Ahmadinejad is not Iran's President - احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست - Ahmadinejad n'est pas le Président de l'Iran - Ahmadinejad is niet de president van Iran - Ahmadinedschad ist nicht der iranische Präsident - Ahmadinejad non è il Presidente dell'Iran - Ахмадинежад не президент Ирана - وأحمدي نجاد ليس الرئيس الايراني - 内贾德不是伊朗总统 - अहमदीनेजाद ने ईरान के राष्ट्रपति नहीं है - אחמדינג 'אד הוא לא נשיא איראן - Ahmadinejad bukan Presiden Iran - アハマディネジャドイラン大統領されていません - Ahmadinejad ไม่อิหร่านของประธานาธิบดี - Ахмадінежад не президент Ірану - 아마 디 네 자드이란 대통령이되지 않습니다 - Ahmedinejad İran Cumhurbaşkanı değildir - Ahmadinejad is nie Iran se president - Ахмадинеджад не е Иранският президент - Ahmadinejad ay hindi Iran's Pangulo - Ahmedinedžad nije Iran's President - Ahmadinejad ei ole Iranin presidentin - Ahmadineyad non é o presidente do Irán
‏نمایش پست‌ها با برچسب نافرمانی مدنی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نافرمانی مدنی. نمایش همه پست‌ها


دانشجويان آزاده دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران بر روي تابلوي اعلانات گروه علوم سياسي شعارهاي ضد حکومتي مي نويسند.
بعد از بازگشايي دانشگاهها در هفته گذشته چندين بار توسط دانشجويان اين دانشکده بر روي تابلوهاي اعلانات گروههاي آموزشي ؛ بر ضد دولت کودتا و شخص خامنه اي و پسرش مجتبي شعارهايي نوشته شد,که باعث دستپاچگي مسئولين دانشکده گرديد و بلافاصله پاک شدند ولي مجددا دانشجويان مخالف با اسپري رنگ بر روي تابلوي اعلانات مخصوص رئيس دانشکده علوم سياسي بر ضد مجتبي پسر جنايتکار خامنه اي شعار نوشتند.
هر گاه شعارهاي نوشنه شده توسط مزدوران کودتا در دانشگاه پاک مي شوند بلافاصله دانشجويان دست به کار شده و در محلي ديگر شعارهاي ضد حکومتي خود را مي نويسند.

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

معرفی جزوه آموزشی "کاربرد کنش خشونت پرهیز"

این جزوه به بررسی موقعیتهای مختلفی می‌پردازد که می‌توان با کمک مبارزهٔ بی‌خشونت به ایجاد تغییرات مثبت دست یافت.









مسیح علی نژاد:

امروز اولین روز قدس در ایران است که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ناگهان از پخش مستقیم راهپیمایی مردم باز ایستاد. امروز اولین روز قدس در جمهوری اسلامی ایران است که حاکمیت بر خلاف سالهای گذشته به جای تشویق مردم به حضور در راهپیمایی، آن ها را ترغیب به خانه نشینی و تهدید به برخورد کرده است.

امروز اولین روز قدس در جمهوری اسلامی ایران است که رییس دولت به هنگام سخنرانی از تریبون نماز جمعه، شعار « دروغگو برو گمشو» را می شنود و بلندگوهای پر قدرت کارگزاری شده در دانشگاه تهران هم نمی تواند صدای مردم را تحت اشعاع قرار دهد. امروز اولین روز قدس در ایران است که شب قبل از برگزاری مراسم همه مشوقان جوانی که تبلیغ به حضور در راهپیمایی کرده بودند را به بند و حبس کردند. امروز اولین روز قدس در ایران است که ، عمامه یک روحانی (سید محمد خاتمی ) توسط دوست داران دولت به زمین افتاد.

امروز اولین روز قدس در ایران است که سید علی خامنه ای در مقام رهبر ایران، از حضور میلیونی مردم در خیابان ها اصلا خوشحال نیست چون پیش از این مردم را هشدار داده بود که شعارهای انحرافی ندهند و امروز با شنیدن شعارهای نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران ، به وضوح می بیند که فصل اطاعت از او رویایی بیش نیست. امروز اولین روز قدس در ایران است که شیخ مهدی کروبی در کسوت رییس سابق مجلس ایران و میرحسین موسوی در مقام نخست وزیر سابق ایران و سید حسن خمینی از خانواده بنیانگذار انقلاب اسلامی، مردم را برای یک اعتراض علیه شکنجه و شهادت مردم توسط نیروهای امنیتی تحت نظارت برخی دیگر از مسولان جمهوری اسلامی دعوت کرده اند.

امروز اولین روز قدس در ایران است که بسیاری از چهره های شاخص یک نظام بر علیه بخش های دیگری از نظام به خیابان آمده اند. اگر همه روسای جمهور و نخست وزیر و روسای مجلس سابق یکی از کشورهای غربی ماننند انگلیس، فرانسه آمریکا بر علیه دولت و حاکمیت این کشور در خیابان شعار می دادند، دولت ایران و رهبری ایران چه واکنشی نشان می داد؟ به راستی اگر این همه اتفاق یک جا و با هم در یکی از کشورهای غربی رخ می داد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران چه می کرد و حالا چه می کند؟ آیا صدا و سیمای تحت نظارت رهبری در آن صورت خبر از سقوط دولت و حاکمیت آن کشور نمی داد؟

امروز در ایران نیز چنین شد. و مردم خودشان گزارش می دهند : حاکمیت دروغ در ایران سقوط کرد. بی اغراق شعارها و جمعیت بی هراسی که بر علیه کودتا گران و دیکتاتور مسلکان به خیابان آمده اند و فریاد می زنند:« ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین» صدا و سیما را ناگزیر به قطع پخش زنده گزارش های خیابانی خود کرده اند، همه گواه سقوط دولت و حاکمیت فعلی ایران است که با سکوت صدا وسیما هم انکار شدنی نیست.



بهار یکتا:



روز قدس بنوعی با نام هاشمی عجین است ، در این چند روز هر چه به حافظه مراجعه می کنم، بجز امامت امام موقت جمعه یعنی هاشمی رفسنجانی طی سالهای پس از انقلاب چیز دیگری بذهنم نمی آید ولی اینک او می گوید که "فکر نمی کنم ضرورت داشته باشد که همیشه بعد از 30 سال باز هم من آن روز خطبه بخوانم. بالاخره من در سایر خطبه های نماز جمعه هم می توانم حرفهای فلسطینیها را بزنم. به نظر من خیلی نباید به این مساله ابعاد سیاسی داد." واقعا مرد بزرگی است چقدر آبرو داری می کند برای " آقا". امسال آقا که از هفته پیش مشخص بود که زیاد حالشان مناسب نیست و خط و نشان را کشیدند و رفتند ولی هر چه در این چند روز استفکار نمودند، دیدند "صلاح" نیست که " هاشمی" به نماز برود. آخر هاشمی دلش زود می شکند، بغض گلویش را می گیرد و اشکش جاری می شود. بعد همین کوتاه آمدن باعث می شود که این مردم رویشان زیاد شده و باز حرفهای ناجور بزنند و " مرگ بر غاصب" شعار بدهند و بگویند" فلسطین ، لبنان، جانم فدای ایران" ، "ملت چرا نشستين ايران شده فلسطين"

تازه مساله فلسطین هم که سیاسی نیست. یک مساله " خانوادگی" است مثل همین مشکل اخیر" خانواده ایران". نباید آن را خیلی جدی گرفت. حالا یکی زور دارد، سلاح دارد ،قلدر است. طرف مقابل هم چیزی ندارد جز یک "زبان سرخ و یک سر سبز" ، هر چه هم فریاد می زند به جایی نمی رسد. اینکه دیگر این همه سر و صدا ندارد. برای همین است که اگر هاشمی نماز بخواند بیخودی مساله بزرگ می شود و باعث شادی رسانه های استکباری می شود . یک رژیمی به ناحق رفته یک جایی رو گرفته، تازه آنهایی که گرفتند هم الان دیگر زنده نیستند. شصت سال گذشته، مرور زمان شامل حالش شده است. حالا دیگر زمان دوستی، صلح حسنی ، صفا و از این داستانهاست. خطیب جمعه و رئیس غاصب دولت برایتان خطبه هایی بخوانند که قدسی شوید. تازه مگر همین رئیس غاصب دولت دهم نگفته بود که ما با ملت اسرائیل مشکلی نداریم. وزیرش هم که رفته بود با همتای اسرئیل اش دیدار و گفت و گو کرده بود، حالا روز جمعه می آید که رفع کدورت کند که نکند خدایی ناکرده دولت غاصب اسرائیل از سنگ پرانی و حقانیت ملت فلسطین و فریادهای ملت ایران ، دلخور شوند. می دانید که ایشان الان در وضعیتی هستند که کاملا می توانند با برادران اسرائیلی ابراز همدردی کنند.

تازه مگر یادتان رفته که با داستان هولوکاست و افتضاحی که در کنفرانس ژنو به بار آورد چه تو دهنی به دولت اسرائیل زد و بقول زید آبادی عزیز که در حال انجام انقلاب مخملی توسط برادران گمنام امام زمان دستگیر شد،" عملا ‏به سود "برخي ازمجامع تندرو اسرائيلي و گروههاي صهيونيست که تحمل انتقادهاي متوازن را هم ندارند و ترجيح ‏مي دهند كه بهانه‌اي براي ترغيب متحدان غربي خود براي تحريم كنفرانس به دست آورند عمل كرد و نه تنها امكان بحث جدي درباره عملكرد اسرائيل را از سوي تمام اعضاي ‏جامعه جهاني از بين برد، بلكه بحث نفي هولوكاست و نابودي اسرائيل را بار ديگر برسرزبان‌ها انداخت.‏" حافظه تاریخی هم خوب چیزی است. صحبتهای محسن رضایی و کروبی در مورد خدمت احمدی نژاد به اسرائیل را هم لطفا یاد آوری نمایید. یادمان هم نرود که قرار است فردا چه کسی در باره قدس و فلسطین و حق و احقاق حق حرف بزند. گاهی چیزها در دنیای وارونه معنی اصلی خود را نشان می دهند و فردا چنین خواهد شد.

از همه مهم تر هاشمی بیاید به نماز جمعه که چه بشود؟ خودش که معتقد است" "حضور افراد خیلی تفاوت نمی کند. بالاخره هر خطیبی که به نماز جمعه بیاید و برای مردم از حق مردم فلسطین دفاع خواهد کرد و با محکوم کردن ظلمهای رژیم اسراییل علیه ملت فلسطین خواسته های ملت ایران را نیز مطرح خواهد کرد." مگر این اتفاق توی همه نماز جمعه های پس از انتخابات صورت نگرفته، یادتان رفته همین دفعه آخری که این " سید احمد خاتمی" آمد. نکته به نکته خواسته های مردم را مطرح کرد تازه یک چیزی هم اضافه گفت که مردم فردا از طریق جراید تکذیب کردند که این همه خواسته ندارند. فردا هم به لطف الهی ایشان و احمدی نژاد می آیند و ادای دین می کنند.

فکرش رو بکنید هاشمی بیاید نماز جمعه و بخواهد باز بگوید:" مسئله‌ فلسطین‌ حقیقتاً دلخراش‌ شده‌ است‌، یعنی‌ انسان‌ هر وقت‌ این‌ خبر را می‌شنود، از درون‌ می‌لرزد و نمی‌داند چکار کند، هر روز تانک‌ها و نفربرها و توپخانه‌ها و سربازان‌ خشن‌ و عصبانی‌ و کینه‌توز اسرائیلی‌ در شهرهای‌ نیمه‌ سوخته‌ و خرابه‌ کرانه‌ غربی‌ و غزه‌ به‌ جان‌ مردم‌ می‌افتند و می‌بینید دارند چه‌ می‌کنند! این‌ یک‌ جنگ‌ واقعی‌ است‌. خانه‌ خراب‌ می‌کنند، مدرسه‌ و بیمارستان‌ خراب‌ می‌کنند، نمی‌گذارند بیمار به‌ بیمارستان‌ برود، مجروح‌ را در همان‌ خیابان‌ با یک‌ تیر خلاص‌ می‌کشند، خیلی‌ جنایت‌ می‌کنند و همه‌ این‌ مدعیان‌ حقوق‌ بشر که‌ دنبال‌ مارها راه‌ افتادند که‌ آنها را حفاظت‌ کنند، خفه‌ی‌خفه‌ هستند و این‌ بدترین‌ اثر پدیده‌ مادی‌ گرائی‌ و استعماری‌ در دنیای‌ ماست‌...» خطبه‌های‌ نماز جمعه‌ تهران‌ ـ ۱۶ اسفند ۱۳۸۱

بالاخره‌ همین‌ الان‌ با اصول‌ دموکراسی‌ حاکم‌ بر دنیا که‌ سازمان‌ ملل‌ هم‌ قبول‌ دارد، بگوییم‌ این‌ فلسطینی‌ها حقّ رأی‌ دارند. اینها چهار میلیون‌ و دویست‌ هزار نفر داخل‌ فلسطین‌ و ۵ میلیون‌ در بیرون‌ هستند. جمعاً ۹ میلیون‌ فلسطینی‌ وجود دارد. اسرائیل‌ در بهترین‌ شکل‌ که‌ خودش‌ می‌گوید چهار میلیون‌ و هشتصد هزار نفر یهودی‌ دارد...» مصاحبه‌ با دبیرخانه‌ مجمع‌ مدرسان‌ معارف‌ اسلامی‌ دانشگاهها ـ ۲۶ فروردین‌ ۱۳۸۱
«...این‌ طرف‌ یک‌ عده‌ انسان‌ بی‌سلاح‌ هستند که‌ سنگ‌ در دست‌ دارند و پرتاب‌ می‌کنند. در مقابل‌ ۳۰ موشکی‌ که‌ از هوا می‌آید و کیلومتر را می‌زند، سنگ‌ چه‌ اثری‌ دارد؟ اثرش‌ این‌ است‌ که‌ وقتی‌ این‌ منظره‌ را به‌ مردم‌ نشان‌ می‌دهند، دلهای‌ مردم‌ را در سراسر دنیا صید می‌کنند. ممکن‌ است‌ سنگ‌ به‌ تانک‌ اسرائیلی‌ بخورد و اثری‌ نداشته‌ باشد، اما انسانی‌ که‌ این‌ را می‌بیند، به‌ یک‌ سرباز همیشگی‌ علیه‌ اسرائیل‌ تبدیل‌ می‌شود. چرا باید وضع‌ دنیا به‌ گونه‌ای‌ باشد که‌ یک‌ عده‌ مردم‌ مظلوم‌ که‌ خانه‌ و زندگی‌ و هستی‌ آنها غارت‌ شد، این‌گونه‌ باید از خود دفاع‌ کنند. گاهی‌ عملیات‌ مسلحانه‌ کوچکی‌ دارند که‌ قابل‌ مقایسه‌ نیست‌. این‌ یک‌ دفاع‌ مشروع‌ و آن‌ یک‌ تجاوز ظالمانه‌ است‌...» خطبه‌های‌ نماز جمعه‌ تهران‌ ـ ۱۶ شهریور ۱۳۸۰

«...خیلی‌ روشن‌ است‌ که‌ شارون‌ دارد تشویق‌ می‌شود که‌ با سیاست‌ مشت‌ آهنین‌، مردم‌ فلسطین‌ را سرکوب‌ کند و همین‌ امروز و یا شب‌ گذشته‌ اعلام‌ کرده‌ است‌ که‌ قبول‌ دارم‌ فقط‌ ۴۲ درصد از اراضی‌ اشغالی‌ غرب‌ رود اردن‌ به‌ فلسطینی‌ها داده‌ شود...» خطبه‌ی‌ دوم‌ نماز جمعه‌ تهران‌ ـ ۲۴ فرودین‌ ۱۳

این داستان کمی برایتان آشنا نیست؟ خانه خراب می کنندو نمی گذارند بیما ر به بیمارستان برود _ به زندان می برند و شکنجه می دهند باز هم گلی به جمال اسرائیلی ها_ مجروح را با یک تیر خلاص می کنند_ جوانان ایرانی در سنگفرشهای خیابانهای تهران با تیری در مغز یا قلب ، جنایت می کنند... چقدر شباهت. فقط برادران صهیونیست تاحالا تو سابقه شون تجاوز نبوده که قرار شد ه این یک فقره هم صادر شود. سیاست مشت آهنین، سنگ، کاغذ- قیچی- مردم مظلوم، دفاع مشروع. سرکوب، دولت غاصب ، حق رای مردم... واقعا که ما ملت پر توقعی هستیم که باز هم می خواهیم هاشمی امام جمعه روز قدس باشد.

به هر حال من در حد خود از" مقام عظمای ولایت" سپاسگزارم که به هاشمی اجازه اقامه نماز را ندادند، زیرا این مساله باعث می شود که ایشان نه از تریبون بلکه در میان مردم حضور سبز خود را نشان دهند و محظوریت های خطیب جمعه را هم نداشته باشند. ایشان همراه با مردم به سخنان رئیس غاصب دولت دهم گوش فرا می دهند و هم صدا با این ملت فریاد سبز آزادی سرمی دهند. چقدر زیبا می شود که فردا "کاریکاتوری از راهپیمایی های میلیونی مردم" با حضور روحانیون انقلابی برگزار شود. روحانیونی که در صف مردم هستند و همراه با آنان سرود آزادی می سرایند.




به قلم "گروه تحلیلگران انقلاب سبز" 
ماراتن یک هفته ای تا روز قدس؛ تحلیلی بر تلاشهای دولت کودتا در مقابله با تظاهرات روز قدس
از ابتدای ماه رمضان، معترضان به نتیجه انتخابات، از آمادگی خود برای حضور در راهپیمایی رسمی روز قدس خبر دادند. در حالی که کودتاچیان، به خاطر ممانعت از رویارویی با مردم، مراسم مذهبی ماه رمضان را لغو کرده بودند، اما این بار در موقعیتی قرار گرفته اند که نه توان لغو روز قدس را دارند و نه میتوانند حضور مردم را تحمل کنند. اما به راستی مشکل کودتاچیان با حضور مردم چیست؟ چرا آنها علاوه بر تجمعات خودجوش و اعتراضی، از حضور مردم در مراسم رسمی هم بیمناک هستند؟ به اعتقاد ما میتوان این آشفتگی و هراس را در ضعف راهبردی نظامیان در مدیریت مبارزات سیاسی ارزیابی کرد. 
در سالهای اخیر، رشد سرطانی سازمانهای امنیتی و نظامی، و نفوذ بی رقیب آنها در نهادهای عمده حاکمیتی باعث شد که بالاترین نهاد سیاسی کشور، در چارچوب فکری سپاه و در محاسبه ای نادرست، دکترین پیشنهادی نظامیان را به عنوان بهترین گزینه برای اداره کشور برگزیند، غافل از این که برگزیدن چنین مسیری با مقاومت مدنی جامعه مواجه خواهد شد. در واقع یک عنصر سیاسی – هر قدر هم که نادان و بی تدبیر باشد – به خوبی میداند که بروز هر نوع خشونت و خونریزی در جامعه به نفع حاکمیتش نیست. بنا براین برای تن دادن به این کار، باید توسط مشاوران و اطرافیانش قانع یا ترسانده شود تا مجاب به صدور فرمان آتش شود یا به امید ترساندن مردم، تهدید به برخورد خشونت آمیز کند. اما زمانی که خشونتهای بیرحمانه و بیسابقه ای همچون تیراندازی مستقیم، آدم ربایی، شکنجه، تجاوز و انواع جنایتهای دیگر، پاسخگوی نیازهای سیاسی حاکمیت نیستند، نظامیان برای این که حاکمیت سیاسی را قانع به پذیرش برنامه های خود کنند، راهی ندارند جز این که به حاکمان القاء کنند که راه طی شده، بازگشت ناپذیر است و اکنون، درست یا غلط، باید این راه را ادامه داد، چون بازگشت و عقب نشینی برابر با سقوط است و رقیب به دنبال انقلاب و سرنگونی است و به هیچ عنوان حاضر به مذاکره نیست. آتش افروزی و دو به هم زنی، آخرین ابزار و دستاویز برای فرماندهانی است که در مراکز عمده تصمیم گیری و تصمیم سازی، لانه کرده اند و به جای این که دستورات مقامات سیاسی را اطاعت کنند، خود به فضای ذهنی و سیاسی مافوق خود، شکل میدهند! اما تفاوتهای اساسی میان تربیت و نگرش نظامی با تربیت و نگرش سیاسی وجود دارد که باعث ایجاد ناهماهنگی و آشفتگی در میان عناصر نظامی و عناصر سیاسی کودتا میگردد. به همین دلیل است که با نزدیک شدن به هر مناسبت ملی یا مذهبی و با اعلام آمادگی مردم برای حضور در صحنه، انبوهی از بحث و جدل و چانه زنی و تناقض گویی در میان کودتاچیان روی میدهد که بگیرند، ببندند، بزنند یا ول کنند. اما در نهایت به نتیجه نمیرسند و تصمیم میگیرند که لغو کنند. و جالب آن که همین لغو کردن ها، نشان از ناتوانی کودتاگران در تصمیم گیری است؛ آنجا که نمیتوانند به تصمیم مشترک جمعی برسند، تصمیم گیری را به تعویق می اندازند. اما این حالت بن بست امکان تداوم ندارد. هر بار که مردم برای حضور در مراسمی اعلام آمادگی میکنند، و با بروز هر همبستگی و اعتراض اجتماعی، کودتاچیان، بحث و اختلاف نظر جدیدی را تجربه میکنند و این امر، آنها را به تدریج ضعیف تر و متزلزل تر خواهد کرد. به همین دلیل است که این روزها، همه در توصیف جنبش سبز، میگویند: ارتش خوب، ارتشی است که سایه اش بجنگد. اما روز قدس در این میانه وضعیتی استثنایی دارد. این بار، نظامیان هم معتقد به اولویت استفاده از ترفندهای سیاسی و تاکتیکهای روانی هستند. به همین دلیل از همه ابزارها و امکانات رسانه ای و سیاسی استفاده خواهند کرد. بهترین وسیله برای منصرف کردن مردم از شرکت در تظاهرات روز قدس، اولا، انحراف افکار عمومی از طریق خبر سازی و ثانیا ناامید کردن یا ترساندن مردم از خونریزی و کشتار دولت در این تظاهرات است. کودتا چیان، سرکوبهای چند ماه اخیر خود را مدارا و خویشتنداری (آن هم به سبک امیرالمومنین) مینامند و هشدار میدهند که در روز قدس دیگر مدارا نخواهند کرد. 
اما در روز قدس، به سه دلیل مهم و اساسی، احتمال بروز خشونت، بسیار پایین است: اول اینکه، خشونتهای اعمال شده تا به امروز هیچ فایده موثری نداشته و ملت، دولت کودتا را تحت هیج عنوان نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. دوم، ریختن خون مردم بیدفاع آن هم در روز قدس، که به صورت مسالمت آمیز در تظاهرات رسمی شرکت کرده اند، علاوه بر نقض فاحش حقوق بشر، ضربه ای خردکننده به ایدئولوژی رسمی حکومتی خواهد زد و تمام ادعاهای مذهبی آن را در مقیاس داخلی و بین المللی نابود خواهد ساخت. سوم و از همه مهمتر، مسئله سفر رئیس دولت کودتا به سازمان ملل است. در شرایطی که او اصرار دارد که هر سال به سازمان ملل برود و با ادعای مدیریت جهان، پیام صلح و دوستی صادر کند، انتشار خبر خشونت در ایران، در رسانه های بین المللی، اصلا برای دولت کودتا، قابل قبول نخواهد بود. بنا براین برای اولین بار در روز قدس، کودتا چیان در وضعیتی قرار میگیرند که راه حل خشونت آمیز برای آن ندارند. اما همه اینها دلیل نمیشود که دولت کودتا از حضور سبز مردم در تظاهرات روز قدس استقبال کند. به همین دلیل، این بار به جای استفاده از خشونت و زور عریان، سعی میکنند که از مجموعه ای از تاکتیکهای جنگ روانی یا «جنگ نرم» استفاده کنند.
تهدید به سرکوب خونین مردم، تهدید رهبران جنبش به دستگیری، اقدام به دستگیری یا حصر خانگی رهبران جنبش همراه با تظاهر به برخورد جدی با عوامل شکنجه و تجاوز، انجام مانورهای شهری، اقدام به بمبگذاری یا حملات تروریستی ساختگی، قطع یا ایجاد اختلال در وسایل ارتباطی ، و ایجاد واکنش یا انفعال در جامعه از طریق انتشار اخبار غیر منتظره (بمب خبری) و هر اقدام تهاجمی دیگر، از جمله تاکتیک هایی است که ممکن است تا قبل از روز قدس در دستور کار کودتاچیان قرار گیرد. اما به احتمال زیاد، تا قبل از روز قدس، شاهد حرکتهای غیر متعارف از سوی دولت کودتا خواهیم بود چرا که نظامیان، پیش از این، با استفاده نابهنگام از زور عریان، تاثیر تاکتیکهای روانی و رسانه ای را به شدت تضعیف کرده اند. اکنون ماشین تبلیغات انحصاری دولت (صدا و سیما) چنان بدنام و ناکارآمد شده است که میتوان آن را اسقاط شده دانست. نیروی انتظامی و قوه قضائیه، بیش از آن که نگهبان نظم و امنیت تلقی شوند، به عنوان گروهی آدم ربا، متجاوز و اغتشاشگر شناخته میشوند و اعتماد عمومی به دستگاه ها و رسانه های دولتی به شدت کاهش یافته است. در حال حاضر، فضای روانی جامعه به صورتی است که بانگ الله اکبر یک نوجوان در تاریکی شب، به مراتب بیشتر از هشدارها و خط و نشان کشیدنهای مقامات عالی نظام تاثیر دارد و تظاهر به دلجویی و احقاق حق ستمدیدگان و شکنجه شدگان کهریزک، نمیتواند چهره مخدوش رسانه ها و نهادهای دولتی را ترمیم کند. در نگرش نظامیان، هر گونه عقب نشینی و مصالحه به معنای پذیرش شکست است و همین ترس وسواسی باعث شده است که دیگر دولت، حتی به صورت تاکتیکی و ساختگی نمیتواند برای دلجویی از مردم و ترمیم چهره خود در افکار عمومی، اقدامی صورت دهد، چرا که ممکن است مطالبات معترضان، افزایش یابد. بنابراین در روزهای منتهی به روز قدس، حملات و تهدیدات و اقداماتی مشابه آنچه که شورای عالی امنیت ملی در قدغن کردن رسانه های غیر دولتی از انتشار هر نوع خبر و گزارش در مورد موسوی و کروبی انجام داد، (ممنوع التصویر و ممنوع الخبر شدن رهبران جنبش) ادامه خواهند یافت. بعید نیست که در روزهای باقیمانده، با دستگیر کردن رهبران جنبش، دست به تحریک مردم و ایجاد موجی از خشونت و کشتار دست بزنند تا با ایجاد وحشت و هراس، از حضور میلیونی مردم در روز قدس جلوگیری کنند.
اما با همه این اقدامات پیشگیرانه، در نهایت دولت کودتا، در روز قدس چاره ای جز این ندارد که خود را در معرض یک آزمون اجتماعی بزرگ قرار دهد. به این ترتیب روز قدس، مانند مسابقه ای حساس خواهد بود که هر دو تیم برای رسیدن به شرایط ایده آل مسابقه، از چند روز قبل به «اردو» میروند و خود را از مسایل و دغدغه های حاشیه ای و انحرافی جدا میکنند تا با نهایت تمرکز در زمین بازی حاضر شوند. این که آحاد جامعه تا آن روز در کدام اردو قرار بگیرند، به تلاش و تمرکز دو طرف بستگی دارد. اما بلوف و کرکری هم یکی از اجزای جدایی ناپذیر هر مسابقه ای است. همیشه کسانی هستند که بلوف میخورند و جا میزنند، اما بـرنده ها، فـقط به بــردن فـکر میکنند.
۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

آیا سپاه در حال اجرای فاز دیگری از کودتا میباشد ؟

نگاهی به سخنان تهدید آمیز فرمانده سپاه علیه معترضان؛ اسلحه سپاه روی شقیقه کیست؟
به جای مقدمه: برخی برای محافظت از اموال یا املاک خود از سگهای نگهبان استفاده میکنند. در میان نژادهای مختلف سگ، نژادی بسیار قدرتمند وجود دارد به نام دوبرمن. گفته میشود صاحب سگ برای تربیت آن، باید حیوان را از دوره نوزادی در شرایط خاصی پروار کند؛ توله سگ از همان ابتدا در تاریکی محض نگهداری میشود، از جنس مخالف بیزارش میکنند و طوری آموزش میبیند که جز از دست صاحب خود، از دست هیچ کس دیگر غذا نخورد، حتا اگر از گرسنگی بمیرد. گاه گوش و دم حیوان را هم قطع میکنند تا خشونتش بیشتر شود. پس از طی مراحل خاص، موجودی قدرتمند پدید می آید که ترکیبی است از خشونت و وفاداری. اما به تدریج که حیوان پا به سن میگذارد و توان فیزیکی اش افت میکند، ناتوانی خود را به آموزش سخت و کشنده اش نسبت میدهد. هر بار که صاحب خود را میبیند، درد و رنج، تاریکی، خشونت، تنبیه و محرومیت را به یاد می آورد ... . سرانجام زمانی فرا میرسد که سگ آماده دریدن و کشتن صاحب خود میشود. سرانجام خشونت و وفاداری از هم جدا میشوند و لحظه انتخاب فرا میرسد؛ هرکس زودتر انتخاب کند، زنده میماند
در هفته اخیر و پس از اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر عدم ارتباط سران اصلاح طلب با کشورهای خارجی، دو تن از فرماندهان سپاه، که گمان میرود نقش فعالی در کودتای انتخاباتی داشته اند، سخنانی بسیار تند علیه خاتمی، موسوی، و آیت الله خوئینی بیان کردند. شمار زیادی از ناظران، این حملات را نشانه طرح بازداشت این شخصیتها دانسته اند
نمیخواهیم، نظرات ابراز شده کارشناسان و تحلیلگران مبنی بر احتمال دستگیری رهبران معترض از سوی سپاه را نقض کنیم، اما میتوان از منظری دیگر هم به مسئله نگاه کرد. در ادامه از دو زاویه به این مهم میپردازیم
اول – تقلب یا کودتا؟
معترضان به تقلب در انتخابات اعتراض دارند، اما در عین حال دولت را دولت کودتا مینامند. اگر کودتا را به معنای کلاسیک آن در نظر بگیریم، شواهد مستدل و کافی برای اثبات این که کودتای نظامی صورت گرفته باشد، در دست نیست. اما اگر نگاهی تمثیلی به واژه کودتا داشته باشیم، نقش موثر و غیر قابل انکار نظامیان را از آن برداشت خواهیم کرد. در گفتمان معترضان، ائتلافی از مقامات سیاسی و فرماندهان نظامی، در انتخابات تقلب کرده اند؛ این طور نبوده که سیاسیون به تنهایی در نتیجه انتخابات دست برده و به نظامیان دستور سرکوب داده باشند. همچنین، نمیتوان گفت که نظامیان در نیتجه انتخابات دستکاری کردند و بعد سران نظام را وادار کرده اند که از این تقلب حمایت کنند. پس بهتر است که از یک شرکت سهامی سخن بگوییم؛ هر گروه، سرمایه ای گذاشته و سهمی از سود را انتظار دارد. در یک کودتای کلاسیک، تمامی نهادهای سیاسی مثل پارلمان و شوراهای عالی دولتی تعطیل میشوند، تمام نخبگان سیاسی دستگیر، بازداشت خانگی یا روانه دادگاه نظامی میشوند و رسانه ها در کنترل نظامیان قرار میگیرند و با اشغال خیابانها، وضعیت فوق العاده اعلام میشود. اما عاملان وقایع اخیر تمایلی به پرداخت چنین هزینه سیاسی نداشتند – به عبارت دیگر هیچ یک به تنهایی قادر به پرداخت این هزینه نبودند؛ به همین دلیل، شراکت را انتخاب کردند و تصمیم گرفتند که همراه با قدرت نظامی از اقتدار سیاسی و اقناع مذهبی هم بهره بگیرند و با استفاده از مفاهیمی مثل نفاق جدید، ولایت پذیری و فصل الخطاب، صحنه را بدون توپ و تانک، جمع کنند. اما واقعیت بعد از انتخابات نشان داد که چنین کاری امکان پذیر نیست. برعکس معترضان با اصرار و تاکید، تعبیر کودتا را تکرار کردند و همزمان با مقابله خیابانی با نظامیان و شبه نظامیان، اقتدار و مشروعیت سیاسی – مذهبی حاکم را نیز به مبارزه طلبیدند. این چالشی گفتمانی برای کل نظام و گفتمان مسلط بود. زمانی که حاکمیت سیاسی با پروژه های پیشنهادی نظامیان (مثل استفاده از آس فصل الخطاب، دادگاه تلویزیونی و برچسب «کودتای مخملی») نتوانست چالش گفتمانی را پشت سر بگذارد، در فرایندی کلاسیک شروع به عقب نشینی و امتیاز دادن کرد. این امر به تنهایی، نشانه شکست حاکمیت سیاسی نیست، بلکه بیانگر آمادگی آن برای تن دادن به فرآیند سیاسی است که چیزی جز رقابت و مذاکره و بده بستان نیست. این امر ناشی از ماهیت سیاسی حاکمیت است که هنوز میل به استفاده از ابزارهای سیاسی دارد. اما جناح نظامی نمیتواند کوچک ترین عقب نشینی را تحمل کند و خدای ناکرده کارش به محاکمه یا خوردن واجبی بینجامد! چنین است که درست زمانی که ولی امر، قدری ملایمت به خرج میدهد، و به جای دشمن خارجی، علوم انسانی وارداتی را متهم مکیند، فرمانده فورا وارد میدان شده و اتهامات بی سابقه و نقل قول های ساختگی را به سران معترض نسبت میدهد. و در عین حال آنان را به ارتباط با دشمن و توطئه چینی برای عزل یا ایزوله کردن ولایت متهم میکند 
دوم – امنیت یا مشروعیت؟
انگشت تهدید و اتهام فرمانده، ظاهرا معترضان را نشانه گرفته است، اما فرم خاص بیان نظامی – امنیتی نباید باعث سوء برداشت در فهم محتوای آن شود. فرمانده نظامی، بنا به ماهیت آموزش و مهارتهایی که دارد، هرگز قبل از عملیات، جزئیات نقشه خود را لــو نمیدهد؛ چنین کاری آشکارا ناقض تربیت نظامی اوست. بنا براین تهدید و اتهام زنی به افرادی مثل خاتمی و خوئینی، با هدفی سیاسی صورت گرفته است. این هدف سیاسی، همانا هشدار دادن و آگاه کردن شریک سیاسی است، نه لزوما برنامه ای برای حذف رقیب. فرمانده که ظاهرا منصوب و تحت امر ولی خود است، با زدن برچسب ها و اتهامات اغراق آمیز به معترضان، در حقیقت نقش موثر و توانایی انحصاری خود را به شریک سیاسی خود یاد آوری میکند و به حاکمیت سیاسی هشدار میدهد که اگر گامی عقب بنشیند، و اگر خدمات انحصاری فرمانده را دست کم بگیرد، بعید نیست که اسیر توطئه سیاسی معترضان بشود. همان معترضانی که انقلاب مخملی را تئوریزه کرده اند و میخواهند او را «از تخت به زیر بکشند»، یا «کارش را تمام کنند» یا این که به او بفهمانند که «این جور نیست که هر طور دلش خواست مملکت را اداره کند» چه بسا این عناصر قصد جان وی را داشته باشند و اگر او، دوستان و شرکای نظامی خود را همراهی نکند، اگر رفیق نیمه راه باشد، اگر دیگر حاضر نباشد از فصل الخطاب خویش هزینه کند، اگر فدائیان خود در کهریزک را جانی بنامد، ممکن است فرمانده رنجیده خاطر شده و نتواند با تمام وجود از ولی امر خود دفاع کند. در نتیجه ممکن است ولی را با این معترضان خطرناک تنها بگذارد تا هر بلایی که دلشان خواست بر سرش بیاورند. به همین دلیل فرمانده به خود اجازه میدهد که روی حرف ولی و صاحب امر خود، حرف بزند، آن هم به گونه ای که گویی از ولی بیشتر میفهمد! منصوب به نام ناصب و به جای او، برایش تصمیم میگیرد و به او یاد آوری میکند، که اگر تو بشکنی من هم میشکنم و آن وقت دیگر کسی نیست که از تو دفاع کند. و چه بسا که دشمن از این فرصت استفاده کرده و خدای ناکرده صدمه ای جانی به ولی وارد کند. اما چه کسی است که نداند خطرناک ترین دشمن، همان حاجب درگاه همایونی و خواجه حرمسراست! هرچند، دولت کریمه از برکت وجود فرمانده، آن قدر قوی هست که حتی آمریکا هم جرئت ندارد به سوء قصد علیه ولی امر جهان فکر کند.- خلاصه این که اجزای ائتلاف، برای هشدار دادن به همدیگر، از ادبیات تهدید علیه معترضان استفاده میکنند، هر چند، ممکن است که تداوم این کار به بزرگ نمایی معترضان در نظر توده های مردم بینجامد. (معترضانی مثل خاتمی، از جایگاه قبلی خود به عنوان زیردست یا معتقد به ولایت، ارتقا یافته و به مثابه مهره هایی در حد و اندازه ولایت و در مقام رقیب معرفی میشوند)
اما هر قدر حاکمیت سیاسی، به طرح ها و برنامه های شریک نظامی خود تن دهد، تعبیر کودتا از حالت تمثیل و استعاره خارج شده و مصداق عینی خود را می یابد، این امر به نوبه خود، مشروعیت سیاسی و ایدئولوژیک مذهب- بنیاد حکومت را بیش از پیش زیر سوال میبرد و حاکمیت، عرصه ایدئولوژیک و گفتمانی را بیشتر به حریف سبز خود میبازد و به همین ترتیب، بیش از پیش به بازوی نظامی – امنیتی خود وابسته میشود (برای توضیحات بیشتر رجوع کنید به متن قرارداد فاوست با مفیستوفلس). مشکل ائتلاف مجری تقلب این است که شاخه نظامی آن مفهوم اقتدار و مشروعیت سیاسی را نمیفهمد – و در نتیجه نمیتواند به تنهایی بر جامعه حکومت کند – و شاخه سیاسی آن هم بدون حمایت شریک نظامی، نه قادر به برقراری نظم است و نه میتواند با رقبای سیاسی مواجه شود. اکنون بنا به دلایلی که حتی برای معترضان هم قابل پیش بینی نبود، حاکمیت سیاسی ناگزیر شده است که میان حفظ امنیت و احیای مشروعیت، یکی را اولویت دهد؛ گویی اجزای ائتلاف، تعاریف متفاوتی از وضع موجود دارند. اکنون یک بخش ائتلاف خواهان آرام کردن فضا و بازگرداندن مشروعیت سیاسی است و بخش دیگر خود را در آستانه پیروزی بر جبهه دشمن میبیند
نظامیان وقتی کودتا میکنند، معمولا سیاسیون و سران احزاب را زندانی میکنند، اما هم قطاران خائن خود را تیرباران میکنند. سیاسیون هم، هر وقت که نمیتوانند حریف را با زور از میدان به در کنند، به راحتی به مذاکره و بده بستان سیاسی، تن میدهند. اگر اجزای کودتا آنقدر قوی نبودند که به تنهایی قدرت را قبضه کنند، پس هیچ کدام به تنهایی آنقدر قدرت ندارند که شریک خود را حذف کنند. با این اوصاف، شاید پیش بینی تعاملات درونی اجزای ائتلاف کودتا، برای طراحی حرکت بعدی سبزهای در حال رشد، نه لازم باشد و نه مفید. اما حالا میتوان این سوال را دوباره مطرح کرد که اسلحه سپاه روی شقیقه چه کسی است؟ 
لحظه انتخاب فرا میرسد و هرکس زودتر انتخاب کند، زنده میماند
۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

جلسه اطلاعات ناجا بعد از اعتراضات مردمی

فایل صوتی جلسه اطلاعات ناجا بعد از اعتراضات مردمی به انتخابات را می توانید از دو لینک زیر دانلود نمایید.
۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

طرح پنجشنبه شبهای رمضان

طرح پنجشنبه شبهای رمضان

دبیرکل حزب اعتمادملی گفت: «توقیف روزنامه و فیلتر کردن سایت اعتمادملی خدشه‌ای در اراده ما برای مسیری که می‌پیماییم ایجاد نمی کند و حرکت ما متوقف نمی‌شود، شما باید با اراده و جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود ادامه دهید».

مهدی کروبی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی که عصر شنبه برگزار شد گفت: «اکنون در شرایط خاصی قرار داریم ولی باید در این شرایط نیز کار تشکیلاتی و حزبی را با جدیت ادامه دهیم و در این راستا باید به برنامه ریزی بپردازیم».
وی با تاکید بر اینکه حوادثی که روی داده نباید منجر به سرخوردگی و انفعال شود گفت: «نباید حوادثی که روی داده موجب انفعال شود بلکه باید نشان دهید که مصمم هستید و از میدان بیرون نمی‌روید. بنابراین غم توقیف روزنامه و سایت را نخورید بلکه نشان دهید که با اراده به راه خود ادامه می‌دهید».

کروبی خاطرنشان ساخت: «تقسیم رای که در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صورت گرفت پیامی داشت مبنی بر اینکه بگویند شما جایگاهی ندارید ولی بنده بدون توجه به این مسائل با قاطعیت به راه خودم ادامه دادم و ما باید در میدان حضور داشته باشیم و نشان دهیم که زنده هستیم».

دبیرکل حزب اعتماد ملی تصریح کرد: «باید در این دوران سخت پایمردی و ایستادگی کنیم این روزهای سخت هم به زودی می‌گذرد».

مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به برخوردهایی که صورت گرفت افزود: «متاسفانه با این شیوه برخوردی که در پیش گرفته شده است به سمت یک چاه ویل حرکت می‌کنند و هیچ کس نمی‌داند که سرانجام به کجا خواهیم رسید. هرچه فکر می‌کنیم نمی‌توانیم به تحلیل درستی از اتفاقی که افتاده است برسیم و سرنوشت مشخص نیست ولی من امیدوارم که هر چه است به منافع ملی کشور ضربه‌ای وارد نشود».

وی با اشاره به شرایطی که اصلاح طلبان در آن قرار گرفته‌اند گفت: «اکنون امکاناتمان بسیار محدود است و بسیار تحت فشار هستیم بسیاری از کسانی که دانشگاهی بودند و یا فعالان سیاسی که از ما حمایت کردند اکنون تحت فشار قرار دارند و در شرایط سختی قرار داریم ولی باید ایستادگی کنیم و تا از آن عبور کنیم».

کروبی با اشاره به هجمه‌ای که به وی به علت نگارش نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی شد گفت: «من هیچ گاه بدون سند حرف نمی‌زنم و هرگاه حرفی زده‌ام تا آخر پای آن ایستاده‌ام تا جایی که بتوانم از حقوق مردم دفاع می‌کنم».

وی با اشاره به دادگاه‌هایی که برای فعالان سیاسی برگزار شد گفت: «در دادگاه‌هایی که برگزار شد همه این چهره‌ها می‌گویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجی‌ها در حوادث پس از آن دخالت داشتند من نمی‌دانم که این حرف‌ها در چه شرایطی مطرح می‌شود ولی من می‌خواهم این را بگویم هنگامی که فردی از درون زندان ودر شرایط خاص بگوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد».

وی خطاب به مسئولان گفت: «شما که مدام می‌گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می‌کنند پس دیگر ترس شما از چیست. اگر شما به گفته‌های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه‌ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال‌های خود را برای اینکه تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن گاه از طرف ما هم دو نفر می‌آیند و استدلال‌های خود را مطرح می‌کنند و شما که معتقدید مردم خود می‌فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد».

وی افزود: «شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‌شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‌ای حمایت می‌کنند زیرا مردم به قول شما خودشان می‌فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‌کنند».

وی تاکید کرد: «این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‌شود نشان دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‌کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‌دهیم».

وی در نهایت خطاب به اعضای شورای مرکزی حزب متبوع‌اش گفت: «به مانند همیشه این روزهای سخت نیز می‌گذرد و دوباره روزنامه و سایت هم فعال خواهند شد. بنابراین شما باید با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهید و با برنامه‌ریزی با جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود بپردازید».
دبیرکل حزب اعتمادملی گفت: «توقیف روزنامه و فیلتر کردن سایت اعتمادملی خدشه‌ای در اراده ما برای مسیری که می‌پیماییم ایجاد نمی کند و حرکت ما متوقف نمی‌شود، شما باید با اراده و جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود ادامه دهید».

مهدی کروبی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی که عصر شنبه برگزار شد گفت: «اکنون در شرایط خاصی قرار داریم ولی باید در این شرایط نیز کار تشکیلاتی و حزبی را با جدیت ادامه دهیم و در این راستا باید به برنامه ریزی بپردازیم».
وی با تاکید بر اینکه حوادثی که روی داده نباید منجر به سرخوردگی و انفعال شود گفت: «نباید حوادثی که روی داده موجب انفعال شود بلکه باید نشان دهید که مصمم هستید و از میدان بیرون نمی‌روید. بنابراین غم توقیف روزنامه و سایت را نخورید بلکه نشان دهید که با اراده به راه خود ادامه می‌دهید».

کروبی خاطرنشان ساخت: «تقسیم رای که در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صورت گرفت پیامی داشت مبنی بر اینکه بگویند شما جایگاهی ندارید ولی بنده بدون توجه به این مسائل با قاطعیت به راه خودم ادامه دادم و ما باید در میدان حضور داشته باشیم و نشان دهیم که زنده هستیم».

دبیرکل حزب اعتماد ملی تصریح کرد: «باید در این دوران سخت پایمردی و ایستادگی کنیم این روزهای سخت هم به زودی می‌گذرد».

مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به برخوردهایی که صورت گرفت افزود: «متاسفانه با این شیوه برخوردی که در پیش گرفته شده است به سمت یک چاه ویل حرکت می‌کنند و هیچ کس نمی‌داند که سرانجام به کجا خواهیم رسید. هرچه فکر می‌کنیم نمی‌توانیم به تحلیل درستی از اتفاقی که افتاده است برسیم و سرنوشت مشخص نیست ولی من امیدوارم که هر چه است به منافع ملی کشور ضربه‌ای وارد نشود».

وی با اشاره به شرایطی که اصلاح طلبان در آن قرار گرفته‌اند گفت: «اکنون امکاناتمان بسیار محدود است و بسیار تحت فشار هستیم بسیاری از کسانی که دانشگاهی بودند و یا فعالان سیاسی که از ما حمایت کردند اکنون تحت فشار قرار دارند و در شرایط سختی قرار داریم ولی باید ایستادگی کنیم و تا از آن عبور کنیم».

کروبی با اشاره به هجمه‌ای که به وی به علت نگارش نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی شد گفت: «من هیچ گاه بدون سند حرف نمی‌زنم و هرگاه حرفی زده‌ام تا آخر پای آن ایستاده‌ام تا جایی که بتوانم از حقوق مردم دفاع می‌کنم».

وی با اشاره به دادگاه‌هایی که برای فعالان سیاسی برگزار شد گفت: «در دادگاه‌هایی که برگزار شد همه این چهره‌ها می‌گویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجی‌ها در حوادث پس از آن دخالت داشتند من نمی‌دانم که این حرف‌ها در چه شرایطی مطرح می‌شود ولی من می‌خواهم این را بگویم هنگامی که فردی از درون زندان ودر شرایط خاص بگوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد».

وی خطاب به مسئولان گفت: «شما که مدام می‌گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می‌کنند پس دیگر ترس شما از چیست. اگر شما به گفته‌های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه‌ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال‌های خود را برای اینکه تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن گاه از طرف ما هم دو نفر می‌آیند و استدلال‌های خود را مطرح می‌کنند و شما که معتقدید مردم خود می‌فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد».

وی افزود: «شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‌شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‌ای حمایت می‌کنند زیرا مردم به قول شما خودشان می‌فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‌کنند».

وی تاکید کرد: «این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‌شود نشان دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‌کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‌دهیم».

وی در نهایت خطاب به اعضای شورای مرکزی حزب متبوع‌اش گفت: «به مانند همیشه این روزهای سخت نیز می‌گذرد و دوباره روزنامه و سایت هم فعال خواهند شد. بنابراین شما باید با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهید و با برنامه‌ریزی با جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود بپردازید».


در زیر مکانهای تجمع روز 8 مرداد (ساعت 6 بعدازظهر) چهلمین روز شهادت ایرانیان آزادیخواه در شنبه خونین را می بینید .
1- میدان ونک (جایگزین اول میدان سرو - جایگزین دوم پارک وی)
2- میدان محسنی ( جایگزین اول بولوار کاوه - جایگزین دوم میدان هروی )
3- میدان هفت حوض ( جایگزین اول فلکه سوم تهرانپارس - جایگزین دوم فلکه اول تهرانپارس)
4- میدان فاطمی ( جایگزین اول میدان هفت تیر - جایگزین دوم میدان فردوسی )
5- پل گیشا ( جایگزین اول فلکه صادقیه - جایگزین دوم میدان انقلاب )
دایره های آبی ، مکانهای اصلی تجمع می باشد و دایره های قرمز آلترناتیوهای مکانهای مورد اشاره برای تجمع می باشد . مکانها طوری طراحی شده که از تمام نقاط تهران به راحتی بتوان در نقاط مشخص گرد هم آمد و همچنین نیروهای سرکوبگر در سطح شهر پخش شوند . مسیرهایی که به رنگ سبز مشخص شده است ، مسیرهایی است که مردمی که میخواهند به جنبش کمک کنند و به نوعی نمی توانند در تجمع حاضر گردند با سوار شدن بر خودرو خود به ایجاد ترافیک بپردازند . زدن فلاشر و بیرون آوردن دست خود به صورت V برای تقویت روحیه مبارزین تاثیر گذار خواهد بود . قاعدتا کسانی که سوار بر ماشین هستند می توانند با پرتاب کردن میخ های پنج پر زیر موتورسواران سرکوبگر به پنچری موتورهای آنان اقدام کنند .دایره های زرد ، نقطه های حساس ترافیکی شهر هستند ، شما فرض کنید که مثلا مردم منطقه تهرانپارس بدلیل سنگینی نیروهای سرکوبگر نتوانند تحرکی انجام دهند ، نیروهای سرکوبگر نیروهایشان را طبق قاعده مثلا به ونک یا میدان محسنی و ... منتقل خواهند کرد یا اینکه نیروهایی که در نقاط خارج شهر مستقر هستند را بخواهند به منطقه ای اعزام کند ، اگر ما چهار نقطه زرد را بتوانیم ببندیم ، ایجاد چند تصادف صوری ، خرابی ماشین ، کند حرکت کردن و ... مطمئنا موتور حرکتی آنان اگر قفل نشود به کندی پیش خواهد رفت .

برای رویت بهتر نقشه روی آن کلیک کنید




در زیر مکانهای تجمع روز 8 مرداد (ساعت 6 بعدازظهر) چهلمین روز شهادت ایرانیان آزادیخواه در شنبه خونین را می بینید .
1- میدان ونک (جایگزین اول میدان سرو - جایگزین دوم پارک وی)
2- میدان محسنی ( جایگزین اول بولوار کاوه - جایگزین دوم میدان هروی )
3- میدان هفت حوض ( جایگزین اول فلکه سوم تهرانپارس - جایگزین دوم فلکه اول تهرانپارس)
4- میدان فاطمی ( جایگزین اول میدان هفت تیر - جایگزین دوم میدان فردوسی )
5- پل گیشا ( جایگزین اول فلکه صادقیه - جایگزین دوم میدان انقلاب )
دایره های آبی ، مکانهای اصلی تجمع می باشد و دایره های قرمز آلترناتیوهای مکانهای مورد اشاره برای تجمع می باشد . مکانها طوری طراحی شده که از تمام نقاط تهران به راحتی بتوان در نقاط مشخص گرد هم آمد و همچنین نیروهای سرکوبگر در سطح شهر پخش شوند . مسیرهایی که به رنگ سبز مشخص شده است ، مسیرهایی است که مردمی که میخواهند به جنبش کمک کنند و به نوعی نمی توانند در تجمع حاضر گردند با سوار شدن بر خودرو خود به ایجاد ترافیک بپردازند . زدن فلاشر و بیرون آوردن دست خود به صورت V برای تقویت روحیه مبارزین تاثیر گذار خواهد بود . قاعدتا کسانی که سوار بر ماشین هستند می توانند با پرتاب کردن میخ های پنج پر زیر موتورسواران سرکوبگر به پنچری موتورهای آنان اقدام کنند .دایره های زرد ، نقطه های حساس ترافیکی شهر هستند ، شما فرض کنید که مثلا مردم منطقه تهرانپارس بدلیل سنگینی نیروهای سرکوبگر نتوانند تحرکی انجام دهند ، نیروهای سرکوبگر نیروهایشان را طبق قاعده مثلا به ونک یا میدان محسنی و ... منتقل خواهند کرد یا اینکه نیروهایی که در نقاط خارج شهر مستقر هستند را بخواهند به منطقه ای اعزام کند ، اگر ما چهار نقطه زرد را بتوانیم ببندیم ، ایجاد چند تصادف صوری ، خرابی ماشین ، کند حرکت کردن و ... مطمئنا موتور حرکتی آنان اگر قفل نشود به کندی پیش خواهد رفت .

برای رویت بهتر نقشه روی آن کلیک کنید



خبر نامه گویا - بنا بر گزارش های رسيده، شب گذشته، ساکنان محله آپادانای تهران؛ محل زندگی خانواده سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله ای که در وقايع اخير کشته و ديروز به خاک سپرده شد؛ مردم برای سهراب "شام غريبان" گرفتند و در يک اقدام بی سابقه از ورودی شهرک آپادانا تا مقابل در خانه خانواده اعرابی، شمع روشن چيدند.
جمعيت از ساعت ۲۲ تا حدود ساعت ۲۳ شروع به شعار دادن کردند. مردم شعار می دادند: "الله اکبر" و "مرگ بر ديکتاتور". آن ها همچنين فرياد می زدند: "سهراب ما نمرده - ولايت است که مرده". پروين فهيمی، مادر سهراب از مردم تشکر می کرد. مردم می آمدند دست او را می بوسيدند و او نيز در پاسخ روی مردم گل می پاشيد.سهراب اعرابی در راهپيمايی ميليونی مردم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و معلوم نيست که همان روز و يا در بيمارستان جان باخته است. خانواده وی مدت ۲۶ روز از او هيچ خبری نداشتند تا اين که روز شنبه ۲۰ تير ماه مسئولين قضايی خبر کشته شدن وی را به خانواده اش ابلاغ کردند. در مراسم خاکسپاری سهراب صدها تن که بيشتر آن ها را مردم همدرد خانواده وی تشکيل می دادند شرکت داشتند. نيروهای نظامی در مراسم حضور نداشتند اما لباس شخصی ها ديده می شدند.


خبر نامه گویا - بنا بر گزارش های رسيده، شب گذشته، ساکنان محله آپادانای تهران؛ محل زندگی خانواده سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله ای که در وقايع اخير کشته و ديروز به خاک سپرده شد؛ مردم برای سهراب "شام غريبان" گرفتند و در يک اقدام بی سابقه از ورودی شهرک آپادانا تا مقابل در خانه خانواده اعرابی، شمع روشن چيدند.
جمعيت از ساعت ۲۲ تا حدود ساعت ۲۳ شروع به شعار دادن کردند. مردم شعار می دادند: "الله اکبر" و "مرگ بر ديکتاتور". آن ها همچنين فرياد می زدند: "سهراب ما نمرده - ولايت است که مرده". پروين فهيمی، مادر سهراب از مردم تشکر می کرد. مردم می آمدند دست او را می بوسيدند و او نيز در پاسخ روی مردم گل می پاشيد.سهراب اعرابی در راهپيمايی ميليونی مردم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و معلوم نيست که همان روز و يا در بيمارستان جان باخته است. خانواده وی مدت ۲۶ روز از او هيچ خبری نداشتند تا اين که روز شنبه ۲۰ تير ماه مسئولين قضايی خبر کشته شدن وی را به خانواده اش ابلاغ کردند. در مراسم خاکسپاری سهراب صدها تن که بيشتر آن ها را مردم همدرد خانواده وی تشکيل می دادند شرکت داشتند. نيروهای نظامی در مراسم حضور نداشتند اما لباس شخصی ها ديده می شدند.

روش های مبارزه مسالمت آمیز

این کتاب به مبانی ابتدایی شکل های مسالمت آمیز مبارزه و نحوه ی بکار بستن آ نها در یک کمپین می پردازد. برای دانلود کتاب از لینک ذیل استفاده کنید.



روش های مبارزه مسالمت آمیز

این کتاب به مبانی ابتدایی شکل های مسالمت آمیز مبارزه و نحوه ی بکار بستن آ نها در یک کمپین می پردازد. برای دانلود کتاب از لینک ذیل استفاده کنید.



۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه

بزرگترین تظاهرات ایران در راه است!

در بزرگترين اعتراض مدنی ميليونی، قانونی و شبانه در ايران و در سه شنبه شب 30 تير ماه 1388(به ياد جان باختگان روز 30 خرداد که در حکومت نظامی کشته شدند از جمله ندا آقا سلطان) از مردم ايران درخواست مي گردد دقيقاً در ساعت 9:00 شب و با آغاز اخبار ساعت 9 همگی يک وسيله برقی پر مصرف ( ترجيحاً اتو يي که روی درجه آخر هست و يا جاروبرقی، سشوار، هيتر و ...) را برای 240 ثانيه( 4 دقيقه) به برق متصل کنيد( اگر مي خواهيد بيشتر تأثير گذار باشيد همزمان 2 يا سه وسيله را با هم به برق بزنيد). توجه کنيد که زمان بسيار و بسيار مهم است. در صورتی که حتی 10 ثانيه تأخير داشته باشيد از قافله عقب خواهيد ماند.
با همکاری 3 ميليون خانواده در ايران دقيقاً در ساعت 9 شب که خود را با دينگ دينگ کردن آغازی شروع اخبار ساعت 9 شب شبکه اول هماهنگ کرده و با دينگ آخر و شروع اخبار،اتوی خود ( يا سه شوار و يا هر وسيله پر مصرف از قبيل هيتر و ...) را به برق می زنند، شوکی به شبکه نيروگاهی ايران وارد آمده و شبکه برق کشور ناچار به قطع بارها و خاموشی مطلق خواهد شد.
توصيه ايمنی: پس از قطع برق فوراً وسيله برقی و يخچال خود را از برق بيرون بکشيد تا در هنگام وصل مجدد برق که حدود 2 ساعت طول مي کشد ضمن اينکه يخچال شما آسيب نمی بيند، هم وطنان ما در اداره مرکزی ديسپاچينگ ملی برق نيز سريعتر بتوانند شبکه برق را بازيابی و برق شما را وصل کنند.
نکته مهم : بعيد نيست که در روز 30 تير ماه حکومت زمان اخبار ساعت 9 را عوض کند و يا در شهرهای مختلف اخبار را با تأخيرهای جداگانه پخش کنند . مثلاً اخبار را ساعت9:01 دقيقه پخش کنند. مهم نيست. ما با شروع اخبار وسيله های برقی را به برق متصل مي کنيم. اين کار حکومت چون به تفکيک هر شهر انجام مي شود تأثيری ندارد. و اگر آن شب اخبار ساعت 9 را پخش نکردند، با اخبار ساعت 10 شبکه سه اين کار را انجام مي دهيم. اگر اخبار ساعت 10 شبکه سه نيز پخش نشد با اخبار ساعت 10:30 شبکه 2 اين کار را مي کنيم.
اين کار و تحمل ماکزيمم 2 ساعت بی برقی نتايج ذيل را به همراه دارد.

1. وحدت ملی را به رخ حکومت ديکتاتوری مي رسانيم
ا2. ين خبر مانند بمب در تمامی دنيا صدا مي کندو غير قابل کتمان مي باشد( ديگر نمي توانند بگويند اينها خارجی هستند و وجود مردم را کتمان کنند)
3. حکومتگرانی که هنوز در خوابند يآ خود را به خواب زده اند با قطع برق کل ايران، برق آنها نيز قطع شده و می فهمند که رفتنی هستند (شايد به راه راست برگردند).
4. ديگر با استفاده ابزاری از انگ منافق، بسيج و سپاه قادر به مقابله و سرکوب با مردم عادی نيستند.
5. حکومت ديکتاتور از قدرت اتحاد ملت به ترس و وحشت خواهد افتاد
6. ملت ايران خود را باور خواهند کرد و برای حرکتهای بعدی آماده خواهند شد.
7. بدون اينکه حتی خون يک نفر هم ريخته شود و يا کسی شناخته شده و به زندان بيفتد يک راه پيمايي ميليونی شبانه کرده ايم.
8. پس از خاموشی مطلق ( توضيح اينکه در 30 تير ماه ، ماه در ساعت 9 شب در آسمان نبوده و همه جا تاريک و بدون هيچگونه نوری مي گردد) می توانيم بدون ترس از نفوذيان رژيم کودتا فرياد آزادی و الله اکبر سر دهيم.
9. با توجه به اينکه قطع سراسری برق يک کشور جزء حوادث تاريخی آن کشور مي باشد، اتحاد ايرانيان ظلم ستيز و شب 30 تير ماه به تاريخ مي پيوندد.
پس همراه شو هم وطن و اين مطلب را حداقل به 10 نفر از بستگان خود که دسترسی به اينترنت ندارند با توضيح کافی در خصوص اهميت هماهنگی در زمان اتصال وسيله برقی دقيقاً در ساعت 9 شب و قطع وسيله های برقی پس از خاموشی بگو.
مطلب ذيل را برای مهندسان برق قدرت دارای تخصص مطالعات سيستم مينويسم که آنها نيز با قدرت مضاعف همراه شوند.
1) شبکه برق ايران در ساعت 9 شب حدود 3000 مگاوات توليد رزو آبی در 25 واحد نيروگاهی دز، کارون، مسجد سليمان، کرخه و ... دارد که اين واحدها به دليل خصوصيت واحدهای آبی به سرعت وارد مدار شده و پاسخ گاورنر آنها بسيار سريع مي باشد.. ولی مطمئناً حکومت با اطلاع از قصد ملت به اين کار، واحدهای نيروگاهی را به حالت Stand Byروشن در مدار قرار خواهد داد. ولی در صورتيکه 3 ميليون خانواده با هم و به فاصله 10 ثانيه ماکزيمم اتوهای خود را به برق بزنند، توان اکتيوی حداقل برابر با 3،000،000 ضربدر 1000 وات ( متوسط) که برابر با 3000 مگاوات مي شود از شبکه درخواست مي شود که فرکانس را با افت بيش از 5 هرتز مواجهه مي کند. با توجه به افزايش توان واحدهای آبی متوسط 10 مگاوات بر ثانيه تا رسيدن به شرايط Stable جهت جبران توان اکتيو لازم ( تلفات 17 درصدی را در اينجا صرفنظر کرديم) بيش از 14 ثانيه زمان لازم است. پس واحدهای نيروگاهی قادر به جبران توان اکتيو درخواستی نخواهند بود و رله های Under Frequency و رله های نرخ کاهش فرکانسی ( dF/dt ) عمل نموده و شبکه ايران Black outمي گردد.
2) با توجه به اينکه حکومت ممکن است قبل از ساعت 9 خاموشی بدهد و بارهای شبکه را از مدار خارج کنند( که به احتمال بسيار زياد اين کار را خواهند کرد) تنها 2 راه وجود دارد. اول اينکه مردم دقيقتر و با سرعت عمل بيشتر و دقيقاً راس ساعت 9 اتوی خود را به برق بزنند (كه احتياج به فرهنگ سازي و كمك همه سطوح تحصيل كرده به مردم دارد) و در کمتر از 5 ثانيه 3 هزار مگاوات درخواست بار ايجاد کنند. دوم اينکه تعداد مردمی که اين کار را مي کنند 2 برابر شود یعنی 6 ميليون خانواده اين کار را بکنند.
3) همچنين در صورتيکه( به احتمال 1 درصد) شوک اول را نيروگاه ها بتوانند تحمل کنند( كه نمي توانند) به دليل اينکه اتوها دارای ترموستات هستند، نوسانات بعدی قطع و وصل اتوها کار را يکسره مي کند.
پس به ياری سبز همه ايرانيان با غيرت و وطن دوست نيازمنديم
در بزرگترين اعتراض مدنی ميليونی، قانونی و شبانه در ايران و در سه شنبه شب 30 تير ماه 1388(به ياد جان باختگان روز 30 خرداد که در حکومت نظامی کشته شدند از جمله ندا آقا سلطان) از مردم ايران درخواست مي گردد دقيقاً در ساعت 9:00 شب و با آغاز اخبار ساعت 9 همگی يک وسيله برقی پر مصرف ( ترجيحاً اتو يي که روی درجه آخر هست و يا جاروبرقی، سشوار، هيتر و ...) را برای 240 ثانيه( 4 دقيقه) به برق متصل کنيد( اگر مي خواهيد بيشتر تأثير گذار باشيد همزمان 2 يا سه وسيله را با هم به برق بزنيد). توجه کنيد که زمان بسيار و بسيار مهم است. در صورتی که حتی 10 ثانيه تأخير داشته باشيد از قافله عقب خواهيد ماند.
با همکاری 3 ميليون خانواده در ايران دقيقاً در ساعت 9 شب که خود را با دينگ دينگ کردن آغازی شروع اخبار ساعت 9 شب شبکه اول هماهنگ کرده و با دينگ آخر و شروع اخبار،اتوی خود ( يا سه شوار و يا هر وسيله پر مصرف از قبيل هيتر و ...) را به برق می زنند، شوکی به شبکه نيروگاهی ايران وارد آمده و شبکه برق کشور ناچار به قطع بارها و خاموشی مطلق خواهد شد.
توصيه ايمنی: پس از قطع برق فوراً وسيله برقی و يخچال خود را از برق بيرون بکشيد تا در هنگام وصل مجدد برق که حدود 2 ساعت طول مي کشد ضمن اينکه يخچال شما آسيب نمی بيند، هم وطنان ما در اداره مرکزی ديسپاچينگ ملی برق نيز سريعتر بتوانند شبکه برق را بازيابی و برق شما را وصل کنند.
نکته مهم : بعيد نيست که در روز 30 تير ماه حکومت زمان اخبار ساعت 9 را عوض کند و يا در شهرهای مختلف اخبار را با تأخيرهای جداگانه پخش کنند . مثلاً اخبار را ساعت9:01 دقيقه پخش کنند. مهم نيست. ما با شروع اخبار وسيله های برقی را به برق متصل مي کنيم. اين کار حکومت چون به تفکيک هر شهر انجام مي شود تأثيری ندارد. و اگر آن شب اخبار ساعت 9 را پخش نکردند، با اخبار ساعت 10 شبکه سه اين کار را انجام مي دهيم. اگر اخبار ساعت 10 شبکه سه نيز پخش نشد با اخبار ساعت 10:30 شبکه 2 اين کار را مي کنيم.
اين کار و تحمل ماکزيمم 2 ساعت بی برقی نتايج ذيل را به همراه دارد.

1. وحدت ملی را به رخ حکومت ديکتاتوری مي رسانيم
ا2. ين خبر مانند بمب در تمامی دنيا صدا مي کندو غير قابل کتمان مي باشد( ديگر نمي توانند بگويند اينها خارجی هستند و وجود مردم را کتمان کنند)
3. حکومتگرانی که هنوز در خوابند يآ خود را به خواب زده اند با قطع برق کل ايران، برق آنها نيز قطع شده و می فهمند که رفتنی هستند (شايد به راه راست برگردند).
4. ديگر با استفاده ابزاری از انگ منافق، بسيج و سپاه قادر به مقابله و سرکوب با مردم عادی نيستند.
5. حکومت ديکتاتور از قدرت اتحاد ملت به ترس و وحشت خواهد افتاد
6. ملت ايران خود را باور خواهند کرد و برای حرکتهای بعدی آماده خواهند شد.
7. بدون اينکه حتی خون يک نفر هم ريخته شود و يا کسی شناخته شده و به زندان بيفتد يک راه پيمايي ميليونی شبانه کرده ايم.
8. پس از خاموشی مطلق ( توضيح اينکه در 30 تير ماه ، ماه در ساعت 9 شب در آسمان نبوده و همه جا تاريک و بدون هيچگونه نوری مي گردد) می توانيم بدون ترس از نفوذيان رژيم کودتا فرياد آزادی و الله اکبر سر دهيم.
9. با توجه به اينکه قطع سراسری برق يک کشور جزء حوادث تاريخی آن کشور مي باشد، اتحاد ايرانيان ظلم ستيز و شب 30 تير ماه به تاريخ مي پيوندد.
پس همراه شو هم وطن و اين مطلب را حداقل به 10 نفر از بستگان خود که دسترسی به اينترنت ندارند با توضيح کافی در خصوص اهميت هماهنگی در زمان اتصال وسيله برقی دقيقاً در ساعت 9 شب و قطع وسيله های برقی پس از خاموشی بگو.
مطلب ذيل را برای مهندسان برق قدرت دارای تخصص مطالعات سيستم مينويسم که آنها نيز با قدرت مضاعف همراه شوند.
1) شبکه برق ايران در ساعت 9 شب حدود 3000 مگاوات توليد رزو آبی در 25 واحد نيروگاهی دز، کارون، مسجد سليمان، کرخه و ... دارد که اين واحدها به دليل خصوصيت واحدهای آبی به سرعت وارد مدار شده و پاسخ گاورنر آنها بسيار سريع مي باشد.. ولی مطمئناً حکومت با اطلاع از قصد ملت به اين کار، واحدهای نيروگاهی را به حالت Stand Byروشن در مدار قرار خواهد داد. ولی در صورتيکه 3 ميليون خانواده با هم و به فاصله 10 ثانيه ماکزيمم اتوهای خود را به برق بزنند، توان اکتيوی حداقل برابر با 3،000،000 ضربدر 1000 وات ( متوسط) که برابر با 3000 مگاوات مي شود از شبکه درخواست مي شود که فرکانس را با افت بيش از 5 هرتز مواجهه مي کند. با توجه به افزايش توان واحدهای آبی متوسط 10 مگاوات بر ثانيه تا رسيدن به شرايط Stable جهت جبران توان اکتيو لازم ( تلفات 17 درصدی را در اينجا صرفنظر کرديم) بيش از 14 ثانيه زمان لازم است. پس واحدهای نيروگاهی قادر به جبران توان اکتيو درخواستی نخواهند بود و رله های Under Frequency و رله های نرخ کاهش فرکانسی ( dF/dt ) عمل نموده و شبکه ايران Black outمي گردد.
2) با توجه به اينکه حکومت ممکن است قبل از ساعت 9 خاموشی بدهد و بارهای شبکه را از مدار خارج کنند( که به احتمال بسيار زياد اين کار را خواهند کرد) تنها 2 راه وجود دارد. اول اينکه مردم دقيقتر و با سرعت عمل بيشتر و دقيقاً راس ساعت 9 اتوی خود را به برق بزنند (كه احتياج به فرهنگ سازي و كمك همه سطوح تحصيل كرده به مردم دارد) و در کمتر از 5 ثانيه 3 هزار مگاوات درخواست بار ايجاد کنند. دوم اينکه تعداد مردمی که اين کار را مي کنند 2 برابر شود یعنی 6 ميليون خانواده اين کار را بکنند.
3) همچنين در صورتيکه( به احتمال 1 درصد) شوک اول را نيروگاه ها بتوانند تحمل کنند( كه نمي توانند) به دليل اينکه اتوها دارای ترموستات هستند، نوسانات بعدی قطع و وصل اتوها کار را يکسره مي کند.
پس به ياری سبز همه ايرانيان با غيرت و وطن دوست نيازمنديم
تأملاتی پيرامون سياست های کارآمد و ناکارآمد
اعتصاب غذای گروهی از روشنفکران ايران در برابر مقر سازمان ملل متحد، يکی، فقط يکی، از مصاديق عمل جمعی مسالمت آميز است. همين که گروهی از روشنفکران با شکستن ديوارهای بتونی مذهبی- غير مذهبی ، ليبرال- مارکسيست، و غيره، بتواند در يک اقدام جمعی مشترک مشارکت کنند،يک گام به پيش است. البته اين اقدام، فقط و فقط،، معطوف به: "اعتراض به سرکوب سيستماتيک" و "درخواست آزادی زندانيان سياسی- عقيدتی" است
۱-يک ميليتاريسم و فاندامنتاليسم: جرج بوش با سياست های نظامی گرايانه ی خود باعث رشد بنيادگرايی در منطقه ی خاورميانه شد. هدف اصلی او عملی کردن طرح خاورميانه ی بزرگ از راه حمله ی نظامی به عراق و افغانستان، و حمايت يکجانبه از دولت اسرائيل بود. برگزاری انتخابات آزاد در کشورهای منطقه هم بخشی از اين طرح بود. فشار به دولت های سکولار منطقه برای برگزاری انتخابات آزاد به سرعت تغيير کرد و کنار گذارده شد. برای اينکه برگزاری انتخابات آزاد به پيروزی بنيادگرايان منتهی می شد. دليل اين امر تا حدودی روشن است. دولت های مستبد و فاسد و سکولار منطقه مورد حمايت آمريکا و برخی دولت های غربی بوده و هستند. در اين شرايط،، بنيادگرايی تنها بديل (آلترناتيو) سکولاريسم است، و ضديت با آمريکا و جهان غرب هم بخشی از واکنش به دولت های دست نشانده ی آمريکايی است. مردمی که تحت سلطه ی دولت های فاسد قرار دارند، راه نجات و رهايی را در ضديت با واقعيت جست و جو می کنند. اين چنين بود که حماس در فلسطين به پيروزی رسيد. اگر حسنی مبارک هم انتخابات آزاد برگزار می کرد، به احتمال زياد، اخوان المسلمين پيروز انتخابات می شد. همين داستان در عربستان دارای حکومت مرتجع مورد حمايت آمريکا قابل تصور است. هرگونه تحليلی پيرامون رشد بنيادگرايی در خاورميانه، بدون در نظر گرفتن سياست های نظامی گرايانه و معيارهای دوگانه(dabble standard) دولت آمريکا،تحليلی غير منطبق با واقع خواهد بود.
۲- بهشت خاورميانه، جهنم ايران: شايد برای مردم خاورميانه وعده های رهايی بخش بنيادگرايی ايده آل و آرزو باشد. اما، آنچه برای آنان آرزو و بهشت آفرين است، برای مردم ايران جهنم آفريد و همه ی را در شعله های آتش خود سوزانده است. دولت جرج بوش شرايط جهانی ای به سود بنيادگرايان حاکم بر ايران، و به زيان جنبش دموکراسی خواهی مردم ايران پديد آورده بود. آن سياست نه تنها به زيان مردم ايران بود،بلکه به شدت به اعتبار و مشروعيت بين المللی آمريکا آسيب وارد آورد . غروب و افول جرج بوش، غروب و افول سياست های نظامی گرايانه بود. بوش و همفکران او، مسأله ی غنی سازی اورانيوم را به مسأله ی اصلی روابط ايران و جهان غرب تبديل کرده بودند. هيچ ايرانی ای خواهان حمله ی نظامی هيچ دولتی به ايران نبوده و نخواهد بود. وقتی احتمال حمله ی نظامی به ايران افزايش يافت، دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق بشر به محاق رفت. بوش و همفکران او بزرگترين خدمت را به بينادگريان حاکم بر ايران کردند. بنيادگرايان خواهان آن بودند و هستند که هميشه ابرهای تيره و تار حمله ی نظامی بر فضای ايران حاکم باشد تا آنها بتوانند تحت پوشش دفاع از کشور و امنيت ملی، فضايی امنيتی بر جامعه حاکم سازند. از سوی ديگر، شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"، توانايی آن را دارد که از طريق فريب مردم، اجماع ملی پديد آورد.
۳- افول نظامی گری، امکان پذيری دموکراسی خواهی: آمدن اوباما، پيروزی بزرگی برای مردم ايران و جنبش دموکراسی خواهی آنان بود. يعنی، همين که سياست های نظامی گرايانه کنار گذاشته شد، همين که طرح های ابلهانه ی حمله ی نظامی به ايران به محاق رفت، بزرگترين کمک به جنبش دموکراسی خواهی مردم ايران بود و هست. اينکه دولت اوباما و ديگر دول غربی به صراحت گفته اند که مسائل داخلی ايران به ما مربوط نيست،برای دولت خودکامه ی ايران که تمامی مشکلات و مسائل جامعه را به گردن آمريکا می اندازد، بدترين سياست است. آنچه در سال های گذشته بارها و بارها بر آن تأکيد شد،اما متأسفانه به آن توجه نگرديد، اين بود و هست که "مسأله ی نقض سيستماتيک و گسترده ی حقوق بشر در ايران بايد به مسأله اصلی ايران و روابط کل جهان با دولت ايران تبديل شود"، بهترين سياست برای شکست دادن نظام سلطانی حاکم بر ايران بود و هست. اين رژيم نمی تواند مردم را سرکوب کند، جوان های آنها را به گلوله ببندد، فعالان سياسی را بازداشت کند، بازداشت شدگان را در سلول های انفرادی شکنجه کند،اعترافات استالينيستی درست کند؛ و در عين حال اجماعی ملی حول محور "سرکوب" برسازد. اگر سياست های نظامی گرايانه ی دولت آمريکا ادامه می يافت، سرکوبگری های نظام سلطانی اعتراض چندانی بر نمی انگيخت، يا اگر هم بر می انگيخت، گوش شنوايی نمی يافت. از تذکار اين نکته ی مهم نبايد غافل شد که تهديدات نظامی گرايانه ی دولت اسرائيل نيز به سود رژيم بنيادگرای حاکم بر ايران است، کما اينکه بقا و دوام دولت احمدی نژاد هم به سود دولت اسرائيل تمام شده و می شود. دولت اسرائيل با وجود احمدی نژاد و خامنه ای نياز چندانی به فعاليت برای هم جبهه کردن ديگران با خود ندارد.
۴- تثبيت مسأله ی اصلی: انتخابات ۲۲ خرداد و حوادث پس از آن، دستاوردهای زيادی داشته و بايد از زوايای گوناگون مورد ارزيابی قرار گيرد. نظام دموکراتيک نظامی است که در آن می توان زمامداران را به روش های مسالمت آميز(يعنی از طريق صندوق های رأی گيری) تغيير داد. سلطان خواست مسالمت آميز مردم را ناديده گرفت و مانع تغيير و اصلاح شد. يکی از مهمترين دستاوردهای اين رويداد،تثبيت اين نظر بود که حقوق بشر و دموکراسی مسأله اصلی است. مسأله ی اصلی مردم ايران گذار مسالمت آميز از نظام خودکامه ی سلطانی به نظام دموکراتيک ملتزم به آزادی و حقوق بشر است. حتی اگر اثبات شود که رژيم حاکم بر ايران به بمب اتمی دست يافته است، اين امر مشکل چندانی برای آن پديد نخواهد آورد. برای اينکه در منطقه ای که ايرانيان زندگی می کنند، دولت های اسرائيل، هند، پاکستان، روسيه ، قزاقستان و... دارای بمب اتمی هستند. بهترين سياست، سياست خلع سلاح اتمی و شيميايی کل منطقه است، نه سياست های دوگانه معيار که چهره ای برحق از نظام سلطانی ايران می سازد. آن دارويی که از هر سمی برای اين رژيم مهلک تر است،داروی حقوق بشر است. تظاهرات مسالمت آميز تهران، کشته شدن جوان های رشيد ايران زمين، و عکس های ندا آقا سلطان؛ دنيا را تکان داد. وضعيت زندانيان اين رژيم هم قادر به تکان دادن مردم جهان است.
۵- سياست تهاجمی، سياست تدافعی: رژيم سلطانی حاکم بر ايران، در مسأله ی انرژی هسته ای تهاجمی عمل کرد و می کند. سياست های دبل استاندارد غرب در اين زمينه را به چالش می کشد. اما همين رژيم در مسأله ی حقوق بشر، تدافعی است. مجبور است دروغ بگويد، کشته ها را انکار کند، قتل ناجوانمردانه ی ندا آقا سلطان را به گردن توطئه های غربيان بيندازد،بازداشت هزاران تن تظاهر کننده را بسيار کمتر نشان دهد، تخريب های گسترده ی اراذل و اوباش سازماندهی شده ی خود را به گردن مخالفان بيندازد،سر و ته انتخابات متقلبانه و بی آبرويش را به سرعت جمع و جور کند تا بوی گند آن بيش از اين مشکل تنفسی برای خود و ديگران ايجاد نکند. شعار و مدعای استقلال ملت ايران، وقتی مردم از حق تعيين سرنوشت محروم باشند، از محتوا و مضمون خالی خواهد بود.
۶- نقطه ی ضعف رژيم،نقطه ی قوت رژيم: مسأله ی اصلی، مسأله ی حقوق بشر است. مگر حق تعيين سرنوشت(نظام دموکراتيک) يکی از حقوق اساسی انسان ها نيست(ماده ی ۲۱ اعلاميه ی جهانی حقوق بشر). سياست درست، سياستی است که حقوق بشر را به اصلی ترين چالش داخلی و بين المللی رژيم سلطانی حاکم بر ايران تبديل کند. مهمترين نقطه ضعف اين رژيم،مهمترين نقطه ی قوت آن است. رژيم دارای يکی از سازمان يافته ترين نهادهای سرکوب گر است. اين ابزار که نقطه ای اتکای اوست، نقطه ی فروپاشی او خواهد بود. هيچ رژيمی قادر نيست که صرفاً بر اساس ابعاد سرکوبگرانه- يعنی مناسبات حاکی از اجبار و زور مستقيم و عريان- که ارتش، پليس، زندان نمادهای آنند، به بقا ادامه دهد. رژيم ها مجبور به درونی ساختن باورها و نظام های مفهومی ای هستند که مناسبات اجتماعی سرکوبگرانه مقبول می سازند. ابعاد ايدئولوژيک دولت – يعنی نهادهای اجتماعی ای چون مدرسه،دين اصناف، انجمن های سياسی، رسانه های همگانی – بايد توجيه را درونی سازی کنند.سه دهه مصرف دين توسط دولت،باعث فرسايش باورنکردنی دين شده است. رسانه های دولتی فاقد اعتبارند. پاکسازی مداوم دانشگاه همچنان ادامه دارد و سلطان همچنان از وضعيت دانشگاه ها می نالد و نگران است. سرکوب عريان،سرشت رژيم را به نمايش گذارده است. نقطه ی قوت رژيم را بايد به جهانيان نشان داد. فقط صحنه های تکان دهنده ی خيابانها نيستند که نقطه ی قوت رژيم را نشان می دهند، زندان، سلول های انفرادی، اعترافات تلويزيونی ، بازداشت شدگان، اينها هم نقطه ی قوت سلطان را برملا می کنند. راستی سعيد حجاريان برای چه در سلول های انفرادی رژيم محبوس است؟ مهسا امرآبادی را که در انتظار زاده شدن نوزادش هست، به زندان اوين برده اند که در آنجا وضع حمل کند. نگران نباشيد، همسرش(مسعود باستانی) را هم به اوين برده اند تا دور از همسر و نوزادشان نباشد. اينجا آن جايی است که تمامی برج و باروی آرمان خواهی و عدالت طلبی به يک باره فرو می ريزد. رژيمی که از ارتباط قلبی مردم و رهبر سخن می گويد، فرزندان مردم را می کشد و حتی اجازه نمی دهد تا پدران و مادران و فرزندان برای عزيزشان مجلس ترحيم برگزار کنند.آنها که به دنبال تغيير سياست دولت های غربی با دولت ايرانند، بهترين کاری که بايد صورت دهند آن است که مسأله ی جنايات و سرکوب های رژيم را به يکی از مسائل حوزه ی عمومی جوامع غربی تبديل کنند. اگر اين خواست محقق گردد، نتايج بسياری پديد خواهد آورد.
۷- سياست معطوف به عمل جمعی:برابری، بنياد مشترک دموکراسی و حقوق بشر است. آزادی يکی از اصلی ترين حقوق آدميان و از لوازم نظام های دموکراتيک است. اما، اولويت دادن به حقوق بشر،به معنای فروکاستن حقوق بشر به صدور بيانيه نيست. دهها نهاد حقوق بشری ايرانی و بين المللی به خوبی نقض سيستماتيک حقوق بشر در ايران را گزارش می کنند. اين ميزان از فعاليت کارکردهايی داشته و دارد که تاکنون ديده ايم. فعاليت حقوق بشری بايد از مقام نظرورزی و صدور بيانيه، به "عمل جمعی" منتهی شود. رژيم سلطانی ايران ياد گرفته است که چگونه از پس بيانيه های نقض حقوق بشر برآيد. تاکنون مدافعان حقوق بشر رژيم را به دليل نقض حقوق بشر محکوم کرده اند، اما اينک نوبت عمل(عمل جمعی مسالمت آميز) است. اعمالی که بتوانند "مسأله ی ايران" را جهانی سازند.اعتصاب غذای گروهی از روشنفکران ايران در برابر مقر سازمان ملل متحد، يکی، فقط يکی، از مصاديق عمل جمعی مسالمت آميز است. همين که گروهی از روشنفکران با شکستن ديوارهای بتونی مذهبی- غير مذهبی ، ليبرال- مارکسيست، و غيره، بتواند در يک اقدام جمعی مشترک مشارکت کنند،يک گام به پيش است. البته اين اقدام، فقط و فقط،، معطوف به:"اعتراض به سرکوب سيستماتيک" و "درخواست آزادی زندانيان سياسی- عقيدتی" است. هيچ پرچم و بيرقی بالا نخواهد رفت، هيچ شعاری که به معنای تائيد يا نفی گروهی خاص باشد، سر داده نخواهد شد. شرکت کنندگان در اين عمل جمعی، در اين خصوص که گامی عملی در اعتراض به بازداشت های سرکوبگرانه ی اخير بردارند، توافق دارند. در اين خصوص هم که کليه ی زندانيان سياسی- عقيدتی بايد آزاد شوند، اجماع دارند. مشارکت در اين عمل جمعی،به روی همگان گشوده است. عملی که می خواهد "مسأله ی ايران" را در حوزه ی عمومی نگاه دارد.

سایر اخبار را در اینجا بخوانید