Ahmadinejad is not Iran's President - احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست - Ahmadinejad n'est pas le Président de l'Iran - Ahmadinejad is niet de president van Iran - Ahmadinedschad ist nicht der iranische Präsident - Ahmadinejad non è il Presidente dell'Iran - Ахмадинежад не президент Ирана - وأحمدي نجاد ليس الرئيس الايراني - 内贾德不是伊朗总统 - अहमदीनेजाद ने ईरान के राष्ट्रपति नहीं है - אחמדינג 'אד הוא לא נשיא איראן - Ahmadinejad bukan Presiden Iran - アハマディネジャドイラン大統領されていません - Ahmadinejad ไม่อิหร่านของประธานาธิบดี - Ахмадінежад не президент Ірану - 아마 디 네 자드이란 대통령이되지 않습니다 - Ahmedinejad İran Cumhurbaşkanı değildir - Ahmadinejad is nie Iran se president - Ахмадинеджад не е Иранският президент - Ahmadinejad ay hindi Iran's Pangulo - Ahmedinedžad nije Iran's President - Ahmadinejad ei ole Iranin presidentin - Ahmadineyad non é o presidente do Irán
مهدي كروبي در واكنش به جوسازي هاي اخير و توهين هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت : " برخي فكر مي كنند كه با اين تهمت ها و فحاشي كردن ها من از ميدان كنار مي روم ولي من به اين آقايان توصيه مي كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اوخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله انكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد . "
دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين ، هتاكي و تهمت هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبل نگارش نامه اي نسبت به او شد گفت : "‌طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته هايي را بازگو خواهم كرد . "‌ كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت : "‌ پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت ، بي قانوني ، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي ها امري بي سابقه بود و چنين است كه انسان هاي مسئول ، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود . "‌وي افزود :‌" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي خواهند انجام دهند . در واقع ابتدا افراد را به مكان هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور كه بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك ، كلانتري ، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است . "
كروبي خاطر نشان ساخت : "‌تمام اين حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي كنند چنين برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده اند به طوري كه دندان ها و سرها شكسته شده است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه ها جان باخته اند . اين درحالي است كه معمولا شكنجه ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي دهند كه او تحت درمان است . بنابراين از اين جهت من مي گويم كه خشونت هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي تدبير صورت گرفته كه بي سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به انتخاباتي اعتراض داشته اند . "‌
كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت : " به اندازه اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را ارائه كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از عامران و مسببان اين حوادث هستيم ."
وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به انتخابات به او مي رسيد گفت : " ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند نزد من مي آمدند و بيان مي كردند . رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تحفص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي بيند با شجاعت مقابل انها مي ايسند و نسبت به اين رفتار اعتراض مي كند . من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي شود ،‌هر خواننده اي مي تواند خودش را جاي ان مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده اند . "
وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت : " هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي كرد كه انها تنها مي گفتند كه سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد و يا در پروند يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي كند كه تنها به او تذكر مي دهند ولي اكنون شاهد ان هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتم مي زنند و از اين جهت مي گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي سابقه است ."
كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت :‌" من اين مسائل را طي نامه اي به رياست محترم قوه قضائيه ، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسئولان يادآور شده و يا در مصاحبه ها به صورت مكرر بيان كرده ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي شود مانع از تكرار ان شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه اي را به صورت محرمانه به رييس قوه قضائيه نوشتم . در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته اند و تاكيد كردم كه انشاء الله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جز نيروهاي خودسر بوده اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به ان داده شود و از سوي ديگر خون بچه هايي كه در اين راه كشته شده اند تضييع گردد . "
كروبي افزود : "‌من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اين چنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده ايم مطرح شود تا حداقل عده اي باور كنند "
كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه اي صورت گرفت گفت : "‌بيش از ده روز منتظر پاسخ نامه ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه ،‌مجلس ، وابستگاه به نهادهاي نظامي ، سايتها و خبرگزاري ها ، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند . ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي عليه فردي تبديل شد . چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه ها ر انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه هاي بين اللملي بردند و فيلمي از ان منتشر شد كه هيچ بيننده اي نتوانست ان را بيش از ده دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت هاي آنها شنيده مي شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت . "‌
وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار ان پرداختند . هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند . از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر انان نيستند جاسوس ، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده اند . به مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه اي را نوشته اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش ،‌وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است . به نظر مي رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند . اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي كنند و آبروي انها را مي ريزند . همين اندازه نيز بگويم روزنامه اي كه چنين مطلبي را مي نوسيد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است ، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است . "‌ كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري ها كه ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي داند گفت :‌"‌ اين خبرگزاري محترم به انتشار اخباز كذب عادت دارد به طوري زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد . كه اينهم نمونه اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه هاست . "‌
كروبي در ادامه گلايه هاي بسياري داشت از ائمه جمعه اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بيان برخي از ويژگي هاي شخصيتي انها پرداخت .
وي گفت : " امام جمعه اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف ها را مي زند و بنده را تروريست مي خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم ، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد . ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند . "
كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت :‌"‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همن اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جز مخالفين درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد . "
كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "‌آيا نمي شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد ؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي شد ."‌
مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي ها عليه وي گفت : "‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف ها را مي زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي هاي داغ نبوده و هيچ نامه اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند . چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد هادي خامنه اي ، محتشمي پور ، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي كردند چرا كه ديگر نمي شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند . "
وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "‌از نظر بنده امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي دهم و حرمت پدرش را نگه مي دارم . "
كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت . وي گفت :‌"‌برخي از برداران نظامي كه چنين حرف هايي را مي زنند بايد هم اين گونه موضعگيري كنند چرا كه انها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده ها نيز نفوذ مي كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد . "‌وي افزود : "‌برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضين كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد . "‌
كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "‌من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند ."
وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت ها ،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است . مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند . بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند . براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . پس چند نفر از افراد نظامي ،‌انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه شوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس انها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همين هنگام پدرخانواده مي گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند . در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي است تلفن مي كند و مي گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي خواهد كه فرزندش به او مي گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند . در همين حال مادر متوجه مي شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي رود و به بيمارستان منتقل مي شود . پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي رساند . او مشاهده مي كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از انها از چهره هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي اندازد كه مي گفت :‌" اي كاش ما درجبهه ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم " اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد . آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با انها همكاري كنند . در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است . برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از انها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه ان افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد . همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه انها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد . در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و فكر مي كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود ولي او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند . در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي شوند كه برادر شوهر ترانه مي گويد بنابراينكه انها منزلشان را تغيير داده اند ما شماره اي از انها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم . پدر شوهر ترانه نيز مي گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده اند كه خطاب به اين افراد گفته اند شما برويد و ما خودمان سعي مي كنيم شماره تلفن انها را پيدا كنيم .ولي جالب توجه اينكه قبل از انكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند انها خودشان تلفن را پيدا مي كنند . در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با انها صحبت كنيد . چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به انها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود . "‌
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :‌"‌اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است . حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود . "‌
وي تاكيد كرد :‌"‌آيا مسئولان از اين طريق مي خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي تدبير عمل كرده اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند . "
كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه اي از حوادث تاريخي را بازگو مي كنم گفت :‌" هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يك سري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا با شبيه سازي ماجراي بهلول در حادثه مسجد گوهرشاد حركت امام را متوقف كنند . ماجراي بهلول از اين قرار بود كه هنگامي كه حادثه مسجد گوهر شاد روي داد مدتي بعد عكس فردي سر وحال را در رسانه ها منتشر كردند و گفتند كه اين همان فردي بوده كه عامل حادثه گوهرشاد بوده است ولي يك هفته طول نكشيد كه اعلاميه مبسوطي در مشهد منتشر شد كه بر روي ان دو عكس چاپ شده بود . يكي عكس فردي كه انها مي گفتند بهلول بوده و ديگر عكس بهلول واقعي كه معلوم شد اين فرد مدت هاست كه در زنداني در افغانستان بوده است . اين حادثه در 48 سال پيش روي داد و در ان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه اي روي دهد و كسي متوجه ان نشود . "
كروبي افزود :‌" همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتند كه در ان مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي كنند كه مردم نمي دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است . "‌
وي با اشاره به موثق بودن مبنعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت :‌"‌مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است ."‌
وي همچين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسئولان اشاره كرد و گفت :‌" در سالهايي كه قتل هاي زنجيره اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)‌را منفجر كرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب گذاري كنند كه عامل ان دستگير شده است . پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آروند و انها بسيار سر و حال در مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند . من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت انها را به مقابل دوربين بياورند و انها نيز اعتراف كنند . نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل هاي زنجيره اي ،‌ نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي شود . "‌
كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :‌"‌من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضعگيري اين چنيني ندارم بلكه همان طور كه مي دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم نيز چنين موضعگيري هايي را دارم . من بزرگترين نقش را در توفيق جريان اصلاحات داشتم ولي هنگامي كه اختلافاتي روي داد همان آقاي بزرگواري كه من نقش موثري را در پيروزي اش در انتخابات داشتم از من حمايت نكرد و همين افراد بيشترين تلاش را براي ناكامي اصلاحات در سال 84 داشتند . "‌
كروبي در نهايت تاكيد كرد :‌"‌ اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي كنم . "‌
مهدي كروبي در واكنش به جوسازي هاي اخير و توهين هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت : " برخي فكر مي كنند كه با اين تهمت ها و فحاشي كردن ها من از ميدان كنار مي روم ولي من به اين آقايان توصيه مي كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اوخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله انكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد . "
دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين ، هتاكي و تهمت هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبل نگارش نامه اي نسبت به او شد گفت : "‌طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته هايي را بازگو خواهم كرد . "‌ كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت : "‌ پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت ، بي قانوني ، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي ها امري بي سابقه بود و چنين است كه انسان هاي مسئول ، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود . "‌وي افزود :‌" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي خواهند انجام دهند . در واقع ابتدا افراد را به مكان هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور كه بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك ، كلانتري ، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است . "
كروبي خاطر نشان ساخت : "‌تمام اين حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي كنند چنين برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده اند به طوري كه دندان ها و سرها شكسته شده است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه ها جان باخته اند . اين درحالي است كه معمولا شكنجه ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي دهند كه او تحت درمان است . بنابراين از اين جهت من مي گويم كه خشونت هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي تدبير صورت گرفته كه بي سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به انتخاباتي اعتراض داشته اند . "‌
كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت : " به اندازه اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را ارائه كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از عامران و مسببان اين حوادث هستيم ."
وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به انتخابات به او مي رسيد گفت : " ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند نزد من مي آمدند و بيان مي كردند . رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تحفص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي بيند با شجاعت مقابل انها مي ايسند و نسبت به اين رفتار اعتراض مي كند . من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي شود ،‌هر خواننده اي مي تواند خودش را جاي ان مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده اند . "
وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت : " هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي كرد كه انها تنها مي گفتند كه سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد و يا در پروند يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي كند كه تنها به او تذكر مي دهند ولي اكنون شاهد ان هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتم مي زنند و از اين جهت مي گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي سابقه است ."
كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت :‌" من اين مسائل را طي نامه اي به رياست محترم قوه قضائيه ، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسئولان يادآور شده و يا در مصاحبه ها به صورت مكرر بيان كرده ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي شود مانع از تكرار ان شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه اي را به صورت محرمانه به رييس قوه قضائيه نوشتم . در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته اند و تاكيد كردم كه انشاء الله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جز نيروهاي خودسر بوده اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به ان داده شود و از سوي ديگر خون بچه هايي كه در اين راه كشته شده اند تضييع گردد . "
كروبي افزود : "‌من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اين چنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده ايم مطرح شود تا حداقل عده اي باور كنند "
كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه اي صورت گرفت گفت : "‌بيش از ده روز منتظر پاسخ نامه ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه ،‌مجلس ، وابستگاه به نهادهاي نظامي ، سايتها و خبرگزاري ها ، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند . ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي عليه فردي تبديل شد . چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه ها ر انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه هاي بين اللملي بردند و فيلمي از ان منتشر شد كه هيچ بيننده اي نتوانست ان را بيش از ده دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت هاي آنها شنيده مي شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت . "‌
وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار ان پرداختند . هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند . از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر انان نيستند جاسوس ، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده اند . به مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه اي را نوشته اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش ،‌وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است . به نظر مي رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند . اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي كنند و آبروي انها را مي ريزند . همين اندازه نيز بگويم روزنامه اي كه چنين مطلبي را مي نوسيد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است ، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است . "‌ كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري ها كه ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي داند گفت :‌"‌ اين خبرگزاري محترم به انتشار اخباز كذب عادت دارد به طوري زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد . كه اينهم نمونه اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه هاست . "‌
كروبي در ادامه گلايه هاي بسياري داشت از ائمه جمعه اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بيان برخي از ويژگي هاي شخصيتي انها پرداخت .
وي گفت : " امام جمعه اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف ها را مي زند و بنده را تروريست مي خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم ، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد . ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند . "
كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت :‌"‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همن اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جز مخالفين درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد . "
كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "‌آيا نمي شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد ؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي شد ."‌
مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي ها عليه وي گفت : "‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف ها را مي زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي هاي داغ نبوده و هيچ نامه اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند . چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد هادي خامنه اي ، محتشمي پور ، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي كردند چرا كه ديگر نمي شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند . "
وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "‌از نظر بنده امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي دهم و حرمت پدرش را نگه مي دارم . "
كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت . وي گفت :‌"‌برخي از برداران نظامي كه چنين حرف هايي را مي زنند بايد هم اين گونه موضعگيري كنند چرا كه انها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده ها نيز نفوذ مي كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد . "‌وي افزود : "‌برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضين كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد . "‌
كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "‌من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند ."
وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت ها ،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است . مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند . بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند . براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . پس چند نفر از افراد نظامي ،‌انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه شوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس انها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همين هنگام پدرخانواده مي گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند . در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي است تلفن مي كند و مي گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي خواهد كه فرزندش به او مي گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند . در همين حال مادر متوجه مي شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي رود و به بيمارستان منتقل مي شود . پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي رساند . او مشاهده مي كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از انها از چهره هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي اندازد كه مي گفت :‌" اي كاش ما درجبهه ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم " اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد . آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با انها همكاري كنند . در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است . برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از انها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه ان افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد . همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه انها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد . در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و فكر مي كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود ولي او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند . در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي شوند كه برادر شوهر ترانه مي گويد بنابراينكه انها منزلشان را تغيير داده اند ما شماره اي از انها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم . پدر شوهر ترانه نيز مي گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده اند كه خطاب به اين افراد گفته اند شما برويد و ما خودمان سعي مي كنيم شماره تلفن انها را پيدا كنيم .ولي جالب توجه اينكه قبل از انكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند انها خودشان تلفن را پيدا مي كنند . در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با انها صحبت كنيد . چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به انها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود . "‌
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :‌"‌اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است . حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود . "‌
وي تاكيد كرد :‌"‌آيا مسئولان از اين طريق مي خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي تدبير عمل كرده اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند . "
كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه اي از حوادث تاريخي را بازگو مي كنم گفت :‌" هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يك سري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا با شبيه سازي ماجراي بهلول در حادثه مسجد گوهرشاد حركت امام را متوقف كنند . ماجراي بهلول از اين قرار بود كه هنگامي كه حادثه مسجد گوهر شاد روي داد مدتي بعد عكس فردي سر وحال را در رسانه ها منتشر كردند و گفتند كه اين همان فردي بوده كه عامل حادثه گوهرشاد بوده است ولي يك هفته طول نكشيد كه اعلاميه مبسوطي در مشهد منتشر شد كه بر روي ان دو عكس چاپ شده بود . يكي عكس فردي كه انها مي گفتند بهلول بوده و ديگر عكس بهلول واقعي كه معلوم شد اين فرد مدت هاست كه در زنداني در افغانستان بوده است . اين حادثه در 48 سال پيش روي داد و در ان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه اي روي دهد و كسي متوجه ان نشود . "
كروبي افزود :‌" همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتند كه در ان مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي كنند كه مردم نمي دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است . "‌
وي با اشاره به موثق بودن مبنعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت :‌"‌مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است ."‌
وي همچين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسئولان اشاره كرد و گفت :‌" در سالهايي كه قتل هاي زنجيره اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)‌را منفجر كرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب گذاري كنند كه عامل ان دستگير شده است . پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آروند و انها بسيار سر و حال در مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند . من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت انها را به مقابل دوربين بياورند و انها نيز اعتراف كنند . نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل هاي زنجيره اي ،‌ نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي شود . "‌
كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :‌"‌من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضعگيري اين چنيني ندارم بلكه همان طور كه مي دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم نيز چنين موضعگيري هايي را دارم . من بزرگترين نقش را در توفيق جريان اصلاحات داشتم ولي هنگامي كه اختلافاتي روي داد همان آقاي بزرگواري كه من نقش موثري را در پيروزي اش در انتخابات داشتم از من حمايت نكرد و همين افراد بيشترين تلاش را براي ناكامي اصلاحات در سال 84 داشتند . "‌
كروبي در نهايت تاكيد كرد :‌"‌ اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي كنم . "‌
۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

هر روز رمضان با دو شهید سبز

موج سبز ایران :پیش از این در فراخوان موج آفرینی شانزدهم اعلام کرده بودیم که قصد داریم هر روز ماه مبارک رمضان را به نام یک شهید جنبش سبز نامگذاری کنیم تا به این بهانه، یاد شهدا را در این ماه پر برکت زنده نگه داریم.

توضیح موج آفرینی شانزدهم را در اینجا ببینید.

عدد شهدا اما بیش از اینها بود و از این رو به اینجا رسیدیم که برای هر روز ماه مبارک، دو شهید را در نظر بگیریم و از همه‌ی سبزهای ایران بخواهیم در این روزها، درباره این شهدا بگویند و بنویسند، آنها را دعا کنند و هر برنامه‌ی مرتبط دیگری که می‌توانند، تدارک ببینند و ما را هم برای اطلاع رسانی، خبر کنند.

فهرست شهدایی که روزهای ماه رمضان به نام آنها نامگذاری شده است:

31 مرداد، 1 رمضان: داوود صدری، مهدی کرمی
1 شهریور، 2 رمضان: حسین اکبری، ناصر امیرنژاد
2 شهریور، 3 رمضان: علیرضا افتخاری، احمد نعيم آبادی
3 شهریور، 4 رمضان: سعيد عباسی‌فر، حسین کاظمینی
4 شهریور، 5 رمضان: سرور برومند و فاطمه رجب پور
5 شهریور، 6 رمضان: محمد حسین برزگر، ابوالفضل عبدالهى
6 شهریور، 7 رمضان: امیر کویری، پويا مقصود بيگی
7 شهریور، 8 رمضان: واحد اكبری، محمد نیکزادی
8 شهریور، 9 رمضان: اشکان سهرابی، فهيمه سلحشور
9 شهریور، 10 رمضان: مصطفی غنیان، آرمان استخری پور
10 شهریور، 11 رمضان: پریسا کلی، مسعود خسروی
11 شهریور، 12 رمضان: حمید مداح شورچه، مهرداد حیدری
12 شهریور، 13 رمضان: مسعود هاشم زاده، ميثم عبادی
13 شهریور، 14 رمضان: نادر ناصر، سالار طهماسبى
14 شهریور، 15 رمضان: فرزاد جشنی، بهمن جنابی
15 شهریور، 16 رمضان: رامین آقازاده قهرمانی، رامين رمضانی
16 شهریور، 17 رمضان: حسین اختر زند، ميلاد يزدان پناه
17 شهریور، 18 رمضان: ندا آقا سلطان، تینا سودی
18 شهریور، 19 رمضان: مصطفی کیارستمی، ايمان نمازی
19 شهریور، 20 رمضان: کیانوش آسا، حسین طهماسبی
20 شهریور، 21 رمضان: سعید اسماعیلی، ایمان هاشمی
21 شهریور، 22 رمضان: سهراب اعرابی، امیر جوادی‌فر لنگرودی
22 شهریور، 23 رمضان: یعقوب بروایه، مريم مهر آذين
23 شهریور، 24 رمضان: محسن روح الامینی، شیلر خضری
24 شهریور، 25 رمضان: فاطمه براتی، مبينا احترامی
25 شهریور، 26 رمضان: بهزاد مهاجر، بابک سپهر
26 شهریور، 27 رمضان: محمد کامرانی، وحيد رضا طباطبايى
27 شهریور، 28 رمضان: ترانه موسوی، علی فتحعليان
28 شهریور، 29 رمضان: کامبيز شعاعی، کسری شرفی
29 شهریور، عید سعید فطر: شهدای گمنام جنبش سبز
موج سبز ایران :پیش از این در فراخوان موج آفرینی شانزدهم اعلام کرده بودیم که قصد داریم هر روز ماه مبارک رمضان را به نام یک شهید جنبش سبز نامگذاری کنیم تا به این بهانه، یاد شهدا را در این ماه پر برکت زنده نگه داریم.

توضیح موج آفرینی شانزدهم را در اینجا ببینید.

عدد شهدا اما بیش از اینها بود و از این رو به اینجا رسیدیم که برای هر روز ماه مبارک، دو شهید را در نظر بگیریم و از همه‌ی سبزهای ایران بخواهیم در این روزها، درباره این شهدا بگویند و بنویسند، آنها را دعا کنند و هر برنامه‌ی مرتبط دیگری که می‌توانند، تدارک ببینند و ما را هم برای اطلاع رسانی، خبر کنند.

فهرست شهدایی که روزهای ماه رمضان به نام آنها نامگذاری شده است:

31 مرداد، 1 رمضان: داوود صدری، مهدی کرمی
1 شهریور، 2 رمضان: حسین اکبری، ناصر امیرنژاد
2 شهریور، 3 رمضان: علیرضا افتخاری، احمد نعيم آبادی
3 شهریور، 4 رمضان: سعيد عباسی‌فر، حسین کاظمینی
4 شهریور، 5 رمضان: سرور برومند و فاطمه رجب پور
5 شهریور، 6 رمضان: محمد حسین برزگر، ابوالفضل عبدالهى
6 شهریور، 7 رمضان: امیر کویری، پويا مقصود بيگی
7 شهریور، 8 رمضان: واحد اكبری، محمد نیکزادی
8 شهریور، 9 رمضان: اشکان سهرابی، فهيمه سلحشور
9 شهریور، 10 رمضان: مصطفی غنیان، آرمان استخری پور
10 شهریور، 11 رمضان: پریسا کلی، مسعود خسروی
11 شهریور، 12 رمضان: حمید مداح شورچه، مهرداد حیدری
12 شهریور، 13 رمضان: مسعود هاشم زاده، ميثم عبادی
13 شهریور، 14 رمضان: نادر ناصر، سالار طهماسبى
14 شهریور، 15 رمضان: فرزاد جشنی، بهمن جنابی
15 شهریور، 16 رمضان: رامین آقازاده قهرمانی، رامين رمضانی
16 شهریور، 17 رمضان: حسین اختر زند، ميلاد يزدان پناه
17 شهریور، 18 رمضان: ندا آقا سلطان، تینا سودی
18 شهریور، 19 رمضان: مصطفی کیارستمی، ايمان نمازی
19 شهریور، 20 رمضان: کیانوش آسا، حسین طهماسبی
20 شهریور، 21 رمضان: سعید اسماعیلی، ایمان هاشمی
21 شهریور، 22 رمضان: سهراب اعرابی، امیر جوادی‌فر لنگرودی
22 شهریور، 23 رمضان: یعقوب بروایه، مريم مهر آذين
23 شهریور، 24 رمضان: محسن روح الامینی، شیلر خضری
24 شهریور، 25 رمضان: فاطمه براتی، مبينا احترامی
25 شهریور، 26 رمضان: بهزاد مهاجر، بابک سپهر
26 شهریور، 27 رمضان: محمد کامرانی، وحيد رضا طباطبايى
27 شهریور، 28 رمضان: ترانه موسوی، علی فتحعليان
28 شهریور، 29 رمضان: کامبيز شعاعی، کسری شرفی
29 شهریور، عید سعید فطر: شهدای گمنام جنبش سبز
مهدی کروبی از دستور‌هاشمی شاهرودی برای رسیدگی به نامه وی به‌هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان کهریزک خبر داد وگفت: «آقای‌ هاشمی رفسنجانی این نامه را به آقای ‌هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دریافت کنند تا به مسئولان منعکس شود».
به گزارش گروه سیاسی آفتاب،‌ دبیرکل حزب اعتمادملی در گفت و گویی با پایگاه اطلاع رسانی این حزب در پاسخ به سوالاتی که در واکنش به انتشار نامه وی به ‌هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی در کهریزیک بود دلایل نگارش چنین نامه‌ای را تشریح کرد.
کروبی قبل از هر سخنی در پاسخ به کسانی که وی را به خاطر نگارش نامه‌ای مورد انتقاد و اعتراض شدید خود قرار دادند گفت: «کسانی که این روزها به دنبال جوسازی‌ها هستند فضایی امن و آرام را ایجاد کنند و هیاتی مستقل و بی طرف را هم مسئول رسیدگی به این ماجرا کنند و آنگاه شاهد ٱن باشند که افرادی که این مسائل را به بنده منتقل کرده‌اند می‌آیند و شکایت خود را مطرح می‌کنند. البته افرادی در این هیات قرار گیرند که کسانی که مورد آزاد قرار گرفته‌اند و شکایتی دارند نسبت به آنها اعتماد داشته باشند و مسایلی که برایشان روی داده را با آنها در میان بگذارند و البته اطمینان داشته باشند که این هیات نیز تا آخر از حقوق آنها دفاع می‌کند».
وی همچنین به پرسش‌های کسانی جواب داد که از علت نگارش این نامه به‌ هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان می‌پرسند. وی گفت: «من برای نگارش این نامه به آقای‌هاشمی دلایل بسیاری داشتم. نخست اینکه ایشان از ارتباط نزدیکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراین مطمئن هستم که این مسائل را به ایشان منتقل می‌کنند. از طرف دیگر خود آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیز انتقاداتی را به حوادث اخیر داشت و در نماز جمعه نیز تا حدودی گلایه‌های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانیان را آزاد کنند. همچنین من طی هفته‌های گذشته نامه‌ای را به وزیر اطلاعات و رییس قوه قضائیه نوشته بودم و بنابراین تصمیم گرفتم که این نامه را به ریاست مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنویسم. در عین حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای ‌هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ایشان همکاری و رفاقت داشته‌ام و من از این حق برخودارم که به ایشان نامه‌ای را بنویسم البته این ارتباطی به اختلاف سلیقه من با آقای‌ هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف دیدگاه داریم ولی من معتقدم که ایشان از جایگاه خاصی برخوردار است که شاید بتواند کاری کند.



” بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است. “


همین آقایانی که امروز به آقای‌ هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می‌کنند شاید از یاد برده‌اند که ایشان از نزدیک‌ترین یاران امام بوده‌اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتیم ایشان کنار امام نشستند و متن حکم را قرائت کردند».
وی با اشاره به انتشار برخی مطالبی که در آن مدعی شده‌اند کروبی نامه را زودتر از موعدی که قرار بوده منتشر کرده است، گفت: «من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه آمیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد که یکی نزد ایشان و دیگر نزد بنده بود. ولیکن بیش از ده روز طول کشید که آقای ‌هاشمی به این نامه پاسخی ندادند. البته این به معنای گلایه از آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیست بلکه من احساس کردم که ایشان نخواسته به این نامه پاسخ دهد و یا اینکه بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که خود ایشان در آن قرار دارد نمی‌خواسته که وارد این معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می‌رسید این نامه را منتشر کردم. البته بعدها متوجه شدم که ایشان نامه را به آقای‌ هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد تا نقطه نظرات مرا دریافت کنند و به آنها منعکس شود».
کروبی همچنین افزود: «هنگامی که این نامه منتشر شد برخوردهای متفاوتی صورت گرفت برخی از آن استقبال کردند، چرا که می‌گفتند این باعث شد تا فضا به گونه‌ای شود که کسانی که در این باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند مانند خبری که یک خانم سنندجی آن را مطرح کرد که من از ذکر نام ایشان خوداری می‌کنم و آقایان می‌توانند به سایت‌ها مراجعه و در این باره آگاهی بیشتری کسب کسب کنند».
وی افزود: «البته در همین میان کسانی هم بودند که از انتشار آن برآشفتند و قصد آن دارند تا فضایی را ایجاد کنند که کسی جرات بیان مطالبی در این باره را نداشته باشد. یعنی فضایی ایجاد شود که اگر بچه‌های مردم را می‌کشند و یا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می‌دهند، خانواده‌هایشان را در مقابل در زندان تهدید کرده و کتک می‌زنند، به خانه‌های مردم می‌ریزند و به اموال آنها خساراتی وارد می‌کنند کسی جرات طرح این مطالب را نداشته باشد».
وی گفت: «چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشت را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی را ایجاد نمی‌کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی هستند که شکایاتی دارند آن را در فضای آزاد و امن مطرح کنند».
وی خطاب به مسئولان گفت: «بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است. به نظر من باید مسئولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند».
وی افزود: «آخر شما فضایی ایجاد کرده‌اید که کسانی که مورد آزار قرار گرفته‌اند جرات طرح این مباحث را ندارند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می‌دادند و هیچ شکنجه‌ای هم روی نداده است».
کروبی سپس تاکید کرد که باید فضای امنی در جامعه ایجاد شود تا همه آزادانه حرف بزنند لیکن ابراز تاسف کرد از اینکه در فضایی که اینک شکل گرفته مردم حتی جرات نفس کشیدن هم ندارند.
وی به فضایی که در این چند سال اخیر شکل گرفته است اشاره کرد و گفت: «در جامعه‌ای که قتل‌های زنجیره‌ای



” این روزها یکی از شخصیت‌ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می‌گویم این حرف‌ها در برابر همان پول‌هایی است که به موسسه این بزرگوار سرازیر می‌شود. “


روی می‌دهد و مردم را می‌کشند و جنازه‌هایشان را در کنار خیابان رها می‌کنند! و یا در جامعه‌ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می‌اندازنند و کتک می‌زنند دیگر چطور افراد جرات آن دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند. در جامعه‌ای که زنی را در پاسداران با آن وضعیت به قتل می‌رسانند دیگر چگونه مردم احساس امنیت می‌کنند».
وی افزود: «متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده‌اند چنین مورد شکنجه قرار داده‌اند به طوری که من شنیده‌ام که افراد را در کهریزیک لخت می‌کردند و چهار دست و پا می‌نشاندند و سوار بر آنها می‌شدند و به آنها می‌گفتند که صدای حیوانات را در بیاورید آخر این مایه تاسف جمهوری اسلامی است و یا اینکه برخی را دستگر کرده و آنها را لخت کرده‌اند و روی هم خوابانده‌اند و آب بر روی آنها ریخته‌اند. حتی شنیده‌ام هنگامی که افراد را شکنجه می‌کردند به آنها می‌گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است، مانند زمان قتل‌های زنجیره‌ای که به آن افراد می‌گفتند بگویید که من بچه مادرم نیستم! و سپس آنها را در بیان‌ها کتک زده و رها می‌کنند. واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می‌کنم».
وی تاکید کرد: «هرگز فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام ارتباط با مردی می‌گیرند و سپس جنازه‌اش را تحویل می‌دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می‌کنید؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت و یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می‌پردازید»؟
وی تاکید کرد: «هنگامی که حضرت علی(ع) توسط ابن ملجم مورد ضربت قرار گرفت حضرت تاکید کردند که مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او یک ضربه بزنید. ولی اینک شاهد آن هستیم در حکومتی که حکومت عدل علی(ع) الگوی آن قرار دارد جوانی را به خاطر آنکه شعاری سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و طوری برخورد می‌کنند که حتی برخی از آنها جان می‌بازند. آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع)‌ و دین اسلام که دین رافت است سنخیت دارد»؟
کروبی با اشاره به توجه امام به چنین مسائلی گفت: «هیچ گاه یادم نمی‌رود هنگامی که لطف الله میثمی به دستور مرحوم لاجوردی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی‌اش نمی‌تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند. من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند. این درحالی است که اکنون شنیده می‌شود که در برخی از زندان‌های ما رفتارهای بدی با زندانیان صورت می‌گیرد به طوری که زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده و یا زندانیان سیاسی را به بند معتادین منتقل می‌کنند. می‌گفتند که زندان‌ها کانون آدم‌سازی هستند ولی این طوری آدم‌سازی می‌شود که هنگامی که فردی را بازداشت می‌کنند به او می‌گویند تو را به کهریزیک می‌فرستیم که در آنجا آدم شوی و زندانیان سیاسی را اراذل و اوباش محسوب می‌کنند آخر این طوری می‌توان آدم سازی کرد»؟
وی با انتقاد از اینکه رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی که رییس کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان حوادث اخیر است بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداختند گفت: «من



” نمی‌دانم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند. “


پیشنهاد کردم که مسولیت پیگیری این حوادث را می‌پذیرم هرچند که این مسولیت برایم افتخار آور نیست بلکه برایم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقایق کشف شود و هیاتی مستقل و بی طرف تشکیل شود تا فضایی ایجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزار قرار گرفته‌اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی و شکنجه‌های قرون وسطی خشکانده شود. نه آنکه مسئولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از آنکه کمیته پیگیری جلسه‌ای را تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه می‌پردازنند. من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه‌ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم می‌گویم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب زده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می‌گرفتید یا از من می‌خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم. آخر چطور می‌شود که بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه‌ای تشکیل شود می‌گویید این ماجرا کذب محض بوده است. شما حداقل تحقیق می‌کردید تا ببینید این کسی که این حرف‌ها را زده از روی هوی و هوس چنین گفته و یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته و تقلب کرده‌اند می‌خواهد برای عقده گشایی چنین حرف‌هایی را بزند و یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف‌ها را زده و بعدا موضعگیری می‌کردید».
وی افزود: «در شرایطی که رییس مجلس که سالها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاهها بودم بدون تحقیقی اصل ماجرایی را تکذیب می‌کند دیگران افراد چطور می‌توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند و حتی در قبال آنچه که گفته‌اند مورد اهانت قرار گیرند و آبرویشان نیز برود ».
وی تاکید کرد: «من احساس می‌کنم که این موضعگیری‌های شتاب زده تحت فشار صورت گرفته است زیرا این بزگواران نگران آن هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند. چرا که آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند».
وی گفت: «آخر چرا فضایی ایجاد می‌شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می‌زند به او حمله می‌شود و می‌گویند که به خون پدرش خیانت کرده است به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند».
کروبی با گلایه از قضاوت‌های عجولانه درباره این نامه گفت: «آخر نباید آقای لاریجانی و بروجردی این قدر شتاب زده درباره محتوی این نامه موضعگیری می‌کردند و شاید بهتر بود که این دوستان نیز به مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می‌فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شود، نه آنکه حرف‌های آقای بروجردی را چهل بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف‌های مرا پخش نکنند. بهتر بود که آقای



” در جامعه‌ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می‌اندازند و کتک می‌زنند دیگر چطور افراد جرات آن دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند. “


لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می‌فرستادم تا من مستندات و مطالبی که دارم به این کمیته منتقل کنم».
کروبی با قاطعیت گفت: «من به مسئولان می‌گویم که هیچگاه این فحاشی‌ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در این 20 سال گذشته از این حرف‌های درشت بسیار شنیدهام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی‌توانید زبان، دست و قلم بنده را بندید».
وی گفت: «برخی از اربابان مطبوعات به گونه‌ای حرف می‌زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش‌هایی می‌آورد و قصد دارند تا فضا به اندازه‌ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد».
وی افزود: «اینها همان کسانی هستند که نمی‌گذاشتند تا اصل ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای برملا شود و افراد می‌کشتند و سپس پرونده‌هایی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می‌کردند و حتی به آنها تهمت می‌زدند».
کروبی همچنین با اشاره به محتوای این نامه‌ای که مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته است گفت: «مسائل مختلفی را در این نامه بر اساس مستنداتی که موجود بود منتشر کردم ولیکن در همین باره باید دو نکته را خطاب به مسئولان بگویم».
وی تاکید کرد: «در این مدت اخبار بسیاری در این رابطه به من رسیده است و در سایت‌های خبری منتشر شده است که موجب تاسف برای نظام جمهوری اسلامی است و من هم در این نامه پیشنهاد کردم که هرچند پذیرش مسئولیت پیگری این موضوع برای بنده کاری سخت است ولی من حاضرم که این مسئولیت را قبول کنم تا به این موضوعات رسیدگی شود و حتی من در این نامه تاکید کرده‌ام که انشاءالله چنین اخباری صحت نداشته باشد ولی اگر درست باشد باید هرچه سریعتر رسیدگی شود و من نیز تنها قصد داشتم که در این باره به مسئولان تذکراتی را بدهم ولی نمی‌دانم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند».
کروبی در تکذیب سخنانی که گفته شده استنادات این نامه تلفن‌های خوانندگان روزنامه اعتمادملی بوده است گفت: «من از این سخنان تعجب می‌کنم چرا که یک بار از طرف روزنامه تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده‌اند و البته تلفن‌هایی که در این باره به روزنامه شده است پس از انتشار این نامه بوده است و قبل از آن تماسی در این باره نشده بود. بنابراین به این آقایان می‌گویم که مستندات من کسانی بوده‌اند که نزد من آمده‌اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده و یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه‌ای را بنویسم».
کروبی همچنین در پاسخ به سوالی در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در بنیاد شهید از سوی رسانه‌های اصولگرای تندرو مطرح می‌شود گفت: «طرح این مسائل اهمیتی ندارد و طرح این موضوعات نشان دهنده این است که من پرونده‌ای ندارم که بخواهند آن را مایه تخریب من قرار دهند و بنابراین به داستان سرایی درباره عملکردهای مدیریتی من می‌پردازنند در حالیکه کسانی که بنده را می‌شناسند و با من همراه بوده‌اند همیشه از من حمایت کرده‌اند».
وی با اشاره به ماجرای استعفایش از بنیاد شهید گفت: «بنده در دو مرحله از ریاست بنیاد شهید استعفا دادم نخست بعد از فوت امام که حج و بنیاد شهید استعفا دادم ولی رهبری نپذیرفت و سپس در سال 71 استعفا دادم و با اصرار من رهبری آن را قبول کردند



” آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند. “


که البته بیت امام و رهبری از جمله آیت الله محمدی گلپایگانی به خوبی در جریان این ماجرا قرار دارند».
وی در ادامه با اشاره به حمایت‌های خانواده شهدا از وی گفت: «خدا راو شکر که پس از گذشت 18 سال هنوز اکثریت خانواده شهدا ارتباط خودشان را با من حفظ کرده‌اند و من به این آقایان پیشنهاد می‌کنم به جای اینکه خانواده‌های شهدا را وارد این دعواهای سیاسی کنند بهتر است که دو ماه دیگر از همین مسئول جدید بنیاد شهید بپرسند که کارمندان و خانواده‌های شهدا از مدیران این بنیاد هنوز نام چه کسی را بیشتر از دیگران به خوبی یاد می‌کنند».
وی گفت: «من از آقایان خواهش می‌کنم که دیگر این خانواده‌های معزز شهدا را که با فداکاری‌های آنها این نظام به پیروزی رسید و تثبیت شد را وارد این دعواهای سیاسی نکنند زیرا آنها به اندازه کافی خودشان مشکلاتی دارند و دیگر نباید آنها را وارد این قضایا کرد و من مطمئن هستم که اکثر این خانواده از وضعیتی که در جامعه حاکم شده است رنج می‌برند».
کروبی با اشاره به نیت کسانی که این روزها علاقه خاصی به راه‌اندازی دعواهای سیاسی دارند و آنگاه اصلاح طلبان را به تنش زایی در کشور متهم می‌کنند گفت: «نزاع بر سر این است که ما اپوزیسیون نظام هستیم ولی من این را می‌گویم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم. ما می‌گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آنها می‌گویند که رای مردم زینتی است و حتی این روزها یکی از شخصیت‌ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می‌گویم این حرف‌ها در برابر همان پول‌هایی است که به موسسه این بزگوار سرازیر می‌شود. از سوی دیگر یکی از نزدیکان همین آقای احمدی نژاد می‌گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند».
وی تاکید کرد: «من همین جا می‌گویم که هیچ رییس جمهوری نه آقای احمدی نژاد و نه روسای جمهوری قبلی و یا حتی بعدی نماینده خدا بر روی زمین نیستند و نمی‌دانم این چه حرف‌هایی است که زده می‌شود».
وی با ذکر داستانی گفت: «زمانی برای ناصرالدین شاه بادمجان می‌آورند فردی که از نزدیکان وی بوده به تعریف از بادمجان می‌پردازد و ناصر الدین شاه نیز می‌خورد ولی هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زیاد خوردن بادمجان دل درد می‌گیرد و آروغ می‌زند در همین زمان همان فرد شروع می‌کند در مزمت بادمجان سخن گفتن، که ناصرالدین شاه به وی می‌گوید تا حالا که تو از فواید آن سخن می‌گفتی حالا چه شده است که در مزمت آن حرف می‌زنی. آن فرد می‌گوید آن موقع شما خوشتان می‌آمد و بنابراین من خوب می‌گفتم ولی حالا شما بدتان آمده و من باید در مزمت بادمجان سخن گویم که شاید به نوعی شاهد تکرار چنین وقایعی هستیم».
وی در ادامه به خانواده‌های شهدا توصیه‌ای داشت و گفت: «من خودم به این خانواده‌ها می‌گویم که وارد این نزاع‌های سیاسی نشوند. البته در این جا از آقای ضرغامی قدردانی می‌کنم که در برابر هتاکی به همسر شهید باکری از او دفاع کرد ولی همه خانواده شهدا مانند همسر شهید باکری شناخته شده نیستند که از آنها دفاع شود».
وی تاکید کرد: «من به نسل‌های جوان‌تر می‌گویم که این شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیان گذار آن امام بوده است ننویسند. چرا که این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با فداکاری و ایثارگری‌های بسیاری شکل گرفت. کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان‌های بعثی اسیر بودند و یا اینکه در جبهه‌ها شهید شدند. کسانی که در تظاهرات‌های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده‌هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند».
وی در نهایت تاکید کرد: «من 20 سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک این نظام تلاش کرده‌ام و اکنون هم بار دیگر تاکید می‌کنم که این تهمت و افتراها مرا از راهی که بدان اعتقاد دارم جدا نخواهد کرد».
مهدی کروبی از دستور‌هاشمی شاهرودی برای رسیدگی به نامه وی به‌هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان کهریزک خبر داد وگفت: «آقای‌ هاشمی رفسنجانی این نامه را به آقای ‌هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دریافت کنند تا به مسئولان منعکس شود».
به گزارش گروه سیاسی آفتاب،‌ دبیرکل حزب اعتمادملی در گفت و گویی با پایگاه اطلاع رسانی این حزب در پاسخ به سوالاتی که در واکنش به انتشار نامه وی به ‌هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی در کهریزیک بود دلایل نگارش چنین نامه‌ای را تشریح کرد.
کروبی قبل از هر سخنی در پاسخ به کسانی که وی را به خاطر نگارش نامه‌ای مورد انتقاد و اعتراض شدید خود قرار دادند گفت: «کسانی که این روزها به دنبال جوسازی‌ها هستند فضایی امن و آرام را ایجاد کنند و هیاتی مستقل و بی طرف را هم مسئول رسیدگی به این ماجرا کنند و آنگاه شاهد ٱن باشند که افرادی که این مسائل را به بنده منتقل کرده‌اند می‌آیند و شکایت خود را مطرح می‌کنند. البته افرادی در این هیات قرار گیرند که کسانی که مورد آزاد قرار گرفته‌اند و شکایتی دارند نسبت به آنها اعتماد داشته باشند و مسایلی که برایشان روی داده را با آنها در میان بگذارند و البته اطمینان داشته باشند که این هیات نیز تا آخر از حقوق آنها دفاع می‌کند».
وی همچنین به پرسش‌های کسانی جواب داد که از علت نگارش این نامه به‌ هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان می‌پرسند. وی گفت: «من برای نگارش این نامه به آقای‌هاشمی دلایل بسیاری داشتم. نخست اینکه ایشان از ارتباط نزدیکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراین مطمئن هستم که این مسائل را به ایشان منتقل می‌کنند. از طرف دیگر خود آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیز انتقاداتی را به حوادث اخیر داشت و در نماز جمعه نیز تا حدودی گلایه‌های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانیان را آزاد کنند. همچنین من طی هفته‌های گذشته نامه‌ای را به وزیر اطلاعات و رییس قوه قضائیه نوشته بودم و بنابراین تصمیم گرفتم که این نامه را به ریاست مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنویسم. در عین حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای ‌هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ایشان همکاری و رفاقت داشته‌ام و من از این حق برخودارم که به ایشان نامه‌ای را بنویسم البته این ارتباطی به اختلاف سلیقه من با آقای‌ هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف دیدگاه داریم ولی من معتقدم که ایشان از جایگاه خاصی برخوردار است که شاید بتواند کاری کند.



” بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است. “


همین آقایانی که امروز به آقای‌ هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می‌کنند شاید از یاد برده‌اند که ایشان از نزدیک‌ترین یاران امام بوده‌اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتیم ایشان کنار امام نشستند و متن حکم را قرائت کردند».
وی با اشاره به انتشار برخی مطالبی که در آن مدعی شده‌اند کروبی نامه را زودتر از موعدی که قرار بوده منتشر کرده است، گفت: «من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه آمیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد که یکی نزد ایشان و دیگر نزد بنده بود. ولیکن بیش از ده روز طول کشید که آقای ‌هاشمی به این نامه پاسخی ندادند. البته این به معنای گلایه از آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیست بلکه من احساس کردم که ایشان نخواسته به این نامه پاسخ دهد و یا اینکه بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که خود ایشان در آن قرار دارد نمی‌خواسته که وارد این معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می‌رسید این نامه را منتشر کردم. البته بعدها متوجه شدم که ایشان نامه را به آقای‌ هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد تا نقطه نظرات مرا دریافت کنند و به آنها منعکس شود».
کروبی همچنین افزود: «هنگامی که این نامه منتشر شد برخوردهای متفاوتی صورت گرفت برخی از آن استقبال کردند، چرا که می‌گفتند این باعث شد تا فضا به گونه‌ای شود که کسانی که در این باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند مانند خبری که یک خانم سنندجی آن را مطرح کرد که من از ذکر نام ایشان خوداری می‌کنم و آقایان می‌توانند به سایت‌ها مراجعه و در این باره آگاهی بیشتری کسب کسب کنند».
وی افزود: «البته در همین میان کسانی هم بودند که از انتشار آن برآشفتند و قصد آن دارند تا فضایی را ایجاد کنند که کسی جرات بیان مطالبی در این باره را نداشته باشد. یعنی فضایی ایجاد شود که اگر بچه‌های مردم را می‌کشند و یا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می‌دهند، خانواده‌هایشان را در مقابل در زندان تهدید کرده و کتک می‌زنند، به خانه‌های مردم می‌ریزند و به اموال آنها خساراتی وارد می‌کنند کسی جرات طرح این مطالب را نداشته باشد».
وی گفت: «چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشت را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی را ایجاد نمی‌کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی هستند که شکایاتی دارند آن را در فضای آزاد و امن مطرح کنند».
وی خطاب به مسئولان گفت: «بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است. به نظر من باید مسئولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند».
وی افزود: «آخر شما فضایی ایجاد کرده‌اید که کسانی که مورد آزار قرار گرفته‌اند جرات طرح این مباحث را ندارند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می‌دادند و هیچ شکنجه‌ای هم روی نداده است».
کروبی سپس تاکید کرد که باید فضای امنی در جامعه ایجاد شود تا همه آزادانه حرف بزنند لیکن ابراز تاسف کرد از اینکه در فضایی که اینک شکل گرفته مردم حتی جرات نفس کشیدن هم ندارند.
وی به فضایی که در این چند سال اخیر شکل گرفته است اشاره کرد و گفت: «در جامعه‌ای که قتل‌های زنجیره‌ای



” این روزها یکی از شخصیت‌ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می‌گویم این حرف‌ها در برابر همان پول‌هایی است که به موسسه این بزرگوار سرازیر می‌شود. “


روی می‌دهد و مردم را می‌کشند و جنازه‌هایشان را در کنار خیابان رها می‌کنند! و یا در جامعه‌ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می‌اندازنند و کتک می‌زنند دیگر چطور افراد جرات آن دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند. در جامعه‌ای که زنی را در پاسداران با آن وضعیت به قتل می‌رسانند دیگر چگونه مردم احساس امنیت می‌کنند».
وی افزود: «متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده‌اند چنین مورد شکنجه قرار داده‌اند به طوری که من شنیده‌ام که افراد را در کهریزیک لخت می‌کردند و چهار دست و پا می‌نشاندند و سوار بر آنها می‌شدند و به آنها می‌گفتند که صدای حیوانات را در بیاورید آخر این مایه تاسف جمهوری اسلامی است و یا اینکه برخی را دستگر کرده و آنها را لخت کرده‌اند و روی هم خوابانده‌اند و آب بر روی آنها ریخته‌اند. حتی شنیده‌ام هنگامی که افراد را شکنجه می‌کردند به آنها می‌گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است، مانند زمان قتل‌های زنجیره‌ای که به آن افراد می‌گفتند بگویید که من بچه مادرم نیستم! و سپس آنها را در بیان‌ها کتک زده و رها می‌کنند. واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می‌کنم».
وی تاکید کرد: «هرگز فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام ارتباط با مردی می‌گیرند و سپس جنازه‌اش را تحویل می‌دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می‌کنید؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت و یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می‌پردازید»؟
وی تاکید کرد: «هنگامی که حضرت علی(ع) توسط ابن ملجم مورد ضربت قرار گرفت حضرت تاکید کردند که مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او یک ضربه بزنید. ولی اینک شاهد آن هستیم در حکومتی که حکومت عدل علی(ع) الگوی آن قرار دارد جوانی را به خاطر آنکه شعاری سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و طوری برخورد می‌کنند که حتی برخی از آنها جان می‌بازند. آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع)‌ و دین اسلام که دین رافت است سنخیت دارد»؟
کروبی با اشاره به توجه امام به چنین مسائلی گفت: «هیچ گاه یادم نمی‌رود هنگامی که لطف الله میثمی به دستور مرحوم لاجوردی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی‌اش نمی‌تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند. من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند. این درحالی است که اکنون شنیده می‌شود که در برخی از زندان‌های ما رفتارهای بدی با زندانیان صورت می‌گیرد به طوری که زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده و یا زندانیان سیاسی را به بند معتادین منتقل می‌کنند. می‌گفتند که زندان‌ها کانون آدم‌سازی هستند ولی این طوری آدم‌سازی می‌شود که هنگامی که فردی را بازداشت می‌کنند به او می‌گویند تو را به کهریزیک می‌فرستیم که در آنجا آدم شوی و زندانیان سیاسی را اراذل و اوباش محسوب می‌کنند آخر این طوری می‌توان آدم سازی کرد»؟
وی با انتقاد از اینکه رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی که رییس کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان حوادث اخیر است بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداختند گفت: «من



” نمی‌دانم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند. “


پیشنهاد کردم که مسولیت پیگیری این حوادث را می‌پذیرم هرچند که این مسولیت برایم افتخار آور نیست بلکه برایم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقایق کشف شود و هیاتی مستقل و بی طرف تشکیل شود تا فضایی ایجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزار قرار گرفته‌اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی و شکنجه‌های قرون وسطی خشکانده شود. نه آنکه مسئولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از آنکه کمیته پیگیری جلسه‌ای را تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه می‌پردازنند. من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه‌ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم می‌گویم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب زده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می‌گرفتید یا از من می‌خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم. آخر چطور می‌شود که بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه‌ای تشکیل شود می‌گویید این ماجرا کذب محض بوده است. شما حداقل تحقیق می‌کردید تا ببینید این کسی که این حرف‌ها را زده از روی هوی و هوس چنین گفته و یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته و تقلب کرده‌اند می‌خواهد برای عقده گشایی چنین حرف‌هایی را بزند و یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف‌ها را زده و بعدا موضعگیری می‌کردید».
وی افزود: «در شرایطی که رییس مجلس که سالها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاهها بودم بدون تحقیقی اصل ماجرایی را تکذیب می‌کند دیگران افراد چطور می‌توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند و حتی در قبال آنچه که گفته‌اند مورد اهانت قرار گیرند و آبرویشان نیز برود ».
وی تاکید کرد: «من احساس می‌کنم که این موضعگیری‌های شتاب زده تحت فشار صورت گرفته است زیرا این بزگواران نگران آن هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند. چرا که آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند».
وی گفت: «آخر چرا فضایی ایجاد می‌شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می‌زند به او حمله می‌شود و می‌گویند که به خون پدرش خیانت کرده است به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند».
کروبی با گلایه از قضاوت‌های عجولانه درباره این نامه گفت: «آخر نباید آقای لاریجانی و بروجردی این قدر شتاب زده درباره محتوی این نامه موضعگیری می‌کردند و شاید بهتر بود که این دوستان نیز به مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می‌فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شود، نه آنکه حرف‌های آقای بروجردی را چهل بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف‌های مرا پخش نکنند. بهتر بود که آقای



” در جامعه‌ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می‌اندازند و کتک می‌زنند دیگر چطور افراد جرات آن دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند. “


لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می‌فرستادم تا من مستندات و مطالبی که دارم به این کمیته منتقل کنم».
کروبی با قاطعیت گفت: «من به مسئولان می‌گویم که هیچگاه این فحاشی‌ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در این 20 سال گذشته از این حرف‌های درشت بسیار شنیدهام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی‌توانید زبان، دست و قلم بنده را بندید».
وی گفت: «برخی از اربابان مطبوعات به گونه‌ای حرف می‌زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش‌هایی می‌آورد و قصد دارند تا فضا به اندازه‌ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد».
وی افزود: «اینها همان کسانی هستند که نمی‌گذاشتند تا اصل ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای برملا شود و افراد می‌کشتند و سپس پرونده‌هایی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می‌کردند و حتی به آنها تهمت می‌زدند».
کروبی همچنین با اشاره به محتوای این نامه‌ای که مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته است گفت: «مسائل مختلفی را در این نامه بر اساس مستنداتی که موجود بود منتشر کردم ولیکن در همین باره باید دو نکته را خطاب به مسئولان بگویم».
وی تاکید کرد: «در این مدت اخبار بسیاری در این رابطه به من رسیده است و در سایت‌های خبری منتشر شده است که موجب تاسف برای نظام جمهوری اسلامی است و من هم در این نامه پیشنهاد کردم که هرچند پذیرش مسئولیت پیگری این موضوع برای بنده کاری سخت است ولی من حاضرم که این مسئولیت را قبول کنم تا به این موضوعات رسیدگی شود و حتی من در این نامه تاکید کرده‌ام که انشاءالله چنین اخباری صحت نداشته باشد ولی اگر درست باشد باید هرچه سریعتر رسیدگی شود و من نیز تنها قصد داشتم که در این باره به مسئولان تذکراتی را بدهم ولی نمی‌دانم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند».
کروبی در تکذیب سخنانی که گفته شده استنادات این نامه تلفن‌های خوانندگان روزنامه اعتمادملی بوده است گفت: «من از این سخنان تعجب می‌کنم چرا که یک بار از طرف روزنامه تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده‌اند و البته تلفن‌هایی که در این باره به روزنامه شده است پس از انتشار این نامه بوده است و قبل از آن تماسی در این باره نشده بود. بنابراین به این آقایان می‌گویم که مستندات من کسانی بوده‌اند که نزد من آمده‌اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده و یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه‌ای را بنویسم».
کروبی همچنین در پاسخ به سوالی در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در بنیاد شهید از سوی رسانه‌های اصولگرای تندرو مطرح می‌شود گفت: «طرح این مسائل اهمیتی ندارد و طرح این موضوعات نشان دهنده این است که من پرونده‌ای ندارم که بخواهند آن را مایه تخریب من قرار دهند و بنابراین به داستان سرایی درباره عملکردهای مدیریتی من می‌پردازنند در حالیکه کسانی که بنده را می‌شناسند و با من همراه بوده‌اند همیشه از من حمایت کرده‌اند».
وی با اشاره به ماجرای استعفایش از بنیاد شهید گفت: «بنده در دو مرحله از ریاست بنیاد شهید استعفا دادم نخست بعد از فوت امام که حج و بنیاد شهید استعفا دادم ولی رهبری نپذیرفت و سپس در سال 71 استعفا دادم و با اصرار من رهبری آن را قبول کردند



” آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند. “


که البته بیت امام و رهبری از جمله آیت الله محمدی گلپایگانی به خوبی در جریان این ماجرا قرار دارند».
وی در ادامه با اشاره به حمایت‌های خانواده شهدا از وی گفت: «خدا راو شکر که پس از گذشت 18 سال هنوز اکثریت خانواده شهدا ارتباط خودشان را با من حفظ کرده‌اند و من به این آقایان پیشنهاد می‌کنم به جای اینکه خانواده‌های شهدا را وارد این دعواهای سیاسی کنند بهتر است که دو ماه دیگر از همین مسئول جدید بنیاد شهید بپرسند که کارمندان و خانواده‌های شهدا از مدیران این بنیاد هنوز نام چه کسی را بیشتر از دیگران به خوبی یاد می‌کنند».
وی گفت: «من از آقایان خواهش می‌کنم که دیگر این خانواده‌های معزز شهدا را که با فداکاری‌های آنها این نظام به پیروزی رسید و تثبیت شد را وارد این دعواهای سیاسی نکنند زیرا آنها به اندازه کافی خودشان مشکلاتی دارند و دیگر نباید آنها را وارد این قضایا کرد و من مطمئن هستم که اکثر این خانواده از وضعیتی که در جامعه حاکم شده است رنج می‌برند».
کروبی با اشاره به نیت کسانی که این روزها علاقه خاصی به راه‌اندازی دعواهای سیاسی دارند و آنگاه اصلاح طلبان را به تنش زایی در کشور متهم می‌کنند گفت: «نزاع بر سر این است که ما اپوزیسیون نظام هستیم ولی من این را می‌گویم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم. ما می‌گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آنها می‌گویند که رای مردم زینتی است و حتی این روزها یکی از شخصیت‌ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می‌گویم این حرف‌ها در برابر همان پول‌هایی است که به موسسه این بزگوار سرازیر می‌شود. از سوی دیگر یکی از نزدیکان همین آقای احمدی نژاد می‌گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند».
وی تاکید کرد: «من همین جا می‌گویم که هیچ رییس جمهوری نه آقای احمدی نژاد و نه روسای جمهوری قبلی و یا حتی بعدی نماینده خدا بر روی زمین نیستند و نمی‌دانم این چه حرف‌هایی است که زده می‌شود».
وی با ذکر داستانی گفت: «زمانی برای ناصرالدین شاه بادمجان می‌آورند فردی که از نزدیکان وی بوده به تعریف از بادمجان می‌پردازد و ناصر الدین شاه نیز می‌خورد ولی هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زیاد خوردن بادمجان دل درد می‌گیرد و آروغ می‌زند در همین زمان همان فرد شروع می‌کند در مزمت بادمجان سخن گفتن، که ناصرالدین شاه به وی می‌گوید تا حالا که تو از فواید آن سخن می‌گفتی حالا چه شده است که در مزمت آن حرف می‌زنی. آن فرد می‌گوید آن موقع شما خوشتان می‌آمد و بنابراین من خوب می‌گفتم ولی حالا شما بدتان آمده و من باید در مزمت بادمجان سخن گویم که شاید به نوعی شاهد تکرار چنین وقایعی هستیم».
وی در ادامه به خانواده‌های شهدا توصیه‌ای داشت و گفت: «من خودم به این خانواده‌ها می‌گویم که وارد این نزاع‌های سیاسی نشوند. البته در این جا از آقای ضرغامی قدردانی می‌کنم که در برابر هتاکی به همسر شهید باکری از او دفاع کرد ولی همه خانواده شهدا مانند همسر شهید باکری شناخته شده نیستند که از آنها دفاع شود».
وی تاکید کرد: «من به نسل‌های جوان‌تر می‌گویم که این شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیان گذار آن امام بوده است ننویسند. چرا که این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با فداکاری و ایثارگری‌های بسیاری شکل گرفت. کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان‌های بعثی اسیر بودند و یا اینکه در جبهه‌ها شهید شدند. کسانی که در تظاهرات‌های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده‌هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند».
وی در نهایت تاکید کرد: «من 20 سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک این نظام تلاش کرده‌ام و اکنون هم بار دیگر تاکید می‌کنم که این تهمت و افتراها مرا از راهی که بدان اعتقاد دارم جدا نخواهد کرد».


در زیر مکانهای تجمع روز 8 مرداد (ساعت 6 بعدازظهر) چهلمین روز شهادت ایرانیان آزادیخواه در شنبه خونین را می بینید .
1- میدان ونک (جایگزین اول میدان سرو - جایگزین دوم پارک وی)
2- میدان محسنی ( جایگزین اول بولوار کاوه - جایگزین دوم میدان هروی )
3- میدان هفت حوض ( جایگزین اول فلکه سوم تهرانپارس - جایگزین دوم فلکه اول تهرانپارس)
4- میدان فاطمی ( جایگزین اول میدان هفت تیر - جایگزین دوم میدان فردوسی )
5- پل گیشا ( جایگزین اول فلکه صادقیه - جایگزین دوم میدان انقلاب )
دایره های آبی ، مکانهای اصلی تجمع می باشد و دایره های قرمز آلترناتیوهای مکانهای مورد اشاره برای تجمع می باشد . مکانها طوری طراحی شده که از تمام نقاط تهران به راحتی بتوان در نقاط مشخص گرد هم آمد و همچنین نیروهای سرکوبگر در سطح شهر پخش شوند . مسیرهایی که به رنگ سبز مشخص شده است ، مسیرهایی است که مردمی که میخواهند به جنبش کمک کنند و به نوعی نمی توانند در تجمع حاضر گردند با سوار شدن بر خودرو خود به ایجاد ترافیک بپردازند . زدن فلاشر و بیرون آوردن دست خود به صورت V برای تقویت روحیه مبارزین تاثیر گذار خواهد بود . قاعدتا کسانی که سوار بر ماشین هستند می توانند با پرتاب کردن میخ های پنج پر زیر موتورسواران سرکوبگر به پنچری موتورهای آنان اقدام کنند .دایره های زرد ، نقطه های حساس ترافیکی شهر هستند ، شما فرض کنید که مثلا مردم منطقه تهرانپارس بدلیل سنگینی نیروهای سرکوبگر نتوانند تحرکی انجام دهند ، نیروهای سرکوبگر نیروهایشان را طبق قاعده مثلا به ونک یا میدان محسنی و ... منتقل خواهند کرد یا اینکه نیروهایی که در نقاط خارج شهر مستقر هستند را بخواهند به منطقه ای اعزام کند ، اگر ما چهار نقطه زرد را بتوانیم ببندیم ، ایجاد چند تصادف صوری ، خرابی ماشین ، کند حرکت کردن و ... مطمئنا موتور حرکتی آنان اگر قفل نشود به کندی پیش خواهد رفت .

برای رویت بهتر نقشه روی آن کلیک کنید


سایر اخبار را در اینجا بخوانید