محمود احمدی‌نژاد در کنفرانس خبری با سردبيران ارشد و خبرنگاران خبرگزاری آسوشيتدپرس و شبکه تلويزيونی ای‌پی‌تی‌ان ، در پاسخ به سوال يکی از خبرنگاران که درباره هولوکاست ،گفت : ما با همه جنايت‌هائی که در جنگ جهانی دوم رخ داده است مخالفيم و در برابر ما همه انسان‌ها محترمند. اما نکته اصلی اينجا است که اگر جنايتی در آن زمان رخ داده است چرا مردم فلسطين بايد تاوان آن را بپردازند ؛ چرا بايد سرزمين فلسطين اشغال شود ، در آنجا نسل کشی صورت گيرد، مردم آن آواره شوند و از بسياری از نيازهای انسانی از جمله غذا و دارو محروم شوند ؛ بنابر‌اين اگر به بهانه هولوکاست مردم فلسطين کشته می شوند بايد درباره آن صحبت شود.
وی در پاسخ به سوال ديگری مبنی بر اينکه، آيا ايران مايل است برای تامين امنيت در عراق و افغانستان با غرب همکاری کند، افزود : ايران از ناامنی در عراق و افغانستان بيش از همه کشورها زيان ديده است و ما بارها اعلام کرده‌ايم که آماده کمک برای تامين امنيت منطقه هستيم، اما هنگامی که سياست های اشغالگران نادرست است چه می‌توان کرد.
احمدی نژاد تاکيد کرد : مشکلات منطقه راه‌حل نظامی ندارند،بلکه بايد با توسعه اقتصادی و فرهنگی امنيت منطقه را برقرار کرد.

وی با اشاره به هزينه ۲۵۰ ميليارد دلاری که در افغانستان استفاده شده است،گفت : چنانچه بخشی از اين هزينه برای ايجاد اشتغال و امور فرهنگی بکار گرفته می‌شد،بيش از نود درصد امنيت اين کشور تامين می‌شد.
رئيس‌جمهور در پاسخ به سوال يکی از خبرنگاران که از وی درباره نتايج نشست اعضای گروه پنج بعلاوه يک با نماينده ايران پرسيد،افزود : موضوع هسته‌ای در دستور کار ما نيست و فقط از طريق قانونی که آژانس است برنامه هسته‌ای را بايد پی‌گيری کرد.
وی با تاکيد بر ضرورت تغيير در نگاه و رفتار دولت مردان غرب،گفت : در نشست پنج بعلاوه يک سه موضوع قابل بحث است که خلع سلاح کامل هسته‌ای در جهان ، زمينه سازی برای استفاده صلح آميز از انرژی هسته‌ای و تامين اورانيوم با غنای بيست درصد برای خريد از آن جمله است.
احمدی‌نژاد با اشاره به اينکه ايران اورانيوم سه‌و‌نيم درصد را غنی سازی می‌کند،افزود : راکتور تهران که راديو دارو توليد می‌کند ، نيازمند اورانيوم با غنای حدود بيست درصد است که می‌توانيم برای خريد آن با آنها مذاکره کنيم.
رئيس‌جمهور کشورمان همچنين در پاسخ به اين سوال که دلايل ايران برای اينکه می‌گويد برنامه هسته‌ای نظامی ندارد،چيست؟افزود‌: دلايل ما گزارش آژانس است که بارها اعلام کرده است هيچ انحرافی در برنامه هسته‌ای ايران نيست.
وی تاکيد کرد : دولت‌هايی که مدعی مخالفت با توليد سلاح هسته‌ای هستند اول بايد سلاح های خود را از بين ببرند ، کسانی بايد پروتکل الحاقی را امضا کنند که هزار کلاهک هسته‌ای در اختيار دارند نه ما که در ابتدای استفاده از فن‌اوری هسته ای هستيم ، جمهوری اسلامی ايران در يک مرحله اين پروتکل را امضا کرد، اما ديديم که اين موضوع بهانه‌ای شد برای محروم شدن از حقمان آن هم از جانب کسانی که هزاران بمب هسته ای دارند.
احمدی‌نژاد درباره ديدگاهش درباره منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای افزود: اگر اين تصميم عادلانه باشد آن را می‌پذيريم ، جمهوری اسلامی ايران در پی سلاح هسته‌ای نيست و معتقديم جهان بايد عاری از اين سلاح باشد و رئيس‌جمهور امريکا هم بايد در اين زمينه اصل سياست‌های غلط اين کشور را تغيير دهد نه بسته‌‌بندی آنها را.
رئيس جمهور در ادامه در پاسخ به سوال يکی از خبرنگاران که از وی درباره کشته شدن عده ای در حوادث پس از انتخابات پرسيد گفت : ما مخالف هرنوع خونريزی هستيم ، انها که کشته شدند هموطنان ما بودند و مقصر نبودند بلکه مقصر اصلی برخی سياسيون هستند و من از دستگاه قضائی خواسته‌ام اين موضوع را پی‌گيری کند.
احمدی‌نژاد تاکيد کرد : متاسفانه حدود سی نفر در اين حوادث کشته شدند ، که البته در امريکا روزانه بيش از اين تعداد بدست پليس کشته می‌شوند که ما برای همه متاسفيم و آرزو می کنيم روزی اسلحه‌ها به قلم تبديل شوند.
وی در پاسخ به سوال ديگری مبنی بر اينکه آيا دولت وی در کشته شدن اين افراد نقش داشته است، گفت: در شرايط آشوب اينگونه موارد بروز می‌کند که دولت ايران در بروز آن نقشی نداشته است ،برخی دولت‌های غربی در اين حوادث نقش بارزی داشتند که البته در آن عده‌ای از طرفداران دولت و رهگذران نيز کشته شدند و ما تلاش می‌کنيم راه‌های دخالت بيگانگان را ببنديم تا چنين حوادثی تکرار نشود.
وی درباره دولت اوباما هم افزود : دنيا نيازمند تغيير است و اميدواريم اوباما در مسير تغيير حرکت کند و سياست‌های غلط گذشته را در مسير اصلاح قرار دهد ، دولت امريکا زمان زيادی برای اين کار در اختيار ندارد و بايد تلاش کند تا تغييرات واقعی و حقيقی روی دهد و ما هم از آن استقبال می‌کنيم.
رئيس‌جمهور کشورمان در پايان در پاسخ به سوال يکی از خبرنگاران که پرسيد چرا ايران موشک‌های دوربرد توليد می‌کند،گفت : اين حق مسلم هر کشوری است که امکانات دفاعی داشته باشد،اما سياست‌های دفاعی ايران صرفا بازدارنده است.
وی در پاسخ به کسانی که ايران را تهديد می‌خوانند، گفت : ايران فرصت مناسبی است که دولت‌های غربی در تعامل با آن می توانند به موفقيت دست يابند.
احمدی نژاد همچنين با اشاره به تصميم امريکا برای برچيدن سپر موشکی در اروپای شرقی افزود : برخی با پيش کشيدن موضوع ايران قصد دارند افکار عمومی را در قبال اين تصميم توجيه کنند.






یک نشریه علمی معتبر نوشته که کامران دانشجو وزیر علوم دولت دهم، مقاله علمی سه پژوهشگر کره جنوبی را رونویسی کرده و به نام خود به چاپ رسانده است.

وبلاگ متعلق به نشریه معتبر علمی نیچر (Nature)، در گزارشی اعلام کرده است که آقای دانشجو در سال ۲۰۰۹ مقاله‌ای به نام خود و فرد دیگری به نام مجید شهراوی به چاپ رسانده که شباهت فراوانی به مقاله‌ای دارد که هفت سال پیش از سوی چند پژوهشگر کره جنوبی منتشر شده بود.

براساس این گزارش، مقاله دانشجو و شهراوی در سال ۲۰۰۹ در نشریه «مهندسی با رایانه» (Engineering with Computer) منتشر شده که عملا مقاله‌ای رونویسی شده از سه پژوهشگر کره‌ای است.

مقاله کامران دانشجو

مقاله این سه کره‌ای در سال ۲۰۰۲ در نشریه «ژورنال فیزیک دی» (Journal of Physics D) منتشر شده است.

مقاله سه پژوهشگر کره‌ای

در ادامه این گزارش، مدرک علمی کامران دانشجو که به تازگی به سمت وزیر علوم ایران منصوب شده، «بحث برانگیز» خوانده شده است.

کامران دانشجو در سال ۱۹۸۹ به همراه هفت دانشجوی دیگر به اتهام آتش زدن یک کتابخانه در ماجرای تکفیر سلمان رشدی از بریتانیا اخراج شد.

مخالفان می‌گویند که دانشجو پس از اخراج از بریتانیا نمی‌توانسته مدرک تحصیلی از دانشگاه‌های این کشور اخذ کند، در حالی که وی مدعی داشتن چنین مدرکی است.

برخی از نزدیکان آقای دانشجو نیز گفته‌اند که وی مدرک علمی خود را از یکی از دانشگاه‌های ایران اخذ کرده است.
کامران دانشجو در کابینه محمود احمدی‌نژاد، سومین نفری است که صحت مدارک تحصیلی‌اش با تردید و ابهام مواجه شده است.


علی کردان وزیر پیشین کشور، نخستین کسی بود که مجلس ایران ثابت کرد که مدرک تحصیلی وی از دانشگاه آکسفورد «جعلی» است و اعتبار ندارد.

صحت مدرک تحصیلی علیرضا رحیمی، معاون اول احمدی‌نژاد نیز از سال گذشته مورد تردید برخی نمایندگان مجلس قرار گرفته است.

این نمایندگان می‌گویند که مدرک رحیمی، مشابه مدرک علی کردان بوده و «فاقد» اعتبار است.

کامران دانشجو پائیز سال گذشته به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور منصوب شد و پس از رای آوردن استیضاح علی کردان و برکناری او از وزارت کشور، مدتی سرپرستی این وزارتخانه را عهده‌دار شد.

وی در انتخابات بحث برانگیز دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، سرپرست ستاد انتخابات کشور بود.

معترضان به نتیجه انتخابات اعلام کرده‌اند که در این انتخابات ۲۲ خرداد ماه «تخلف‌ها و تقلب‌های» گسترده‌ای به نفع احمدی‌نژاد صورت گرفته است.

آنها اعلام کرده‌اند نتیجه این انتخابات را نپذیرفته و دولت برآمده از آن را «نامشروع» می‌دانند.




نوروز: از آنجا که در روزهای اخير آمار غير واقعی فراوانی از سوی مقامات رسمی و غيررسمی وابسته به کودتاگران در خصوص تعداد کشته شدگان حوادث اخير منتشر شده که در اين زمينه ميتوان به آخرين آمار يعنی اظهارات فرمانده سپاه اشاره کرد، پايگاه اطلاع رسانی نوروز در پاسخ به اينگونه اظهارات بی پايه و اساس که برای پاک کردن صورت مسئله و منحرف کردن اذهان عمومی از جنايات انجام شده در حوادث پس از انتخابات بيان ميشود، اقدام به انتشار اسامی دقيق اين شهدا می کند تا شايد وجدان های خفته بيدار شده و از کتمان حقايق روشن دست برداشته و از اعمال و جنايات انجام شده توسط زيرمجموعه ها و عوامل کودتا را پذيرفته و سعی در سرپوش گذاشتن بر جنايات نداشته باشند.

در اين خبر اسامی و مشخصات دقيق ۷۲ شهيد جنبش سبز که تاکنون احراز هويت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسايی و تکميل اين ليست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در اين ليست ختم نمی گردد.
نوروز ياد آور ميشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرين ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخير ۲۷ نفر بوده که تنها ۷ نفر از آنها معترضين به نتيجه انتخابات بودند و ۲۰ نفر ديگر را نيروهای انقلابی و بسيجی تشکيل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسيده اند.
در ادامه، " نوروز" جهت تنوير افکار عمومی دو ليست از کشته شدگان ارائه می کند.
ليست اول شامل اسامی ۲۵ شهيد گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هايشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس ميرحسين موسوی و حجت الاسلام و المسلمين مهدی کروبی، شهادت فرزند يا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.








ناصر اعتمادی - شصت و ششمين جشنواره سينمای ونيز جايزۀ "شير نقره ای" را به فيلم "زنان بدون مردان" نخستين ساختۀ خانم شيرين نشاط اهدا کرد.
شيرين نشاط با اظهار اين مطلب که فيلم اش را برای همۀ ايرانيان ساخته است از حکومت تهران خواست تا "حقوق اساسی مردم ايران و دموکراسی را محترم شمارد".
فيلم "زنان بدون مردان" صريحاً به "خاطرۀ کسانی اهدا شده که در مبارزه برای آزادی و دموکراسی در ايران از انقلاب مشروطه تا جنبش سبز کنونی جان خود را از دست داده اند." "زنان بدون مردان" که بر اساس رُمان معروف خانم شهرنوش پارسی پور با همين عنوان ساخته شده روايت رهايی چهار شخصيت زن ايرانی در دورۀ پرالتهاب نخستين سال های ١٣٣٠، به ويژه پس از سرنگونی حکومت محمد مصدق در ٢٨ مرداد ١٣٣٢ است.

پس از نمايش اين فيلم، شيرين نشاط به خبرنگاران گفته بود که "تصاوير اين دوره شبيه دوره کنونی است : مستبدين عوض می شوند، مبارزه برای آزادی ادامه دارد."

شيرين نشاط هنرمند سرشناسی است که آثارش به هويت زنان مسلمان امروز اختصاص يافته است. در ١٩٩٨ فيلم ويديويی او جايزۀ "شير طلايی" چهل و هشتمين دوسالانۀ ونيز را از آن خود کرده بود.

آوازۀ جهانی شيرين نشاط به ويژه مرهون آن دسته از آثار وی است که چهره زنان پوشيده از خوشنويسی های فارسی را به نمايش می گذارند.

بابک دهقان پیشه
هفته گذشته و بدنبال تایید صلاحیت اکثر وزیران پیشنهادی کابینه دهم از سوی مجلس ایران، این طور به نظر رسید که برای اولین بار پس از انتخابات پرحاشیه 12 ژوئن، محمود احمدی نژاد مجددا در راس امور قرار گرفته است. وی حتی بر تمایل خود نسبت به از سرگیری گفتگوهای هسته ای تاکید کرد. در عین حال به نظر نمی رسد که نیروهای تندروی حکومت از مواضع خود در قبال آزار و شکنجه رقبای سیاسی عقب نشینی کرده باشند. و حالا تمام تلاش تندروها مقابله با تهدید بالقوه ایست به نام آغاز سال تحصیلی جدید در ایران.
همیشه در طول تاریخ، دانشگاه ها – از پکن گرفته تا برکلی- منشاء شکل گیری و آغاز اعتراضات بوده ؛ از این رو انتظار می رود با شروع سال تحصیلی جدید ، شاهد سرکوب های گسترده تری از سوی نیروهای امنیتی باشیم. هفته گذشته رهبر عالی ایران آیت الله خامنه ای در جمع اساتید دانشگاه ها گفت "بسیاری از علوم انسانی و هنرهای آزاد مبتنی بر جهان بینی های مادی گرایانه است  که منجر به سست شدن ریشه های اعتقادی علوم اسلامی و خداشناسی می شود." وی سپس خواهان "توجه جدی دولت" و بررسی و رفع این مشکلات در سطح دانشگاه ها شد. نگرانی خامنه ای کاملا بجا و قابل درک است :دانشگاه های کشور در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی 1979 بستر نا آرامی ها و حرکت های اعتراضی بود که جوانان تندرویی مانند احمدی نژاد بعدها اقدام به پاکسازی دانشگاه -از عوامل به اصطلاح غیرخودی – کردند.
و حالا نشانه هایی به چشم می خورد که حاکی از شکل گیری "انقلاب فرهنگی دوم" است. تنها سه روز پس از برگزاری انتخابات 12 ژوئن، نیروهای امنیتی و لباس شخصی با حمله به کوی دانشگاه تهران ، تخریب اموال دانشجویان و کشتار بسیاری از ساکنان کوی، حامل این پیام برای دانشجویان دیگر شهرها بودند که در صورت ادامه اعتراض با سرنوشت مشابهی روبرو خواهند شد.  همزمان شهرهای شیراز و اصفهان نیز شاهد حمله نیروهای امنیتی به درون دانشگاه ها بود. گزارش ها از شیراز حاکیست هنگامی که دانشجویان شعار "مرگ بر دیکتاتور" و شعارهای مشابه سر داده بودند، با حضور سنگین نیروهای پلیس و نیروهای شبه نظامی بسیج در دانشگاه روبرو شدند. از سویی دیگر وزارت اطلاعات نیز وارد عمل شد و بسیاری از دانشجویان را به بازجویی فرا خواند. به نظر می رسد هدف بعدی سرکوب ها، دانشگاه آزاد اسلامی باشد که در واقع بزرگ ترین مجموعه آموزشی دانشگاهی در ایران است که سالها قبل توسط هاشمی رفسنجانی  یکی از جدی ترین رقبای احمدی نژاد-  تاسیس شد.  تا کنون مقامات دولتی هیچ حرفی از تعلیق و یا تعطیلی سال تحصیلی پیش رو نزده اند. به هر حال مطمئنا نمره تنها چیزی نیست که دانشجویان در ترم جدید نگران آن باشند.
۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

مقاله گاردين درباره شکنجه و قتل دانشجويان تهران

جنایات تکان دهنده علیه نسل جوان

سعيد کمالی دهقان
آنها نيمه شب آمدند، درست وقتی که خوابگاه در سکوت شب فرو رفته بود. بيرون از خوابگاه هنوز شهر در اضطراب بود، خشم و غضبی که دو روز پس از «سرقت انتخاباتی»، دامن شهر را فرا گرفته بود. در داخل خوابگاه اميرآباد، دانشجويان سعی می کردند بخوابند، اما در دلشان غوغا بود. همين چند ساعت پيش بود که عده زيادی آنها در جلوی در دانشگاه تهران، مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.
آنچه در اين مکان رخ داد، يکی از رويدادهای اصلی ناآرامی های پس از انتخابات ايران بود: نيروهای انتظامی اول قفل های خوابگاه راشکستند و سپس استخوان ها راً...! به ده ها دانشجو حمله کردند، بيش از 100 نفر را دريدند و پنج نفر را کشتند. مسؤولان کشور هنوز آنچه را اتفاق افتاده، کتمان می کنند. اما کنار هم گذاشتن مصاحبه هائی که با پنج نفر از شاهدان اين ماجرا به عمل آمده، داستان متفاوتی را جلوی ديدگان می گذارد.
يکی از 133 دانشجوئی که آن شب دستگير شدند، می گويد: «داشتيم آماده خوابيدن می شديم که ناگهان صدای شکستن قفل ها و وارد شدن به اتاق های خوابگاه را شنيديم. قبلاً آنها را موقع کتک زدن دانشجويان ديده بودم، اما فکر نمی کردم به داخل اتاق ها بيايند. اين کار حتی بر خلاف قوانين ايران است.»
چهل و شش نفر از دانشجويان يکی از خوابگاه ها دستگير و به زيرزمين وزارت کشور در خيابان فاطمی منتقل شدند. در طبقه های بالائی همان ساختمان بود که به شمارش آرا مشغول بودند و تقلب ها بر اساس آنچه معترضان ادعا می کنند، در جريان بود. 87 نفر ديگر از دانشجويان را به يک ساختمان امنيتی در خيابان حافظ بردند. دانشجويان از شکنجه و بدرفتاری حکايت می کنند.
پنج نفر کشته شدند: فاطمه براتی، کسری شرفی، مبينا احترامی، کامبيز شعائی و محسن ایمانی. آنها را فردای همان روز در گورستان معروف بهشت زهرای تهران وآّنچنان که گزارش می شود، بدون اطلاع خانواده هايشان، دفن کردند. اسامی کشته شدگان از سوی نهاد دانشجوئی تحکيم وحدت تأييد شده است.
شاهدان می گويند به سر دو زن و سه مرد، مرتباً باتوم الکتريکی می زدند. از خانواده های آنها خواسته شده بود درباره فرزندانشان سخنی نگويند و برای آنها مراسمی نگيرند. اين نظير همان اتفاقی است که برای ندا سلطان اتفاق افتاد. دختری که پس از ثبت مرگ وی در اثر اصابت گلوله در خيابان بر روی نوار ويدئو، چهره اش نماد جنبش معترضان شد.
مطابق قوانين ايران، نيروی انتظامی، سپاه پاسداران وساير شبه نظاميان اجازۀ ورود به دانشگاه های کشور را ندارند. اين قانون، ميراث شورش دانشجوئی سال 1378 بود.
اما درحاليکه کشور در هاله ای از اعتراضات پس از انتخابات 22 خرداد فرو رفته بود، هيچ مانعی بر سر راه وقايع يکشنبه شب وجود نداشت. يکی از دانشجويان به خاطر می آورد: «پليس گاز اشک آور به داخل خوابگاه شليک کرد، ما را کتک زد، پنجره ها را شکست و ما را مجبور کرد روی زمين دراز بکشيم. من حتی در بين معترضان هم نبودم اما يکی از آنها پريد روی پشت من و شروع به کتک زدن کرد. بعد درحاليکه وانمود می کرد مشغول بازرسی بدنی من برای يافتن اسلحه است، از من سوء استفاده جنسی کرد. تهديد می کردند ما را اعدام می کنند و به ما تجاوز می کنند.»
دانشجوی ديگر، صحنه را اينگونه توصيف می کند: «پليس ضد شورش در دو صف ايستادند و يک تونل تشکيل دادند که سقف آن، از سپرهايشان تشکيل شده بود. آنها ما را مجبور کردند از داخل تونل عبور کنيم، درحاليکه ما را کتک می زدند و با سپرهايشان به سرمان می کوبيدند. پای يکی از همکلاسی هايم شکسته بود، اما او را هم مجبور کردند از تونل رد شود.»
دانشجوهای ديگر هم تجربه مشابهی را با حضور بسيجی ها نقل می کنند. يکی از آنها گفت: «يک بسیجی روی پشتم نشسته بود و به من گفت: من در هفت سال گذشته با هيچکس کار جنسی نکرده ام، تو پسر خوشگلی هستی! بهت نشان می دهم چه کارهائی می توانم با تو بکنم. آنها ما را می ترساندند و می گفتند ما آنها و رهبری را تحقير کرده ايم.»
قبل از آنکه دانشجويان را با اتوبوس از آنجا ببرند، آنها را درحاليکه کيسه های پلاستيکی به سرشان کرده بودند، و دستبندهای پلاستیکی بر مچشان زده بودند (معروف به دستبندهای اسرائيلی)، در جلوی خوابگاه به صف کرده بودند.
يکی از دانشجوهای ديگر درحالی که اشک می ريخت، گفت: «برای چند لحظه فرصت داشتم ببينم جلوی ساختمان اصلی وزارت کشور در خيابان فاطمی هستيم. باورم نمی شد. سياستمداران ارشد، اعضای مجلس و بازرسان در طبقه های بالائی همين ساختمان بودند و ما را در زيرزمين ساختمان نگه داشته بودند. شکی نداشتم که آن بالا مشغول تقلب در آرا هستند.»
يکی از دانشجوها که کنترل ادرارش را از دست داده بود، مورد سوء استفاده نيروهای امنيتی قرار گرفت. چندين ساعت بعد به بازداشت شدگان هشدار دادند اگر نان و پنيرهائی که روی زمين کثيف ريخته است نخورند، آنها را کتک می زنند. يکی از بسيجی ها که نامش علی بود، درحاليکه به بازداشت شده ها دستور می داد بگويند «من خر هستم» از آنها با تلفن همراهش فيلمبرداری می کرد.
به جراحت ها توجهی نمی کردند. به يکی از دانشجوها که در اثر اصابت گلوله پلاستيکی چشمش را از دست داده بود، هيچ کمک پزشکی نمی شد. يکی از شاهدان گفت: «ما به آنها التماس می کرديم اين دو نفر را که بيش از ديگران جراحت ديده اند به بيمارستان منتقل کنند، اما آنها گفتند: بگذاريد بميرند.»
درساختمان امنيتی که دانشجوها را نگه داشته بودند، به داخل سلول ها گاز آزاد کردند. کابوس طاقت فرسای آنها 24 ساعت بعد، هنگاميکه فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران و عليرضا ذکائی نماينده مجلس به گفتگو با دستگيرشدگان پرداختند، پايان گرفت. فرهاد رهبر به آنها گفت، او بوده که برای کنترل اوضاع، اجازه ورود نيروی انتظامی به داخل خوابگاه را داده است. البته وی بعداً اين سخنان را انکار کرد.
دانشجويان را قبل از آزاد کردن مجبور به پوشيدن لباس های تر و تازه ای کردند که توسط پليس آماده شده بود. يکی از دانشجوها گفت: «نمی خواستند هيچ مدرکی از آنچه اتفاق افتاده، به جا بماند. اما چه چيزی قوی تر از 133 دانشجوئی است که انجا بودند، همه چيز را ديدند و آن را تحمل کردند.»

منبع: گاردين- 12 ژوئيه
جنایات تکان دهنده علیه نسل جوان

سعيد کمالی دهقان
آنها نيمه شب آمدند، درست وقتی که خوابگاه در سکوت شب فرو رفته بود. بيرون از خوابگاه هنوز شهر در اضطراب بود، خشم و غضبی که دو روز پس از «سرقت انتخاباتی»، دامن شهر را فرا گرفته بود. در داخل خوابگاه اميرآباد، دانشجويان سعی می کردند بخوابند، اما در دلشان غوغا بود. همين چند ساعت پيش بود که عده زيادی آنها در جلوی در دانشگاه تهران، مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.
آنچه در اين مکان رخ داد، يکی از رويدادهای اصلی ناآرامی های پس از انتخابات ايران بود: نيروهای انتظامی اول قفل های خوابگاه راشکستند و سپس استخوان ها راً...! به ده ها دانشجو حمله کردند، بيش از 100 نفر را دريدند و پنج نفر را کشتند. مسؤولان کشور هنوز آنچه را اتفاق افتاده، کتمان می کنند. اما کنار هم گذاشتن مصاحبه هائی که با پنج نفر از شاهدان اين ماجرا به عمل آمده، داستان متفاوتی را جلوی ديدگان می گذارد.
يکی از 133 دانشجوئی که آن شب دستگير شدند، می گويد: «داشتيم آماده خوابيدن می شديم که ناگهان صدای شکستن قفل ها و وارد شدن به اتاق های خوابگاه را شنيديم. قبلاً آنها را موقع کتک زدن دانشجويان ديده بودم، اما فکر نمی کردم به داخل اتاق ها بيايند. اين کار حتی بر خلاف قوانين ايران است.»
چهل و شش نفر از دانشجويان يکی از خوابگاه ها دستگير و به زيرزمين وزارت کشور در خيابان فاطمی منتقل شدند. در طبقه های بالائی همان ساختمان بود که به شمارش آرا مشغول بودند و تقلب ها بر اساس آنچه معترضان ادعا می کنند، در جريان بود. 87 نفر ديگر از دانشجويان را به يک ساختمان امنيتی در خيابان حافظ بردند. دانشجويان از شکنجه و بدرفتاری حکايت می کنند.
پنج نفر کشته شدند: فاطمه براتی، کسری شرفی، مبينا احترامی، کامبيز شعائی و محسن ایمانی. آنها را فردای همان روز در گورستان معروف بهشت زهرای تهران وآّنچنان که گزارش می شود، بدون اطلاع خانواده هايشان، دفن کردند. اسامی کشته شدگان از سوی نهاد دانشجوئی تحکيم وحدت تأييد شده است.
شاهدان می گويند به سر دو زن و سه مرد، مرتباً باتوم الکتريکی می زدند. از خانواده های آنها خواسته شده بود درباره فرزندانشان سخنی نگويند و برای آنها مراسمی نگيرند. اين نظير همان اتفاقی است که برای ندا سلطان اتفاق افتاد. دختری که پس از ثبت مرگ وی در اثر اصابت گلوله در خيابان بر روی نوار ويدئو، چهره اش نماد جنبش معترضان شد.
مطابق قوانين ايران، نيروی انتظامی، سپاه پاسداران وساير شبه نظاميان اجازۀ ورود به دانشگاه های کشور را ندارند. اين قانون، ميراث شورش دانشجوئی سال 1378 بود.
اما درحاليکه کشور در هاله ای از اعتراضات پس از انتخابات 22 خرداد فرو رفته بود، هيچ مانعی بر سر راه وقايع يکشنبه شب وجود نداشت. يکی از دانشجويان به خاطر می آورد: «پليس گاز اشک آور به داخل خوابگاه شليک کرد، ما را کتک زد، پنجره ها را شکست و ما را مجبور کرد روی زمين دراز بکشيم. من حتی در بين معترضان هم نبودم اما يکی از آنها پريد روی پشت من و شروع به کتک زدن کرد. بعد درحاليکه وانمود می کرد مشغول بازرسی بدنی من برای يافتن اسلحه است، از من سوء استفاده جنسی کرد. تهديد می کردند ما را اعدام می کنند و به ما تجاوز می کنند.»
دانشجوی ديگر، صحنه را اينگونه توصيف می کند: «پليس ضد شورش در دو صف ايستادند و يک تونل تشکيل دادند که سقف آن، از سپرهايشان تشکيل شده بود. آنها ما را مجبور کردند از داخل تونل عبور کنيم، درحاليکه ما را کتک می زدند و با سپرهايشان به سرمان می کوبيدند. پای يکی از همکلاسی هايم شکسته بود، اما او را هم مجبور کردند از تونل رد شود.»
دانشجوهای ديگر هم تجربه مشابهی را با حضور بسيجی ها نقل می کنند. يکی از آنها گفت: «يک بسیجی روی پشتم نشسته بود و به من گفت: من در هفت سال گذشته با هيچکس کار جنسی نکرده ام، تو پسر خوشگلی هستی! بهت نشان می دهم چه کارهائی می توانم با تو بکنم. آنها ما را می ترساندند و می گفتند ما آنها و رهبری را تحقير کرده ايم.»
قبل از آنکه دانشجويان را با اتوبوس از آنجا ببرند، آنها را درحاليکه کيسه های پلاستيکی به سرشان کرده بودند، و دستبندهای پلاستیکی بر مچشان زده بودند (معروف به دستبندهای اسرائيلی)، در جلوی خوابگاه به صف کرده بودند.
يکی از دانشجوهای ديگر درحالی که اشک می ريخت، گفت: «برای چند لحظه فرصت داشتم ببينم جلوی ساختمان اصلی وزارت کشور در خيابان فاطمی هستيم. باورم نمی شد. سياستمداران ارشد، اعضای مجلس و بازرسان در طبقه های بالائی همين ساختمان بودند و ما را در زيرزمين ساختمان نگه داشته بودند. شکی نداشتم که آن بالا مشغول تقلب در آرا هستند.»
يکی از دانشجوها که کنترل ادرارش را از دست داده بود، مورد سوء استفاده نيروهای امنيتی قرار گرفت. چندين ساعت بعد به بازداشت شدگان هشدار دادند اگر نان و پنيرهائی که روی زمين کثيف ريخته است نخورند، آنها را کتک می زنند. يکی از بسيجی ها که نامش علی بود، درحاليکه به بازداشت شده ها دستور می داد بگويند «من خر هستم» از آنها با تلفن همراهش فيلمبرداری می کرد.
به جراحت ها توجهی نمی کردند. به يکی از دانشجوها که در اثر اصابت گلوله پلاستيکی چشمش را از دست داده بود، هيچ کمک پزشکی نمی شد. يکی از شاهدان گفت: «ما به آنها التماس می کرديم اين دو نفر را که بيش از ديگران جراحت ديده اند به بيمارستان منتقل کنند، اما آنها گفتند: بگذاريد بميرند.»
درساختمان امنيتی که دانشجوها را نگه داشته بودند، به داخل سلول ها گاز آزاد کردند. کابوس طاقت فرسای آنها 24 ساعت بعد، هنگاميکه فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران و عليرضا ذکائی نماينده مجلس به گفتگو با دستگيرشدگان پرداختند، پايان گرفت. فرهاد رهبر به آنها گفت، او بوده که برای کنترل اوضاع، اجازه ورود نيروی انتظامی به داخل خوابگاه را داده است. البته وی بعداً اين سخنان را انکار کرد.
دانشجويان را قبل از آزاد کردن مجبور به پوشيدن لباس های تر و تازه ای کردند که توسط پليس آماده شده بود. يکی از دانشجوها گفت: «نمی خواستند هيچ مدرکی از آنچه اتفاق افتاده، به جا بماند. اما چه چيزی قوی تر از 133 دانشجوئی است که انجا بودند، همه چيز را ديدند و آن را تحمل کردند.»

منبع: گاردين- 12 ژوئيه

سایر اخبار را در اینجا بخوانید