Ahmadinejad is not Iran's President - احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست - Ahmadinejad n'est pas le Président de l'Iran - Ahmadinejad is niet de president van Iran - Ahmadinedschad ist nicht der iranische Präsident - Ahmadinejad non è il Presidente dell'Iran - Ахмадинежад не президент Ирана - وأحمدي نجاد ليس الرئيس الايراني - 内贾德不是伊朗总统 - अहमदीनेजाद ने ईरान के राष्ट्रपति नहीं है - אחמדינג 'אד הוא לא נשיא איראן - Ahmadinejad bukan Presiden Iran - アハマディネジャドイラン大統領されていません - Ahmadinejad ไม่อิหร่านของประธานาธิบดี - Ахмадінежад не президент Ірану - 아마 디 네 자드이란 대통령이되지 않습니다 - Ahmedinejad İran Cumhurbaşkanı değildir - Ahmadinejad is nie Iran se president - Ахмадинеджад не е Иранският президент - Ahmadinejad ay hindi Iran's Pangulo - Ahmedinedžad nije Iran's President - Ahmadinejad ei ole Iranin presidentin - Ahmadineyad non é o presidente do Irán
پزشکی قانونی کشور هر گونه ابتلای مرحوم محسن روح الامينی به مننژيت را رسما نفی و طی گزارشی رسمی دلايل فوت وی را اعلام کرده است.
يک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار سياسی مهر ، افزود: کميسيون پزشکی قانونی کشور در تاريخ ۲۵/۵/۸۸ نتيجه نهايی و نظريه رسمی خود در باره علت فوت محسن روح الامينی را به مراجع قانونی و طرفين ذيربط ارائه نموده است.

وی افزود: بر اساس اين گزارش ، مرگ ناشی از استرس های فيزيکی ، شرايط بد نگهداری ، ضربات متعدد و نيز اصابت جسم سخت عنوان شده و قويا ابتلای آن مرحوم و فوت به علت بيماری و مننژيت نفی شده است.
اين منبع آگاه در خصوص محل حادثه نيز گفت: مرحوم محسن روح الامينی در بازداشتگاه کهريزک زندانی بوده و در شرايط نا مناسب جسمانی در حال انتقال به زندان اوين بوده که با توجه به تشديد حالت بد جسمانی در انتهای مسير و قبل از پذيرش با تاخير ۷۰ دقيقه ای به بيمارستان منتقل شده و متاسفانه فوت نموده است. بدين ترتيب وی اصولا در زندان اوين پذيرش نشده بود.

در حالی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار اخير دانشجويان با ايشان ، تاکيد فرمودند که با تخلفات و جنايات صورت گرفته در جريان بازداشتها از جمله در بازداشتگاه کهريزک بدون هر گونه مماشاتی برخورد قانونی و عوامل آن شناسايی و مجازات خواهند شد ، امروز برخی رسانه های رسمی دليل فوت محسن روح الامينی را ابتلا به بيماری عنوان کرده اند!

منبع فوق به مهر گفت: با توجه به حساسيت های ارزنده مسئولان عالی رتبه نظام در پيگيری تخلفات صورت گرفته ، هر گونه پيش داوری و انتشار اخبار کذب می تواند تلاشی برای انحراف از واقعيت و ضربه به روند قانونی مورد نظر مسئولان کشوربرای احقاق حق و اقامه عدالت ارزيابی شود. وی خواستار پيگيری اين خبرسازی ها از سوی مراجع مسئول شد.

به گزارش مهر ، رهبر معظم انقلاب در پی اولين گزارشاتی که از برخوردهای غير قانونی با بازداشت شدگان در بازداشتگاه کهريزک منتشر شد ، دستور تعطيلی آن بازداشتگاه و برخورد با عوامل خودسر و خاطی را صادر کردند. در اين راستا کميته های ويژه ای از سوی مجلس و شورای عالی امنيت ملی نيز طی ملاقاتهای مختلف با آسيب ديدگان در حال پيگيری موضوع هستند.

حضرت آيت الله خامنه ای شب گذشته نيز در ديدار اساتيد دانشگاه تاکيد کردند که نظام اسلامی در برخورد با تخلف و جنايت مجامله و گذشت نخواهد داشت.
پزشکی قانونی کشور هر گونه ابتلای مرحوم محسن روح الامينی به مننژيت را رسما نفی و طی گزارشی رسمی دلايل فوت وی را اعلام کرده است.
يک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار سياسی مهر ، افزود: کميسيون پزشکی قانونی کشور در تاريخ ۲۵/۵/۸۸ نتيجه نهايی و نظريه رسمی خود در باره علت فوت محسن روح الامينی را به مراجع قانونی و طرفين ذيربط ارائه نموده است.

وی افزود: بر اساس اين گزارش ، مرگ ناشی از استرس های فيزيکی ، شرايط بد نگهداری ، ضربات متعدد و نيز اصابت جسم سخت عنوان شده و قويا ابتلای آن مرحوم و فوت به علت بيماری و مننژيت نفی شده است.
اين منبع آگاه در خصوص محل حادثه نيز گفت: مرحوم محسن روح الامينی در بازداشتگاه کهريزک زندانی بوده و در شرايط نا مناسب جسمانی در حال انتقال به زندان اوين بوده که با توجه به تشديد حالت بد جسمانی در انتهای مسير و قبل از پذيرش با تاخير ۷۰ دقيقه ای به بيمارستان منتقل شده و متاسفانه فوت نموده است. بدين ترتيب وی اصولا در زندان اوين پذيرش نشده بود.

در حالی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار اخير دانشجويان با ايشان ، تاکيد فرمودند که با تخلفات و جنايات صورت گرفته در جريان بازداشتها از جمله در بازداشتگاه کهريزک بدون هر گونه مماشاتی برخورد قانونی و عوامل آن شناسايی و مجازات خواهند شد ، امروز برخی رسانه های رسمی دليل فوت محسن روح الامينی را ابتلا به بيماری عنوان کرده اند!

منبع فوق به مهر گفت: با توجه به حساسيت های ارزنده مسئولان عالی رتبه نظام در پيگيری تخلفات صورت گرفته ، هر گونه پيش داوری و انتشار اخبار کذب می تواند تلاشی برای انحراف از واقعيت و ضربه به روند قانونی مورد نظر مسئولان کشوربرای احقاق حق و اقامه عدالت ارزيابی شود. وی خواستار پيگيری اين خبرسازی ها از سوی مراجع مسئول شد.

به گزارش مهر ، رهبر معظم انقلاب در پی اولين گزارشاتی که از برخوردهای غير قانونی با بازداشت شدگان در بازداشتگاه کهريزک منتشر شد ، دستور تعطيلی آن بازداشتگاه و برخورد با عوامل خودسر و خاطی را صادر کردند. در اين راستا کميته های ويژه ای از سوی مجلس و شورای عالی امنيت ملی نيز طی ملاقاتهای مختلف با آسيب ديدگان در حال پيگيری موضوع هستند.

حضرت آيت الله خامنه ای شب گذشته نيز در ديدار اساتيد دانشگاه تاکيد کردند که نظام اسلامی در برخورد با تخلف و جنايت مجامله و گذشت نخواهد داشت.
خبرگزاری فارس: آقا می‌گويند: "اجازه بدهيد من چند جمله‌ عرض کنم به آقای روح‌الإمينی؛ اولاً طيب‌الله أنفاسکم. خيلی خوب صحبت کرديد. ثانياً اين نکته‌ لزوم پاسخ‌گويی که آقای روح‌الأمينی اشاره کردند، کاملاً درست است؛ ما اين را تصديق می‌کنيم...

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای، ديدار شب گذشته اساتيد دانشگاه‌ها با رهبر معظم انقلاب حاشيه‌هايی داشت که به شرح زير است:

- "آن ميکروفون چرا روشن نيست!؟ " صدای تذکر آرام رهبر، آن‌هايی را که هنوز ايستاده‌اند و شعار می‌دهند، به خود می‌آورد. ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه است و آقا مهمانان خود را دعوت به نشستن می‌کند تا قاری شروع به تلاوت قرآن کند اما ميکروفون جلوی او خاموش است...
- هنوز برخی استادان و چهره‌های سياسی از انتهای حسينيه وارد جلسه می‌شوند و به دنبال گوشه‌ای می‌گردند برای نشستن. برخی مسؤولان هم پيش از آغاز جلسه خود را رسانده‌اند. رئيس دانشگاه آزاد رأس ساعت ۱۷ عصر، در خودرو خود نشسته و منتظر بود آخرين گيت ماشين‌رو به سمت حسينيه را سواره طی کند اما ظاهراً از سوی مسؤولان برگزاری مراسم، اين اجازه داده نشد. شخصی درِ عقب خودرو را برای رئيسِ دانشگاه آزاد باز کرد و او مسير باقی‌مانده تا حسينيه‌ را پياده رفت... هم‌زمان تعدادی از نمايندگان مجلس- مانند آقای کامران نماينده‌ی اصفهان- هم با آن‌که در چنين ساعاتی علی‌القاعده بايد برای رأی اعتماد به کابينه‌ی دهم در صحن مجلس حضور داشته باشند، منتظر ورود به حسينيه بودند.
- دومين سخنران جلسه از ميان استادان، "دکتر عبدالحسين روح‌الأمينی " رئيس انستيتو پاستور ايران است که محسنش را در حوادث پس از انتخابات رياست‌جمهوری از دست داده. سخنان او در دو بخش تنظيم شده و با اين آيه از سوره‌ی مائده آغاز می‌شود: "و لايجرمنّکم شنآن قوم ألاّ تعدلوا؛ إعدلوا هو أقرب لتقوی؛ واتقوا الله إن الله خبير بما تعملون. " بخش اول سخنان دکتر روح‌الأمينی درباره‌ لزوم مهندسی و مديريت پروژه‌های کلان علمی و فناوری برای انجام کارهای فاخر است. او در اين رابطه با گله از چندشغله بودن و کم‌کاری برخی مسؤولان، به خاطره‌ای از سال‌های دهه‌ شصت با آيت‌الله خامنه‌ای اشاره می‌کند که ايشان از قول سياست‌نامه‌ خواجه نظام‌الملک گفته بودند: "مردی و کاری، کاری و مردی! " و رهبر انقلاب، لبخند بر لب، بلافاصله گفته‌ او را اصلاح می‌کنند: "هرگز مردی را دو کار مفرمای؛ مردی و کاری! " روح‌الأمينی می‌گويد: "حالا حافظه‌ من ديگر... (خنده و صلوات حضار) مضمون اين بود؛ هنوز هم در گوشم زنگ می‌زند اين جمله! "
بخش دوم صحبت‌های دکتر روح‌الأمينی، پيرامون سرمايه‌ اجتماعی است. او از همه می‌خواهد به رفتار و گفتارشان توجه کنند تا باعث بی‌اعتمادی مردم و از بين رفتن اين سرمايه نشوند و البته از نبود فرهنگ عذرخواهی و استعفا در ميان مسؤولان و کارگزاران نظام گله می‌کند و آن را سبب بی‌اعتمادی مردم می‌داند. دکتر بعد از اين‌که نظام را بزرگ‌ترين مظلوم فتنه‌ اخير معرفی می‌کند، می‌گويد: "بعضی‌ها فکر می‌کنند ما که از نظام دفاع می‌کنيم، از حق‌مان هم می‌گذريم. خون‌خواهی در رابطه با عزيز از دست‌رفته‌ ما- محسن ما- به عهده‌ نظام است. جوانی بوده در اين جامعه که نظام در خون‌خواهی او مقدم است. وقتی در آن آيه‌ شريفه می‌فرمايد: "و لکم فی‌القصاص حياة " آن فرد را نمی‌خواهد برگرداند؛ اين حيات جامعه است و تضمين اين حيات است. إن‌شاءالله اين پاسخ‌گويی، قبول مسؤوليت و عذرخواهی در رده‌های مختلف تعريف بشود تا ما برسيم به آن وجه که شهيد مطهری در ابتدای پيروزی انقلاب فرمودند که "أليوم يئس‌ الذين کفروا من دينکم. " که إن‌شاء‌الله دشمنان ما بدانند آب در هاون می‌کوبند.
ما يک خانواده‌ بزرگيم با همه‌ مصيبت‌ها و گرفتاری‌ها و با همه‌ خوبی‌ها و خوشی‌ها. در هم است اين شور و شيرين. خودمان اداره می‌کنيم و احتياجی به دخالت آن‌ها نيست. البته اين نافی تکليف و وظيفه‌ی ما نيست... إن‌شاءالله دعا کنيد برای ما که مشمول اين فراز زيارت امين‌الله باشيم که "صابرة‌ علی نزول بلائک؛ شاکرة لفواضل نعمائک ". إن‌شاءالله ذخيره‌ی آخرت ما باشد و بتوانيم بر اين بليه‌ای که بر ما آمد، صبر کنيم. اما به فرموده‌ والده‌ آن عزيز، محسن ما خونش رنگين‌تر از ديگران نيست. محسن ما رفت، محسن‌های مردم را دريابيد! " و از رهبری تشکر می‌کند که از ۴۰ روز پيش و اولين ساعاتی که در جريان حوادث قرار گرفتند- در حالی که او امروز دارد شکايتش را مطرح می‌کند- به‌طور ويژه پيگير ماجرای قتل مشکوک فرزندش و ديگر آسيب‌ديدگان حوادث اخير بوده‌اند، دستور تعطيلی آن بازداشتگاه را صادر کرده‌اند و مسؤولين هم به شدت پيگير آن بوده‌اند. روح‌الأمينی در پايان صحبت‌هايش از رهبری می‌خواهد: "رويه‌ها اصلاح شود تا اين ضايعات را کم‌تر داشته باشيم و اين مظلوميت مضاعف نظام را هم پيش رو نداشته باشيم؛ إن‌ شاء‌الله در حق ما و در حق همه‌ی جوانان کشور دعا بفرماييد که عاقبت به خير شويم! "
سخنان روح‌الأمينی که تمام می‌شود، آقا می‌گويند: "اجازه بدهيد من چند جمله‌ عرض کنم به آقای روح‌الإمينی؛ اولاً طيب‌الله أنفاسکم. خيلی خوب صحبت کرديد. ثانياً اين نکته‌ لزوم پاسخ‌گويی که آقای روح‌الأمينی اشاره کردند، کاملاً درست است؛ ما اين را تصديق می‌کنيم. جزو اعتقادات بنده است از سابق. در طول اين سال‌ها گاهی اتفاق افتاده که از کسی تخلفی سر زده؛ يک قول و يک نظر اين بوده که به خاطر خدماتی که اين شخص کرده، ‌از آن تخلف بگذريم! يک حرف ديگر اين بوده که ما تخلف را در وزن خودش و اندازه‌ خودش محاسبه کنيم؛ به معنای واقعی کلمه؛ آثار تخلف را هم بر آن بار کنيم؛ به جای خود از خدمات هم تقدير کنيم. بنده به اين نظر دوم هميشه معتقد بودم و الآن هم معتقدم.
اين را هم اين برادر عزيزمان و خانواده‌ محترمشان، هم همه‌ کسانی که در اين قضايا يک آسيبی بر آن‌ها وارد شده- به هر نوعی، از سوی هر کسی- بدانند که بنای نظام و تصميم نظام بر مجامله کردن نيست. همان‌طور که ما با کسانی که با نظام صريحاً معارضه می‌کنند، بنای بر مجامله نداريم، معتقد به ايستادن در موضع قانون و موضع حق هستيم، عيناً همان‌طور، اگر چنانچه در مجموعه‌ منتسب به نظام، تخلفی انجام بگيرد، کار بدی انجام بگيرد، خدای نکرده جنايتی انجام بگيرد، باز هم اعتقاد من همين است. ما در موضع قانون، در موضع حق بايد بايستيم. خدای متعال کمک کند بتوانيم اين چيزی را که می‌خواهيم، انجام بدهيم. مسؤولين دارند تلاش می‌کنند در اين زمينه؛ إن‌شاء‌الله که همين خواهد شد.
حالا اين بخش قضيه، صورت قضيه است. قالب و جسم قضيه اين است. روح قضيه اين است که هر حادثه‌ای در عالم اتفاق می‌افتد، اين حادثه يک محاسبه‌ای پيش خدای متعال دارد. هيچ‌کدام از لذت‌ها و رنج‌های ما، از شادی‌ها و غم‌های ما در اين دنيا بدون ما به ‌ازا در محاسبه‌ الهی نيست؛ هيچ‌کدام. هر سختی‌ای که ما اين‌جا تحمل کنيم- چه به شکل بيماری باشد، چه به شکل تهی‌دستی باشد، چه به شکل مظلوم واقع شدن باشد، چه به شکل فقدان‌های دردناک باشد- هرچه باشد، پيش خدای متعال يک ما به ‌ازای نيک دارد. هرچه از اين کفه، کم بشود در آن کفه جبران خواهد شد؛ بدون ترديد. اين را بايد بدانيم. لذا همه‌ اين مصائبی که بر ما در زندگی وارد می‌شود، پيش خدای متعال اجر دارد. حتی حوادث بی‌اختيار. هيچ‌کس به اختيار خود بيمار نمی‌شود. اما در روايات دارد که بيمار و دردمند به خاطر بيماری پيش خدای متعال مأجور است. يعنی در حساب الهی، هيچ‌کدام از رنج‌های ما بدون پاسخ بدون ما به ازا باقی نخواهد ماند.
اين را فقط برای اين نگفته‌اند که ما تسلی پيدا کنيم در مواجهه‌ با رنج‌های ‌جهانی، زورآزمايی نکنيم. نه، آن زورآزمايی هم به نوبه‌ خود مجاهدتی است که هم لازم است و هم دارای اجر است. خطاست اين تهمتی که در طول سال‌های متمادی از سوی گروه‌هايی به اسلام زده می‌شود که در اسلام می‌گويند: صبر کنيد بر اين مصيبت‌ها به معنای اين‌که تحمل کنيد، مقابله نکنيد تا آن کسانی که مصيبت‌ها را وارد می‌کنند، راحت بتوانند خودشان را از سختی‌ها و پيگيری‌ها و انتقام‌ها رها کنند. نه، اين‌جور نيست قضيه. اينی که اسلام به ما می‌گويد اين مصيبت‌ پيش خدا اجر دارد، معنايش اين نيست که ما برای جبران اين مصيبت، برای جلوگيری از مصائب مشابه، ‌برای کم کردن همين مصيبت تلاشی نکنيم. نه، اين تلاش هم لازم است. بنابراين اجر الهی هم هست.
اين را هم شما بدانيد ما از اولی که اين قضايا برای چند نفری از قبيل شما اتفاق افتاد که بعضی‌شان از دوستان خود من بودند، بيشترين دعای من برای بازماندگان بوده. آن در گذشتگان که درگذشته‌اند و رفته‌اند و سر و کارشان با خداست اما اين بازماندگان، دچار دردهايی هستند. بيشترين دعای ما برای اين بوده که خدای متعال آرامشی به اين‌ها بدهد. إن‌شاء‌الله موفق و مؤيد باشيد. خدا تأييدتان کند. "
- ظاهراً جلسه‌ علنی مجلس پايان يافته که چهره‌های ديگری چون دکتر حداد عادل و حجت‌الإسلام ابوترابی هم خود را به جلسه‌ ديدار استادان دانشگاه رسانده‌اند. مجری برنامه دارد نحوه‌ مديريت جلسه و تنظيم وقت را برای "طرح سؤالات " اساتيد مشخص می‌کند که رهبری يک‌بار ديگر با لبخند، نکته‌سنجی می‌کند: "اين‌جور هم نيست که فقط سؤال باشد! ما می‌خواهيم نظرات را بشنويم و استفاده کنيم؛ چه سؤال باشد و چه... "
- وقتی صحبت‌های خانم دکتر زمانی از دانشگاه علوم پزشکی همدان، در ۸ بند که بيشتر جنبه‌ اجرايی دارند، تمام می‌شود، آقا به ايشان می‌گويند: "شما يادداشت‌تان را لطف کنيد به من بدهيد! " و خانم دکتر هم "چشم " می‌گويد و می‌نشيند.
- سخنان دکتر محامدی از دانشگاه خواجه نصير در مورد بی‌توجهی برخی نخبگان سياسی به قانون و رهنمودهای رهبری از سوی مدعيان قانون‌گرايی و پيروی از خط امام، با تکبير استادان همراه می‌شود.
- وقتی مجری در ميانه‌ جلسه محدوديت وقت را به اساتيد يادآور می‌شود و بار ديگر از رهبر انقلاب برای ادامه‌ جلسه اجازه می‌گيرد. آقا می‌گويند: "بله، بله صحبت کنند آقايان! حتماً! "
- آخرين سخنران رسمی جلسه، دکتر افروز روان‌شناس و چهره‌ تلويزيونی آشنا برای بسياری از حضار است. مجری برنامه ضمن معرفی و دعوت از او برای ايراد سخن می‌گويد: "آقای دکتر افروز می‌گويد من ۴۵ دقيقه صحبت دارم اما اين قابليت را دارم که در ۵ دقيقه آن را ارائه کنم! " و رهبری هم با حضار می‌خندد!
- ساعت ۱۰ دقيقه از ۱۹ گذشته که مجری می‌گويد نوبت استفاده از رهنمودهای رهبری رسيده اما آقا می‌گويند: "خانم‌ها مثل اين‌که گله دارند؛ (خنده‌ مهمانان!) يک‌نفر از خانم‌ها اگر در فهرستتان داريد، خوب است صحبت کنند... " و بلافاصله خانم دکتر امانی رئيس آزمايشگاه شيمی‌دارويی انستيتو پاستور پشت ميکروفون قرار می‌گيرد. او ابتدا توضيح می‌دهد که چگونه اين ديدار قسمتش شده: "چند شب پيش از تلويزيون، برنامه‌ دانشجويان را می‌ديدم. الآن که مدت سی‌ سال است انقلاب شده، من فقط موفق شدم دوبار حضرت امام خمينی را در قم ببينم اما شما را هرگز نتوانستم افتخار پيدا کنم. همين‌طوری توی دلم گفتم: خدايا می‌شود من ايشان را ببينم و کمی هم دردِ دل‌هايم را بگويم؟ نمی‌دانم خدا چگونه اين دعای من را قبول کرد. ای کاش طلب مغفرت گناهانم را کرده بودم که به اين زودی به من جواب داد! " باز هم خنده‌ای بر لب رهبر و مهمانانش می‌نشيند!
- حضور چهره‌های گوناگون علمی و سياسی در جلسه چشم‌گير و قابل توجه است، از دکتر احمد احمدی استاد و دکتر علی شريعت‌مداری اساتيد برجسته‌ی فلسفه‌ کشور تا دکتر ولايتی که پای تريبون نشسته و در اواخر صحبت‌های اساتيد، جای خود را به دکتر زرگر پزشک معالج آيت‌الله خامنه‌ای در هنگام ترور سال ۶۰ می‌دهد؛ و البته تا چهره‌هايی چون نادر طالب‌زاده و حجت‌الإسلام شهاب مرادی!
اگر سری بچرخانيم، دکتر عارف معاون اول رئيس‌جمهور سابق، دکتر محمد خوش‌چهره، دکتر محسن پرويز، دکتر محمدعلی رامين، دکتر حسين کچوئيان، دکتر فرهاد رهبر، دکتر اميدوار رضايی، دکتر مصباحی مقدم و دکتر حسن غفوری فرد را هم می‌توان لا‌به‌لای جمعيت فشرده‌نشسته‌ استادان دانشگاه‌های کشور پيدا کرد. دکتر لنکرانی و دکتر زاهدی هم که آخرين روزه‌های حضور در دولت را تجربه می‌کنند، در صف اول مهمانان مقابل رهبر انقلاب نشسته‌اند.
- بعد از صرف افطار بازار خوش‌ و بش‌ها و احوال‌پرسی‌ استادان گرم است. در انتهای حسينيه، عباس سليمی نمين با دکتر پورحسين مجری مناظره‌های جنجالی نامزدهای انتخابات دهم رياست‌جمهوری، گرم گرفته و... جمعيت آرام آرام حسينيه را ترک می‌کند.
خبرگزاری فارس: آقا می‌گويند: "اجازه بدهيد من چند جمله‌ عرض کنم به آقای روح‌الإمينی؛ اولاً طيب‌الله أنفاسکم. خيلی خوب صحبت کرديد. ثانياً اين نکته‌ لزوم پاسخ‌گويی که آقای روح‌الأمينی اشاره کردند، کاملاً درست است؛ ما اين را تصديق می‌کنيم...

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای، ديدار شب گذشته اساتيد دانشگاه‌ها با رهبر معظم انقلاب حاشيه‌هايی داشت که به شرح زير است:

- "آن ميکروفون چرا روشن نيست!؟ " صدای تذکر آرام رهبر، آن‌هايی را که هنوز ايستاده‌اند و شعار می‌دهند، به خود می‌آورد. ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه است و آقا مهمانان خود را دعوت به نشستن می‌کند تا قاری شروع به تلاوت قرآن کند اما ميکروفون جلوی او خاموش است...
- هنوز برخی استادان و چهره‌های سياسی از انتهای حسينيه وارد جلسه می‌شوند و به دنبال گوشه‌ای می‌گردند برای نشستن. برخی مسؤولان هم پيش از آغاز جلسه خود را رسانده‌اند. رئيس دانشگاه آزاد رأس ساعت ۱۷ عصر، در خودرو خود نشسته و منتظر بود آخرين گيت ماشين‌رو به سمت حسينيه را سواره طی کند اما ظاهراً از سوی مسؤولان برگزاری مراسم، اين اجازه داده نشد. شخصی درِ عقب خودرو را برای رئيسِ دانشگاه آزاد باز کرد و او مسير باقی‌مانده تا حسينيه‌ را پياده رفت... هم‌زمان تعدادی از نمايندگان مجلس- مانند آقای کامران نماينده‌ی اصفهان- هم با آن‌که در چنين ساعاتی علی‌القاعده بايد برای رأی اعتماد به کابينه‌ی دهم در صحن مجلس حضور داشته باشند، منتظر ورود به حسينيه بودند.
- دومين سخنران جلسه از ميان استادان، "دکتر عبدالحسين روح‌الأمينی " رئيس انستيتو پاستور ايران است که محسنش را در حوادث پس از انتخابات رياست‌جمهوری از دست داده. سخنان او در دو بخش تنظيم شده و با اين آيه از سوره‌ی مائده آغاز می‌شود: "و لايجرمنّکم شنآن قوم ألاّ تعدلوا؛ إعدلوا هو أقرب لتقوی؛ واتقوا الله إن الله خبير بما تعملون. " بخش اول سخنان دکتر روح‌الأمينی درباره‌ لزوم مهندسی و مديريت پروژه‌های کلان علمی و فناوری برای انجام کارهای فاخر است. او در اين رابطه با گله از چندشغله بودن و کم‌کاری برخی مسؤولان، به خاطره‌ای از سال‌های دهه‌ شصت با آيت‌الله خامنه‌ای اشاره می‌کند که ايشان از قول سياست‌نامه‌ خواجه نظام‌الملک گفته بودند: "مردی و کاری، کاری و مردی! " و رهبر انقلاب، لبخند بر لب، بلافاصله گفته‌ او را اصلاح می‌کنند: "هرگز مردی را دو کار مفرمای؛ مردی و کاری! " روح‌الأمينی می‌گويد: "حالا حافظه‌ من ديگر... (خنده و صلوات حضار) مضمون اين بود؛ هنوز هم در گوشم زنگ می‌زند اين جمله! "
بخش دوم صحبت‌های دکتر روح‌الأمينی، پيرامون سرمايه‌ اجتماعی است. او از همه می‌خواهد به رفتار و گفتارشان توجه کنند تا باعث بی‌اعتمادی مردم و از بين رفتن اين سرمايه نشوند و البته از نبود فرهنگ عذرخواهی و استعفا در ميان مسؤولان و کارگزاران نظام گله می‌کند و آن را سبب بی‌اعتمادی مردم می‌داند. دکتر بعد از اين‌که نظام را بزرگ‌ترين مظلوم فتنه‌ اخير معرفی می‌کند، می‌گويد: "بعضی‌ها فکر می‌کنند ما که از نظام دفاع می‌کنيم، از حق‌مان هم می‌گذريم. خون‌خواهی در رابطه با عزيز از دست‌رفته‌ ما- محسن ما- به عهده‌ نظام است. جوانی بوده در اين جامعه که نظام در خون‌خواهی او مقدم است. وقتی در آن آيه‌ شريفه می‌فرمايد: "و لکم فی‌القصاص حياة " آن فرد را نمی‌خواهد برگرداند؛ اين حيات جامعه است و تضمين اين حيات است. إن‌شاءالله اين پاسخ‌گويی، قبول مسؤوليت و عذرخواهی در رده‌های مختلف تعريف بشود تا ما برسيم به آن وجه که شهيد مطهری در ابتدای پيروزی انقلاب فرمودند که "أليوم يئس‌ الذين کفروا من دينکم. " که إن‌شاء‌الله دشمنان ما بدانند آب در هاون می‌کوبند.
ما يک خانواده‌ بزرگيم با همه‌ مصيبت‌ها و گرفتاری‌ها و با همه‌ خوبی‌ها و خوشی‌ها. در هم است اين شور و شيرين. خودمان اداره می‌کنيم و احتياجی به دخالت آن‌ها نيست. البته اين نافی تکليف و وظيفه‌ی ما نيست... إن‌شاءالله دعا کنيد برای ما که مشمول اين فراز زيارت امين‌الله باشيم که "صابرة‌ علی نزول بلائک؛ شاکرة لفواضل نعمائک ". إن‌شاءالله ذخيره‌ی آخرت ما باشد و بتوانيم بر اين بليه‌ای که بر ما آمد، صبر کنيم. اما به فرموده‌ والده‌ آن عزيز، محسن ما خونش رنگين‌تر از ديگران نيست. محسن ما رفت، محسن‌های مردم را دريابيد! " و از رهبری تشکر می‌کند که از ۴۰ روز پيش و اولين ساعاتی که در جريان حوادث قرار گرفتند- در حالی که او امروز دارد شکايتش را مطرح می‌کند- به‌طور ويژه پيگير ماجرای قتل مشکوک فرزندش و ديگر آسيب‌ديدگان حوادث اخير بوده‌اند، دستور تعطيلی آن بازداشتگاه را صادر کرده‌اند و مسؤولين هم به شدت پيگير آن بوده‌اند. روح‌الأمينی در پايان صحبت‌هايش از رهبری می‌خواهد: "رويه‌ها اصلاح شود تا اين ضايعات را کم‌تر داشته باشيم و اين مظلوميت مضاعف نظام را هم پيش رو نداشته باشيم؛ إن‌ شاء‌الله در حق ما و در حق همه‌ی جوانان کشور دعا بفرماييد که عاقبت به خير شويم! "
سخنان روح‌الأمينی که تمام می‌شود، آقا می‌گويند: "اجازه بدهيد من چند جمله‌ عرض کنم به آقای روح‌الإمينی؛ اولاً طيب‌الله أنفاسکم. خيلی خوب صحبت کرديد. ثانياً اين نکته‌ لزوم پاسخ‌گويی که آقای روح‌الأمينی اشاره کردند، کاملاً درست است؛ ما اين را تصديق می‌کنيم. جزو اعتقادات بنده است از سابق. در طول اين سال‌ها گاهی اتفاق افتاده که از کسی تخلفی سر زده؛ يک قول و يک نظر اين بوده که به خاطر خدماتی که اين شخص کرده، ‌از آن تخلف بگذريم! يک حرف ديگر اين بوده که ما تخلف را در وزن خودش و اندازه‌ خودش محاسبه کنيم؛ به معنای واقعی کلمه؛ آثار تخلف را هم بر آن بار کنيم؛ به جای خود از خدمات هم تقدير کنيم. بنده به اين نظر دوم هميشه معتقد بودم و الآن هم معتقدم.
اين را هم اين برادر عزيزمان و خانواده‌ محترمشان، هم همه‌ کسانی که در اين قضايا يک آسيبی بر آن‌ها وارد شده- به هر نوعی، از سوی هر کسی- بدانند که بنای نظام و تصميم نظام بر مجامله کردن نيست. همان‌طور که ما با کسانی که با نظام صريحاً معارضه می‌کنند، بنای بر مجامله نداريم، معتقد به ايستادن در موضع قانون و موضع حق هستيم، عيناً همان‌طور، اگر چنانچه در مجموعه‌ منتسب به نظام، تخلفی انجام بگيرد، کار بدی انجام بگيرد، خدای نکرده جنايتی انجام بگيرد، باز هم اعتقاد من همين است. ما در موضع قانون، در موضع حق بايد بايستيم. خدای متعال کمک کند بتوانيم اين چيزی را که می‌خواهيم، انجام بدهيم. مسؤولين دارند تلاش می‌کنند در اين زمينه؛ إن‌شاء‌الله که همين خواهد شد.
حالا اين بخش قضيه، صورت قضيه است. قالب و جسم قضيه اين است. روح قضيه اين است که هر حادثه‌ای در عالم اتفاق می‌افتد، اين حادثه يک محاسبه‌ای پيش خدای متعال دارد. هيچ‌کدام از لذت‌ها و رنج‌های ما، از شادی‌ها و غم‌های ما در اين دنيا بدون ما به ‌ازا در محاسبه‌ الهی نيست؛ هيچ‌کدام. هر سختی‌ای که ما اين‌جا تحمل کنيم- چه به شکل بيماری باشد، چه به شکل تهی‌دستی باشد، چه به شکل مظلوم واقع شدن باشد، چه به شکل فقدان‌های دردناک باشد- هرچه باشد، پيش خدای متعال يک ما به ‌ازای نيک دارد. هرچه از اين کفه، کم بشود در آن کفه جبران خواهد شد؛ بدون ترديد. اين را بايد بدانيم. لذا همه‌ اين مصائبی که بر ما در زندگی وارد می‌شود، پيش خدای متعال اجر دارد. حتی حوادث بی‌اختيار. هيچ‌کس به اختيار خود بيمار نمی‌شود. اما در روايات دارد که بيمار و دردمند به خاطر بيماری پيش خدای متعال مأجور است. يعنی در حساب الهی، هيچ‌کدام از رنج‌های ما بدون پاسخ بدون ما به ازا باقی نخواهد ماند.
اين را فقط برای اين نگفته‌اند که ما تسلی پيدا کنيم در مواجهه‌ با رنج‌های ‌جهانی، زورآزمايی نکنيم. نه، آن زورآزمايی هم به نوبه‌ خود مجاهدتی است که هم لازم است و هم دارای اجر است. خطاست اين تهمتی که در طول سال‌های متمادی از سوی گروه‌هايی به اسلام زده می‌شود که در اسلام می‌گويند: صبر کنيد بر اين مصيبت‌ها به معنای اين‌که تحمل کنيد، مقابله نکنيد تا آن کسانی که مصيبت‌ها را وارد می‌کنند، راحت بتوانند خودشان را از سختی‌ها و پيگيری‌ها و انتقام‌ها رها کنند. نه، اين‌جور نيست قضيه. اينی که اسلام به ما می‌گويد اين مصيبت‌ پيش خدا اجر دارد، معنايش اين نيست که ما برای جبران اين مصيبت، برای جلوگيری از مصائب مشابه، ‌برای کم کردن همين مصيبت تلاشی نکنيم. نه، اين تلاش هم لازم است. بنابراين اجر الهی هم هست.
اين را هم شما بدانيد ما از اولی که اين قضايا برای چند نفری از قبيل شما اتفاق افتاد که بعضی‌شان از دوستان خود من بودند، بيشترين دعای من برای بازماندگان بوده. آن در گذشتگان که درگذشته‌اند و رفته‌اند و سر و کارشان با خداست اما اين بازماندگان، دچار دردهايی هستند. بيشترين دعای ما برای اين بوده که خدای متعال آرامشی به اين‌ها بدهد. إن‌شاء‌الله موفق و مؤيد باشيد. خدا تأييدتان کند. "
- ظاهراً جلسه‌ علنی مجلس پايان يافته که چهره‌های ديگری چون دکتر حداد عادل و حجت‌الإسلام ابوترابی هم خود را به جلسه‌ ديدار استادان دانشگاه رسانده‌اند. مجری برنامه دارد نحوه‌ مديريت جلسه و تنظيم وقت را برای "طرح سؤالات " اساتيد مشخص می‌کند که رهبری يک‌بار ديگر با لبخند، نکته‌سنجی می‌کند: "اين‌جور هم نيست که فقط سؤال باشد! ما می‌خواهيم نظرات را بشنويم و استفاده کنيم؛ چه سؤال باشد و چه... "
- وقتی صحبت‌های خانم دکتر زمانی از دانشگاه علوم پزشکی همدان، در ۸ بند که بيشتر جنبه‌ اجرايی دارند، تمام می‌شود، آقا به ايشان می‌گويند: "شما يادداشت‌تان را لطف کنيد به من بدهيد! " و خانم دکتر هم "چشم " می‌گويد و می‌نشيند.
- سخنان دکتر محامدی از دانشگاه خواجه نصير در مورد بی‌توجهی برخی نخبگان سياسی به قانون و رهنمودهای رهبری از سوی مدعيان قانون‌گرايی و پيروی از خط امام، با تکبير استادان همراه می‌شود.
- وقتی مجری در ميانه‌ جلسه محدوديت وقت را به اساتيد يادآور می‌شود و بار ديگر از رهبر انقلاب برای ادامه‌ جلسه اجازه می‌گيرد. آقا می‌گويند: "بله، بله صحبت کنند آقايان! حتماً! "
- آخرين سخنران رسمی جلسه، دکتر افروز روان‌شناس و چهره‌ تلويزيونی آشنا برای بسياری از حضار است. مجری برنامه ضمن معرفی و دعوت از او برای ايراد سخن می‌گويد: "آقای دکتر افروز می‌گويد من ۴۵ دقيقه صحبت دارم اما اين قابليت را دارم که در ۵ دقيقه آن را ارائه کنم! " و رهبری هم با حضار می‌خندد!
- ساعت ۱۰ دقيقه از ۱۹ گذشته که مجری می‌گويد نوبت استفاده از رهنمودهای رهبری رسيده اما آقا می‌گويند: "خانم‌ها مثل اين‌که گله دارند؛ (خنده‌ مهمانان!) يک‌نفر از خانم‌ها اگر در فهرستتان داريد، خوب است صحبت کنند... " و بلافاصله خانم دکتر امانی رئيس آزمايشگاه شيمی‌دارويی انستيتو پاستور پشت ميکروفون قرار می‌گيرد. او ابتدا توضيح می‌دهد که چگونه اين ديدار قسمتش شده: "چند شب پيش از تلويزيون، برنامه‌ دانشجويان را می‌ديدم. الآن که مدت سی‌ سال است انقلاب شده، من فقط موفق شدم دوبار حضرت امام خمينی را در قم ببينم اما شما را هرگز نتوانستم افتخار پيدا کنم. همين‌طوری توی دلم گفتم: خدايا می‌شود من ايشان را ببينم و کمی هم دردِ دل‌هايم را بگويم؟ نمی‌دانم خدا چگونه اين دعای من را قبول کرد. ای کاش طلب مغفرت گناهانم را کرده بودم که به اين زودی به من جواب داد! " باز هم خنده‌ای بر لب رهبر و مهمانانش می‌نشيند!
- حضور چهره‌های گوناگون علمی و سياسی در جلسه چشم‌گير و قابل توجه است، از دکتر احمد احمدی استاد و دکتر علی شريعت‌مداری اساتيد برجسته‌ی فلسفه‌ کشور تا دکتر ولايتی که پای تريبون نشسته و در اواخر صحبت‌های اساتيد، جای خود را به دکتر زرگر پزشک معالج آيت‌الله خامنه‌ای در هنگام ترور سال ۶۰ می‌دهد؛ و البته تا چهره‌هايی چون نادر طالب‌زاده و حجت‌الإسلام شهاب مرادی!
اگر سری بچرخانيم، دکتر عارف معاون اول رئيس‌جمهور سابق، دکتر محمد خوش‌چهره، دکتر محسن پرويز، دکتر محمدعلی رامين، دکتر حسين کچوئيان، دکتر فرهاد رهبر، دکتر اميدوار رضايی، دکتر مصباحی مقدم و دکتر حسن غفوری فرد را هم می‌توان لا‌به‌لای جمعيت فشرده‌نشسته‌ استادان دانشگاه‌های کشور پيدا کرد. دکتر لنکرانی و دکتر زاهدی هم که آخرين روزه‌های حضور در دولت را تجربه می‌کنند، در صف اول مهمانان مقابل رهبر انقلاب نشسته‌اند.
- بعد از صرف افطار بازار خوش‌ و بش‌ها و احوال‌پرسی‌ استادان گرم است. در انتهای حسينيه، عباس سليمی نمين با دکتر پورحسين مجری مناظره‌های جنجالی نامزدهای انتخابات دهم رياست‌جمهوری، گرم گرفته و... جمعيت آرام آرام حسينيه را ترک می‌کند.
- زمان برای ايجاد کانون و اهرم فشار بر رييس‌جمهور گذشته است


اسفندريار رحيم‌مشايی رييس دفتر رييس‌جمهور در نوشتاری در وبلاگ خود با انتقاد از برخی اخبار و شايعات منتشرشده درباره نحوه انتخاب اعضای کابينه، به پاسخگويی به آنها پرداخته است.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا در اين نوشتار آمده است:

بعضی رسانه‌ها ابتدا در مورخ چهارم شهريورماه با عنوان «خيز بلند مشائی برای فتح رياست‌جمهوری»، و سپس در فرصت های ديگر با تمسک به انواع اکاذيب و جعل اخبار عجيب و غريب کوشيده‌اند عصبانيت عده‌ای که از سوی آقای احمدی‌نژاد برای مسئوليت وزارت دعوت نشدند را به گونه‌ای نشان دهند که نه سيخ بسوزد، نه کباب، و بدين ترتيب احتمال ضعف و ناکارآمدی و عدم شايستگی کافی خود را که ممکن است در همان مرحله اول به ذهن مخاطب تبادر کند، منتفی و يا پنهان سازند. به هرحال يک طرف قضيه فردی مثل آقای احمدی‌نژاد است که مطابق مرام و آرمان الهی و بر اساس قولی که به مردم داده است بدون تعهد به دسته و گروهی و صرفاً بنا بر شاخص‌هايی نظير ولايت‌مداری، صداقت، پاکی، تعهد، ايمان، مردم‌داری، شجاعت و قدرت در تصميم‌گيری و ... وزرای خود را انتخاب کرده‌اند؛ همچنان‌که در برنامه تلويزيونی چهارشنبه شب گذشته به تفصيل در اين باره با مردم سخن گفته‌اند. امروز آن‌ها که از دور آقای احمدی‌نژاد را می‌شناسند، نيک می‌دانند که او در انتخاب همکارانش خدا را در نظر می‌گيرد و بر اساس تکليف شرعی و دينی و احساس وظيفه ملی و ناشی از مسئوليتش عمل می‌کند، چه رسد به کسانی که از نزديک او را شناخته‌اند. اين جفای بزرگی در حق اين مرد بزرگ است که انتخاب‌های او را تحت فشار و يا تأثير يک فرد قلمداد کنند، حال آن فرد مشايی باشد يا هرکس ديگری.
همان‌طور که آقای رييس‌جمهور تصريح کرده‌اند انتخاب‌نشدن افراد برای پستی مثل وزارت الزاماً به دليل عدم صلاحيت آنان نيست بلکه مجموعه‌ای از شرايط، کسی را برای تصدی مسئوليت در اولويت قرار می‌دهد و تشخيص اين امر با شخص ايشان است. اين مطالب نيز از سر پاسخ دادن به دروغ‌ها و جعليات رسانه‌ها و افراد مذکور نيست، زيرا دروغ و جعل خبر در اين رسانه‌ها ارزان است و اينجانب در گذشته نيز از تير تهمت‌های اين آقايان مکرر نصيب برده‌ام؛ چنان‌که پرونده مرتبط به برخی از اين موارد در محاکم قضايی مطرح است، اکنون هم می‌توانستم مثل بسياری موارد ديگر که به سکوت گذشته است، از آن چشم‌پوشی کنم، اما در مرحله نخست نتوانستم ظلم آشکار به خدمتگزار شايسته و بزرگ ملّت ايران را شاهد باشم و لب فرو بندم. از سوی ديگر نام برخی وزرای همکار در دولت نهم مطرح شد که بر خود فرض می‌دانم که از آنان به نيکی ياد کنم و حرمتشان را محفوظ نگه دارم و بر تداوم بی‌وقفه مهر و دوستی خود با آنان تأکيد و تصريح کنم که برخورد آقای رييس جمهور با همکاران خود در عين حال که جدّی و اصولی و قاعده‌مند است، از سر مهر و محبّت و بدون سياسی‌کاری و ملاحظات مورد نظر آقايان است.

آقای رييس‌جمهور، هم در دوران انتخابات و هم در اولين نطق تلويزيونی پس از انتخابات خود، بر ضرورت تغيير برخی وزرا و لزوم تحول در برخی حوزه‌ها تأکيد کرده بودند که واکنش‌هايی را هم برانگيخته بود؛ در حالی‌که نه مسئله معاون اول شدن بنده در آن زمان مطرح بود و نه موضوعاتی مثل نامه‌نگاری و امثال آن. تغيير مديريت در دو حوزه فرهنگ و اطلاعات، برای دوره دهم (به شرط انتخاب مجدد آقای دکتر احمدی‌نژاد) حداقل از يکسال پيش برای بسياری از افراد و از جمله دو وزير محترم مربوطه قابل پيش‌بينی بود.

ضعف در حوزه فرهنگ و هنر و ناتوانی در جذب هنرمندان و پاسخ به انتظارات جامعه در اين بخش موضوعی بود که آقای احمدی‌نژاد در مناظره تلويزيونی انتخاباتی خود بدان تصريح کرده بودند. ايشان تغيير در اين بخش را لازم می‌دانستند و اين ارتباطی به شخصيت و صلاحيت‌های انقلابی و مکتبی برادر عزيزم جناب آقای صفار هرندی نداشت. از طرف ديگر آقای دکتر احمدی‌نژاد از عملکرد وزارت اطلاعات در چهارسال گذشته رضايت کافی نداشتند و بارها اين مسئله را اظهار کرده بودند و اين موضوع هم، نه به شخصيت برادر بزرگوارمان جناب آقای محسنی اژه‌ای و نه به پرسنل خدوم و انقلابی وزارت، بلکه به نحوه مديريت در اين وزارتخانه بازگشت داشت که در مجموع نتوانست عملکرد موفقی ارائه نمايد. عدم قدرت تشخيص توطئه‌ای که حداقل از حدود يکسال پيش از سوی سرويس‌های جاسوسی بيگانه و عناصر مرتبط داخلی در موضوع انتخابات به طور جدی طراحی شده بود که در سخنرانی اخير مقام معظم رهبری بر آن تصريح شده است و ضعف در مديريت اطلاعاتی رويدادهای انتخابات و ماجراهای پس از روز رأی‌گيری که به خسارات مادی و معنوی گسترده و فريب و جريحه دار شدن احساسات بخش قابل توجهی از جامعه منجر گرديد، و اذعان وزير محترم به داشتن مشکل در مديريت مسائل اخير، موجب شد تا آقای دکتر احمدی‌نژاد سرانجام و به ناچار نسبت به تغيير در مديريت در اين وزارتخانه اقدام کند و تا زمان تعيين و آغاز به کار وزير جديد که قاعدتاً حداقل يک ماه به طول می‌انجاميد - چنانکه هنوز با گذشت حدود يکماه وزير جديد تعيين نشده است – شخصاً امور مربوطه را مديريت نمايند.

مسئله ديگر که در ترکيب کابينه جديد نقش داشت، استفاده از مديريت زنان بود که آقای دکتر احمدی‌نژاد از مدت‌ها پيش بدان می‌انديشيدند. ايشان تصميم داشتند در دوره دهم حتماً با معرفی زنان به عنوان وزير به نگاه نادرست «ناتوان بودن» زنان در عرصه‌های بالای مديريتی پايان بخشند. ايشان همانطور که در برنامه تلويزيونی چهارشنبه شب هفته گذشته تشريح کردند، در اين مورد مطالعه کردند و سرانجام (شايد) برای شروع کار تصميم گرفتند از وجود زنان برای تصدی مسئوليت در سه وزارتخانه رفاه، آموزش و پرورش و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استفاده کنند. ايشان معتقدند علاوه بر حضور جمعيت بسيار زياد زنان در دو وزارتخانة اخير، توانايی زنان در مأموريت‌های آموزشی، بهداشتی ، درمانی و رسيدگی به محرومان و نيازمندان از مردان حتماً کمتر نيست و بلکه دقايق فکری و حسی زنان می‌تواند آنان را موفق‌تر سازد. ايشان به عنوان يک فرد واقع‌گرا، البته به اين واقعيت هم توجه داشته و دارند که به علت نبود تجربه قبلی در موضوع وزارت زنان، شايد در آغاز کار به دليل وجود افکار مردسالار در بخشی از مردان جامعه و به ويژه مردانی که شخصاً به حضور در سطوح مديريتی علاقه ای وافر دارند و لذا با حضور زنان در اين سطوح موافق نيستند، موفقيت زنان مورد خدشه قرار گيرد. در اين صورت طبيعی است که نواقص و کاستی‌ها و مشکلات که به طور طبيعی در مديريت مردان هم وجود دارد، در مديريت زنان بزرگ جلوه داده شود. ايشان مکرر گفته‌اند که با حضور زنان به عنوان وزير، فشارهای بيشتر تبليغاتی منفی متوجه شخص‌شان خواهد بود امّا همواره اذعان می‌داشتند که به اين مساله افتخار می‌کنند و آن را به عنوان يک تکليف، از جان و دل پذيرايند. بدين ترتيب بود که برای تصدی سه وزارتخانه يادشده به تحقيق و تفحص برای يافتن گزينه‌های مناسب‌تر پرداختند. ايشان البته در اين مورد با مشکلات و محدوديت‌هايی هم مواجه بودند؛ زيرا نبود تجربه قبلی، مانع از آمادگی قشر وسيعی از زنان برای پذيرش چنين مسئوليت‌هايی می‌شد؛ امّا اين اعتقاد وجود دارد که حضور زنان به عنوان وزير، موجب خواهد شد تا دختران و زنان بسياری با درک مسئوليت‌های فراتر و نيز گشوده ديدن راه برای نقش‌آفرينی‌های بالاتر، در آينده ظرفيت‌های بزرگ‌تر مديريتی را در تمام سطوح در پيش روی نظام قرار دهند و روند پيشرفت کشور سرعت بيشتری خواهد گرفت، اين بود که عملاً سه وزير عزيز دوره پيشين فارغ از بحث در مورد توانايی‌های آنها نمی‌توانستند در دوره جديد هم حضور داشته باشند. اينجانب برای اين دوستان عزيز احترام قائلم و آنان نيز به خوبی از مراتب علاقه و احترام حقير نسبت به خود آگاهند. ذکر اين محبّت و احترام نيز نه بخاطر شخص آنان بلکه برای آن دسته از افرادی است که ممکن است جهلشان نسبت به مسئله به گناهشان بيندازد. در مورد برادر عزيزم جناب آقای محصولی نظر آقای دکتر احمدی‌نژاد بر تغيير از وزارت کشور به وزارتخانه ديگر بود. ايشان از جناب آقای محصولی برای دو وزارتخانه دفاع و نيرو دعوت به همکاری کردند. تا آنجا که بنده در جريان قرار گرفتم آقای محصولی به حضور خود در وزارت کشور علاقه‌مند بودند و حضور در دو وزارتخانه ديگر را نپذيرفتند. اين مساله را خود ايشان هم به من گفتند. در هر حال از آن جا که آقای دکتر احمدی‌نژاد تغيير در وزارت کشور را لازم می‌دانستند و اين مسئله به هيچ وجه ربطی به توانايی و صلاحيت آقای محصولی برای تصدی مسئوليت وزارت ندارد و اينکه نوشتند آقای محصولی يار چند ده ساله آقای احمدی‌نژاد، از وی به حالت قهر جدا شده و اعلام کرده ديگر به دولت بر نخواهد گشت از اساس دروغ است. امّا در مورد ديگر وزير دولت نهم که برای دولت دهم از ايشان به عنوان وزير دعوت به همکاری نشد. بايد عرض کنم که جناب آقای فتاح از دوستان نزديک آقای احمدی‌نژاد و مورد علاقه و اعتماد ايشان بوده و هست و جناب آقای دکتر احمدی نژاد نيز بارها شايستگی‌های ايشان را اظهار کرده‌اند.

رييس محترم جمهوری در مورد علّت تغيير در اين وزارتخانه، در صحبت‌های مکرر اخير خود در جمع گروههای مختلف نمايندگان محترم مجلس و ساير افراد شاخص و مسئول و از جمله به دوستان نزديکتر خود بارها تصريح کرده‌اند که انتقادات ايشان به وزارت نيرو در مورد عملکرد برخی معاونان وزير محترم در حوزه آب و برق و به ويژه در مسئله خاموشی‌های برق بوده است و نه شخص ايشان. لکن روحيه شخصی جناب آقای فتاح مانع از قاطعيت در تعويض مديران مورد انتقاد بوده است و بس.

بديهی است در مورد موفقيت و يا عدم موفقيت يک وزارتخانه، تشخيص با رييس‌جمهور است و نه يک فرد بی‌اطلاع و غيرفنی در يک رسانه، ضمن آنکه بايد دانست فلسفه هر تغييری تنها ضعف عملکرد گذشته يک وزير نيست، بلکه چه بسا افق‌های بلندتر و قابل دستيابی وجود دارد يا بايد ايجاد شود و يک فرد خاص الزاماً برای آن مناسب نباشد که البته تشخيص اين مسئله با رئيس محترم جمهور است. قطعاً جناب آقای فتاح برای مسئوليتهای گوناگونی شايستگی دارد که از نظر رييس محترم جمهوری پنهان نيست؛ زيرا ايشان را به خوبی می‌شناسند. امّا اين که گفته شده از ماجرای معاونت اولی او خبری نشد، چيزی است که برای اولين بار در يک رسانه داستان‌پرداز آمده و چنين خبری در گذشته طرح نشده است. اينکه رييس‌جمهور وی را به عنوان رييس نيروگاههای کشور منصوب کرده است نيز حتماً صحت ندارد، زيرا اصولاً چنين حکمی از سوی رييس محترم جمهوری صادر نشده است و اساساً چنين حکمی توسط وزير نيرو صادر می‌شود و نه رييس‌جمهور. بنده آقای مهندس فتاح را فرد شايسته‌ای می‌دانم و ايشان را دوست می‌دارم و اطمينان دارم که همين محبت نيز به طور متقابل در قلب ايشان وجود دارد و اميدوارم در جايگاه شايسته و اثرگذاری به خدمت بپردازند تا کشور از خدمات ايشان بهره‌مند شود. به هرحال در هر دوره‌ای برخی از وزرا تغيير می‌کنند و اين طبيعی است و مسئوليت جديد وزرای قديم نبايد دستمايه‌ای برای سوء‌استفاده سياسی باشد.

و اما وجه ديگر از ضرورت پاسخ به نوشته‌های رسانه‌های دروغ‌پرداز اين است که در نقد روند انتخاب وزرای جديد هم به رياست محترم جمهوری و هم به وزرا توهين کرده‌اند. اعلام اينکه ملاک انتخاب وزرای جديد تبعيت از مشايی است علاوه بر آنکه دروغی روشن و عجيب است، اهانت آشکار ديگر به رياست محترم جمهوری و وزرای محترم معرفی‌شده جديد است. اين داستان‌پردازی‌ها هم به قصد تخريب تصميم حکيمانه و هدفمند و از روی تحقيق و مطالعه رياست محترم جمهور و هم تخريب وجهه وزرای جديد است. لازم است تأکيد کنم که در انتخاب وزرای جديد گروهی از معتمدان رييس‌جمهور که بنده هم عضو کوچکی از آن بودم به دستور شخص ايشان، با رايزنی‌های مختلف و بررسی درباره بيش از چند هزار شخصيت علمی، فرهنگی، سياسی، اجتماعی و اقتصادی سرانجام فهرست چند صد نفر و از جمله وزرای فعلی را برای تصميم‌گيری به محضر ايشان ارائه کردند. علاوه بر اين، افراد ديگری از گروهها و محافل مختلف دينی، سياسی، فرهنگی و اجتماعی و از جمله تعداد قابل توجهی از نمايندگان محترم مجلس نيز فهرست‌هايی از افراد را برای تصدی وزارتخانه‌ها به ايشان معرفی کردند. ايشان نيز پس از بررسی‌های تفصيلی و گفت‌وگوهای زياد نهايتاً از بين همه آنها، تعدادی را انتخاب و به مجلس محترم معرفی کردند. شهادت می‌دهم که شخص ايشان ساعات بسيار زيادی که از شماره خارج است را به انتخاب وزرا اختصاص دادند. بنده با ديدن اين همه پشتکار و جدّيت و حجم سنگين کارها در اين زمينه، می‌توانم با جرأت بگويم بعيد است اين همه دقت و جدّيت در تعيين وزرا در گذشته سابقه داشته باشد. در هر حال لازم است يادآوری کنم اينجانب در فرايند انتخاب وزرا به جز مشارکت در هيئت معتمد مذکور که چند صد نفر و از جمله وزرای فعلی را به جناب آقای رييس‌جمهور پيشنهاد کرده، نقش ديگری نداشته‌ام. تعدادی از وزرای جديد و از جمله وزرای محترم بهداشت و درمان، رفاه و مخابرات را در گذشته اصلاً از نزديک ملاقات هم نکرده بودم. وزير محترم دادگستری را نيز رييس محترم قوه قضائيه پيشنهاد کرده‌اند و همين‌طور راجع به تعدادی ديگر از وزرا که بنده تنها آنها را به دليل آنکه در سطح معاون وزير فعاليت داشتند و يا خانم آجرلو که نماينده مجلس بودند، می‌شناختم ولی ارتباط کاری مستقيم با آنان نداشتم.

و امّا برخی تلاش کرده‌اند انتخاب آقای رييس‌جمهور را صرفاً به خاطر نبودن نام بعضی‌ها در فهرست نهايی زير سوال ببرند. اين عده چون مدعی اصولگرايی و حمايت از آقای احمدی‌نژاد هستند نتوانسته‌اند مستقيماً رييس‌جمهور را مورد استنطاق قرار دهد. از اين رو خواسته‌اند با طرح دخالت اينجانب در انتخاب وزرا به هدف خود نائل شوند، غافل از آن که ناشيانه‌تر از هميشه سهم‌خواهی خود از رييس‌جمهور را برملا ساخته‌اند. کدام عاقلی است که متن خبرهای مذکور را بخواند و درنيابد که نويسنده متن تا چه اندازه رييس محترم جمهوری را متهم به عدم احساس مسئوليت! در انتخاب وزرا کرده است. آنچه در اخبار مذکور آمده، مشتی تحليل‌های وارونه است که به مدد اخبار جعلی قصد کرده است تا هم عصبانيت خود را از عدم انتخاب عده ای زياده‌خواه به عنوان وزير خالی کند و از اين طريق از آقای رييس‌جمهور انتقام بگيرد و هم در ادامه خط قيم‌گرايی، سعی کند با ارائه تصويری غيرواقعی از وزرای معرفی شده، نمايندگان محترم را در دادن رای منفی به آنان تشويق نمايد. اينجانب به دليل اطاله مطلب از ورود به برخی جزئيات کذب ديگر در اين ادعاهای واهی اجتناب کردم و آنها را به آينده موکول می‌نمايم. اما يادآوری می‌کنم که با آوردن اخباری کاملاً ساختگی و نادرست مثل خبر دروغ انتصاب قريب‌الوقوع نزديکان فکری بنده در صنايع خودروسازی کشور و يا تلاش ناکام اينجانب در معاون رييس‌جمهور کردن ! آقای ملک‌زاده که با دخالت! رئيس محترم وقت قوه قضائيه منتفی شد! در کنار انتصاب جناب آقای بقايی در مسئوليت رياست سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری (که البته با توجه به سابقه قائم‌مقامی و احاطه و آشنايی و توان مديريتی ايشان، آن را يکی ازبهترين انتخاب‌ها می دانم) کوشيده است، آن اخبار جعلی را واقعی نشان دهد. نويسنده اگر چه در خبر جعلی اول، با زيرکی اسمی از فردی نياورده است تا دستش در آينده رو نشود، اما در خبر دوم با آوردن نام، قصد خود را لو داده است. بايد تصريح کنم که اساساً بحثی از معاون رئيس‌جمهور شدن آقای ملک‌زاده مطرح نبوده است تا از سوی حضرت آيت‌اللـه شاهرودی منتفی شود. اين حرف البته علاوه بر اهانت به بنده و آقای ملک‌زاده، اهانت به شخصيتی مثل آقای شاهرودی است. بديهی است طرح نام حضرت ايشان امکان سنجش صحت اين خبر را برای همگان فراهم آورده است. آنچه به بنده مربوط است، تکذيب اساس اين خبر است تا چهره گردانندگان رسانه‌های مذکور بيش از پيش روشن شود و اما درباره اظهار نظر جناب آقای شاهرودی البته صلاح مملکت خسروان خويشتن دانند.

ممکن است برخی از دوستان به بنده خرده بگيرند که چرا پاسخ اين مطالب سخيف و بی‌ارزش را می‌دهم. اينجانب ضمن عذر خواهی از اين عزيزان عرض می‌کنم که اگر پاسخ نمی‌دادم در اين صورت همانطور که از هوچی گران انتظار می‌رود بايد منتظر می‌ماندم تا به پذيرش اخبار و تحليل‌های انحرافی آنان متهم شود. اينجانب علاوه بر اين پاسخ، پيگيری قضايی نسبت به تشويش اذهان عمومی و انتساب اکاذيب به خود را حق خود دانسته و اقدام خواهم کرد. همچنان‌که اين حق برای رياست محترم جمهور، دولت و عزيزانی که نام و عنوان آنان در نوشته مذکور متأسفانه به ارزانی آمده است محفوظ خواهد بود.

*و اما سخن آخر

در کنار مخالفان نظام و دشمنان خارجی و عوامل و مرتبط داخلی اين ملت که سخت از پيروزی دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات دوره دهم رياست‌جمهوری برآشفته و ناراحتند، به طور طبيعی افراد زيادی هم وجود دارند که با اعتقاد به نظام و داشتن انتقاداتی در انتخابات شرکت کرده، با گرايشاتی متفاوت به گزينه‌ای غير از آقای دکتر احمدی‌نژاد رای داده‌اند. در مقابل جمعيت بی‌نظيری با شرکت در انتخابات با تأييد راه طی شده انقلاب و با اميد به اجرای عدالت و برخورد با عوامل فساد و تبعيض و بی‌عدالتی و اعتقاد به توانمندی‌های فرزند برومند ملت در پيشبرد اهداف انقلاب و نظام و قطع دست ويژه خواهان و رانت‌خواران، دکتر احمدی‌نژاد را برگزيدند و از او انتظاری جز تعقيب آرمان‌ها و برنامه‌هايشان ندارند. در خيل جمعيت بيست و پنج ميليونی کسانی معدود وجود دارند که هم در جريان انتخاباتی و هم پس از آن کوشيده‌اند تا اين دستاورد عظيم را با تمسک به نام و عنوان مشترک به حساب خود منظور و احمدی‌نژاد را بدهکار خود کنند. برخی از اين افراد که به دروغ خود را همسو با آقای احمدی‌نژاد معرفی می‌کنند نيز به دليل قدرت‌طلبی و آلودگی، عدالت او را برنمی‌تابند. کسی از رای پنهان آنها آگاه نيست ولی از خط و نشان کشيدن آنها در دوره نهم و نيز در دوران انتخابات و پس از آن می‌توان به روشنی دريافت که آنها از رای بالا، بی‌نظير و حماسی مردم به احمدی‌نژاد راضی نيستند. بعضی از آنها در همان روزهای انتخابات پيروزی ديگر نامزدها را مايه نگرانی نمی‌دانستند و در محافل خصوصی چندان تفاوتی برای نتايج مختلف انتخابات قائل نبودند. در هر حال در بهترين صورت، پيروزی با رأی پايين آقای احمدی‌نژاد برای آنها گوارا می‌نمود؛ زيرا در اين صورت زبانشان برای اعمال فشار و سهم‌خواهی دراز بود و می‌توانستند خود را در رأی او شريک قلمداد کنند. اما خواست خدا اين بود که ملت به پاس ايستادگی روی اصول و ارزش‌ها و نفی اشرافيت و آلودگی‌ها، رييس‌جمهوری داشته باشد با رأی بسيار بالا و بی‌نظير که بتواند قاطعانه با تکيه بر ارزش‌ها و اصول و منويات امام و رهبری و استفاده از همه ظرفيت‌های اجرايی، قانونی و قضايی، گامهای بزرگتر و استوارتر را در مسير تعالی و پيشرفت کشور بردارد. خواستم به روزنامه‌ای که علاوه بر استقبال از اکاذيب يک سايت، اتهام ديگری مبنی بر وابستگی و يا ارتباط شکل گيری«فراکسيون در امتداد مهر» در مجلس به اينجانب را در ادامه خط دروغپردازی مطرح کرده است بگويم که زمان برای ايجاد کانون و اهرم فشار بر رييس‌جمهور گذشته است و بهتر است شرايط را به خوبی درک کنند و بدانند مردم هشيار و بيدار توهين به رييس‌جمهور خود را برنمی‌تابند. در آينده درباره کسانی که با تکيه بر زر و زور و تزوير و وابستگی به شکست‌خوردگان و زخم‌خوردگان می‌خواهند به کانون فشار عليه رييس‌جمهور تبديل شوند و نيز درباره روابط و مسائل پنهان آنها با محافل قدرت سخن خواهم گفت.

- زمان برای ايجاد کانون و اهرم فشار بر رييس‌جمهور گذشته است


اسفندريار رحيم‌مشايی رييس دفتر رييس‌جمهور در نوشتاری در وبلاگ خود با انتقاد از برخی اخبار و شايعات منتشرشده درباره نحوه انتخاب اعضای کابينه، به پاسخگويی به آنها پرداخته است.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا در اين نوشتار آمده است:

بعضی رسانه‌ها ابتدا در مورخ چهارم شهريورماه با عنوان «خيز بلند مشائی برای فتح رياست‌جمهوری»، و سپس در فرصت های ديگر با تمسک به انواع اکاذيب و جعل اخبار عجيب و غريب کوشيده‌اند عصبانيت عده‌ای که از سوی آقای احمدی‌نژاد برای مسئوليت وزارت دعوت نشدند را به گونه‌ای نشان دهند که نه سيخ بسوزد، نه کباب، و بدين ترتيب احتمال ضعف و ناکارآمدی و عدم شايستگی کافی خود را که ممکن است در همان مرحله اول به ذهن مخاطب تبادر کند، منتفی و يا پنهان سازند. به هرحال يک طرف قضيه فردی مثل آقای احمدی‌نژاد است که مطابق مرام و آرمان الهی و بر اساس قولی که به مردم داده است بدون تعهد به دسته و گروهی و صرفاً بنا بر شاخص‌هايی نظير ولايت‌مداری، صداقت، پاکی، تعهد، ايمان، مردم‌داری، شجاعت و قدرت در تصميم‌گيری و ... وزرای خود را انتخاب کرده‌اند؛ همچنان‌که در برنامه تلويزيونی چهارشنبه شب گذشته به تفصيل در اين باره با مردم سخن گفته‌اند. امروز آن‌ها که از دور آقای احمدی‌نژاد را می‌شناسند، نيک می‌دانند که او در انتخاب همکارانش خدا را در نظر می‌گيرد و بر اساس تکليف شرعی و دينی و احساس وظيفه ملی و ناشی از مسئوليتش عمل می‌کند، چه رسد به کسانی که از نزديک او را شناخته‌اند. اين جفای بزرگی در حق اين مرد بزرگ است که انتخاب‌های او را تحت فشار و يا تأثير يک فرد قلمداد کنند، حال آن فرد مشايی باشد يا هرکس ديگری.
همان‌طور که آقای رييس‌جمهور تصريح کرده‌اند انتخاب‌نشدن افراد برای پستی مثل وزارت الزاماً به دليل عدم صلاحيت آنان نيست بلکه مجموعه‌ای از شرايط، کسی را برای تصدی مسئوليت در اولويت قرار می‌دهد و تشخيص اين امر با شخص ايشان است. اين مطالب نيز از سر پاسخ دادن به دروغ‌ها و جعليات رسانه‌ها و افراد مذکور نيست، زيرا دروغ و جعل خبر در اين رسانه‌ها ارزان است و اينجانب در گذشته نيز از تير تهمت‌های اين آقايان مکرر نصيب برده‌ام؛ چنان‌که پرونده مرتبط به برخی از اين موارد در محاکم قضايی مطرح است، اکنون هم می‌توانستم مثل بسياری موارد ديگر که به سکوت گذشته است، از آن چشم‌پوشی کنم، اما در مرحله نخست نتوانستم ظلم آشکار به خدمتگزار شايسته و بزرگ ملّت ايران را شاهد باشم و لب فرو بندم. از سوی ديگر نام برخی وزرای همکار در دولت نهم مطرح شد که بر خود فرض می‌دانم که از آنان به نيکی ياد کنم و حرمتشان را محفوظ نگه دارم و بر تداوم بی‌وقفه مهر و دوستی خود با آنان تأکيد و تصريح کنم که برخورد آقای رييس جمهور با همکاران خود در عين حال که جدّی و اصولی و قاعده‌مند است، از سر مهر و محبّت و بدون سياسی‌کاری و ملاحظات مورد نظر آقايان است.

آقای رييس‌جمهور، هم در دوران انتخابات و هم در اولين نطق تلويزيونی پس از انتخابات خود، بر ضرورت تغيير برخی وزرا و لزوم تحول در برخی حوزه‌ها تأکيد کرده بودند که واکنش‌هايی را هم برانگيخته بود؛ در حالی‌که نه مسئله معاون اول شدن بنده در آن زمان مطرح بود و نه موضوعاتی مثل نامه‌نگاری و امثال آن. تغيير مديريت در دو حوزه فرهنگ و اطلاعات، برای دوره دهم (به شرط انتخاب مجدد آقای دکتر احمدی‌نژاد) حداقل از يکسال پيش برای بسياری از افراد و از جمله دو وزير محترم مربوطه قابل پيش‌بينی بود.

ضعف در حوزه فرهنگ و هنر و ناتوانی در جذب هنرمندان و پاسخ به انتظارات جامعه در اين بخش موضوعی بود که آقای احمدی‌نژاد در مناظره تلويزيونی انتخاباتی خود بدان تصريح کرده بودند. ايشان تغيير در اين بخش را لازم می‌دانستند و اين ارتباطی به شخصيت و صلاحيت‌های انقلابی و مکتبی برادر عزيزم جناب آقای صفار هرندی نداشت. از طرف ديگر آقای دکتر احمدی‌نژاد از عملکرد وزارت اطلاعات در چهارسال گذشته رضايت کافی نداشتند و بارها اين مسئله را اظهار کرده بودند و اين موضوع هم، نه به شخصيت برادر بزرگوارمان جناب آقای محسنی اژه‌ای و نه به پرسنل خدوم و انقلابی وزارت، بلکه به نحوه مديريت در اين وزارتخانه بازگشت داشت که در مجموع نتوانست عملکرد موفقی ارائه نمايد. عدم قدرت تشخيص توطئه‌ای که حداقل از حدود يکسال پيش از سوی سرويس‌های جاسوسی بيگانه و عناصر مرتبط داخلی در موضوع انتخابات به طور جدی طراحی شده بود که در سخنرانی اخير مقام معظم رهبری بر آن تصريح شده است و ضعف در مديريت اطلاعاتی رويدادهای انتخابات و ماجراهای پس از روز رأی‌گيری که به خسارات مادی و معنوی گسترده و فريب و جريحه دار شدن احساسات بخش قابل توجهی از جامعه منجر گرديد، و اذعان وزير محترم به داشتن مشکل در مديريت مسائل اخير، موجب شد تا آقای دکتر احمدی‌نژاد سرانجام و به ناچار نسبت به تغيير در مديريت در اين وزارتخانه اقدام کند و تا زمان تعيين و آغاز به کار وزير جديد که قاعدتاً حداقل يک ماه به طول می‌انجاميد - چنانکه هنوز با گذشت حدود يکماه وزير جديد تعيين نشده است – شخصاً امور مربوطه را مديريت نمايند.

مسئله ديگر که در ترکيب کابينه جديد نقش داشت، استفاده از مديريت زنان بود که آقای دکتر احمدی‌نژاد از مدت‌ها پيش بدان می‌انديشيدند. ايشان تصميم داشتند در دوره دهم حتماً با معرفی زنان به عنوان وزير به نگاه نادرست «ناتوان بودن» زنان در عرصه‌های بالای مديريتی پايان بخشند. ايشان همانطور که در برنامه تلويزيونی چهارشنبه شب هفته گذشته تشريح کردند، در اين مورد مطالعه کردند و سرانجام (شايد) برای شروع کار تصميم گرفتند از وجود زنان برای تصدی مسئوليت در سه وزارتخانه رفاه، آموزش و پرورش و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استفاده کنند. ايشان معتقدند علاوه بر حضور جمعيت بسيار زياد زنان در دو وزارتخانة اخير، توانايی زنان در مأموريت‌های آموزشی، بهداشتی ، درمانی و رسيدگی به محرومان و نيازمندان از مردان حتماً کمتر نيست و بلکه دقايق فکری و حسی زنان می‌تواند آنان را موفق‌تر سازد. ايشان به عنوان يک فرد واقع‌گرا، البته به اين واقعيت هم توجه داشته و دارند که به علت نبود تجربه قبلی در موضوع وزارت زنان، شايد در آغاز کار به دليل وجود افکار مردسالار در بخشی از مردان جامعه و به ويژه مردانی که شخصاً به حضور در سطوح مديريتی علاقه ای وافر دارند و لذا با حضور زنان در اين سطوح موافق نيستند، موفقيت زنان مورد خدشه قرار گيرد. در اين صورت طبيعی است که نواقص و کاستی‌ها و مشکلات که به طور طبيعی در مديريت مردان هم وجود دارد، در مديريت زنان بزرگ جلوه داده شود. ايشان مکرر گفته‌اند که با حضور زنان به عنوان وزير، فشارهای بيشتر تبليغاتی منفی متوجه شخص‌شان خواهد بود امّا همواره اذعان می‌داشتند که به اين مساله افتخار می‌کنند و آن را به عنوان يک تکليف، از جان و دل پذيرايند. بدين ترتيب بود که برای تصدی سه وزارتخانه يادشده به تحقيق و تفحص برای يافتن گزينه‌های مناسب‌تر پرداختند. ايشان البته در اين مورد با مشکلات و محدوديت‌هايی هم مواجه بودند؛ زيرا نبود تجربه قبلی، مانع از آمادگی قشر وسيعی از زنان برای پذيرش چنين مسئوليت‌هايی می‌شد؛ امّا اين اعتقاد وجود دارد که حضور زنان به عنوان وزير، موجب خواهد شد تا دختران و زنان بسياری با درک مسئوليت‌های فراتر و نيز گشوده ديدن راه برای نقش‌آفرينی‌های بالاتر، در آينده ظرفيت‌های بزرگ‌تر مديريتی را در تمام سطوح در پيش روی نظام قرار دهند و روند پيشرفت کشور سرعت بيشتری خواهد گرفت، اين بود که عملاً سه وزير عزيز دوره پيشين فارغ از بحث در مورد توانايی‌های آنها نمی‌توانستند در دوره جديد هم حضور داشته باشند. اينجانب برای اين دوستان عزيز احترام قائلم و آنان نيز به خوبی از مراتب علاقه و احترام حقير نسبت به خود آگاهند. ذکر اين محبّت و احترام نيز نه بخاطر شخص آنان بلکه برای آن دسته از افرادی است که ممکن است جهلشان نسبت به مسئله به گناهشان بيندازد. در مورد برادر عزيزم جناب آقای محصولی نظر آقای دکتر احمدی‌نژاد بر تغيير از وزارت کشور به وزارتخانه ديگر بود. ايشان از جناب آقای محصولی برای دو وزارتخانه دفاع و نيرو دعوت به همکاری کردند. تا آنجا که بنده در جريان قرار گرفتم آقای محصولی به حضور خود در وزارت کشور علاقه‌مند بودند و حضور در دو وزارتخانه ديگر را نپذيرفتند. اين مساله را خود ايشان هم به من گفتند. در هر حال از آن جا که آقای دکتر احمدی‌نژاد تغيير در وزارت کشور را لازم می‌دانستند و اين مسئله به هيچ وجه ربطی به توانايی و صلاحيت آقای محصولی برای تصدی مسئوليت وزارت ندارد و اينکه نوشتند آقای محصولی يار چند ده ساله آقای احمدی‌نژاد، از وی به حالت قهر جدا شده و اعلام کرده ديگر به دولت بر نخواهد گشت از اساس دروغ است. امّا در مورد ديگر وزير دولت نهم که برای دولت دهم از ايشان به عنوان وزير دعوت به همکاری نشد. بايد عرض کنم که جناب آقای فتاح از دوستان نزديک آقای احمدی‌نژاد و مورد علاقه و اعتماد ايشان بوده و هست و جناب آقای دکتر احمدی نژاد نيز بارها شايستگی‌های ايشان را اظهار کرده‌اند.

رييس محترم جمهوری در مورد علّت تغيير در اين وزارتخانه، در صحبت‌های مکرر اخير خود در جمع گروههای مختلف نمايندگان محترم مجلس و ساير افراد شاخص و مسئول و از جمله به دوستان نزديکتر خود بارها تصريح کرده‌اند که انتقادات ايشان به وزارت نيرو در مورد عملکرد برخی معاونان وزير محترم در حوزه آب و برق و به ويژه در مسئله خاموشی‌های برق بوده است و نه شخص ايشان. لکن روحيه شخصی جناب آقای فتاح مانع از قاطعيت در تعويض مديران مورد انتقاد بوده است و بس.

بديهی است در مورد موفقيت و يا عدم موفقيت يک وزارتخانه، تشخيص با رييس‌جمهور است و نه يک فرد بی‌اطلاع و غيرفنی در يک رسانه، ضمن آنکه بايد دانست فلسفه هر تغييری تنها ضعف عملکرد گذشته يک وزير نيست، بلکه چه بسا افق‌های بلندتر و قابل دستيابی وجود دارد يا بايد ايجاد شود و يک فرد خاص الزاماً برای آن مناسب نباشد که البته تشخيص اين مسئله با رئيس محترم جمهور است. قطعاً جناب آقای فتاح برای مسئوليتهای گوناگونی شايستگی دارد که از نظر رييس محترم جمهوری پنهان نيست؛ زيرا ايشان را به خوبی می‌شناسند. امّا اين که گفته شده از ماجرای معاونت اولی او خبری نشد، چيزی است که برای اولين بار در يک رسانه داستان‌پرداز آمده و چنين خبری در گذشته طرح نشده است. اينکه رييس‌جمهور وی را به عنوان رييس نيروگاههای کشور منصوب کرده است نيز حتماً صحت ندارد، زيرا اصولاً چنين حکمی از سوی رييس محترم جمهوری صادر نشده است و اساساً چنين حکمی توسط وزير نيرو صادر می‌شود و نه رييس‌جمهور. بنده آقای مهندس فتاح را فرد شايسته‌ای می‌دانم و ايشان را دوست می‌دارم و اطمينان دارم که همين محبت نيز به طور متقابل در قلب ايشان وجود دارد و اميدوارم در جايگاه شايسته و اثرگذاری به خدمت بپردازند تا کشور از خدمات ايشان بهره‌مند شود. به هرحال در هر دوره‌ای برخی از وزرا تغيير می‌کنند و اين طبيعی است و مسئوليت جديد وزرای قديم نبايد دستمايه‌ای برای سوء‌استفاده سياسی باشد.

و اما وجه ديگر از ضرورت پاسخ به نوشته‌های رسانه‌های دروغ‌پرداز اين است که در نقد روند انتخاب وزرای جديد هم به رياست محترم جمهوری و هم به وزرا توهين کرده‌اند. اعلام اينکه ملاک انتخاب وزرای جديد تبعيت از مشايی است علاوه بر آنکه دروغی روشن و عجيب است، اهانت آشکار ديگر به رياست محترم جمهوری و وزرای محترم معرفی‌شده جديد است. اين داستان‌پردازی‌ها هم به قصد تخريب تصميم حکيمانه و هدفمند و از روی تحقيق و مطالعه رياست محترم جمهور و هم تخريب وجهه وزرای جديد است. لازم است تأکيد کنم که در انتخاب وزرای جديد گروهی از معتمدان رييس‌جمهور که بنده هم عضو کوچکی از آن بودم به دستور شخص ايشان، با رايزنی‌های مختلف و بررسی درباره بيش از چند هزار شخصيت علمی، فرهنگی، سياسی، اجتماعی و اقتصادی سرانجام فهرست چند صد نفر و از جمله وزرای فعلی را برای تصميم‌گيری به محضر ايشان ارائه کردند. علاوه بر اين، افراد ديگری از گروهها و محافل مختلف دينی، سياسی، فرهنگی و اجتماعی و از جمله تعداد قابل توجهی از نمايندگان محترم مجلس نيز فهرست‌هايی از افراد را برای تصدی وزارتخانه‌ها به ايشان معرفی کردند. ايشان نيز پس از بررسی‌های تفصيلی و گفت‌وگوهای زياد نهايتاً از بين همه آنها، تعدادی را انتخاب و به مجلس محترم معرفی کردند. شهادت می‌دهم که شخص ايشان ساعات بسيار زيادی که از شماره خارج است را به انتخاب وزرا اختصاص دادند. بنده با ديدن اين همه پشتکار و جدّيت و حجم سنگين کارها در اين زمينه، می‌توانم با جرأت بگويم بعيد است اين همه دقت و جدّيت در تعيين وزرا در گذشته سابقه داشته باشد. در هر حال لازم است يادآوری کنم اينجانب در فرايند انتخاب وزرا به جز مشارکت در هيئت معتمد مذکور که چند صد نفر و از جمله وزرای فعلی را به جناب آقای رييس‌جمهور پيشنهاد کرده، نقش ديگری نداشته‌ام. تعدادی از وزرای جديد و از جمله وزرای محترم بهداشت و درمان، رفاه و مخابرات را در گذشته اصلاً از نزديک ملاقات هم نکرده بودم. وزير محترم دادگستری را نيز رييس محترم قوه قضائيه پيشنهاد کرده‌اند و همين‌طور راجع به تعدادی ديگر از وزرا که بنده تنها آنها را به دليل آنکه در سطح معاون وزير فعاليت داشتند و يا خانم آجرلو که نماينده مجلس بودند، می‌شناختم ولی ارتباط کاری مستقيم با آنان نداشتم.

و امّا برخی تلاش کرده‌اند انتخاب آقای رييس‌جمهور را صرفاً به خاطر نبودن نام بعضی‌ها در فهرست نهايی زير سوال ببرند. اين عده چون مدعی اصولگرايی و حمايت از آقای احمدی‌نژاد هستند نتوانسته‌اند مستقيماً رييس‌جمهور را مورد استنطاق قرار دهد. از اين رو خواسته‌اند با طرح دخالت اينجانب در انتخاب وزرا به هدف خود نائل شوند، غافل از آن که ناشيانه‌تر از هميشه سهم‌خواهی خود از رييس‌جمهور را برملا ساخته‌اند. کدام عاقلی است که متن خبرهای مذکور را بخواند و درنيابد که نويسنده متن تا چه اندازه رييس محترم جمهوری را متهم به عدم احساس مسئوليت! در انتخاب وزرا کرده است. آنچه در اخبار مذکور آمده، مشتی تحليل‌های وارونه است که به مدد اخبار جعلی قصد کرده است تا هم عصبانيت خود را از عدم انتخاب عده ای زياده‌خواه به عنوان وزير خالی کند و از اين طريق از آقای رييس‌جمهور انتقام بگيرد و هم در ادامه خط قيم‌گرايی، سعی کند با ارائه تصويری غيرواقعی از وزرای معرفی شده، نمايندگان محترم را در دادن رای منفی به آنان تشويق نمايد. اينجانب به دليل اطاله مطلب از ورود به برخی جزئيات کذب ديگر در اين ادعاهای واهی اجتناب کردم و آنها را به آينده موکول می‌نمايم. اما يادآوری می‌کنم که با آوردن اخباری کاملاً ساختگی و نادرست مثل خبر دروغ انتصاب قريب‌الوقوع نزديکان فکری بنده در صنايع خودروسازی کشور و يا تلاش ناکام اينجانب در معاون رييس‌جمهور کردن ! آقای ملک‌زاده که با دخالت! رئيس محترم وقت قوه قضائيه منتفی شد! در کنار انتصاب جناب آقای بقايی در مسئوليت رياست سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری (که البته با توجه به سابقه قائم‌مقامی و احاطه و آشنايی و توان مديريتی ايشان، آن را يکی ازبهترين انتخاب‌ها می دانم) کوشيده است، آن اخبار جعلی را واقعی نشان دهد. نويسنده اگر چه در خبر جعلی اول، با زيرکی اسمی از فردی نياورده است تا دستش در آينده رو نشود، اما در خبر دوم با آوردن نام، قصد خود را لو داده است. بايد تصريح کنم که اساساً بحثی از معاون رئيس‌جمهور شدن آقای ملک‌زاده مطرح نبوده است تا از سوی حضرت آيت‌اللـه شاهرودی منتفی شود. اين حرف البته علاوه بر اهانت به بنده و آقای ملک‌زاده، اهانت به شخصيتی مثل آقای شاهرودی است. بديهی است طرح نام حضرت ايشان امکان سنجش صحت اين خبر را برای همگان فراهم آورده است. آنچه به بنده مربوط است، تکذيب اساس اين خبر است تا چهره گردانندگان رسانه‌های مذکور بيش از پيش روشن شود و اما درباره اظهار نظر جناب آقای شاهرودی البته صلاح مملکت خسروان خويشتن دانند.

ممکن است برخی از دوستان به بنده خرده بگيرند که چرا پاسخ اين مطالب سخيف و بی‌ارزش را می‌دهم. اينجانب ضمن عذر خواهی از اين عزيزان عرض می‌کنم که اگر پاسخ نمی‌دادم در اين صورت همانطور که از هوچی گران انتظار می‌رود بايد منتظر می‌ماندم تا به پذيرش اخبار و تحليل‌های انحرافی آنان متهم شود. اينجانب علاوه بر اين پاسخ، پيگيری قضايی نسبت به تشويش اذهان عمومی و انتساب اکاذيب به خود را حق خود دانسته و اقدام خواهم کرد. همچنان‌که اين حق برای رياست محترم جمهور، دولت و عزيزانی که نام و عنوان آنان در نوشته مذکور متأسفانه به ارزانی آمده است محفوظ خواهد بود.

*و اما سخن آخر

در کنار مخالفان نظام و دشمنان خارجی و عوامل و مرتبط داخلی اين ملت که سخت از پيروزی دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات دوره دهم رياست‌جمهوری برآشفته و ناراحتند، به طور طبيعی افراد زيادی هم وجود دارند که با اعتقاد به نظام و داشتن انتقاداتی در انتخابات شرکت کرده، با گرايشاتی متفاوت به گزينه‌ای غير از آقای دکتر احمدی‌نژاد رای داده‌اند. در مقابل جمعيت بی‌نظيری با شرکت در انتخابات با تأييد راه طی شده انقلاب و با اميد به اجرای عدالت و برخورد با عوامل فساد و تبعيض و بی‌عدالتی و اعتقاد به توانمندی‌های فرزند برومند ملت در پيشبرد اهداف انقلاب و نظام و قطع دست ويژه خواهان و رانت‌خواران، دکتر احمدی‌نژاد را برگزيدند و از او انتظاری جز تعقيب آرمان‌ها و برنامه‌هايشان ندارند. در خيل جمعيت بيست و پنج ميليونی کسانی معدود وجود دارند که هم در جريان انتخاباتی و هم پس از آن کوشيده‌اند تا اين دستاورد عظيم را با تمسک به نام و عنوان مشترک به حساب خود منظور و احمدی‌نژاد را بدهکار خود کنند. برخی از اين افراد که به دروغ خود را همسو با آقای احمدی‌نژاد معرفی می‌کنند نيز به دليل قدرت‌طلبی و آلودگی، عدالت او را برنمی‌تابند. کسی از رای پنهان آنها آگاه نيست ولی از خط و نشان کشيدن آنها در دوره نهم و نيز در دوران انتخابات و پس از آن می‌توان به روشنی دريافت که آنها از رای بالا، بی‌نظير و حماسی مردم به احمدی‌نژاد راضی نيستند. بعضی از آنها در همان روزهای انتخابات پيروزی ديگر نامزدها را مايه نگرانی نمی‌دانستند و در محافل خصوصی چندان تفاوتی برای نتايج مختلف انتخابات قائل نبودند. در هر حال در بهترين صورت، پيروزی با رأی پايين آقای احمدی‌نژاد برای آنها گوارا می‌نمود؛ زيرا در اين صورت زبانشان برای اعمال فشار و سهم‌خواهی دراز بود و می‌توانستند خود را در رأی او شريک قلمداد کنند. اما خواست خدا اين بود که ملت به پاس ايستادگی روی اصول و ارزش‌ها و نفی اشرافيت و آلودگی‌ها، رييس‌جمهوری داشته باشد با رأی بسيار بالا و بی‌نظير که بتواند قاطعانه با تکيه بر ارزش‌ها و اصول و منويات امام و رهبری و استفاده از همه ظرفيت‌های اجرايی، قانونی و قضايی، گامهای بزرگتر و استوارتر را در مسير تعالی و پيشرفت کشور بردارد. خواستم به روزنامه‌ای که علاوه بر استقبال از اکاذيب يک سايت، اتهام ديگری مبنی بر وابستگی و يا ارتباط شکل گيری«فراکسيون در امتداد مهر» در مجلس به اينجانب را در ادامه خط دروغپردازی مطرح کرده است بگويم که زمان برای ايجاد کانون و اهرم فشار بر رييس‌جمهور گذشته است و بهتر است شرايط را به خوبی درک کنند و بدانند مردم هشيار و بيدار توهين به رييس‌جمهور خود را برنمی‌تابند. در آينده درباره کسانی که با تکيه بر زر و زور و تزوير و وابستگی به شکست‌خوردگان و زخم‌خوردگان می‌خواهند به کانون فشار عليه رييس‌جمهور تبديل شوند و نيز درباره روابط و مسائل پنهان آنها با محافل قدرت سخن خواهم گفت.

سحام نيوز : دبيرکل حزب اعتمادملی گفت: توقيف روزنامه و فيلتر کردن سايت اعتمادملی خدشه ای در اراده ما برای مسيری که می پيماييم ايجاد نمی کند و حرکت ما متوقف نمی شود، شما بايد با اراده و جديت به فعاليت تشکيلاتی و حزبی خود ادامه دهيد.
کار تشکيلاتی و حزبی را با جديت ادامه می دهيم

مهدی کروبی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی که عصر شنبه برگزار شد گفت: "اکنون در شرايط خاصی قرار داريم ولی بايد در اين شرايط نيز کار تشکيلاتی و حزبی را با جديت ادامه دهيم و در اين راستا بايد به برنامه ريزی بپردازيم."

بايد نشان دهيم که مصمم هستيم و از ميدان بيرون نمی رويم

وی با تاکيد بر اينکه حوادثی که روی داده نبايد منجر به سرخوردگی و انفعال شود گفت: "نبايد حوادثی که روی داده موجب انفعال شود بلکه بايد نشان دهيد که مصمم هستيد و از ميدان بيرون نمی رويم . بنابراين غم توقيف روزنامه و سايت را نخوريد بلکه نشان دهيد که با اراده به راه خود ادامه می دهيد."
کروبی خاطرنشان ساخت: "در اين انتخابات يک سهيمه بندی صورت گرفت و به هر يک از کانديداها يک ميزان رای اختصاص يافت برای احمدی نژاد حدود ۲۵ميليون، موسوی ۱۳ ميليون و برای بنده ۳۰۰ هزار رای و برای محسن رضايی نيز ميزان رای اختصاص يافت که اين سهيمه بندی پيامی داشت، هرچند مسئولانی که چنين برنامه ای را تنظيم کرده بودند به هيچ يک از نتايجی که از آن تقسيم رای مدنظر داشتند نرسيدند و حتی نتيجه ای عکس گرفته شد که بنده در آينده در اين باره صحبت خواهم کرد. ولی بنده بدون توجه به اين مسائل با قاطعيت به راه خودم ادامه دادم و ما بايد در ميدان حضور داشته باشيم و نشان دهيم که زنده هستيم."
دبيرکل حزب اعتمادملی تصريح کرد: "بايد در اين دوران سخت پايمردی و ايستادگی کنيم اين روزهای سخت هم به زودی می گذرد."
وی افزود: "اصلا نبايد بگوييم که در انتخابات تقلبی صورت گرفته است بلکه بايد بگوييم که سهميه بندی شده و بنابر اين انتخابات سالم نبوده است."

هرگاه حرفی زده ام تا آخر پای آن ايستاده ام

مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به برخوردهايی که صورت گرفت افزود: "متاسفانه با اين شيوه برخوردی که در پيش گرفته شده است به سمت يک چاه ويل حرکت می کنند و هيچ کس نمی داند که سرانجام به کجا خواهيم رسيد. هرچه فکر می کنيم نمی توانيم به تحليل درستی از اتفاقی که افتاده است برسيم و سرنوشت مشخص نيست ولی من اميدوارم که هر چه است به منافع ملی کشور ضربه ای وارد نشود."
وی با اشاره به شرايطی که اصلاح طلبان در آن قرار گرفته اند گفت: "اکنون امکاناتمان بسيار محدود است و بسيار تحت فشار هستيم بسياری از کسانی که دانشگاهی بودند و يا فعالان سياسی که از ما حمايت کردند اکنون تحت فشار قرار دارند و در شرايط سختی قرار داريم ولی بايد ايستادگی کنيم و تا از آن عبور کنيم."
کروبی با اشاره به هجمه ای که به وی به علت نگارش نامه ای به هاشمی رفسنجانی شد گفت: "من هيچ گاه بدون سند حرف نمی زنم و هرگاه حرفی زده ام تا آخر پای آن ايستاده ام و تا جايی که بتوانم از حقوق مردم دفاع می کنم."
وی با اشاره به دادگاه هايی که برای فعالان سياسی برگزار شد گفت: "در دادگاه هايی که برگزار شد همه اين چهره های سياسی می گويند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجی ها در حوادث پس از آن دخالت داشتند من نمی دانم که اين حرف ها در چه شرايطی مطرح می شود ولی من می خواهم اين را بگويم هنگامی که فردی از درون زندان و در شرايط خاص بگويد که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد."
وی خطاب به مسئولان گفت: "شما که مدام می گوييد در انتخابات تقلبی نشده و اين افراد هم که اين را در اين شرايط خاص و تحت فشار تکرار می کنند پس ديگر ترس شما از چيست. اگر شما به گفته های خود اعتقاد و اطمينان داريد يک برنامه ای را در تلويزيون برگزار کنيد و استدلال های خود را برای اينکه تقلبی صورت نگرفته بيان کنيد و آن گاه از طرف ما هم دو نفر می آيند و استدلال های خود را مطرح می کنند و شما که معتقديد مردم خود می فهمند اجازه دهيد که قضاوت نهايی با مردم باشد."
وی تاکيد کرد: "شما که معتقديد انتخابات سالم برگزار شده و مردم نيز حدود ۲۵ ميليون به يک کانديدا رای داده اند و مدام اين را برای مردم تکرار می کنيد پس چرا از چنين اقدامی می ترسيد، به نظر می رسد که شما بهتر می دانيد که مردم حرف هايتان را مبنی بر سالم بودن انتخابات قبول ندارند و پيش بينی می کنيد که قضاوتشان متفاوت از آنچه است که شما می خواهيد. اگرمعتقد هستيد که مردم پشتيبان شما هستند پس چرا هر کجا که برنامه ای حتی برای فاتحه ای برگزار می شود مجموعه عظيمی از نيروهای امنيتی و انتظامی سپر به دست در آنجا به حالت آماده باش می ايستند!؟"

فشار بر فعالان سياسی و دانشگاهی نشانه ضعف جناح رقيب است

وی تاکيد کرد: "اين فشارهايی که بر فعالان سياسی و دانشگاهی وارد می شود نشان دهنده ضعف جناح رقيب است و ما در برابر اين فشارها ايستادگی می کنيم و مصمم و با اراده به حرکت در مسير اصلاحات ادامه می دهيم."
وی خطاب به اعضای شورای مرکزی و تمامی حاميان و هوداران خود گفت: "به مانند هميشه اين روزهای سخت نيز می گذرد و دوباره روزنامه و سايت هم فعال خواهند شد. بنابراين شما بايد با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهيد و با برنامه ريزی با جديت به فعاليت تشکيلاتی و حزبی خود بپردازيد."

قوچانی بی دليل بازداشت شده و بايد آزاد شود

کروبی با اشاره به مطالبی که برخی از روزنامه ها درباره اظهارات محمد قوچانی در زندان نوشته اند گفت: "برخی روزنامه ها مطالبی را درباره آقای قوچانی نوشتند که يکی از روزنامه ها نيز با آب و تاب نوشته بود که قوچانی گفته برويد و کروبی را بازداشت کنيد من در اين باره توضيحاتی دارم. آقای قوچانی سردبير روزنامه توقيف شده اعتمادملی است و کارمند، مشاور و همکار من می باشد که به علت نامه ای که من نوشتم او را بی دليل بازداشت و اکنون نيز بی جهت او را نگه داشته اند."
وی افزود: "من نامه ای را نوشتم و بنابر اينکه آقای قوچانی مشاور مطبوعاتی بنده و سردبير روزنامه اعتمادملی است به ايشان دادم تا آن را برای حروف چينی و ويراستاری به روزنامه ببرد و از آنجا که اعتمادملی روزنامه بنده است اين امری طبيعی است. همان شب ايشان نامه را قبل از آنکه منتشر شود تلفنی با بنده هماهنگ کرد و به نظر من برای آنکه امضای بنده پای نامه است قوچانی مسئوليتی نسبت به مطالبی که در نامه آمده بود و ايشان تنها آن را ويراستاری کرد، ندارد وليکن همان شب او را به دليل همين نامه بازداشت کردند."
وی گفت: "من بارها به مسئولان قضايی گفته ام که بازداشت ايشان بی دليل بوده و البته مسئولان نيز مدتی است که حکم آزادی ايشان را با قرار وثيقه صادر کرده اند ولی يکی از مسئولان وقت از آزادی ايشان ممانعت کردند و او را بی دليل نگه داشته اند که اميدوارم با مساعدت مسئولان قضايی وی را هرچه سريعتر آزاد کنند."
وی گفت: "خود محمد قوچانی نيز در آخرين ملاقاتی که با همسرش داشته اظهار کرده که انتظارش اين بود که آزاد شود و افطار را نزد خانواده اش باشد وليکن يکی از مسئولان قضايی وقت مانع از اجرای حکم صادر شده برای وی شد."

سایر اخبار را در اینجا بخوانید