Ahmadinejad is not Iran's President - احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست - Ahmadinejad n'est pas le Président de l'Iran - Ahmadinejad is niet de president van Iran - Ahmadinedschad ist nicht der iranische Präsident - Ahmadinejad non è il Presidente dell'Iran - Ахмадинежад не президент Ирана - وأحمدي نجاد ليس الرئيس الايراني - 内贾德不是伊朗总统 - अहमदीनेजाद ने ईरान के राष्ट्रपति नहीं है - אחמדינג 'אד הוא לא נשיא איראן - Ahmadinejad bukan Presiden Iran - アハマディネジャドイラン大統領されていません - Ahmadinejad ไม่อิหร่านของประธานาธิบดี - Ахмадінежад не президент Ірану - 아마 디 네 자드이란 대통령이되지 않습니다 - Ahmedinejad İran Cumhurbaşkanı değildir - Ahmadinejad is nie Iran se president - Ахмадинеджад не е Иранският президент - Ahmadinejad ay hindi Iran's Pangulo - Ahmedinedžad nije Iran's President - Ahmadinejad ei ole Iranin presidentin - Ahmadineyad non é o presidente do Irán
‏نمایش پست‌ها با برچسب لباس شخصیها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب لباس شخصیها. نمایش همه پست‌ها

 ممانعت مديريت دانشگاه از برگزاری مراسم يادبود اين دانشجو

مديريت دانشگاه اميرکبير به درخواست نيروهای امنيتی از برگزاری مراسم يادبود برای يکی از دانشجويان و نيز کارمند اين دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نيروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، سميه جعفر قلی، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد مهندسی کامپيوتر دانشگاه اميرکبير و يکی از کارکنان مرکز تحصيلات تکميلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حاليکه به همراه حميدرضا و سارا؛همسر و دختر ۸ ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش يکی از ماموران نيروی انتظامی، که در همان حين در تعقيب خودروی ديگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شليک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد.


بدنبال مرگ دلخراش اين دانشجوی دانشگاه پلی تکنيک، جمعی از دانشجويان دانشکده کامپيوتر و اعضای شورای صنفی اين دانشکده برای برگزاری يک مراسم يادبود برای اين دانشجوی بيگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجيب مديريت انتصابی دانشگاه پلی تکنيک شده اند.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، ديروز عليرضا رهائی طی تماسی با رئيس دانشکده کامپيوتر اين دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه يادبود برای اين دانشجوی کشته شده را داد. هم چنين واعظ از مسئولان حراست پلی تکنيک نيز به دستور نهادهای امنيتی تلاش زيادی برای ممانعت از اين مراسم بعمل آورد.

اين واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت ۱۰ روز از اين فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم يادبود درخواست شد.اما با پيگيری و اصرار مسئولان دانشکده کامپيوتر و نيز مسئولان مرکز تحصيلات تکميلی آموزش های مجازی اين مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نيز بی اطلاعی دانشجويان در اين دانشگاه برگزار شد.

ممانعت از برگزاری مراسم يادبود برای اين دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجويان اين دانشگاه از آغاز سال تحصيلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نيز جلوگيری بعمل آمده است.

هم چنين با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در اين دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجويان به اين دانشگاه ممنوع الورود شده اند.

گفتنی است مديريت دانشگاه و نهادهای امنيتی از بيم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش اين دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی خبری پيرامون اين حادثه هولناک تلاش های زيادی نموده اند.



به دنبال آکسیون صد چهره جان باخته و هزاران تن شکنجه شده که در روز جمعه ۲۸ آگوست ۲۰۰۹ در افشای جنایات جمهوری اسلامی سازمان داده شد و به دنبال ملاقات مینا احدی و فرشاد حسینی با مسئول بخش اطلاعات دادستانی دادگاه بین المللی جنایی لاهه و ارائه اسنادی دال بر خواست محاکمه سران جمهوری اسلامی، قرار شد روز دوشنبه ۳۱ آگوست شماره پرونده جمهوری اسلامی در دادگاه لاهه را اعلام کنند. دفتر دادستانی این دادگاه در روز دوشنبه ۳۱ آگوست طی نامه ای به فرشاد حسینی دبیر کمیته بین المللی علیه اعدام، شماره پرونده مربوط به ثبت و نگهداری و بررسی اسناد و شکایات علیه جمهوری اسلامی را اعلام کرده است.

شماره پرونده ثبت و نگهداری و بررسی شکایات علیه جمهوری اسلامی OTP-CR-777/09 میباشد.

این گام مهمی به پیش در جهت به محاکمه کشیدن سران جنایتکار جمهوری اسلامی است. خبر بازشدن پرونده جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه به جرم جنایت علیه انسانیت که در اطلاعیه مورخ ۲۹ اگوست کمیته بین المللی علیه اعدام به اطلاع عموم رسید با موج وسیعی از استقبال مردم در ایران و خارج از ایران مواجه شده است. نامه ها و پیامهای زیادی دریافت کرده ایم که باز شدن پرونده جمهوری اسلامی و کلا محاکمه سران جنایتکار جمهوری اسلامی را یک اقدام مهم و امیدبخش ارزیابی کرده و خواهان محاکمه فوری سران رژیمی شدند که سی سال است وحشیانه ترین جنایتها را بر جامعه ایران تحمیل کرده است. ما تا همین الان شکایت شخصی زیادی علیه دولت جمهوری اسلامی، دریافت کرده ایم که از این پس با ایجاد نهادی به نام "کمیته پیگیری پرونده شماره OTP-CR-777/09 " این شکایات را گردآوری کرده و مستقیما به دادستانی دادگاه بین المللی جنائی لاهه ارسال خواهیم کرد. محاکمه و تعقیب سران جنایتکار جمهوری اسلامی یک خواست فوری میلیونها نفر مردم در ایران و خارج ایران است. ما مردم، ما صدها هزار نفر قربانیان و شاکیان جمهوری اسلامی میتوانیم و باید با ارائه کیفرخواستهای مستند و کوبنده خود و با یک اقدام متحد و قدرتمند، این جانیان را در برابر چشم جهانیان به جرم جنایت علیه بشریت به محاکمه بکشیم و محکوم کنیم.

کمیته بین المللی علیه اعدام از کلیه مردم شریف و آزادیخواه، از تمامی قربانیان خشونت جمهوری اسلامی از همه خانواده های زندانیان، اعدامیان و جانباختگان و همچنین از تمام زنانی که طعم خشونت و تبعیض و تجاوز را به حریم زندگی شخصی و حقوق مدنی و اجتماعی چشیده اند میخواهد که بهر شکل ممکن شکایات خود را برای ما ارسال کرده تا در اولین فرصت این شکایات را برای دادگاه بین المللی جنایی لاهه ارسال کنیم. امروز زمان آن است که سران جمهوری اسلامی را بر صندلی های محاکمه نشاند و نورافکن وجدان های آزاده دنیا را بر روی جنایات آنها انداخت. بگذارید نه فقط دادگاه بین المللی جنایی لاهه بلکه تمام دنیا بداند که در این سی سال چه جنایتهایی بر سر مردم روا شده است. بگذارید بدانند که این رژیم محصول هیچ انتخاباتی نبوده و تنها و تنها محصول همین ماشین عظیم کشتار و جنایت علیه بشریت بوده است. و بگذارید دنیا بداند که مردم ایران قربانیان خاموشی نیستند که بغض هایشان را فرو میخورند. بیایید با کمک هم میز محاکمه سران جمهوری اسلامی را به پا کنیم.

فرشاد حسینی

farshadhoseini@yahoo.com

0031-633602627

مینا احدی

minaahadi@aol.com

0049 177 569 24 13

کمیته بین المللی علیه اعدام

۳۱ آگوست ۲۰۰۹




پايگاه اطلاع رسانی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران: در پی واگذاری سهام نصف بعلاوه يک شرکت مخابرات ايران به کنسرسيومی مشتمل بر برخی شرکت های وابسته به بخش هايی از سپاه پاسداران، سازمان با صدور اطلاعيه ای خواستار تجديد نظر در روند ورود سپاه به عرصه های سياسی، اطلاعاتی و اقتصادی شد.
متن کامل اين اطلاعيه به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم

ملت شريف ايران
اکنون پس از نقض صريح موازين قانونی و زيرپا گذاشتن توصيه های مکرر و مؤکد امام مبنی بر عدم دخالت نيروهای نظامی در سياست، شاهد نتايج يا به عبارت بهتر حلقه های تکميلی و لوازم اين روند نامبارک هستيم. عدم دخالت نيروهای نظامی در سياست بر اين استدلال استوار بود که ورود نيروی های مسلح که به تناسب ماهيت و نقش از منطق نظامی پيروی می کنند، به عرصه منازعات سياسی اصول، موازين حاکم بر اين حوزه را نقض و روندهای طبيعی و قانونی حاکم بر رقابت سياسی را مختل می کند.
پيش از دوره اصلاحات نيز شاهد تجربه ديگری از عدم تمکين برخی از نهادهای حاکميت از منطق تناسب عملکرد با شرح و ظايف خود و اکتفا به نقش و کارکرد قانونی خويش بوديم. مداخله دستگاه اطلاعاتی و امنيتی رسمی کشور به عرصه فعاليت های اقتصادی نتايج نامطلوبی را برای کشور از جمله خود اين نهاد فراهم آورد ، که در دوره اصلاحات هزينه و نيروی زيادی برای جبران آن صرف شد. مخالفت با ورود دستگاه اطلاعاتی کشوربراين منطق استوار بود که دستگاه اطلاعاتی به دليل برخورداری از رانت اطلاعاتی و اشراف بر اطلاعات محرمانه موجود در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سياسی، موجب بروز اختلال در عرصه رقابت های اقتصادی، عدم شفافيت فعاليت های اقتصادی و گسترش فساد در فعاليت های مذکور و در نتيجه مختل شدن روابط سالم اقتصادی و تضعيف و ضربه خوردن بخش خصوصی و همچنين بروز فساد و تغيير اولويت های اين دستکاه و دوری آن از وظايف اصلی و ذاتی خود می شود.
ما از زمان بروز اولين دخالت های سازمان يافته نيروهای مسلح در عرصه رقابت های سياسی در انتخابات مجلس پنجم همواره به غير قانونی بودن و آثار مخرب چنين دخالت هايی هشدار داده ايم. در انتخابات مجلس هفتم که برخی نهادهای نظامی احتمالاً با هدف در اختيار گرفتن و کنترل جو و فضای مجلس به نحوی سازمانيافته برای ورود عناصر خود به مجلس تلاش کردند، فهم مسيری که اين روند لامحاله طی خواهد کرد برای آگاهان و دلسوزان کشور چندان دشوار نبود. حضور پررنگ نيروهای نظامی در بالاترين و حساس ترين سطوح و سياسی ترين مسئوليت ها در دولت نهم به ويژه نهادهای مجری انتخابات، مرحله ای گذرا در مسير حساسيت زدايی از نقض آشکار قانون و زيرپاگذاشتن اصول و قواعد مسلم و اجماعی برای تضمين و اداره صحيح يک جامعه آزاد و مستقل به شمار می آمد. از همان زمان می شد پيش بينی کرد که اگر هدف، کنترل ساختاری عرصه سياست و قدرت کشور است، چنين مداخلاتی به حوزه رقابت سياسی محدود نمی ماند. حضور سريع و چشمگير نهادهای نظامی در فعاليت های اقتصادی و طرح های ملی با قراردادهای چند ميليارد دلاری از چنين ضرورتی برای تأمين هدف مذکور خبر می داد. چنين تحولی در دولت نهم و ضرورت تداوم آن به گمان ما يکی از مهم ترين عوامل تأکيد و پافشاری بر حفظ و بقای دولت مذکور به شمار می آيد. آثار اين تأکيد و پافشاری در انتخابات رياست جمهوری دهم آشکارتر از آن است که نيازی به تبيين داشته باشد. با توجه به اين تحليل می توان منطق تحولات انتخابات رياست جمهوری دهم و نقش و کارکرد مورد انتظار از اين دولت را بهتر درک کرد.
امروز علاوه بر اختصاص پروژه های ملی چند ميليارد دلاری با ترک تشريفات مناقصه به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بنگاه های اقتصادی عظيم نيز يکی پس از ديگری از سوی اين نهاد نظامی خريداری می شود. با توجه به اين روند، واگذاری شرکت مخابرات ايران با سود سرشار سالانه صدها ميليارد تومانی پس از شرکت کشتی سازی صدرا آخرين نمونه نخواهد بود. ما نمی دانيم جنجال آفرينی های کاذب اخير نظير هتاکی ها و حملات تصنعی و بی مناسبت و بی مقدمه برخی افراد عليه چهره های محبوب و محترم نظير آقايان سيد حسن خمينی، مير حسين موسوی و خاتمی و کروبی تا چه حد با هدف و انگيزه انحراف افکار عمومی از اتفاقات مهم جاری درکشور صورت می گيرد، اما صرفنظر از چنين احتمالی با توجه به آن چه گفته شد مسئله اصلی اين نيست که در واگذاری پنجاه و يک درصد سهام شرکت مخابرات ايران به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران، آيا مقررات و اگذاری، ضوابط عرضه و فروش سهام در بورس رعايت شده است يا اين واگذاری برخلاف قانون صورت پذيرفته است ؟ بررسی اين موضوع از منظر سئوال های مذکور رهيافتی خطا به مسئله ای مهم و بنيادی خواهد بود که تأثيری تعيين کننده بر سرنوشت نظام جمهوری اسلامی و جامعه ايران خواهد داشت. سئوال اصلی اين است:
حضور پررنگ و تعيين کننده سپاه پاسداران به عنوان يک نهاد نظامی در حوزه های اطلاعاتی – امنيتی، سياسی و اقتصادی تا چه حد با منافع ملی، مصالح نظام و جامعه ايران سازگار است. تمرکز قدرت اطلاعاتی، نظامی، سياسی و اقتصادی در يک نهاد تا چه حد به مصلحت کشور است؟ با حضور نهادی برخوردار از امکانات اطلاعاتی و نظامی و سياسی در عرصه اقتصاد کشور، آيا می توان به فعاليت و نقش آفرينی بخش خصوصی در اقتصاد کشور اميدی داشت؟ آيا فعاليت گسترده در بخش های مختلف اقتصادی و در اختيار گرفتن اهرم های اقتصادی کشور تا با وظايف و مسئوليت های ذاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سازگاری دارد؟ تملک بنگاه های اقتصادی نظير شرکت مخابرات ايران و يا شرکت کشتی سازی صدرا چه ارتباطی با مسئوليت ها و وظايف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد؟ آيا فعاليت های گسترده عظيم اقتصادی به بروز فساد در اين نهاد نظامی نخواهد انجاميد؟ آيا با وجود چنين نهاد قدرت مندی که تمامی اهرم های اطلاعاتی و نظامی و سياسی و اقتصادی را در دست دارد می توان حقوق ملت از جمله حق حاکميت ملت بر سرنوشت خويش را تضمين کرد؟ با وجود چنين نهادی که هر تصميم او می تواند تمامی عرصه های اقتصادی، سياسی و امنيتی کشور را به شدت تحت تأثير قرارداده و يا روابط و مناسبات موجود در اين عرصه ها را مختل نمايد آيا از اين پس هيچ دولتی بدون اذن و موافقت و تأييد آن قادر به ايفای وظايف قانونی خود خواهد بود؟ آيا انتقال بنگاه های اقتصادی از بخش شفاف دولتی به بخش غير شفاف حاکميت می توان خصوصی سازی ناميد؟ آيا انتقال مديريت بنگاه های بزرگ اقتصادی به يک نهاد نظامی موجب رشد و شکوفايی فعاليت های اقتصادی خواهد شد و يا برعکس به سرنوشت بسياری ازپروژه های واگذار شده دچار شده و به ورشکستگی و بی رونقی خوهند انجاميد؟
در نگاهی دلسوزانه و متعهدانه به مصالح و منافع ملی کشور و نيز مصالح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان نهادی برآمده از انقلاب، پاسخ سئوال های فوق روشن است. از اين رو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران اين روند را به سود جامعه، نظام و سپاه ندانسته و مصرانه بر تجديد نظر در ورود سپاه به عرصه های سياسی، اطلاعاتی و اقتصادی تأکيد می کند.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران
۸۸/۷/۱۵



محمد رضا نقدی در سال 1332 در شهر نجف به دنیا آمد. پدرش شیخ علی اکبر ثمانی از طلاب شیعه مجاور شهر نجف بود. محمد رضا فرزند دوم از چهار فرزند خانواده شیخ علی اکبر بود. درسال 1358 در حالیکه یک سال از پیروزی انقلاب گذشته بود، دولت عراق این خانواده را نیز به همراه دیگر شیعیان معاند و ایرانیان مقیم عراق از کشور عراق اخراج نمود و خانواده شیخ علی اکبر به شهر « نقده » نقل مکان کردند و شهرت نقده ای را برای خود برگزیدند که بعد ها نیز به نقدی مشهور شدند.

عضویت در مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق
باشروع جنگ تحمیلی ایران و عراق و باز شدن پای این تشکل سیاسی به ایران محمد رضا نقدی در حالیکه 27 سال بیشتر نداشت عضو این گروه شد. محمد رضا نقدی کارش را در دفتر نمایندگی مجلس اعلا در شهر ارومیه آغاز کرد، وظیفه وی شناسایی کردها و اعراب معاند و معاود عراقی برای جذب و سازماندهی در این تشکل بود. در اسفند ماه سال 1359 محمد رضا برای آموزش نظامی و گذراندن دوره های چریکی به کشور لبنان عزیمت نمود و در پادگان های « جنبش امل » آموزش دید و مجددا به ایران بازگشت و در رده های نظامی مجلس اعلا سازماندهی گردید.

ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
در سال 1361 شهید دقایقی از فرماندهان سپاه، ماموریت می یابد تا از بین عراقیان مجاهد و معاند تیپی را تشکیل داده و سازماندهی کند. این تیپ بعد ها اساس شکل گیری سپاه بدر شد. محمد رضا نیز در زمره دیگر معاندین عراقی بود که به عضویت این تیپ در آمد و در معاونت اطلاعات وعملیات این لشگرمشغول خدمت شد. تاسال 1364 محمد رضا در لشکر 9 بدر مشغول خدمت بود و بعد از آن به سپاه لبنان منتقل شد. سپاه لبنان نیرویی بود که به فرمان آیت الله خمینی و به منظور عملی کردن استراتژی « آزاد سازی قدس » و یاری رساندنی به مبارزان لبنانی در نبرد با اسرائیل ایجاد شد. هرچند که بعد ها این تفکر با استراتژی « راه قدس از کربلا می گذرد » متوقف شد و اولویت جنگ ایران و عراق محسوب گردید، اما فعالیت سپاه در سوریه و لبنان هرگز متوقف نشد و حتی بعد ها این یگان گسترش یافته و در فرمان 6 ماده ای فرماندهی کل قوا به فرمانده کل سپاه محسن رضایی، مبنی بر تجهیز و سازماندهی سپاه پاسداران به نیرو های مجزا، متشکل تر گردید و به عنوان یکی از نیروهای پنجگانه سپاه پاسداران شناخته شد و به « نیروی قدس » موسوم گشت. محمد رضا نقدی همچنان در نیروی قدس مشغول خدمت بود و به دلیل فعالیت های اطلاعاتی و عملیاتی اش در عراق و سودان در بین پاسداران ارشد سپاه به نام مستعار « شمس » مشهورشد. با شروع جنگ در یوگوسلاوی سابق وی در رأس گردانی از پاسداران سپاه قدس به « بوسنی و هرزگوین » اعزام شد و تاپایان بحران در آن منطقه یکی از سه فرمانده ارشد نظامی سپاه پاسداران در بوسنی بود. محمد رضا نقدی - ملقب به شمس - در سال 1372 به عنوان معاون اطلاعات نیروی قدس به پیشنهاد فرمانده کل سپاه از سوی علی خامنه ای انتخاب می گردد اما دیر سالی از این انتصاب نمی گذرد که مجددا از سوی علی خامنه ای به عنوان فرمانده حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی منصوب می شود و با درجه سرتیپی از نیروی قدس سپاه به نیروی انتظامی منتقل میشود. نقدی در آخرین روزی که در پادگان امام علی در بین پاسداران سپاه به سر می برد در مراسم تودیع اش اهداف خود را از پذیرش این پست گسترش عدالت اجتماعی، شایسته سالاری، مبارزه با فقر، اعتیاد و فساد اداری عنوان نمود. در حالی که به جز مبارزه با فساد اداری دیگر اهداف وی به هیچ وجه در چارچوب مسئولیتی که برای وی در نظر گرفته شده بود نبود، و در آن آشفته بازار هم کسی از وی سؤال نکرد که حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی باید بر نحوه کارکرد و فعالیت های پرسنل نیروی انتظامی نظارت کند نه آنکه محفلی برای تحقق علایق و اهداف فرمانده اش باشد ! به هر روی محمد رضا نقدی به حفاظت اطلاعات ناجا ( نیروی انتظامی جمهوری اسلامی) رفت و به واقع آنجا را تبدیل به حیات خلوتی برای خواستها و امیال شخصی خویش کرد که صد البته این علایق دور از نظر خشک مغزانی که در ایران از آنها به نام محافضه کاران یاد می شود نبود. نقدی با استفاده از رانت فرماندهی حفاظت اطلاعات و حمایت های جنبی علی خامه ای از وی ، اکثر دوستان و همفکران خود را از سپاه به نیروی انتظامی منتقل نمود و در کادرهای سازمانی ستاد این رده، نفوذ داد « شایسته سالاری ! » تا آنجا بود که به خواست وی « سرهنگ پاسدار سید رضا جلیلی » را که به حکم دادسرای نظامی قم از به اتهام فساد اخلاقی و ارتباطات نامشروع و شرب خمر، از لشکر علی ابن ابی طالب سپاه پاسداران اخراج شده بود را مجددا دعوت به خدمت نمود و وی را به سمت مسئول دفتر بازرسی خویش برگزید. (البته در ادامه مطالب علت این انتصاب آشکار خواهد شد.) رفته رفته کادر حفاظت اطلاعات ناجا شایسته و مطلوب محمد رضا نقدی و اربابانش در دفتر رهبری شد و اینجاست که ماموریت های خاص به وی محول می شود. طلوع شمس اطلاعاتی با انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری و به قدرت رسیدن اصلاح طلبان دو لتی، محافظه کاران درصدد قطع شریان های حیاتی این جماعت بر آمدند. یکی از این شریان های مهم مافیاي شهرداری ها بودند ( این مافیا را به تفصیل در مقاله یقه سفید ها گل می کارند افشا کرده ام) محافظه کاران به نیکی می دانستند که در شهرداری ها چه می گذرد، چرا که خود با به روی کار آوردن « غلامحسین کرباسچی » از سوی هاشمی رفسنجانی بر آن اشراف داشتند و این لقمه چرب و نرم اکنون به دست رقیب افتاده بود. از همین رو پرونده ای را که از مدتها قبل برای روز مبادا در بایگانی اتاق سکوت خود داشتند رو کردند و محمد یزدی رئیس وقت قوه قضائیه و از مهره های اصلی محافظه کاران حکومتی فرمان آتش را صادر کرد و به اتهام اختلاس و حیف و میل بیت المال! غلامحسین کرباسچی و بیش از 164 نفر از شهرداران و مدیران شهرداری تهران ظرف کمتر از سه ماه بازداشت یا احضار شدند. این پرونده سیاسی - قضایی در نوع خود تا به امروز نیز در سیستم قضایی کشور بی نظیر بوده است.

اما چگونه پای نقدی به پرونده شهرداری تهران باز شد؟
محمد رضا نقدی که از سوی جمعی از نمایندگان مجلس پنجم و با فشار فراکسیون کارگزاران سازندگی به مجلس دعوت شده بود در جالسه ای با نمایندگان ، اینچنین دخالت خود را تعریف می کند: روزی آقای رازینی ریاست محترم دادگستری تهران مرا به دفترش دعوت کرد وقتی که رفتم ایشان توضیح دادند که پرونده ای هست که مربوط می شود به فساد مالی در شهرداری تهران و ابعاد مالی آن بسیار گسترده است ما هم به دلایلی صلاح نمی دانیم که پرونده را به دست دیگر ضابطین ، همچون وزارت اطلاعات و اداره آگاهی بدهیم و می خواهیم این را به شما بسپاریم چرا که هم « بازداشتگاهی مطمئن» دارید و هم پرسنلتان «امین» هستند.آن روز من به آقا ی رازینی گفتم: ما آماده هستیم! ولی اگر به میدان بیاییم تا آخر هستیم مبادا شما در وسط کار بر اثر فشارهای سیاسی کنار بکشید.که آقای رازینی هم گفتند : نه اراده ما هم بر این است که این قضیه جدی بگیریم و حتی مقام معظم رهبری هم فرموده اند که با این مفسده جدی برخورد شود.(پیاده شده از نوار جلسه پرسش و پاسخ محمد رضا نقدی و نمایندگان مجلس) بعد از این توافق بود که فرمان آتش صادرشد و محمد رضا نقدی با یاری سرتیپ پاسدار مسعود صدرالاسلام فرمانده وقت اطلاعات ناجا کار بازداشت، احضار و بازرداشت بیش از 164 شهردار ، مدیر ، کارمند ارشد و میانی شهرداری تهران را طی 95 روز به انجام رساندند. کار بازرسی از ساختمان های شهرداری و منازل بازداشت شدگان توسط اطلاعات نیروی انتظامی و کار بازجویی و بازداشت متهمان توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی صورت گرفت . بازجویی ها عمدتا در بازداشتگاه های وصال و خاتم و یا مجتمع قضایی امام خمینی انجام می گرفت. واما در بازداشتگاه هایی که علی رازینی آنها را مطمئن خوانده بود.

ماموران امین برسر متهمان چه می آوردند؟
« ميم – ت» یکی از شهرداران بازداشت شده، پس از آزادی در لایحه شکوائیه خویش برعلیه محمد رضا نقدی و مسعود صدرالاسلام شرایط رفتار این ماموران امین را در بازداشتگاهی مطمئن اینچنین شرح می دهد: بازداشتگاه ما وصال نام داشت و من در سلول 130 انفرادی بودم. محل سلول من چهار طبقه زیر زمین بود از بلندگوی بازداشتگاه که در تمام سلولها صدای آن پخش می شد مدام یا صدای ضجه و گریه و روضه خوانی پخش می شد یا قرآن. وضع غذای بازداشتگاه هم بسیار نامطلوب بود و در مدت 65 روزی که من در انفرادی بودم همواره غذا یا تکه نانی خشک و چند خرما بود یا سوپی که بیشتر به آب گرم و گوجه و چند لوبیا شباهت داشت. وشکنجه اصل ثابت تمامی بازجویی هایم بود، بازجوی من که خود را ایمان معرفی می کرد با کابل بر پشتم میزد و با هر ضربه یا زهرا و یا حسین میگفت. آقای نقدی در تمام جلسات شکنجه خود شخصا حضورداشت و همواره زیر ضربات کابل از من می خواست تا اعتراف کنم و کتبا بنویسم که با خانم « ز- م » منشی محل کارم روابط نامشروع داشته ام ...( قسمتی از لایحه شکوائیه « م-ت » که رونوشتی از آن به مطبوعات نیز ارسال شده بود) از دیگر شاهکار های محمد رضا نقدی که به دستور شورای عالی امنیت ملی همچنان محتوم مانده آن است که وی مظنون به مشارکت در قتل قاضی ( بازپرس ) اولیه پرونده کرباسچی است، که به طور مشکوکی ناگهان سکته کرد. شایع است که محمد رضا نقدی بر سر صدور احکام سفید بازداشت و بازرسی از منازل و محل کار افراد و همچنین چگونگی حسابرسی با وی اختلاف داشته است که به همین منظور و برای حل اختلافات جلسه ای در منزل محسن اژه ای ریاست وقت مجتمع قضایی کارکنان دولت با حضور وی و محمد رضا نقدی و مسعود صدرالاسلام برگزار می شود و با صرف شام خاتمه می یابد، فردای آن روز وی دچار مسمومیت شدید می شود و به علت کاملا آشکاری ( آمپول هوا ) دچار ایست قلبی می شده، فوت می کند. به دنبال فوت ایشان کمیسیون امنیتی عالی شورای امنیت ملی ضمن اذعان به مشکوک بودن فوت قاضی، اما به خاطر دخیل بودن افرادی چون علی رازینی ( ریاست دادگستری استان تهران )، محسنی اژه ای ( ریاست مجمع قضایی کاکنان دولت و از قضات دادگاه ویژه روحانیت )، محمد رضا نقدی و مسعود صدر الاسلام دستور بایکوت شدن پرونده را می دهد.
نهایت دادگاه ها و بازداشت ها پایان می گیرند و متهمان با فشار مطبوعات و فراکسیون کارگزاران سازندگی در مجلس و پیگیری اذهان عمومی ضمن اقامه دعوی در دادسرای نظامی تهران بالاخره می توانند محمد رضا نقدی را باتوجه به فاحش بودن تخلفاتش در صدور احکام بی مورد بازداشت های موقت ، شکنجه و نوع بازجویی ها، ایشان را به هشت ماه حبس محکوم نمایند. که البته این حکم علی رغم قطعی شدنش هرگز به اجرا در نیامد و در کمال نا باوری چندی بعد محمد رضا نقدی با حکم علی خامنه ای به عنوان « مشاور ارشد نظامی رهبر و فرمانده پشتیبانی ستاد فرماندهی کل قوا» منصوب شد. و رهبر، اینچنین از وی دلجویی کرد، که مبادا خاطر ایشان حتی از رویت حکمی که هرگز اجرا نمی گردد مکدر شود و همچنین به همه بفهماند که اطرافیانش از حاشيه امن و مصونیت آهنین برخوردار می باشند. محمد رضا نقدی و ارتباط با هسته های حزب ﷲ محمد رضا نقدی از جمله محفل نشینان محرمی است که در حلقه مافیایی دفتر رهبری حشر و نشر بسیاری داشت. در درون دفتر رهبری از اردیبهشت سال 1374 ستادی به نام « ستاد واکنش سریع » تشکیل شده است که اعضای این ستاد عبارتند از: جمعی از سرداران سپاه شاغل در خود سپاه و همچنین پاسداران ارشدی که مامور به خدمت در دیگر نهادها و ارکان نظام می باشند، مانند سردار محسن رفیقدوست -که خارج از سپاه می باشد اما سردار سپاه است- و یا محسن رضایی که همچنان سر لشگر سپاه است و یا حسین شریعتمداری. ازجمله اهداف اصلی این ستاد نظامی کردن جامعه و به دست گرفتن تمامی مناصب نظام است. محمد رضا نقدی نیز از جمله اعضای این ستاد بود و به نوعی در کنار سردار حسین الله کرم و سردار ذولقدر و جانشین فرماندهی کل سپاه پاسداران، از رهبران هسته های شبه نظامی انصار حزب الله در این ستاد بودند . از جمله ماموریت های محول شده به محمدرضا نقدی و حسین الله کرم از سوی این ستاد طرح ترور « عبدالله نوری » و همچنین طرح تهاجم به کوی دانشگاه تهران بود. محمدرضا نقدی در طرح ترور عبدالله نوری در نماز جمعه تهران خود شخصا حضور داشت و از جمله افراد تیم ترور بود که وظیفه داشت با تعدادی از افراد خویش پس از انجام ترور،به همراه سرتیپ پاسدار فرج مرادیان ( از سرداران نیروی زمینی سپاه و فعالان انصار حزب الله ) اقدام به تیراندازی هوایی کنند تا با انحراف افکار افراد حاضر در صحنه، فرصت کافی برای فرار ضاربان را از صحنه ایجاد نمایند و بعد از فرار ضاربان اینچنین وانمود کنندد که برای دستگیری ضاربان وارد صحنه شده اند.

غروب موقت شمس اطلاعاتی !
قدرت فساد آور است ! این یک اصل است و هرچه قدرت و اختیار عمل فرد بیشتر شود، این اصل انکار ناپذیر تر می گردد و در این میان اگر فرد مصونیتی آهنین داشته باشد فسادش گسترده تر شده، تبدیل به اهريمني خطرناک می شود. و محمد رضا نقدی نیزمصداق همین اصل است، او دید که هرچه می کند هیچ کسی وهیچ محکمه ای در مقام استیضاح وی بر نمی آید که هیچ، از سوی اربابانش هم تشویق می شود. وی در سال 1379 با هدف مبارزه با مفاسد اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر تصمیم می گیرد گروهی را بطور خودسرانه تشکیل دهد و اقدام به برخورد با جوانان و تجمعات آنان مثل پارتی های شبانه بزند. این باند خود خوانده که به قول خودشان غیرت دینی شان به جوش آمده بود برای خود خانه و بازداشتگاهی نیز فراهم می کنند. خانه ای در حوالی تهرانپارس که از آن هم به عنوان محفلشان استفاده می کردند و هم بازداشتگاه شخصی شان بود.در نهایت کار از بر هم زدن و برخورد با پارتی های شبانه، تذکر به زنان و دختران بد حجاب و جمع آوری نوار های ترانه از خودرو های مردم به سرقت های مسلحانه و تجاوز به نوامیس مردم کشیده شد . کارنامه درخشان این باند « غیور دینی ! » که بعد ها برای خویش نام « کبیر» را نیز برگزید، اینچنین است : ده ها فقره تجاوز به عنف12 فقره تجاوز به عنف و قتل جنسی36 فقره سرقت مسلحانه در تهران و شهرهای چالوس ، رامسر ، کلاردشت و اصفهان ده ها فقره باج گیری4 فقره سرقت خودرو و ...

باند کبیر شمس اطلاعاتی چگونه افشا شد؟
باند کبیر به سرکردگی سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی در ادامه سرقت های زنجیره ای خود، منزل یکی از تجار بین المللی طلا در غرب تهران را - که از مدتها قبل زیر نظر داشت - در فرصتی مناسب مورد سرقت قرار داد و در آخرین لحظات که سارقان قصد خروج از منزل را داشتند، صاحبخانه آقای « ر- ک » سر می رسد که پس از درگیری با ایشان با توجه به مسلح بودن شان، اقدام به تیراندازی کرده و موفق به فرار می شوند. اما آقای « ر- ک » چهره دو نفر از سارقان را به خوبی شناسایی می کنند و پیگیری و شکایت به نیروی انتظامی محل و اداره آگاهی هم کاری از پیش نمی برد تا آنکه در اوایل سال 1381 در کمال تعجب یکی از همان سارقان را که چهره اش را در ذهن ثبت کرده بود، در میدان امام خمینی ( توپخانه) در حالی می بیند که با لباس فرم نیروی انتظامی سوار بر خودروی پلیس است. فرد مذكور خودرو را تا خیابان سرهنگ سخایی - محل توقف خودرو- تعقیقب میکند اما به گمان تصور اشتباه کاری انجام نمی دهد و مجددا فردای آن روز به همان محل می آید و به انتظار دیدن مجدد همان فرد می نشیند و این بار مطمئن می شود سارق همین مامور نیروی انتظامی است . تاجر مذکور با استفاده از رابطه آشنایی که با آقای « سواد کوهی » مسئول دفتر نظارت و پیگیری قوه قضائیه داشته است، موضوع را با ایشان در میان گذارده و بالاخره پس از پیگیری های مستمر خود و وکیلش موفق به بازداشت « سرگرد پاسدار عباس آشتیانی » یا همان سارق مورد نظر - که در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی مشغول به کار بوده - می شود. به محض بازداشت فرد مذکور موضوع به اطلاع مهدی کروبی و دفتر ریاست جمهوری نیز می رسد و با توجه به حساسیت موضوع و اطلاع ریاست جمهوری و مجلس و متنفذ بودن مال باخته ( ر- ک ) ماست مالی و فیصله دادن به ماجرا غیر ممکن می شود. پرونده به وزارت اطلاعات ارجاع می شود و به دنبال آن تعدادی از افراد باند « کبیر» شناسایی میشوند:
سرهنگ پاسدار سید رضا جلیلی - سرگرد پاسدار عباس آشتیانی - سروان حمید دستبو - ستوان دوم امیر علی کهندل - حسین لاریجانی
سید عطا فراتی - فواد کلهر - عضو وزارت اطلاعات
با پیگیری های بعدی معلوم می شود که « حجت الاسلام رضا بروجردی» نیز که از روحانیون سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی می باشد عضو باند فوق بوده و احکام شرعی (؟!) سرقت ها و قتل ها را صادر می نموده است. با مسلم شدن نقش ایشان و حضور محمد رضا نقدی به عنوان رهبر باند فوق پرونده ابعاد حیاتی پیدا می کند .
وزارت اطلاعات پس از آن دادگستری استان تهران و دفتر رهبری را در جریان می گذارد و در باره بازداشت نقدی کسب تکلیف می کند که بالاخره موفق به بازداشت محمد رضا نقدی در 15 اسفند ماه 1381 شده، و متعاقبا وی به بازداشتگاه رمضان ( واقع در بزرگراه حقانی تهران ) منتقل می شود . وزارت اطلاعات ( معاونت ویژه و امور سرویس ) با نظارت دفتر رهبری کار تحقیق و بازجویی از وی را رسما آغاز می کند و پس از گذشت یک ماه در 20 فروردین 1382 شفیعی - معاون وزارت اطلاعات- ضمن ارسال گوشه هایی از اوراق بازجویی و اقرارهای محمد رضا نقدی و نظریه مقدماتی تیم بازجویی. اعترافات نقدی را تا آن زمان بدین شرح اعلام میکند: خرید و فروش سلاح و مهمات از مرزهای شرقی کشور.فروش سلاح های مکشوفه از قاچاقچیان بجای تحویل به مراجع قانونی مربوطه. قاچاق و ترانزیت مواد مخدر از مرزهای شرقی کشور به عراق تشکیل باند خودسر « کبیر » ده ها فقره قتل جنسی و تجاوز به عنف، سرقت مسلحانه و باجگیری و اخاذی. شفیعی ضمن درخواست اختیارات بیشتر برای برسی و بازداشت مابقی افراد دخیل در اتهامات فوق، برای در اختیار داشتن محمد رضا نقدی و مابقی متهمان از دفتر رهبری ( معاونت امنیتی دفتر، حجت الاسلام صادق حجازی) طلب تمدید مهلت می کند. با گذشت پنج روز از ارسال نامه فوق در 26 فروردین 1382 ، دفتر رهبری با ارسال نامه ای به وزارت اطلاعات و بیان شائبه اخذ اعتراف و اقرار های فوق با ضرب و شتم و شکنجه از متهمان دستور تحویل متهمان به دادگاه ویژه روحانیت را صادر می کند. از فردای آن روز ضمن انتقال متهمان به بازداشتگاه خاتم الانبیا( بازداشتگاه انضباطی پادگان شهید جولائی وزارت دفاع )، کار رسیدگی به پرونده با استناد به آنکه یکی از متهمان روحانی می باشد، پرونده در شعبه دوم دادسرای ویژه روحانیت مورد رسیدگی قرار می گیرد و تیمی مرکب از سه نماینده از ستاد فرماندهی کل قوا ( سرتیپ پاسدار علیرضا امینی )، دفتر بازرسی رهبري (حجت الاسلام زائري ) و قوه قضائیه ( رضا جلالی با نام مستعار کمیل ) بازجویی مجدد را بر عهده می گیرند. اخبار مربوط به بازداشت نقدی و محاکمه باند کبیر به بیرون درز می کند و سر از مطبوعات در داخل کشور و رسانه های شنیداری و نوشتاری خارج از کشور در می آورد. افراد بسیاری که از باند فوق و افراد یادشده متضرر شده بودند به دادسرای استان تهران مراجعه و اقامه دعوی می کنند، با توجه به فشار افکار عمومی ، مطبوعات ، مجلس و نهاد ریاست جمهوری بالاخره جلسه تفهیم اتهام باند کبیر تشکیل می شود ، آنهم به صورت غیر علنی و کاملا مضحک، بیش از شانزده شاکی به عنوان نماینده شاکیان در دادگاه حضور پیدا می کنند و همین ! برگزاری جلسات بعدی دادگاه به بهانه ناکافی بودن تحقیقات به تعویق می افتد و ظاهرا اراده ای هم برای برگزاری آن وجود ندارد به ناگاه و در کمال تعجب در اردیبهشت سال 1382 به هنگام برگزاری جشنواره مطبوعات محمد رضا نقدی در یکی از جلسات غرفه روزنامه کیهان حضور پیدا می کند و به سؤالات حاضران پاسخ داده و سخنرانی می کند . وی در جواب سؤال یکی از حضار در جلسه که از وی راجع به شایعه بازداشت ایشان و باند کبیر سؤال می کند ، پاسخ میدهد : اینها ساخته رسانه های دشمن است و فعلا که بنده را ایجا میبینید !؟
کاملا آشکار و واضح بود که سفارش و هواداری بیت رهبری از محمد رضا نقدی سپر دفاعی و حاشیه امنی برای وی فراهم آورد بود ، با ریاست جمهوری احمدی نژاد وی مجددا از سوی دفتر رهبری به دولت پیشنهاد شده تا در راستای مبارزه با فساد از حضورش استفاده گردد ( مصاحبه الهام با روزنامه کیهان آذر 1385) از همین روی وی در دولت محمود احمدی نژاد مدتی رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز بود این سمت عمر زیادی نداشت و مشخص نشد آیا آنچه که اطرافیان نقدی می گویند درست بوده که وی در اعتراض به پای فشاری بعضی از دولتیان در حمایت از مهره درشتهای عامل فقر و فساد استعفا داده و یا آنچه که دولتیان می گفتند که وی لیاقت نداشته و برکنار شده . محمد رضا نقدی مجددا به اتاق سکوت رفت تا آنکه شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه مارس ۲۰۰۸ میلادی نام وی را در فهرست تحریم قطعنامه ۱۸۰۳ این شورا قرار داد و او را متهم کرد که برای شکست تحریم های بین المللی علیه ایران تلاش می کند.
هرچه که بود در بعد از آن خبری از نقدی نبود تا اتفاقات خونین بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر که ضمن اخبار و گزارشهای تائید نشده ای از حضور نقدی در سرکوب و دست داشتن وی در تیمهای سرپرستی بازجویان بسیاری از بازداشتیان و آزاد شدگان از حضور فردی خبر می دادند که نامش " شمس " بوده است ، این اخبار هیچگاه تائید نشد تا اینکه این روزها خبر انتصاب محمد رضا نقدی به فرماندهی سازمان بسیج از سوی خامنه ای اعلام شده ، همین انتصاب میتواند مهر تائیدی باشد که وی مجددا از حاشیه به متن وارد شده و دور از ذهن نمی باشد که در سرکوب و بازجویی از زندانیان اخیر نیز دست داشته است

منبع : گفتنی ها


واحد مرکزی خبر : رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا با صدور احکام جداگانه ای ، سردار سرتیپ بسیجی محمدرضا نقدی را به سمت رئیس سازمان بسیج مستضعفین و سردار سرتیپ پاسدار  سیّدمحمدحسین زاده حجازی را به سمت معاون آماد و پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح و سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی را به سمت جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده را به سمت فرماندهی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کردند.
متن احکام صادره به این شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ بسیجی محمدرضا نقدی
بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه و نظر به تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده  جنابعالی را به سمت "رئیس سازمان بسیج مستضعفین" منصوب می کنم.
همّت و تلاش را بر ایجاد زمینه های لازم برای حضور قویتر و سازمان یافته تر مردم بویژه جوانان عزیز در صحنه های مورد نیاز انقلاب اسلامی قرار دهید و انتظارات گفته شده را با حرکت علمی و نو از جمله در بسیج اقشار، برآورده سازید.
از تلاشهای مخلصانه حجت الاسلام حسین طائب در تصدی این مسئولیت قدردانی و تشکر می کنم.
توفیق همگان را از خداوند متعال خواستارم.

سیّدعلی خامنه‌ای
12/مهر/1388


بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ پاسدار سیّدمحمدحسین زاده حجازی
بنا به پیشنهاد رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و نظر به تجارب مفید و ارزنده در مسئولیتهای ستادی و عملیاتی، شما را به سمت "معاون آماد و پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح" منصوب می کنم.
از زحمات مخلصانه و ارزشمند سردار سرتیپ بسیجی محمدرضا نقدی در طول تصدی این مسئولیت قدردانی و تشکر می کنم.
توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.

سیّدعلی خامنه‌ای
12/مهر/1388


بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی
به پیشنهاد فرمانده کل سپاه و نظر به حُسن سوابق خدمتی، جنابعالی را به سمت "جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" منصوب می‌کنم.
انتظار می رود، در ایفای این مسئولیت مهم، همه همّت و تلاش خود را در جهت ارتقاء سطح آمادگیها در اجرای مأموریتهای محوله به سپاه با نظر فرمانده کل سپاه بعمل آورید.
از زحمات و تلاشهای سردار سرتیپ سیّدمحمدحسین زاده حجازی در مدت تصدی این مسئولیت قدردانی می کنم.
توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.

سیّدعلی خامنه‌ای
12/مهر/1388


بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده
بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نظر به تجارب و سوابق خدمتی، شما را به سمت "فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" منصوب می کنم.
انتظار می رود آمادگیها و توان رزم نیرو را با رعایت دقیق الزامات و آئین نامه‌های کاری به سطح مطلوب برسانید.
از زحمات و تلاشهای ارزنده سردار سرتیپ حسین سلامی در این مسئولیت قدردانی و تشکر می کنم.
توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.

سیّدعلی خامنه‌ای
12/مهر/1388
  


خبر نامه امیر کبیر : در آستانه قرائت گزارش کمیته ویژه از جنایت کهریزک، اخباری منتشر شد که حاکی از تلاشهای آشکار و پنهان برخی متهمین برای جلوگیری از روشن شدن حقیقت و معرفی عاملان آن را داشت.


به گزارش جهان، هر چند که در این اخبار نامی از متهمان برده نشده بود و صرفاً به عنوان مقام قضایی سابق اکتفا شد، اما روز گذشته ناگهان سعید مرتضوی دادستان سابق تهران این خبر را به خود گرفته و در مصاحبه ای اعلام کرد که هیچ مسئولیتی در حوادث کهریزک نداشته است!

وی همچنین با انتشار نامه ای، پیگیری های سایت جهان و هفته نامه پنجره را درباره این جنایت، به دلیل انتقام جویی یکی از نمایندگان مجلس از وی دانست.

در عین حال سعید مرتضوی اعلام کرد که با توجه به موقعیت جغرافیایی کهریزک که در شهرری واقع است، دادستان تهران هیچ نقشی در اعزام افراد به آنجا ندارد.
در همین رابطه یک عضو کمیته ویژه پیگیری حوادث کهریزک به خبرنگار جهان گفت: بزودی با انتشار سندی معتبر این ادعا هم زیر سوال خواهد رفت.

همزمان با این ادعاها، عکسهایی از زندان کهریزک در برخی رسانه ها و با اهداف خاص منتشر شد که وضعیت این بازداشتگاه را کاملاً عادی جلوه می داد.
اما روز گذشته اتفاق جالب دیگری نیز به وقوع پیوست.

احمد رضا رادان پس از چند ماه غیبت رسانه‌ای در نشستی مطبوعاتی شرکت نمود و به نوعی به شایعات منتشر شده درباره خود خاتمه داد.

سردار رادان مبنی بر اینکه در موضوع کهریزک 7 نفر از پرسنل ناجا بازداشت شدند یا 10 نفر به خبرنگاران گفت: در این رابطه 10 نفر مورد بازجویی و سوال قرار گرفتند و برای هشت نفر از پرسنل ناجا قرار بازداشت صادر شده است.


ایلنا در این زمینه گزارش داد: احمدرضا رادان در رابطه با شایعه نقش خود در بازداشتگاه کهریزک پاسخی نداد و گفت: اقدام دومی که در انقلاب‌های رنگین صورت می‌گیرد این است که در صورت موفق نشدن، تلاش می‌کنند، نیروهای اثرگذار را از صحنه خارج کنند؛ ضربه‌هایی هم وارد شد که هدف، خارج کردن این نیروها است تا اگر قائله‌ای پیش آمد نتوانند کارآیی لازم را داشته باشند.


روز جمعه ماموران امنیتی در اقدامی بی سابقه هفده نفر از رهبران دانشجویی را در تهران بازداشت کردند. این اقدام در پایان هفته ای صورت گرفت که طی آن دانشگاه های کشور، سال تحصیلی جدید را با برگزاری تجمعات اعتراضی علیه دولت احمدی نژاد آغاز کرده بودند.

درپی بازداشت تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی اطلاعیه‌ای صادر کرد.

در این اطلاعیه آمده است: “صبح امروز جمعه دهم مهرماه ۱۳۸۸ درحالی که دانشگاه‌های سراسر کشور به مرور بازگشایی می شوند و اندک اندک صدای اعتراض ملت ستم‌کشیده علیه دولت کودتا از نهاد دانشگاه بلند می‌شود، نیروهای انتظامی با حمله به یک جمع دوستانه و غیر رسمی متشکل از جمعی از فعالان دانشجویی و اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) دستکم هفده تن از آنان از جمله سه نفر از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه را بازداشت کرده‌اند. ” روابط عمومی دفتر تحکیم، اسامی فعالان دانشجویی بازداشت شده تا زمان صدور اطلاعیه خود را به این شرح ذکر کرده است: “مهدی عربشاهی (دبیر تشکیلات و عضو شورای مرکزی)، میلاد اسدی (دبیر صنفی و عضو شورای مرکزی)، فرید هاشمی (دبیر واحد آموزش و تحقیقات و عضو شورای مرکزی)، نسیم سرابندی (دبیر کمیسیون زنان و دانشجوی دانشگاه تهران)، عزت تربتی (دانشجوی دانشگاه تهران)، مونا غفاری (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، مجید عباسی (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، زهرا نیک سرشت (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، سیاوش حاتم (دانشجوی دانشگاه همدان)، حمزه موذن (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، احمد احمدیان (دانشجوی دانشگاه تهران)، امیر حسین معظمی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، محمد رضایی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، حسین معصومی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، حامد عزیزی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، سجاد الله آبادی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، سارا اسمی زاده (دانشجوی دانشگاه تهران).” دفتر تحکیم وحدت در ادامه ابراز امیدواری کرده که “چنین اقدام عجولانه‌ای، خودسرانه و بدون طراحی امنیتی صورت گرفته باشد”، چرا که “پذیرش مسئولیت این برخورد غیرقانونی از سوی مقامات عالی و عدم آزادی این دانشجویان به روشنی نشانه نابخردی و فقدان تسلط عقلانیت نسبی بر عملکرد دستگاه‌های امنیتی و انتظامی است. ” اطلاعیه با این هشدار پایان یافته که: “اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) همچنین ضمن جلب توجه مسئولان ذی‌ربط به شرایط ملتهب محیط‌های دانشجویی تاکید می‌کند که عدم آزادسازی فوری تمامی این فعالان دانشجویی توام با پذیرش کلیه عواقب غیرقابل پیش‌بینی آن خواهد بود و قطعا اقدامات کور و شتابزده‌ای از این دست نه تنها کمکی به آرامش فضای دانشگاه‌ها نخواهد کرد بلکه به مثابه انداختن جرقه‌ای در انبارهای باروت خواهد بود.”

محمد نوری زاد

من می خواهم دست شما را بگیرم و از منفذی متفاوت ، شما را به تماشای یک نمایش خیالی از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ببرم . وشما را در کنار آقای میرحسین موسوی بنشانم که رییس جمهورشده اند . ایرادی که ندارد ؟ خیال است دیگر.

                                                                          *  *   *

 بجای مقدمه : من گاه ، به گفتگوی شرموک الاغ ، با خدای متعال می اندیشم . و صحنه ای را تجسم می کنم که الاغ ، ضجه و شکوه به آستان خدای برده و سربه زیر ومحزون و بغض کرده ا زخدا گله می کند . این که : مگر نه مرا توخود خلق کردی و بارمردمان به دوش من گذاردی و کمال مرا در این باربری و بارکشی مقدرفرمودی ؟ پس چرا دراین میان ، صدای عر و تیز مرا به سخره گرفتی و درقرآن خود از آن به "انکرالاصوات" نام بردی ؟ و با این خلقت طنزگونه ات ، درهمه طول تاریخ ، خندیدن آدمیان برمرا مباه و مجاز دانستی ؟ آدمیان تا صدای مرا می شنوند ، به یاد اشاره انکرالاصواتی تو می افتند و برمن خنده می کنند . و حال آنکه من دراین ورطه مسخرگی ، هیچ از خود ندارم و تنها هرآنچه تو فرموده ای ، ابراز می کنم .                                                                  

من حتی در این تخیل خود ، به اشکی که از چشمان الاغ فرو می چکد و برگونه اش می غلتد نیز می اندیشم . الاغ را می بینم که با گوشهای آویزان ، انگار که کوهی برپشت داشته باشد ، آرام به میعادگاه معهود و مالوف خود باز می رود . و باز خدای خوب را می بینم که نازکشان از پی او می رود و با سرانگشتان خداوندگاری اش ، اشک الاغ را از گونه هایش می سترد و درگوشش نجوا می کند : مخلوق نازنین من ، نگران مباش . من درقیامت عنقریب خود ، حتما به حق تو رسیدگی خواهم کرد و درمنظر همه مخلوقاتم ، شان خراش خورده تورا ترمیم خواهم کرد . مرا چاره ای نبود از این که برای تربیت آدمیان خود ، به سمت تو اشاره کنم . وگرنه صدای عرو تیز آنان ، همه هستی را به خنده وا می داشت .

                                                                              *    *      *

داستان ورود سپاه به عرصه اقتصاد و خرید سهام مخابرات ، بخش کوچکی از یک کتاب صدجلدی است . دربخش های دیگراین کتاب صد جلدی ، حکایت هایی نوبه نو ، دست به دست  می دهند و ما را به این روزگار درهم  می کشانند .



من درجایی دور ، دربازارچه مرزی میلک زابل ، عده ای از سربازان گمنام امام زمان را دیدم که انبار بزرگی از کودشیمیایی را به افغان ها می فروختند . و درحوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، دیدم که ازسود دخانیات و واردات سیگارو معدنی که صاحب شده بودند ، آثار هنری تولید می کردند .



من امام جمعه ای را دیدم که وقتی به او می گفتیم : حاج آقا ، می گویند این قایق مسافربری بزرگ  مال شماست ، درپاسخ می فرمود : من تکذیب می کنم . این قایق مسافربری بزرگ ، اگرچه به اسم من است ، اما متعلق به حوزه علمیه برادران  است . وباز وقتی از او می پرسیدیم : حاج آقا ، می گویند مجتمع تجاری سرچهارراه انقلاب مال شماست ؟ بلافاصله تکذیب می کرد که : اگر چه به اسم من است ، اما آن مجتمع تجاری سرچهارراه انقلاب ، متعلق به حوزه علمیه خواهران است.



من درنوار ساحلی جنوب ، درمیانه راه ها و جاده ها ، در سواحل شمال ، و درهرکجایی که شما از باب امتحان انگشت بگذارید ، مامورانی را دیده ام که در لباس نظامی و انتظامی ، آستین همت بالا زده اند و در مجاهدتی مثل زدنی ، عرق ریزان ، به حمل و انتقال کالا مشغولند . و دیدم که برای این مجاهدت بزرگ ، حتی اسکله های اختصاصی تدارک دیده اند . و کمی آنسوتر ، مدیر فلک زده یک اداره اقتصادی را دیدم که با بندبند انگشتانش ، سعی می کرد با وارسی اسناد ، کالاهای رسمی وارداتی را شماره کند و با کالاهای موجود دربازاربسنجد .



من به معادن و کارخانه ها و املاک بی صاحب بسیاری نیزسرزده ام . که چگونه در یک ماراتون غارت ، میان دوستان سپاهی و انتظامی و دستگاههای دولتی ، و به حکم رسمی و تردید ناپذیر دستگاه قضایی ، تقسیم شده اند . با سندهای واگذاری تنظیم شده . و مالکیت مسلم .



من خودم که نه ، روح من به سفرهای خارجی نیز رفته است و از دارایی های جماعتی که از وابستگان بوده اند ، خبرگرفته است . آنجاها نیز مجاهدتهایی درکاراست بیاو بنگر .



خدایا می بینی حال و روز مرا؟ من دراین روزگار ، بایستی از فرازها و بلندبختی های سرزمینم سخن می گفتم و از غرور سربه آسمان می ساییدم . اما می بینی که اشک ریزان ، درحسرت فرصت های روبیده شده ، دست بردست می زنم و لب می گزم .



من حتی رییس جمهوری را دیدم که با همراهانش ، گونی های پراز پول به دوش گرفته اند و با چشمانی اشکبار ، علی وار ، به درخانه فقرا می روند و اصلا هم درانتهای ذهن مبارکشان ، به رای فقرا نمی اندیشند .



این ها که آوردم ، تنها چند برگی از آن کتاب صد جلدی است . مابقی را می گذاریم به عهده حضرت صاحب . که مگر خودش بیاید و با مجاهدت مردان حسابگرش ، موی از شکاف خلاف بیرون کشد .



من می خواهم دست شما را بگیرم و از منفذی متفاوت ، شما را به تماشای یک نمایش خیالی از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ببرم . وشما را در کنار آقای میرحسین موسوی بنشانم که رییس جمهورشده اند . ایرادی که ندارد ؟ خیال است دیگر.



آقای میرحسین موسوی ، رو به مردم ، پشت میزش نشسته ، ودرکنارش سپاهیان و امامان جمعه و متولیان امور اقتصادی و سندسازان دستگاه قضایی و نمایندگان آستان قدس رضوی و نمایندگان مجلس و خیل بیشماری از این دست ، لرزان ، برسرپا ایستاده  یا روی صندلی های ساده ای ، نشسته اند .



آقای میرحسین موسوی روبه مردان آهنین سپاه وماموران انتظامی می گوید : من این تابلوها را برای مشق شمایان به دیوار نصب کرده ام . این قلم ها را بردارید و برای مردم بنویسید که به کجاها چنگ برده اید و در این سالهای دراز چه کرده اید و چه برده اید !



مردان آهنین ما با کمی تردید که : ما باید جوابگوی  دیگری باشیم نه تو ، سرانجام قلم ها را برداشته و از تابلویی به تابلوی دیگر می روند و یک به یک برداشته های  خود را شماره می کنند .



نوبت به امامان جمعه می رسد . اول اعتراض می کنند که آقای رییس جمهور به شما مربوط نیست ما چه کرده ایم و برای خواهران وبرادران و بستگان و اطرافیان چه تمهیداتی فراهم آورده ایم و درچه کارهایی دخالت کرده ایم بدون اینکه مسئولیت این دخالت های غیرکارشناسانه خود را پذیرفته باشیم . حساب و کتاب ما با دیگری است نه با تو . اما مگر می شود به چشم مردم چشم دوخت و از کنار پرسش های ویرانگرشان بی تفاوت گذرکرد؟ امامان جمعه هم دست به قلم می برند .از تابلویی به تابلویی دیگر .



نوبت به آستان قدس رضوی ها می رسد . ابتدا پرخاش می کنند که : ای داد ای بیداد ، زمانه چه گندی به خود گرفته است که می خواهند درکار آستانه مقدسه دخالت کنند . اما این رییس جمهور بعد از بیست وپنج سال نیامده است که برای هر دستگاه مملکتی ، حیاط خلوتی مجاز و مخصوص بخود  به رسمیت بشناسد . آستان قدسی ها هم به ناچار دست به قلم می برند و از تابلویی به تابلویی کوچ می کنند .



نوبت به آقای احمدی نژاد وتیمش می رسد . که باید قلم بردارند و بگویند با آنهمه پول نفت چه کرده اند ؟



من به ادامه داستان نمی پردازم . خدای می داند که قصد من از ترسیم یک چنین صحنه خیالی ، طرفداری کور از مثلا آقای موسوی نیست . من برخلاف سخنوران رسمی و دستگاههای رسمی سخن پراکنی ، عقبه موسوی و همفکرانش را به آمریکا و اسراییل بند نمی کنم . باورم براین بود و هست که یک ماجرای خانوادگی را که به راحتی می شد به نفع نظام و مردم حل کرد ، به دیگران بند کرده ایم و در این ادعا سخت گرفتار شده ایم . من می خواهم درهمین خانه خودمان قضیه را رتق و فتق کنم .



احساس که نه ، باورم این است که : ورود غریبه ای به اسم موسوی به مناسبات اجرایی کشور ، دراین زمان ، یعنی درسال یکهزار و سیصدو هشتادو هشت  شمسی ، برج بلند هویتی آدمها و دستگاههای بسیاری را که درآرامش اختفا ، سربه رفتار نامبارک خود داشته اند به لرزه در می آورد و خوابشان می آشفت . از نگاه آنان : موسوی غریبه بود . خودی نبود . پس برای رهایی از یک چنین صحنه ای که می توانست از خیال به واقعیت درآید ،  چه باید می کردیم ؟ پاسخش این است : هرطور شده ، اگر زمین را به آسمان بدوزیم ، نباید اجازه بدهیم این غریبه حرف گوش نکن به اندرون   و اختفای ما سرفرو کند .

حالا شما ، درمقام خواننده این مطلب ، سعی کنید ارتباط مقدمه این نوشته را با انتهایش کشف کنید . این که : چرا الاغ ، به قدر یک تاریخ ، باید مضحکه موجودی به اسم انسان باشد ؟ من خود معتقدم خدای خوب ، جبران می کند . قبول ندارید ؟ اگر قبول ندارید ، یکبار دیگر مقدمه این نوشته را بخوانید تا راز اشکهای دراز گوش داستان ما را بدانید .



شبکه جنبش راه سبز(جرس):همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید و به دنبال اعتراضات دانشجویان به ویژه دانشجویان دانشگاه تهران و شریف در دو روز پیاپی به کودتای انتخاباتی از بعد از ظهر سه شنبه نیروی انتظامی با استقرار گسترده نیروهایش در میادین اصلی و سطح شهر تهران،بار ديگر فضای  پادگاني را بر تهران تحمیل کرده است.

به گزارش سایت حزب مشارکت،نوروز،از عصر سه شنبه دورتا دور میدان انقلاب و خیابان انقلاب در فواصل بسیار نزدیک به هم نیروهای انتظامی مستقر شدند و فضاي سایر نقاط شهر تهران نیز  با استقرار نیروی انتظامی در ميادين اصلي همچون میدان انقلاب، 7 تیر، ولیعصر، ونک و خیابان های حافظ، انقلاب، بلوار کشاورز و ... چهره اي پادگاني به خود گرفته است.

عبرت : در پی سخنان توهین آمیز کلهر مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد که گفته است  (رزمندگان تحت تاثیر فیلم های وسترن امریکایی و ایتالیایی به جبهه می رفتند )یکی از ایثارگران سالهای دفاع مقدس طی نامه ای خطاب به وی نوشت : گویا جنون فیلمهایی مانند اخراجی ها که با غفلت برخی موجبات تمسخر دلیرترین مردان ایران زمین را فراهم آورد موجب جو زدگی کسانی شده که یکروز در جنگ نبوده اند و تصور می کنند اتاق خواب همان سنگر است


به گزارش عبرت این رزمنده دفاع مقدس در ادامه می نویسد :

از آن زمان که مسعود ده نمکی به ناگاه و بدون هیچگونه پیشینه و با حمایت برخی محافل قدرتمند وارد عرصه "هنر" شد و در نخستین قدمها توانست تابوهای ممنوع را با فقر و فحشا بشکند می دانستیم که در پی چنین پرده دری و قدرت نمایی "هنر گونه ای"  آشکاری که متفاوت از چماق به دست گرفتن بود ،اهدافی بلند در میان است

او آمد و در همین دولت که مدعی احترام به ارزشهاست کاری کرد که تا کنون هیچکس شهامت انجام آنرا نداشت و با صحنه سازی های مضحک و تمسخر گونه فرزندان رشید و دلاور و صادق ایام دفاع مقدس را در قیاسی کوچک و زبون مبدل به اراذل و اوباشی کرد که یکی به عشق دختری و دیگری به سودای قداره کشی در مقابل بعثیان به جبهه می روند و مابقی نیز که کلکسیونی از افراد مشهور و معروف و برخی دلقکهای نخ نما بودند نیز به مقصد "دست انداختن" فرزندان صبوری که بی نام و نشان ماندند و حقشان هیچگاه پرداخت نشد و همچنان زخم در بدن زجر می کشند و بخاطر بسیاری از مسائل لب به سخن گفتن نمی گشایند ،جنگ و جبهه و جهاد را مبدل به مضحکه ای کردند که تنها ضد انقلابیون و برخی عافیت طلبها به قصد تمسخر برایش پول پرداختند و این فیلم را تماشا کردند

و اکنون آنچه در ادامه می بینیم اینکه مردی با گیسوان بلند و پیچ در پیچ در کسوت مشاور رسانه ای رئیس دولت بدون آنکه بداند چه می گوید در یک شارلاتانیزم آشکار جبهه رفتن و حضور در جهاد فرزندان ملت را نتیجه و حاصل تماشای فیلمهای وسترن آمریکایی و ایتالیایی می انگارد

البته از کسانی که یکروز در جبهه نبوده و فرق اتاق خواب و سنگر را خوب نمی دانند و هر روز و در همان ایام گیسوانشان را در مقابل میز" توالت " می آراسته اند، انتظاری مگر این نیست اما براستی به این پدیده های نوظهور باید گفت:

رزمندگان جبهه و جنگ و ایثارگرانی که با جان ودل در معرکه نبرد با دشمن حاضر می شدند و با دعا و توبه از خداوند طلب شهادت می کردند هیچگاه فرصت مشاهده فیلمهای وسترن و ایتالیایی را نداشتند ، زیرا این جوانان از آمدن در شهر به احتمال آلوده شدن به گناه نیز پرهیز می کردند چه برسد به دیدن فیلم و رفتن به سینما و تحت تاثیر قرار گرفتن فیلمهای وسترن ، گویا برخی همه را به کیش خود می پندارند

آقای کلهر و امثال ایشان ظاهرا از خاطر مبارکشان برده اند که در زیر خلعت همین شهدا و رزمندگان روزگار می گذرانده اند و شادمانه به جاه و مقام و پستهایشان تکیه می زده اند
ایشان و همفکرانشان باید بدانند که آنکس که تحت تاثیر و فیلم و القاء برخی مداحی ها و نمایشها و فیلمها به خانه و منزل مردم یورش برده و جنین از شکم زن باردار بیرون می کشد ، رزمندگانی و بسیجیانی نیستند که حتی در رفع تشنگی اسرا را بر خود مقدم شمرده و در مسیر نجات دشمن از مرگ هم دریغ نمی کردند و در زمان جهاد نیز رعایت حال اسیر و عراقی و ضد انقلاب را می کردندو گاهی نیز رکب می خوردند و جان می باختند

بلکه آن کسانی که در پوشش های مختلف و عناوبن مختلف و با پشتیبانی های پیدا و پنهان و تحت تاثیر فیلم و سریال های روسی و رومانیایی و نمونه هایی مانند گاردهای آهنین بلوک شرق و سخنرانی های خاص ، رزمنده می شوند ، ظاهری فریبنده می یابند و به خرد و کلان رحم نمی کنند و شب هنگام به خانه مسلمان هجوم می برند و به قول مقام معظم رهبری با تکیه بر نام ولایت و نام اسلام و نان برخی مدعیان دروغین ،چشم از کاسه دانشجوی خوابیده و زن و مرد بیگناه بیرون می کشند مصداق اندیشه و بر آورد امثال آقای کلهر هستند

افسوس که هیچکس نیست و از مردان گذشته جنگ نیز کسی باقی نمانده که در میان این نامردگاه ،دهان این لاف زنها را بدوزد و پاسخشان را بدهد که رزمندگان اسلام در جنگ تحت تاثیر اسلام و وجدان و عرق ملی و عشق به معامله با خداوند دل به دریا و خاکریز و رگبار گلوله می بستند

امید آنکه امثال کلهر و ده نمکی در قهر مردم با نمونه های بعدی لمپن هایی مانند اخراجی ها پاسخی کوبنده دریافت کنند

تابان: مهدی كلهر مشاوررسانه اي رييس جمهور در گفت و گو با ایرنا ضمن ناديده گرفتن نقش تاثير گذارامام(ره) در دوران دفاع مقدس، ظلم ستیزی جوانان در جنگ تحميلي را متاثر از فیلم های وسترن امریكایی و ایتالیایی دانسته است.

درهمين زمينه "احمد خورشیدی" دبیر کل جمعیت خدمتگزاران و سردار دوران دفاع مقدس ضمن اظهار تعجب از بيان چنين گفته هايي، اظهار داشت: به عنوان فردي كه از ابتدا تا انتهاي جنگ تحميلي هم فرمانبري كردم و هم فرماندهي از شنيدن اين سخنان دلم گرفت.

وي با بيان اينكه اگر آقاي كلهر اين سخنان را گفته باشد بایدمشخص مي شود كه اين خط و حرف را از از کجا گرفته است،‌ گفت: بهتر است ايشان تجديد نظري در گفته هاي خود بكند و در زمينه هايي كه هيچ تجربه اي ندارد وارد نشود.

اين سردار دفاع مقدس با اشاره به اينكه اظهارنظر كسي كه حتي براي چند دقيقه در جبهه هاي جنگ تحميلي نبوده فاقد ارزش و اعتبار است، افزود: چگونه ايشان به خود اجازه مي دهد در رابطه با رزمندگاني كه غير از ياد خدا و امام و دفاع از مملكت و ناموسشان چيزي در ذهن نداشتند اينگونه صحبت كند.

وي عنوان داشت: من كه به عنوان يك دانشجوي زمان شاه در جنگ تحميلي شركت كردم و در 11 عمليات شركت داشتم و برادر 3 شهيد هستم مي گويم كه رزمندگان ما مخلصانه و نه تحت تاثير فيلمهاي وسترن به جهاد در جبهه هاي جنگ رفتيم.

خورشيدي با بيان اينكه اگر گفته هاي آقاي كلهر صحت داشته باشد بنده به عنوان سردار دوران دفاع مقدس از ايشان شكايت خواهم كرد، گفت: \" اگر اين دولت نيز به شكايت من رسيدگي نكند،‌ آقاي كلهر بداند كه به خاطر اين حرف زننده اش 2 تا كشيده به من بدهكار است.\"

وي با اظهار تاسف شديد از شنيدن اين سخنان و ناديده گرفتن رشادتهاي رزمندگان، گفت: تنها در كنار خود من 1200 تن از بهترين بچه ها شهيد شدند و تنها در خانواده من 58 شهيد وجود دارد، پس اشخاصي مانند من مي توانند در رابطه با جبهه و جنگ صحبت كنند نه امثال آقاي كلهر.

اين سردار جنگ تحميلي با بيان اينكه فرهنگ شيعي، جوانان را به جبهه هاي جنگ حق عليه باطل برد نه تاثي از فيلمهاي وسترن،‌ خاطرنشان كرد: چگونه يك فرد مي توتند با تاثير از فيلمهاي وسترن با چشم باز بر روي مين برود. در كدام جبهه و جنگ شما شاهد چنين رشادتها و از جان گذشتگي هايي بوده ايد. بدانيد كه دل شهدا از اين سخنان مي گيرد.

وي با اشاره به اينكه تمامي رزمندگان جنگ تحميلي از بهترين انسانها بودند، گفت: خود من رتبه 11 كنكور دانشگاه بودم، پس آدمهاي بي سوادي در جنگ شركت نكردند.

خورشيدي در پايان اظهار داشت: مانده ام افرادي مانند آقاي كلهر چگونه مي خواهند جوابگوي شهدا و رزمندگاني مانند آقاي قاليباف باشند كه 37 بار تا پاي مرگ پيش رفته اند.



فارس: رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي درباره طرح ادعايي تفاهم ملي گفت: هيچ اطلاعي از مطالبي كه در روزنامه‌ها در مورد طرح تفاهم ملي و حضور بنده در اين طرح عنوان شده، ندارم.


غلامعلي حداد عادل اظهار داشت: در مورد تشكيل گروهي براي ايجاد وحدت بيشتر در كشور با بنده صحبت شده است ولي بنده هنوز جوابي در اين خصوص نداده‌ام چرا كه صحبت در اين باره نياز به واكاوي بيشتر در مورد اهداف اين طرح دارد.

وي با اشاره به طرح خروج از بحران اظهار داشت: به نظر بنده بحراني در كشور وجود ندارد ولي بايد سعي كنيم تا بتوانيم وحدت را بيش از پيش در كشور برقرار كنيم.

ايلنا:جانشين سازمان بسيج اصناف کشور با اشاره راهپيمااي روز قدس گفت:در روز قدس عده‌اي با نوار سبز، شعار مي‌دادند و مشت‌ها را به طرف راه‌پيمايان مي‌کردند و مي‌گفتند مرگ بر روسيه و مرگ بر چين. همين روسيه و چين بودند که از بسته پيشنهادي ايران دفاع کردند و الان که ما به وحدت نياز داريم يک عده‌اي ناجوانمردانه به جاي اين‌که بگويند مرگ بر آمريکا، مي‌گويند مرگ بر روسيه و چين.


به گزارش ايلنا سرهنگ کريمي در مراسم گردهمايي اصناف وبازاريان تهران درمسجد امام (ره) بازاربا اشاره به هفته دفاع مقدس گفت:ما سال‌هاست که هفته دفاع مقدس را برگزار مي‌نماييم؛ بعضي‌ها فکر مي‌کنند که هفته دفاع مقدس خيلي ضرورت ندارد که برگزار گردد، ولي بنده به شما عرض مي‌کنم که حقيقتا فرهنگ هشت سال دفاع مقدس به صورت يک گنجينه و ذخيره بزرگ است که هر قدر از اين گنجينه بزرگ برداشت نماييم هرگز زوال نخواهد داشت.

وي ادامه داد: در بحث دفاع مقدس که به عنوان يک دفاع جانانه و قهرمانانه و يک نقطه عطف در تاريخ ما ثبت شده و جمله‌اي از امام(ره) داريم که مي‌فرمايند « اين جنگ براي ما يک نعمت است» وقتي صحبت از جنگ مي‌شود به ذهن هرکس خرابي شهرها، نابودي، مرگ، اسارت و رشادت وغيره به ميان مي‌آيد. چگونه است که حضرت امام (ره)آن را يک نعمت مي‌نامند براي ملت، و يک علامت سوال براي ما گذاشته که اگر معني کنيم، خواهيم ديد که دفاع مقدس يک برنامه زندگي است براي آناني که مي‌خواهند آزاد و به صورت انسان زندگي کنند.

كريمي خاطر نشان كرد: امروز که در مسجد امام(ره) مراسم هفته دفاع مقدس برگزار مي‌گردد همه ما افتخار مي‌کنيم که مملکت ما از امنيت بسيار خوبي برخوداراست، اين از نتايج حماسه دليرمردان هشت سال دفاع مقدس به دست آمده است که با رشادت و از جان گذشتگي اين امنيت را براي ما به وجود آوردند.

جانشين سازمان بسيج اصناف کشور خاطرنشان كرد: يادمان نمي‌رود که در اوايل جنگ براي نابود کردن تانک‌هاي دشمن که با گلوله آرپي‌جي شکار مي‌شد در سال‌هاي اوليه جنگ ما موشک آرپي‌جي نداشتيم و يک مقداري فقط از قبل داشتيم و بايد از بازار سياه و قاچاق تهيه مي‌کرديم. اين جنگ استعداد جوانان ما را شکوفا کرد.
فشاري که در طول جنگ بر ما آمد باعث شد که ما امروز به اينجا رسيديم که دانشمندان جوان ما در عرصه صنايع موشکي و دفاعي به پيشرفت‌هاي بزرگي نايل آمدند و امروز ما با موشک‌هاي شهاب 1و2و3وسجيل 1و2 که ساختيم و عملياتي وآزمايش نموديم و ساير پيشرفت‌هايي که در صنعت هسته‌يي داشتيم فقط برگرفته و متاثر از دفاع جانانه عزيزان ما در هشت سال دفاع مقدس است و اين همين جوري به دست نيامده است. شايد اگر هشت سال دفاع مقدس نبود هيچوقت استعدادها شکوفا نمي‌شد.

وي تصريح كرد: اين فرهنگ مقاومت و دفاع برگرفته از ولايت و ولايت‌مداري مي‌باشد. امروز خيلي‌ها از ولايت حرف مي‌زنند و صحبت و سخنراني مي‌کنند، اما ولايت‌مداري فقط به شعار و سخنراني نيست. ولايت‌مداري بايد در عمل ثابت شود. رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس جانشان را در طبق اخلاص براي ولايت داده‌اند و ثابت کردند که ولايي هستند و امروز جاي تعجب است که خيلي‌ها از ولايت و آرمان‌هاي امام حرف مي‌زنند، ولي دارند تيشه به ريشه انقلاب مي‌زنند.

وي با بيان اينكه " اگر ما از تاريخ عبرت نگيريم، بعيد است که به عاقبت به خيري برسيم" يادآور شد: در زمان حضرت رسول اکرم(ص) جبهه حق و باطل وجود داشته، اگر مي‌گفتند حق را نشان بدهيد همه پيغمبر اکرم(ص) را نشان مي‌دادند و اگر به کسي مي‌گفتند باطل را نشان بدهد ابوجهل را معرفي مي‌کردند. حق و باطل آشکار بود و به راحتي جبهه را تشخيص مي دادند اما در زمان حضرت علي (ع) حق وباطل و مرزهاي تفکيک کننده به گونه‌اي شد که ديگر تشخيص حق و باطل مثل زمان حضرت رسول الله نبود و به بصيرت نياز داشت و آن‌هايي که بصيرت نداشتند زمين خوردند. کساني بودند که در رکاب حضرت علي(ع) بودند و در جنگ‌ها هم در کنار ايشان زخمي شدند ولي به خاطر بي‌بصيرتي عاقبت به خير نشدند و جهنمي شدند.

كريمي خبا اشاره به سخنان اخير رهبر انقلاب،اظهار داشت:اين‌که رهبري مي‌گويد از مسائل پيش آمده بايد عبرت بگيريم، براي همين است و اگر جستجو نکنيم و بصيرت لازم را کسب نکنيم و به سخنان رهبري توجه نکنيم و در مسير اصلي که مسير هدايت است قدم برنداريم، ما هم به سر نوشت همان‌هايي که در صدر اسلا م گرفتار شدند دچار مي‌شويم.

وي با اشاره به حوادث بعد از انتخابات گفت:اكنون بيش از صد و ده روز از انتخابات گذشته و هنوز يکي از مسائل روز، مساله بعد از انتخابات است؛ چرا ما مي‌گوييم که هنوز مساله انتخابات مساله روز است؟ چه کساني باعث شدند که هنوز اين مساله انتخابات مساله روز باشد؟ چه کساني اين آشوب‌هاي خياباني را به پا کردند؟ محرکين آن کي بودند؟

در روز قدس هم متاسفانه شاهد آن بوديم که يک عده‌اي با نوار سبز، شعار مي‌دادند و مشت‌ها را به طرف راه‌پيمايان مي‌کردند و مي‌گفتند مرگ بر روسيه و مرگ بر چين. همين روسيه و چين بودند که از بسته پيشنهادي ايران دفاع کردند و الان که ما به وحدت نياز داريم يک عده‌اي ناجوانمردانه به جاي اين‌که بگويند مرگ بر آمريکا، مي‌گويند مرگ بر روسيه و چين.
 مردم ما شعار مي‌دهند استقلال آزادي جمهوري اسلامي ولي آنان شعار مي‌دهند استقلال آزادي جمهوري ايراني. از طرف ديگر هم حضرت امام(ره) اين روز را روز قدس و روز اسلام اعلام کرد و فلسطين را از اين مظلوميت درآوردند و الان که ما به اوج اقتدار رسيديم به جاي شعار هم غزه هم لبنان جانم فداي قرآن مي‌گويند نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران. اين چهره‌ها الان روشده است و اگر اين مسير ادامه داشته باشد و اگر ادعا کنند که هنوز هم امامي و ولايي هستند، ما نمي‌پذيريم.



خبرگزاری هرانا : قاضی سعید مرتضوی، قاضی حسن حداد، قاضی صلواتی و قاضی حیدری‌فر در رابطه با پرونده‌ی کهریزک در چند روز گذشته مورد بازجویی و سوال و جواب کمیته‌ي تحقیق قوه‌ی قضاییه قرار گرفته‌اند.

بر اساس اطلاعات رسیده به مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران، قاضی حسن حداد، سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و معاونت دادستانی کل کشور و قاضی حیدری‌فر که اخیرا از  مدتی  از کار برکنار شده بود، از طرف کمیته‌ي پی‌‌گیری قوه‌‌ی قضاییه در ارتباط با حوادث اخیر زندان‌ها به ویژه بازداشتگاه کهریزک مورد بازجویی قرار گرفته‌اند. از قاضی صلواتی نیز در مورد برگزاری دادگاه‌ها و حوادث اخیر سوال و جواب‌هایی انجام شده است.
علیرغم ظاهر مناسب این اقدام، بر اساس اطلاعات واصله، این بازجویی‌ها که در حقیقت از عاملین و مسئولان اصلی اتفاقات کهریزک شروع شده، با تهدیدها و توصیه‌های مقامات ارشد قضائی-امنیتی دچار ضعف شده و با توجه به عدم وجود اراده در قوه‌ی قضاییه در خصوص مجازات متهمان و مجرمان سرشناس حکومتی که در مورد پرونده‌های سیاسی ـ امنیتی به کرات مشاهده شده است گمان نمی رود به سرانجامی همچون مجازات برسد.
مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران پیش از این از بازگشت به کار قاضی حیدری فر خبر داده بود. وی قاضی شعبه اول امنیت مستقر در دادگاه انقلاب تهران است. از حیدری‌فر به عنوان قاضی خاطی در پرونده بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک یاد می‌شود. وی پس از مدت کوتاهی غیبت در محل کار، مجدد به دفتر خود در شعبه‌ی امنیت واقع در دادگاه انقلاب بازگشته و به کار خود با این تفاوت که تنها اجازه امضا کردن ندارد می‌پردازد. بر اساس اطلاعات رسیده وی دستورات مافوق هایی همچون قاضی حداد و قاضی سعید مرتضوی را اعمال می‌کرده است.

فرارو : يک مقام قضايي اظهار داشت: در بازي روز جمعه تيم هاي استقلال - پيروزي دو قاضي در محل ورزشگاه آزادي تهران مستقر مي شوند تا به جرايمي که در وزرشگاه رخ مي دهد، بي درنگ رسيدگي کنند. 


به گزارش ایرنا اين مقام قضايي که خواست نامش بيان نشود،گفت: اين دو قاضي براي کساني که مرتکب جرم مي شوند، "قرار " متناسب را صادر مي کنتد.

وي تصريح کرد: همچنين کشيک "دادسراي ناحيه 5" و "دادسراي مرکز" براي رسيدگي به تخلفات خارج از ورزشگاه آزادي اختصاص يافته است.

اين مقام قضايي افزود: دو دادسراي ياد شده، به شکايات مردم نيز رسيدگي خواهند کرد.





موج سبز آزادی  : نزديک به دو ماه پيش در گفت‌وگو با يک نماينده مجلس از نقش حسين فدايی و کمی پیش از این نیز از نقش مهم مسعود صدرالاسلام در وقایع بازداشتگاه کهريزک پرده برداشتيم. همچنین از قول برخی بازداشت‌شدگان به نقش مستقيم سردار رادان در شکنجه‌ها اشاره کرده بودیم. اکنون موضوعی را منتشر مي‌کنيم که «موج سبز آزادی» در همان زمان نسبت به آن مطلع شده بود، اما براي تکميل اطلاعات خود آن را تا اين زمان منتشر نکرد.

این موضوع به نقش حسین طائب در سرکوب‌های پس از انتخابات مربوط میشود، شخصی که تاکنون از سوی بسیاری از چهره‌های اصولگرا از جمله علی مطهری، نماینده طیف اصولگرای مجلس، نیز مورد انتقاد‌های شدیدی واقع شده است. فرزند شهید مطهری چندی پیش در نامه خود به روزنامه کیهان، از نقش حسین طائب در سرکوب‌های اخیر پرده برداشت و صراحتا نوشت که بحران بعد از انتخابات به علت مدیریت و رفتار غلط افرادی است چون حسین طائب که «با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر».
پیش از آن نیز بسیاری به زمزمه یا نوای بلند از تقصیر حسین طائب در حوادث اخیر گفته بودند اما تاکنون اظهار نظری چنین بیپرده و تند آن هم از سوی نماینده‌ای اصولگرا علیه فرمانده نیروی مقاومت بسیج مطرح نشده بود. آنچه در پی میآید جزئیاتی است مربوط به پیشینه و نقش حسین طائب در حوادث اخیر که بعد از بررسیها و تحقیق‌های انجام شده توسط موج سبز آزادی ، به اطلاع خوانندگان میرسد.
 پیش از پرداختن به نقش این فرد به عنوان یکی از مهم‌ترین مهره‌های سازمانده سرکوب‌های پس از کودتای انتخاباتی، شاید بد نباشد به این سوال پاسخ دهیم که حسین طائب کیست، چگونه به یکی از مهره‌های اساسی سرکوب تبدیل شد و نحوه ارتقای او در بیت رهبری و تبدیل شدن او به یکی از نزدیکان مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر، چگونه بوده است.
حسین طائب برای اولین بار در سال ۱۳۷۵ وارد عرصه علنی سیاست شد و ابتدا همکاری نزدیکی با ناطق نوری داشت. این همکاری با ناطق تا سال ۷۶-۷۷ یعنی زمانی که درگیر قتل‌های زنجیره‌ای شد، ادامه پیدا کرد. همزمان با آغاز پروژه قتل‌های زنجیره‌ای بود که بین او و ناطق نوری فراق افتاد. در سال ۱۳۷۹ طائب، بنیاد ایثارگران را تاسیس کرد که در جهت تقویت و تبلیغ برای حزب محافظه کار آبادگران در انتخابات شورای شهر فعالیت میکرد. طائب از طریق حمایت و پشتیبانی آبادگران در شهردار شدن احمدینژاد نقش بسیار مهمی ایفا کرد.
در انتخابات شوراها که حزب آبادگران موفق به ورود به شورای شهر شد، حسین طائب مسوول ابطال صندوق‌ها در انتخابات شورای شهر از طریق علیرضا شیخ‌عطار بود. شیخ عطار همان کسی بود که بعدا در زمان شهرداری احمدینژاد جای محمد عطریان‌فر، بنیانگذار موسسه بزرگ همشهری را گرفت و در دولت نهم معاونت اقتصادی وزارت خارجه را به دست آورد. طائب در سال ۸۲ بعد از تلاش بسیار و رایزنیهایی که در طول به قدرت رسیدن آبادگران در مجلس انجام داد، توانست در معرفی احمدینژاد به عنوان شهردار تهران نقش به سزایی ایفا کند.
همکاری نزدیک با بیت رهبری:
سابقه رفاقت طائب با مجتبی خامنه‌ای به سال ۶۷ باز میگردد. اما ثمره اصلی این رفاقت زمانی به بار نشست که مجتبی خامنه‌ای راه ورود او را به وزارت اطلاعات باز کرد. این اقدام همزمان بود با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و در آن دوران طائب تا معاونت ضدجاسوسی فلاحیان ارتقا یافت. با این حال زمان درازی نکشید که هاشمی رفسنجانی دستور اخراج او از وزارت اطلاعات را صادر کرد. ماجرا از این قرار بود که حسین طائب در ماجرای ربوده شدن فرج سرکوهی به دست وزارت اطلاعات به هاشمی رفسنجانی اطمینان داده بود که سرکوهی خودش از کشور به قصد آلمان خارج شده و همه این مسایل بازی کانون نویسندگان است.
هاشمی نیز همین موضوع را در مصاحبه‌ای مطبوعاتی در جمع خبرنگاران مطرح کرد ولی پس از آن بلافاصله متوجه حقیقت شد، لذا عذر طائب را برای همیشه از وزارت اطلاعات خواست. بعد از اخراج از وزارت اطلاعات، طائب به خاطر پیشینه رفاقت نزدیکی که با مجتبی خامنه‌ای داشت به بیت رهبری رفت و تا سال ۷۷-۷۸ که وزارت اطلاعات  پاکسازی شد در بیت فعال بود. پس از آن که وزارت اطلاعات از «نیروهای خودسر» پاکسازی شد، طائب و همفکرانش به اندیشه نهادهای اطلاعاتی جایگزین (موازی) افتادند و از این زمان بود که حسین طائب کار خود را در اطلاعات سپاه آغاز کرد و قائم مقام اطلاعات سپاه شد.
در جریانات ۱۸ تیر، طائب به مسوولیت برخورد با دانشجویان معترض گماشته شد. تمامی دانشجویانی که در آن جریان دستگیر شدند، توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده و مورد بد رفتاری قرار گرفته بودند. پس از ایفای نقش کلیدی  در سرکوب‌های دانشجویی ۱۸ تیر، حسین طائب مدت‌ها در نقش رابط میان سعید مرتضوی و مجتبی خامنه‌ای فعالیت میکرد و از این طریق برخوردهای قضایی با دانشجویان معترض سازماندهی میشد. همچنین در جریان رد صلاحیت‌های مجلس، طائب نقش فعالی در رساندن پیام‌های بیت و به طور خاص مجتبی خامنه‌ای به احمد جنتی برعهده داشت. در رد صلاحیت‌های گسترده‌ای که در انتخابات مجلس هفتم صورت گرفت هم همین اتفاق تکرار و پیام‌های صادره از بالا از طریق حسین طائب به احمد جنتی ابلاغ شد.
مسوولیت در بسیج:
از سال ۸۴ حسین طائب به سفارش مجتبی خامنه‌ای به بسیج منتقل شد. در این دوران بود که وظیفه اصلی سازماندهی تقلب در انتخابات دهم و سرکوب‌های بعد از کودتا هم به طور کامل به بسیج واگذار شد. بسیج یکی از بازوهای اصلی کودتای پس از انتخابات بود که به ریاست طائب و در کنار سپاه، وزارت اطلاعات و صداوسیما هر کدام نقش جداگانه‌ای در سرکوب مردم ایفا کردند.
 تنها نیروهایی که در جریان سرکوب‌های اخیر اجازه حمل سلاح داشتند، بسیجیانی بودند که به دستور حسین طائب مسلح شدند و برای برخورد با معترضین به میدان آمدند. نخستین نقش اساسی طائب در سرکوب‌های مسلحانه خیابانی توسط نیروهای بسیج در همان شامگاه راهپیمایی میلیونی بیست و پنجم خرداد در میدان آزادی ایفا شد. بعدازظهر آن روز نزدیک به صد بسیجی مسلح به سلاح گرم به سازماندهی فریدالدین حدادعادل در میدان آزادی حضور یافتند. درگیریهایی که میان نیروهای بسیج و مردم معترض در آن روز رخ داد به کشته شدن نزدیک به ده نفر از مردم مظلوم انجامید.
 بر اساس بررسی‌های انجام شده و اطلاعات به دست آمده توسط موج سبز آزادی روشن شد که سازماندهی نیروهای بسیجی در انتخابات اخیر به طور خاص شامل دو شاخه می‌شد:
۱- اطلاعات بسیج که در ابتدای کار مسوولیت بازجویی دستگیرشدگان رده یک (شامل سران احزاب و فعالان رده یک ستادها و کمپین‌های انتخاباتی) را عهده دار بود و  مسوولیت اجرایی آن را سردار نقدی بر عهده داشت و ۲- بخش اجرایی بسیج که وظیفه‌اش سرکوب‌های خیابانی از جمله سرکوب معترضان حاضر در میدان آزادی در بیست و پنجم خرداد بود و مسوولیت آن را شخصی به نام محقق بر عهده داشت.
محقق از ناحیه پا نیز در جنگ آسیب دیده و پایش قطع شده است در دوران دفاع مقدس فرمانده گردان حبیب لشکر حضرت رسول بود که فرماندهی آن لشکر را محمد کوثری، نماینده کنونی مجلس، بر عهده داشت. مجتبی خامنه‌ای هم سرباز همین گردان حبیب بود و طرح دوستی او با حسین طائب هم از همان جا ریخته شد. بعد از جنگ تحمیلی بیشتر اعضای گردان حبیب به تیم مشورتی مجتبی خامنه‌ای بدل شدند و مسوولیت سرکوب ها را هم بر عهده گرفتند. بعدها همانطور که گفته شد مسوولیت نیروهای لباس شخصی به محقق واگذار شد و مسوولیت اصلی آن نیز سرکوب معترضین داخلی تعریف گردید.
جای بسی تاسف و شگفتی است که برخی چهره‌های شناخته شده گردان حبیب که روزی برای سرکوب نیروهای بعثی بسیج شده بودند، بعد از گذشت نزدیک به دو دهه از جنگ، امروز میدان آزادی را با شلمچه اشتباه گرفته‌اند و گویی برای سرکوب، فرقی میان هموطنان ایرانی خودشان با سربازهای متجاوز عراقی نمیشناسند. قانون‌شکنانیها و خشونت‌طلبیهای اشخاصی نظیر حسین طائب یا مسعود صدرالاسلام چیزی نیست که به این راحتیها بتوان از کنار آن گذشت و با گذر زمان آن‌ها را فراموش کرد.
آنچه در نیمه آخر خردادماه ۸۸ رخ داد، پرده از نقش مهره‌هایی کلیدی که در شیوع خشونت و خونریزی نقش مهمی در قدرت ایفا می کنند، برداشت. حسین طائب به شهادت بسیاری از نیروهای سیاسی راست و چپ یکی از این چهره هاست که علیرغم قانون‌شکنی‌ها و خشونت‌طلبی‌ها روز به روز به جای محاکمه و پاسخگویی در سیستم قدرت ارتقا پیدا می‌کنند و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. نمونه این تداوم حضور (!) جناب آقای طائب را در حال مکالمه تلفنی می‌توانید در عکسی که در تیتر خبر آمده است مشاهده کنید که حضور وی را در راهپیمایی روز قدس نشان می‌دهد.

 آینا قطبی یعقوبی


(1)سال 1944، قصر سیلینگ، جمهوری سالو، ایتالیا


گروهی از ماموران فاشیست، جوانان روستاهای حومه خود را برای تشکیل جمهوری سالو دستگیر می کنند. این دستگیری ها به دستور چهار فرد ثروتمند و صاحب قدرت اجرایی صورت می گیرد: رییس جمهور، اسقف، دادستان و یک دوک.

آمرین از میان این جوانان 9 دختر و 9 پسر را انتخاب کرده با خود به قصر سیلینگ می برند. قصری دورافتاده و پنهان در میان کوهستان. دنیایی به غایت انتزاعی و مسدود مکان که کسی را یارای ورود به و یا خروج ازآن نیست. آنها در این قصر یک جمهوری سادیستی به نام جمهوری سالو را به مدت 120 روز بنیان می نهند.

 برطبق قانون اساسی سالو سه مرحله از برنامه های اجرایی در این مدت پیش روی این جوانان قرار می گیرد. مرحله اول،  محفل جنون (2)نامیده می شود. در این مرحله برای جوانان داستانهای اروتیک روایت می شود و در حین این روایات،  آنها را کتک زده، برروی آنها ادرار کرده و به شیوه های خشونتباری به آنها تجاوز می کنند. 18 دختر و پسر جوان مجبورند تا به شیوه حیوانات بر روی چهار دست و پا حرکت کرده و برای غذا التماس کنند.

مرحله دوم، محفل مدفوع(3) است که در این محفل، جوانان مجبور به خوردن مدفوع شده و همچنین موظف هستند تا میزان مدفوع خود را کنترل کنند، چرا که رفتن به توالت منوط به اجازه عاملین خشونت است. اجازه ای که به ندرت صادر می شود.

مرحله سوم و آخرین مرحله، محفل خون(4) نام دارد. در این قسمت افرادی که از قوانین سرپیچی کرده و به طور کامل به جمهوری سالو، تن نسپرده اند، مجازات می شوند. عقوبتی سخت که به مرگ می انجامد. از تجاوز گرفته تا بریدن زبان و کندن پوست سر و حلق آویز کردن.(5)

سال 1388، سوله کهریزک، ایران

گروهی از جوانان در خیابان های تهران به جرم اعتراض به نتیجه انتخابات دستگیر شده و به سوله کهریزک، مکانی دور افتاده و محصور در بیابان برده می شوند. فضایی مخوف و مسدود مکان بدون امکانی برای ورود و خروج.

جوانان دستگیر شده، مجبور به شنیدن روایات شنیع پورنو درباره خود شده، کتک می خورند. امکانی برای رفتن به توالت ندارند و در بسیاری موارد بنا به گفته آزاد شدگان مجبور می شوند تا مدفوع بخورند و یا به سر و صورتشان مالیده می شود.(6) بارها مورد تجاوز قرار می گیرند از آب و غذا خبری نیست و بسیاری در این مدت می میرند.

بدن های مطیع و رام سنگ بنای جوامع فاشیستی

آنچه در هر دو نمونه بالا مشترک است، تجاوز است و تحقیر مکرر تن. شکستن حریم حرمت بدن جوانانی که اغلب از نظر سنی زیر 25 سال هستند.  اما مسئله شایان توجه آن است که چرا برای تنبیه و مجازات از تجاوز استفاده می شود و  کارکرد تجاوز و تحقیر تن به عنوان نوعی ابزار تنبیهی چیست؟

تجاوز گونه ای از عمل جنسی است که برخلاف میل و اراده فرد و به واسطه انواع مختلفی از فشارهای جسمی و روحی به قربانی تحمیل می شود. تجاوز اولین و بدیهی ترین حق یک فرد که حق او بر بدن خود است را در هم می شکند. انسان به عنوان مالک بدن خویش در مواجهه با تجاوز به مفعولی صرف بدل می شود که هیچ حقی نسبت به بدن خود ندارد و بدیهی است فردی که حتی قادر به کنترل بدن خود نباشد، دچار حالتی از سرخورگی و شی شدگی می شود که می تواند او را ذره ذره از هویت فردیش خالی کند. انسان شی شده، انسان خالی از هویتی است که دیگر نمی تواند به امور عادی و جاری خارج از خود به آسانی واکنش نشان دهد.

این شی شدگی انسانی، خواسته همیشگی جوامع سرمایه داری و همچنین جوامع فاشیستی بوده و هست.  ساختن و تولید کردن اشیایی که همچون ماشینهای کارخانه ها قابلیت برنامه ریزی و به نظم در آوردن، داشته باشند. هانا آرنت معتقد است:" تماميت گرايي به سمت سلطه خودکامانه بر انسان ها نمي رود، بلکه به سمت نظامي مي رود که انسان ها در آن بي رنگ اند. قدرت مطلقه تنها در جهاني ميسر است و پا بر جا مي ماند که از عکس العمل هاي غير ارادي و شرطي تشکيل شده باشد، از عروسک هاي خيمه شب بازي اي که هيچ اثري از واکنش فردي در آن ها نمانده است."(7)

در حقیقت سلطه بر بدن و امکان دستکاری در آن به عنوان ابژه گسترش عرصه های قدرت و کنترل، دستاوردی متعلق به عصر روشنگری است که با صنعتی شدن جوامع و لزوم داشتن نیروی کار و مصرف کننده مطیع به اوج خود می رسد. در این میان  حکومت های فاشیستی نیز بدن های ساخته شده را به عنوان بهترین ابزار برای بقای خود کشف می کنندد. انسان تهی شده از هویت فردی که با پروپاگاندای عظیم قدرت به عرصه تاخت و تاز سیری ناپذیر سیاستمداران بدل می شود.

فوکو در این باره می گوید:" انسان_ ماشین هم تقلیل مادی گرایانه روح بود و هم نظریه کلی رام کردن و در مرکز این دو، مفهوم اطاعت حکمفرما بود که بدن قابل دستکاری و اداره شدن را به بدن تحلیل پذیر پیوند می داد. بدنی مطیع است که فرمانبردار باشد. قابل استفاده باشد. قابل تغییر و تکمیل باشد." (8)

این چنین است که سازو کارهای قدرت به ساخت و ساز بدن های جدید و در نتیجه انسان-ماشین های جدید دست می زنند. انسان شی شده ای که بهترین مصرف کننده کالای سرمایه داری و پروپاگاندای ایدوئولوژیک است. البته این سازو کارها انواع مختلفی از عملکرد را بسته به نوع نیاز جوامع، شامل می شوند. از تبلیغات وسیع برای جراحی های پلاستیک و تغییر ساختمان بدن برای رسیدن به الگوی انسان ایده آل گرفته تا تجاوز جنسی برای کشتن اراده فرد.

  اما روند همین مکانیزم تبدیل انسان صاحب اراده به ماشین قابل کنترل به کمک ابزار تجاوز جنسی در جوامع پدرسالار سنتی همانند ایران که مفاهیمی چون بکارت و ناموس جزء مهمی از ساز و کارهای ارزشی آنها را شامل می شود، سریع تر و عمیق تر نیز هست. قربانی تجاوز در چنین جوامعی در کنار فرو ریختن هویت فردی و درهم شکستن شخصی خود، باید که رو در روی نظام ارزش مدار نیز بایستد. نظامی که او را تنها یک قربانی صرف نمی بیند بلکه بدن و فردیتش را به عرصه های ممنوعه و با تقسیم بندی ناپاک نیز سوق می دهد.عرصه هایی که امکان درمان و بازسازی و حتی زیستن  و ادامه دادن را از فرد قربانی سلب می کند.

 پازولینی سالو را در نقد جامعه فاشیستی ایتالیای زمان موسولینی ساخته بود. او در این فیلم کوشید تا تمامی وجوه سلطه یک ساختار تمامیت طلب را بر افراد نشان دهد. ساختاری که بیش از دویست سال پیش ساد، به خوبی آن را به نمایش در آورده بود. ساختاری که امروز نیز در گوشه گوشه جهان از ابوغریب گرفته تا کهریزک، همچنان برقرار است و  به حیات خویش ادامه می دهد.

پانویس:

1-  جمهوری سالو دنیایی است که سیاسیون سادیست فیلم سالو، 120 روز سدوم  ساخته پازولینی قصد بنا کردن آن را دارند.

2- cicle of  obsession

3- circle of shit

4- circle of blood

5-  بر اساس فیلم سالو، 120 روز سدوم. این فیلم عنوان آخرین اثر پازولینی کارگردان ایتالیایی است که در سال 1975 ساخته شد. اثری که بر اساس رمانی به همین نام نوشته مارکی دو ساد1785  و به کمک رولان بارت تهیه شد و اعتراضی است به جامعه فاشیستی ایتالیای زمان موسولینی.

6-
http://babylonsky.wordpress.com/2009/09/01/252/

8- میشل فوکو، مراقبت و تنبیه، تولد زندان، چاپ ششم 1385، صص 170 -171

منبع خبر : خبرنامه امیرکبیر



آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی با ارسال نامه ای به آیت الله منتظری تاکید کرد که برای حفظ نظام جمهوری اسلامی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی که به صراحت در قانون اساسی و منشور انقلاب آمده است باید متصدیان حکومت را تحت فشار و ارشاد قرار داد.


امام جمعه سابق اصفهان و عضو سابق مجلس خبرگان رهبری در این نامه ضمن قدردانی از مواضع روشنگر و شجاعانه آیت الله منتظری، در مورد "وقایع دردناک و حوادث تاسف بار ماههای اخیر"  خطاب به این مرجع تقلید نوشته است: "بدون شک برای شما و کسانی که عمر و سلامت و عزیزان خویش را برای باز شدن سفره رحمت و عدالت و حریّت و آبادانی این سرزمین تقدیم نموده اند مشاهده ی مهمانان ناخوانده و فرصت طلب که ناخواسته بر سر این خوان، به یغما و غارت دین و کیان ملّت و کشور و نظام و خون پاک شهیدان و مجاهده ی ملّت مسلمان و انقلابی مشغولند بسیار سخت و چه بسا مستوجب ندامت و پشیمانی است."
او با بیان اینکه "روح حسّاس و قلم و زبان و دل و دیده ی نگران آنها پیوسته در تکاپوی اصلاح و نجات میکوشد و مأیوسانه درصدد جبران و بازگرداندن مسیر به مقصدی هستند که به مردم وعده داده اند"، تصریح کرده است: "هیهات که کنار راندن انقلابیون و یاران امام(ره) و وارثان حقیقی نظام یعنی مردم و جایگزین کردن فرصت طلبان، متملّقین و ریاکاران و داخل کردن نظامیان در سیاست وترجیح خشم و دشمنی ونفرت بر عقل و پند و حکمت و تخویف و تخفیف آحاد ملت و نخبگان برای چند صباحی حکومت فجایعی آفرید که زدودن آثار سوء آن از دامن نظام وروحانیت کاری سخت بلکه ناشدنی است."
به گفته این روحانی سرشناس، "هوش و گوش پندگیران و کسانی که به حکم شرع و عقل و قانون ملزم به تهذیب نفس و تضییق رفتار تحکّم آمیز و قهریّه با مخالفان و ضعیفان هستند آنچنان سخت و سنگین شده که هر اعتراض به حقّ و قانونی را از ناحیه  باطل و بیگانه و دشمن فرض میکنند و با اینگونه افراد به زشت ترین و ضدّ اسلامی ترین روشها برخورد می نمایند."
آیت الله طاهری در ادامه نامه خود با اشاره به آنچه که در "زندانها و دادگاههای غیرقانونی مشاهده می شود" نوشته است: "از همه تأسف بارتر این است که کلیه ی اعمال و رفتار خود را به شرع مظلوم منتسب نموده و با مقدس ترین چهره های اسلامی مشابه سازی می نمایند."
آیت الله طاهری سپس با بیان اینکه "روحانیت شیعه در معرض آزمون بزرگی است" تاکید کرده: "برای حفظ نظام جمهوری اسلامی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی که به صراحت در قانون اساسی و منشور انقلاب آمده است باید متصدیان حکومت را تحت فشار و ارشاد قرار داده و دراین امر خطیر اولین مرحله، عمل به اصل مهم امر به معروف و نهی از منکر و النصیحه لِاَئمّه المسلمین است که خدای ناکرده در صورت غفلت همگی معاقب و در برابر شهدای عزیز و تاریخ و مردم مواخذ خواهیم بود."


مکاتبه با موسوی
آیت الله منتظری پیش از این در پاسخ به نامه میرحسین موسوی، به اظهارات آیت الله خامنه ای در نماز عید فطر پاسخ داده و اعلام کرده بود که اعترافات متهم حتى عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست.
این مرجع معتبر شیعه تاکید کرده بود: "روشن است حبس در سلول انفرادى به ويژه در دراز مدت كه متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف مى ‎كند از مصاديق بارز شكنجه است؛ و با‏ ‏اعمال فشار و شكنجه، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غير عادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست."
به گفته آیت الله منتظری "حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب‏ ‏اشتباه و جرم شده است، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار‏ ‏بودن، حكم همان اعتراف اوليه را دارد."
آیت الله منتظری در این جوابیه به طور غیرمستقیم، آقای خامنه ای را متهم به ايجاد "بدعت" و "اجتهاد" در برابر روايات اسلامى کرده و اقدامات اخیر حاکمیت و دادگاههای نمایشی را خلاف شرع، خلاف مصالح کشور و اسلامیت و جمهوریت نظام و از بدعت های بارز دانسته و با متهم کردن مسولان جمهوری اسلامی به بی تدبیری نوشته بود: "حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هیات بى طرف و‏ ‏مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد."



۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

رضایی:موسوی وكروبی با رهبری تعامل‌كنند

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان كرد: به كاندیداهایی كه در عرصه انتخابات رای نیاوردند توصیه می كنم كه تعامل خود را با رهبری بیشتر كنند.

محسن رضایی با اشاره به اینكه اگر انتقاد از موضع دلسوزی و به جا صورت نگیرد قطعا جنبه كارشكنی به خود می گیرد تصریح كرد: نقد نباید وسیله ای برای لجبازی باشد و باید از موضع اصلاح صورت گیرد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به اینكه فعالان سیاسی باید در محور وحدت حركت كنند اذعان داشت:با وحدت می توان از حقوق مردم و نظام در عرصه داخلی و خارجی دفاع كرد لذا فعالان سیاسی می بایست با برقراری ارتباط صمیمی تر با نظام و رهبری بتوانند از نظام و حقوق ملت دفاع كنند. همانطور كه من ارتباط خود را با رهبری و نظام حفظ كردم و در خصوص مسائل داخلی از جمله وضعیت بازداشتگاه كهریزك و آزادی زندانیان بی گناه و تشكیل دادگاه متخلفین توانستم موثر باشم.
وی با تاكید بر اینكه اگر انتقاد را از موضع امر به معروف و نهی از منكر نگاه كنیم هیچ گاه در مسیر كارشكنی قرار نخواهیم گرفت تصریح كرد: در امر به معروف و نهی از منكر شرایطی وجود دارد كه اگر آن شرایط رعایت شود دیگر آسیبی به كسی وارد نمی شود و از این رو قطعا نقدی كه این چارچوب را داشته باشد نقد منصفانه خواهد بود، اما اگر از موضع دلسوزی و به جا صورت نگیرد قطعا جنبه كارشكنی به خود می گیرد لذا نباید نقد وسیله ای برای لجبازی باشد و باید از موضع اصلاح صورت گیرد.
رضایی به آسیب شناسی احزاب و پارامترهای آن اشاره كرد و گفت: مسائل پس از انتخابات نشان داده كه دولتمردان و فعالان سیاسی نمره خوبی كسب نكردند كه این نشان می دهد فعالان سیاسی و احزاب و دولتمردان نیاز به بازنگری جدی در رفتارهای خود دارند در این بازنگری باید ظرفیت هارا بالا برد و نباید اجازه داد كه برخوردها جنبه تخریبی پیدا كنند.
وی در خصوص مجوز روزنامه ملت گفت: مجوز روزنامه ملت هنوز اخذ نشده است با توجه به این كه چهار ماه پیش از انتخابات تقاضا كردیم،كه تا به امروز با انتشار آن موافقت نشده است و این موضوع همچنان در دست بررسی است.



در پی تجمع اعتراضی صدها هزار نفر از مردم تهران در روز قدس و نیز یورش نیروهای لباس شخصی و نیروهای ضدشورش تعداد قابل توجهی از معترضین بازداشت شده اند.


به گزارش تغییر به نقل از خبرنامه امیرکبیر از تعداد دقیق بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست اما به گفته یک منبع آگاه بیش از ۲۰۰ نفر در تجمع روز جمعه بازداشت شده اند و هم اینک تعداد زیادی از خانواده هائی که پیگیر وضعیت بازداشت شدگان خود هستند در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کرده اند. علاوه بر بازداشت برخی در تهران، گزارش های دیگر از بازداشت دهها تن از شهروندان در دیگر شهرها مانند شیراز و تبریز حکایت دارد.

 همچنین به گزارش تغییر به گفته شاهدان عینی حداقل ۵۰ نفر در تجمع مردم مشهد در میدان پانزده خرداد این شهر در روز قدس بازداشت شدند. این افراد که حتی هیچ شعاری سرنمی دادند ، تنها به چرم همراه داشتن نماد های سبز و نشان دادن علامت « V » بازداشت شده اند.



سایر اخبار را در اینجا بخوانید